چهارشنبه , ۱ آذر ۱۳۹۶
آخرین خبرها

تاریخ تحولات سیاسی کرمانشاهان از مشروطیت تا جنگ جهانی اول

image_print

نوشته اردشیر کشاورز

بخش  چهل و دوم

در نوبت پیشین از غارت مردم یهود در محله های یهودی نشین شهرکرمانشاه مطالبی مستند به
گزارش های کارگزار امورخارجه کرمانشاهان گزارشات کنسول انگلیس در کرمانشاه به سفارت بریتانیا و انعکاس آن مطالب به وزارت امورخارجه انگلستان که در مجموعه ی مجلدات کتاب آبی آمده است مطالبی بازگفته شد و اینک ادامه ی موضوع.
اغتشاش ایجاد شده ناشی از غارت محله ی یهودیان درشهر کرمانشاه و در ایام استبداد صغیر که البته
می توانست امری بی اهمیت جلوه کند اما با توجه به زمان بروز وقایع که کشور بدون وجود پارلمان و اما به مشی استبدادی پیشین ، آن هم بعد از حاکمیت قانون در یک دوره ای که مولود مبارزات مردم و وجود مجلس قانونی شورای ملی دوره ی اول بود که به وسیله ی
توپ پالکونیک لیاخف درهم کوبیده شده و از بین
رفته بود ، این معنا را ولو به شکل و صورت ظاهری آن القا می کرد و کشور در عرصه ی حاکمیت استبدادی موصوف به استبداد صغیر که جوامع ایرانی را در ایالات و ولایات استبداد زده آبستن بروز و ظهور حوادث نوین می کرد موجباتی را پدید می آورد تا شهرکرمانشاه
به تمامی و به اتهاماتی با اساس و بی اساس ، دچار تشنج و تنش سخت ناآرامی و هیجان عمومی گردد و در نهایت خون بی گناهانی چند بر زمین ریخته شود که جریان امر کم و بیش در آثار مربوط به عصر مشروطیت و اسناد وزارت امور خارجه دولت انگلستان و به ویژه مجلدات هشت جلدی کتاب آبی
آمده است .
و به هر صورت گو اینکه ناآرامی ها به جدیت تمام و با دخالت و مساعدت ظهیرالملک امیرتومان رییس ایل زنگنه ، رییس فوج زنگنه و حاکم کرمانشاهان و فرزند ارشدش حسین خان اعظم الدوله ناب الایاله و حمایت روحانیون و علمای کرمانشاهی که اکثراً از خاندان
آل آقا بوده و خاندان ظهیرالملک زنگنه نیز قرابت های متعددی را با خاندان مذکور داشتند ، پی گیری و مهار شد ، اما از آن پس یهودیان کرمانشاه که محله های پراکنده ی آنان غارت شده بود ، روی خوش و آرامش به خود ندیدند و لاعلاج این معضل به مسأله ای غامض بدل گردید.
از این روی مرحوم آیت اله آقای حاج شیخ محمد هادی
جلیلی کرمانشاهی از مراجع معتبر و روحانیون طراز اول
کرمانشاه دستور دادند در هر کجای کرمانشاه خانواری یهودی زندگی می کند کوچ کرده و حول مسجد و حسینیه و خانه ی او در روستای سابق عباس آباد و محله ی بعدی فیض آباد ساکن گردند.
و لذا با ساکن شدن یهودیان کرمانشاه حول خانه ی مرحوم آقا شیخ هادی جلیلی در اول فروردین ماه
هر سال در عید نوروز مشتاقانه با حضرت آیت ا… آقای حاج شیخ محمد هادی جلیلی دیدار کرده و از
بذل مراحم او ابراز سپاسگزاری کنند. (۱)
درهر حال در سال ۱۳۲۷ هجری قمری یعنی در ایام معروف به دوره ی استبداد صغیر که ابتدای آن به توپ بسته شدن ساختمان مجلس شورای ملی دوره ی اول و انتهای آن نیز فتح تهران توسط مشروطه طلبان
باشد ،کشاکش بسیاری بین مردم و محمدعلی شاه قاجار وجود و ادامه داشت و دولت استعمارگر انگلیس نیز نادم و پشیمان از تأیید خود بر بمباران ساختمان مجلس شورای ملی که از سیاست های شوم استعماری دولت استعمارگر روس تزاری پیروی کرده بود و هم این که از پی آن حادثه ، دربار شاه قاجار به واسطه ی
روسوفیل های ایرانی و یا روس های حول وحوش موجودیت شاهی محمد علی شاه چون ندیم السلطان ، شاپشال روسی معلم محمد علی شاه ، پالکونیک لیاخف روسی ، کامران میرزای نایب السلطنه عمو و پدر همسر محمد علی شاه ، حسین پاشا خان امیر بهادر و کسان و اشخاص دیگری یک سره در اختیار دولت روس تزاری قرار گرفته ، انگلیسی ها را متوجه حدوث خطای
عمده ی خود کرده و از آن پس نهانی و غیر آشکارا از مردم حمایت کرده و در پی دست یافتن به اهداف استعماری در افتتاح مجلس شورای ملی بودند و افزون براین موارد ، عدم وجود آرامش و امنیت در شهرستان ها
و کشاکش مابین نیروهای دولتی و مردم مسلح آماده ی
به جنگ و بیش از همه مردم مشروطه طلب تبریز به سرکردگی ستارخان ، باقرخان و مهاجرینی چون یارمحمد خان کرمانشاهی که توانستند درمدت زمان یازده ماهه ی مقاومت ویا پایداری ضربات سختی را بر قوای دولتی و عشایر مسلح طرفدار محمد علی شاه وارد آورند که گفتیم محمد علی شاه با فراخوان سران عشایری به تهران و اعزام بخشی عمده از آنان به تبریز و الحاق به قوای عین الدوله در باسمنج و گماردن او در رأس حکومت آذربایجان و انتصاب محمد ولیخان سپهدار تنکابنی ، سپهسالار بعدی در رأس نیروهای سپاهی آذربایجان ،جنگ های سختی را در تبریز با محاصره ی
آن شهر و گلوله باران مردم بی دفاع و گناه و در نهایت عدم نتیجه ی شاه قاجار از بسیج نیروهای هوادار خود در آذربایجان و ازجمله رحیم خان قراجه داغی
و فرزندش بیوک خان و … و نمونه های بسیار دیگری که جز برناکامی و یأس محمد علی شاه از انهدام مشروطه و لشکرکشی به تبریز ایجاد قحطی و محاصره تبریز و
در فشار گذاشتن مردم آذربایجان ارمغانی نداشت ، ناگزیر شاه قاجار را واداشت در چهاردهم ربیع الثانی ۱۳۲۷ هجری قمری به افتتاح پارلمان جدید حکم داده و براین اساس موجی از شادمانی و خوشحالی در ایالات و ولایات طرفدار حاکمیت قانون و
مشروطه طلبی ایجاد گردید که در این راستا از متن آثار مکتوب می خوانیم :
جمعه شانزدهم ربیع الثانی ۱۳۲۷ هـ ق دو شب و چند شب در کرمانشاه برای استقرار مجدد مشروطه چراغانی صورت گرفت و لذا از گزارش کنسول انگلیس در کرمانشاه می خوانیم :
خبر استقرار مشروطیت که در ۱۴ ماه مه (۱۴ اردیبهشت)
انتشار یافت ، حکم شد یک شب شهر را آذین بسته و بازارها را چراغان نمایند ، ولی مردم از شدت ذوق و اصرار
تا سه شب چراغان نمودند. (۲)
و فرید الملک هم در خاطرات خود آورده است :
دو شب است که در کرمانشاه برای استقرار و اعطای مشروطه چراغانی نمودند. (۳)
ادامه دارد

