دوشنبه , ۴ بهمن ۱۳۹۵
آخرین خبرها

فاطمه خاوری آزاد /سخنوری که با گویش فارسی کرمانشاهی شعر می سراید

image_print

5

ح- مولایی فر

 بخش اول

خانم « فاطمه خاوری آزاد» مطلقاً ادعای سخنوری ندارد. اما در بیشتر انجمن های شعر، مشتاقانه حضور پیدا می کند. اهالی حوزه ی شعر وشاعری، وی را می شناسند . آرام و کم حرف
در جمع شاعران اهل انجمن طوری که هیچ کس حضورش را احساس نکند گوشه ی دنجی می نشیند .
زمانی که جلسه ی شعر خوانی به اتمام می رسد. ضمن خوش وبش کردن با بزرگوارانی که او را می شناسند با گوشی همراه معمولا چند قطعه عکس به یادگار می گیرد و درجلسات بعد با چاپ عکس ها، قطعه عکس هر کسی را به او هدیه می بخشد یا ازطریق تلگرام بدست کسانی که به اصطلاح رفقا ، آنلاین هستند برایشان ارسال می کند.
گاهی اوقات به خواست وتقاضای مدیر جلسه ی
انجمن از ایشان خواسته می شود سروده ا ی با گویش فارسی کرمانشاهی که نامبرده در سرودن این نوع شعر تبحر و آشنایی دارد با همان لهجه شیرین وصمیمی فارسی محلی برای حاضرین شعری قرائت کند.
عموما این لون از شعر همواره با استقبال شنوندگان ( چه کرمانشاهی و چه غیر کرمانشاهی) مواجه
می شود. بدون تردید خواندن اشعار فارسی با گویش فارسی کرمانشاهی درهر موقعیت خاص مکانی و زمانی درحکم وزیدن نسیم بهاری است که نشاط شور انگیزی به حال وهوای افرادی که برای شنیدن شعر محلی کرمانشاهی گوش می سپارند
صفا می بخشد به ویژه زمانیکه درون مایه ی
سروده ها با تاروپودی از ابریشم « عشق» وطرحی ازصداقت وصمیمیت تنیده شده باشند. چشم نوازی ها به همراه دارد وچون از دل برآمده است لاجرم بردل ها می نشیند.
علی الخصوص شعری که با طعم تلخ فرقت ، ناکامی ، سوته دلی و نامهربانی ایام چاشنی داشته باشد یکی از ویژگی های منحصر به فرد اشعار محلی سادگی بیان طبیعی آن هاست .
اصولا این دومولفه در سروده های بومی هردیاری – در اینجا فارسی کرمانشاهی- یعنی، سادگی و طبیعی بودن درذات شعر های محلی متجلی است .
خصوصیت بعدی که اشعار محلی را مقبول خاطر عامه و اهل ذوق قرار می دهد. وجود نشانه های فرهنگ بومی در آن است . زمانی که سرایندگان اشعار محلی وبومی به طور طبیعی از تکیه کلام ها، واژگان رایج عامیانه که بار اجتماعی، تاریخی و جغرافیایی یک منطقه را در سیمای خود منعکس می کنند یاکلام شاعر در قالب ضرب المثل های محلی تصویر سازی می شوند .
قدر مسلم این گونه سروده ها به خاطر صداقت و روانی گویش محلی در روزگاری که فرهنگ بومی تحت سیطره ی فرهنگ یکسان سازی جهانی و ورود واژه های بیگانه و … در حال نابودی است . چون زخمه های تار، تارهای دل را می لرزاند .
یکی دیگر از اختصاصات گویش محلی حفظ و انتقال باورهای مردمی در شاخه های گوناگون آن است به طور کلی می توان برای شعر های محلی عبارت « ادبیات عامه» -فرهنگ فولکور- را یاد کرد.
