شنبه , ۲۷ آبان ۱۳۹۶
آخرین خبرها

گوشه چشمی درباب نام گذاری شهر کرمانشاه و گویش پارسی این دیار در تازه ترین اثر «دکتر میر جلال الدین کزازی» « کرمانشاه ، شهر شگرف ماه»

image_print

   ح- مولایی فر

بخش چهارم

در جستار پیشین اشاره شد: « کرمانشاه از لحاظ دیرین شناسی فرهنگی بر سه پایه ی اسطوره شناسی، باستان شناسی و زبان شناسی تاریخی، بومی است که می توان آن را در بین سایر شهرهای ایران زمین ممتاز ، برجسته، یکتا
و بی نظیر به حساب آورد. زیرا هم باورها و آیین های
بسیار در آن روایی دارد هم اینکه کرمانشاه درهر سوی آن بنگریم و جستجو نماییم یادگارهای ارزشمند
و بی مانندی از روزگاران گوناگون و پیشین درتاریخ ایران زمین در اختیار پژوهشگران قرار می گیرد سدیگر اینکه در شهرها و روستاهای این خطه ی
کهن، زبان ها و گویش های مختلف وگوناگون ودیگرسان به کار برده می شود گاه قدمت این گویش ها و زبان ها به روزگاران بسیار دور باز می گردند. به گونه ای که این گنج ها و نکته های نغز زمینه هایی ناشناخته ازفرهنگ و تاریخ و پیشینه ی
ایران را از پرده تیرگی بدر می آورند و در آفتاب می افکند و روشنایی می بخشد.»
نقل به اختصار، تناوب و تلفیق ص ۱۹۷
دکتر کزازی درباب زبان شناسی تاریخی در شهرها و روستاهای کرمانشاه عقیده دارد: « درایران زمین به ویژه دیار کرمانشاهان سه روزگار باستان و میانه ونو را در زبان های ایرانی، توأمان و هم زمان می توانیم یافت.
به شگرفی در زبان ها و گویش هایی که در استان کرمانشاه به کار گرفته می شوند
و بدان سان که در دانش زبان شناسی گفته می شود: زنده اند. ایران باستان را همدوش و هم آغوش ایران نو می توانیم دید.»
نقل به حذف و اختصار ص ۱۹۸
درادامه می خوانیم که دکتر کزازی در باب گویش پارسی کرمانشاهی می گوید: « پارسی کرمانشاهی گویش شهروندان کرمانشاه است در روستاها
و شهرهایی دیگر ازکرمانشاهان گویش هایی از زبان کردی روایی دارد. اگر دانشورانه و بر پایه ی
زبان شناسی تاریخی به پارسی کرمانشاهی بنگریم و آن را بررسی و بکاویم برهان ها و نشانه هایی آشکار از دیرینگی این گویش خواهیم یافت
و واژه ها، کابردها وهنجارهای زبانی را در آن به دست خواهیم آورد که ما را به روزگاران کهن درتاریخ و فرهنگ ایران باز خواهد برد.» ص ۱۹۹
دکتر کزازی به منظور روشن کردن این عقیده به نمونه ای از این نوع واژه ها بسنده می کند به عنوان مثال واژه ی ترکیبی یا آمیغ « لیز شیوان» را در نظر گیرید. معنی و مفهوم واژه ی مذکور این است: « لیز شیوان به کسی گفته می شود که خان و مانش بر آشفته است و از آسایش در کانون گرم خانواده جدا مانده است» ص ۱۹۹
برابری واژه ی لیز شیوان فارسی آن در گویش تهرانی « آلاخون والاخون» است.
دکتر کزازی می نویسد: ترکیب لیزشیوان به طور جداگانه چنین است: « شیوان، برآمده از مصدر شیواندن این مصدر ریخت گذرای شیویدن است گویشی از مصدر جعلی (= برساخته) شیبیدن که بر پایه ی بن مضارع (= زمان اکنون) فعل: « شیب» یعنی شیب+ یدن ( نشانه ی مصدر جعلی یا ساختگی) و ریخت مصدر آن در پارسی « شیفتن» به معنی: آشفتن و سرگشته و آسیمه و شیدا بودن است و در معنای مجازی: دل باختن است دراشعار خاقانی وناصر خسرو بکار آمده برپایه ی آنچه نوشته آمد. شیواندن در گویش کرمانشاهی ریخت گذرای ( متعدی) شیفتن است و برابر با شیباندن این واژه تنها در گویش کرمانشاه کاربرد دارد»
نقل به تناوب و حذف صص ۲۰۱-۲۰۰