پی نوشت های ارجاعی :
۱- عنایت مرحوم آیت ا… آقا شیخ هادی جلیلی به اقشار جامعه ی کرمانشاهانی و در این رابطه به جماعت یهودیان کرمانشاه و ارتباط نزدیک و تنگاتنگ حضرت آیت اله با یهودیان که بی محابا آنان را در آغوش می گرفت و
در حالیکه در همان زمان کسانی از طبقه روحانیون از نزدیک شدن به یهودیان کرمانشاه ابا داشتند ، موجب شد گفتمان ها و چه گفت هایی پیرامون مرحوم آیت اله آقای حاج شیخ هادی جلیلی به صورت نغمه های ناسازگار ناکوک باب گردد ، اما مرحوم آقا شیخ هادی جلیلی تا در قید حیات بود ، ارتباط و حمایت خود را با جامعه ی یهودیان حفظ و تداوم بخشند ، چنان که مرحوم روانشاد حضرت آیت اله عبدالجلیل جلیلی در خاطرات خود فرموده اند :
مردم کرمانشاه اعم از شیعه و سنی به ایشان معتقد بودند ،
تی یهودی ها و نصرانی ها هم به ایشان عقیده داشتند و همیشه دور و بر ایشان بودند .
من یادم هست همیشه در اعیاد مذهبی ،خاخام یهود
با جمعیت بسیاری می آمدند خدمت مرحوم آقا برای تبریک گفتن ، حتی به دلیل آن که بعضی افراد یهودی ها را اذیت می کردند ، همه یهودی ها اطراف مسجد ما خانه گرفته بودند تا از تعرض محفوظ باشند . در پناه ایشان بودند و یادم می آید یک وقت عده ای ریختند و خانه ی بعضی یهودی ها را غارت کردند ، دستبند زن هایشان را بردند ، لباس هایشان را بردند و خیلی اذیت کردند ، جیغ و داد و سروصدا بلند شده بود ، مرحوم آقا دستور داد هرکس اموال یهودی ها را برده بیاورد و به حسینیه بسپارد ،
به طوری که این گونه اعمال موجب شده بود یکی از بزرگانشان می گفت آشیخ هادی از حضرت موسی بالاتر است و وقتی پدرم فوت کرد ، یهودی ها برایش
مجلس ختم گرفتند . ص۲۱ و ۲۲ ـ کتاب من و آقا موسی
تاریخ شفاهی ـ ۱۳۹۰ ـ تهران ـ البته مورد نقل
مربوط به دهه اول سال یکهزار و سید خورشیدی
است.
۲- کتاب آبی ـ پیشین ـ جلد سوم ـ صفحه ۵۳۲
۳- خاطرات فرید ـ قبلی ـ ص ۳۱۶

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

8 + 1 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>