امروزه خیلی از پدیده های اجتماعی روزگاران گذشته به دلایل تاریخی، تحولات سیاسی ودگرگونی ، رفتارهای خاص بومی و محلی دارند و از گردونه ی هنجارهای توده ای جامعه خارج و بدست فراموشی سپرده می شوند .
تنها بانک وموزه ای که توانسته است تصویر هایی زنده از آن پدیده ها را از نابودی برهاند فرهنگ عامه وتوده هاست که در اشعار محلی، خود را نمایانیده اند . درحقیقت شاعرانی که با گویش محلی – دراینجا گویش فارسی کرمانشاهی-شعر سروده اند و یا می سرایند.
حافظ گنجینه ی ارزشمند زبان های محلی بوده هستند کما اینکه بانو خاوری آزاد به دلیل
علاقه اش به گویش فارسی کرمانشاهی به سهم خود این وظیفه ی خطیر را برعهده گرفته است. جا دارد در ادامه ی بحث به غزل « حاشا مُکُنی» نظری داشته باشیم.
شایان ذکر است به گفته ی این سخنور ، وی در این سروده ی محلی به استقبال یکی از غزل های زنده یاد « محمدرضا فتاحی» با تخلص تندر با همان وزن وقافیه و ردیف رفته است .
در پایان غزل بانو فاطمه خاوری آزاد چند بیت از غزل شادروان فتاحی را نیز متذکر می شویم :
تو چرا پیش همه ، سفره دل وا مُکُنی
مه که حرفی نزدم، قشقره بر پا مُکُنی
به خدا خسته شدم اَ بس چزاندی تومنه
که مه سیلد مُکُنَم ، روته به اولا مُکُنی
دسه بستن مث برده به اسیری مُوورن
اشکه مینی و ولی ایی همه پا پا مُکُنی
آمدم با دل زخمی که تو درمان بُکُنی
بی وفایی! که منه یه ی سره حاشا مُکُنی
به چه امید دله خوش بُکنم جان و دلم
وختی می نم همه جا مایه تو رسوا مُکُنی
په چه شد او همه قولی که تو دادی به منت
که الان بی چش و رو حرفاته پاسا مُکُنی
چه بگم آخه تو با مه سر الفت نداری
مه که عمری ندارم وعده به فردا مُکُنی
اگه مه عاشقدم گفتن ای حرفا خطاس
په بکن باب دلد هرچه به شیدا مُکُنی
مرحوم محمد رضا فتاحی با سرودن اشعار نسبتا قابل توجهی با گویش فارسی کرمانشاهی از سخنوران این شیوه از زبان فارسی شمرده
می شود و الحق با شیوایی و بلاغتی در خور تحسین در این حیطه خوش در خشیده است. هر چند وی اشعار فراوانی به زبان فارسی معیار و زبان کٌُردی سروده است ولی مقدار شعرهای محلی آن مرحوم در دفتر شعری که از نامبرده به چاپ رسیده است باعنوان « اشک غزال و گلکم» حجم زیادی ندارد.
مع الوصف درجامعه شعر دوست کرمانشاه مردم توجه خاص و بیشتری به شعرهای محلی زنده یاد فتاحی (تندر) دارند.
در اینجا به سه بیت ازغزلی که خانم خاوری آزاد به استقبال آن رفته است می نگریم و به مقام هنرمندانه ی فتاحی ارج می نهیم:
کم بنیش لای این و او بگو فلانی مخواتم
چپمانه مکون قشقره بر پا مُکُنی
په بری چه اگه تو کوش تو ریگی نواشه
قول یارو گفتنی هی ئی پا او پا مُکُنی
گلاره م کور بشد هی روز اول تا دیدمت
زغینه زد به دلم « تندر»ه رسوا مُکُنی
————
پانویس:
۱- چپمانه مکون به معنی: با دست زدن آبروی کسی رابردن
۲- گلاره به معنی: چشم
۳- زغینه به دل زدن به معنی: بدبه دل آمدن
ادامه دارد..

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

3 + 3 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>