اما « لیز» در روزگاری رسانایی معنایی به تنهایی نداشته و در ترکیب و پیوند با واژه ای دیگر کاربرد داشته است… این واژه درزبان پارسی هم کاربرد ندارد ریخت کهن تر آن واژه ی « لیژ» می تواند باشد.
توضیح زیر درپانویس مقاله صفحه ۲۰۱ آمده است: «… لیژه ریختی است از لیز، در معنی لغزنده و جایی که در آن رهگذران می لغزند… این واژه را در لیژان می توان یافت. لیژان نام کهن یکی از برزن های کرمانشاه است که هم اکنون
« پل چوبی» نامیده می شود از آن روی که این برزن پر شیب است لیژان نام گرفته است به معنی لغزان یا جای لغزیدن: لغزشگاه» …
به هر روی واژه ی لیز واژه ای است کهن که تنها درگویش کرمانشاهی کابرد دارد ص ۲۰۲
درا رتباط با واژگان گویش پارسی کرمانشاهی و همچنان زبان و گاه نیز با گویش کردی کرمانشاهی و دیگر گویش های متفاوت کردی در استان کرمانشاهان به ترتیب از جستارهای نوشته شده در کتاب مجموعه مقاله های: « کرمانشاه شهر شگرف ماه» به قلم توانمندانه ی پروفسور میر جلال الدین کزازی به اختصار ولی جامع و مانع به گونه ای که به ساختمان و اسکلت جستارها، آسیب و خللی وارد نگردد، از آغاز کتاب تا پایان آن هرجا و هرکجا به واژه ای درگویش پارسی و کردی کرمانشاهی اشاره شده است همراه با توضیحات ضروری به درج آن در روزنامه ی مورد پسند شهروندان « باختر» مبادرت می شود.
اولین جستار کتاب را با عنوان « هشیلان: مرداب ماران» مورد واکاویی قرار می گیرد. مع الوصف به طور مقدماتی باید بدانیم: « گران سنگ ترین گنجینه های فرهنگی درسرزمین های کهن تاریخ زبان ها و گویش های بومی است زیرا این دو سرچشمه های پایان ناپذیر و همواره شکوفا وزایا هستند و درپژوهش های زبان شناختی وجامعه شناختی می توان از آنها بهره جست… می توان با کاوش های دیرین شناختی در گویش ها و زبانهای بومی که هنوز زنده و زایا و پایدار مانده است، دوره هایی از فرهنگ را از ژرفاهای تاریخ بدر کشید و به « اکنون» آورد و به روز کرد…
پژوهنده در این گنجینه ها آنچه را از میان رفته است، آشکارا و کارآمد در برابر خویش می یابد… زیرا زبان ها و گویش های بومی، چونان سرچشمه هایی زنده و زایا و کارا که هنوز در متن زندگانی مردمان، کارساز و اثر گذارند و هنوز تاریخی نشده اند… از سوی دیگر زبان بستر اندیشه ها و آیینه ی فرهنگ است .. و به قلمروهایی دیگر چون: جامعه شناسی، مردم شناسی و روانشناسی فردی و همگانی دامان درمی گسترد و یکی از پرمایه ترین و گرانسنگ ترین آبشخورها در دیرین شناسی فرهنگی … زبان است.
ایران خوشبختانه از این دید، سرزمینی است نیک
مایه دار و توانمند که زبان ها و گویش های بومی بسیار درپهنه ی بارآور آن به کار برده می شوند… ضمنا ایران از دیر زمان همواره سرزمین تیره ها وتبارهای گوناگون بوده است که بی هیچ دشواری و ناسازی در کنار هم میزیسته اند .. همچنان باید گفت در میان زبان ها و گویش های گوناگون و بسیار که درپهنه ایرانشهر پراکنده اند، زبان کردی و گویش های آن از مایه وری و گرانسنگی ویژه ای برخوردار است زیرا این زبان در دازنای تاریخ، کمتر دیگرگونی پذیرفته است و بیش از دیگر زبان ها و گویش های بومی ایران، ساختار کهن خویش را پاس داشته است، به گونه ای که این زبان و گویش های آن هنجارها و کابردهایی کهن را در پارسی دری که اینک روایی و کارایی ندارد نیز دوره های باستانی و برافتاده ی زبان های ایرانی میانه و ایرانی باستان راهنوز در خود نهفته می دارد…
نقل به اختصار، تناوب، و تلفیق صص ۱۱-۱۳
ادامه دارد…

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

5 + 5 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>