دوشنبه , ۲۸ مرداد ۱۳۹۸
آخرین خبرها

تاریخ تحولات سیاسی کرمانشاهان از مشروطیت تا جنگ جهانی اول

image_print

نوشته اردشیر کشاورز

بخش  شصت ویکم

در نوبت قبلی به استناد مطالب آثار تاریخی پیگر منازعات جمعی و گروهی بین طیف هایی از خانوارهای شهری شهرکرمانشاه شدیم که پای عشایر و سواران ایلات و عشایر را نیز به کرمانشاه بازکرد. از جمله نیروهای مرحوم داوودخان سردار مظفر ایلخان کلهر به حمایت از مرحوم حاج محمدرضا خان ظهیرالملک زنگنه رییس ایل و رییس فوج زنگنه و عشایر کلیایی به حمایت از خاندان معینی ها یعنی وابستگان مرحوم حسین خان معین الرعایا.
و لذا به گزارش هایی از کتاب آبی اسناد وزارت امور خارجه انگلیس ، خاطرات فریدالملک کارگزار امور خارجه کرمانشاهان و … ارجاع داده و اینک نیز و همچنان پیگیر موضوع مورد بحث خواهیم بود.
فرید الملک در ادامه ی موضوع نوشته است :
تلگرافی از وزارت امور خارجه راجع به تغییر سلطنت به این
صورت دریافت داشته :
« جناب جلالت مآب فرید الملک کارگزار امور خارجه
زید مجده ، چون انقلابات اخیر ایران ، لزوم اعاده ی نظم و تصحیح دوایر دولتی را برعموم ایرانیان ثابت کرد و به ملاحظه ی اوضاع کنونی و انزجار قلوب از اعلیحضرت محمد علی میرزا ، استقرار حقوق و اطمینان بدون تغییر سلطنت مقدور نبود ، لهذا در غیاب مجلسین سنا و شورای ملی ، مجلس عالی فوق العاده ی جمعه ۲۷ جمادی الثانیه ۱۳۲۷ در تهران و درعمارت بهارستان تشکیل یافته و اعضای آن که علما و روسای مجاهدین و شاهزادگان و اعیان و اشراف و وکلای سابق بودند (۱) به اتفاق آراء اعلیحضرت محمد علی میرزا را از سلطنت معاف و مطابق اصل ۳۶ و ۳۷ قانون اساسی اعلیحضرت قوی شوکت سلطان احمد میرزا را به مقام سلطنت منصوب و نیابت سلطنت موقتاً به حضرت مستطاب اشرف عضدالملک دامت شوکته تفویض نموده تا بعد از تشکیل پارلمان بنا به ماده ی ۳۸ قانون اساسی از بابت نیابت سلطنت قرارقطعی داده شود ـ مشارالسلطنه » (۲)
اوضاع آن زمان که به کلی رشته ی صحیح انجام امور آن گسسته شده بود و نمونه ی آن می تواند وضعیت کرمانشاه و کرمانشاهیان باشد به این صورت در کتاب خاطرات فریدالملک آمده است :
به واسطه استعفای ظهیرالدوله از حکمرانی کرمانشاهان اغلب امور به تعویق افتاده و اصولاً به صورت تعطیلی درآمده است ، داوودخان سردار مظفر ایلخان کلهر که با نیرویی بسیار جهت حمایت از ظهیرالملک در برابر
معین الرعایا به کرمانشاه ورود کرده بود ، ظهیر الدوله حکمران
مستعفی را ملاقات و متعاقب آن به دیدار ظهیر الملک رفته و سواران و تفنگداران و پیادگان مسلح همچنان او را همراهی می کرده اند و در نهایت فرید در یادداشت روز چهارشنبه سوم رجب ۱۳۲۷ نوشته است :
اغتشاش کرمانشاه به درجه ی کمال رسیده است ، آذوقه هم از
ترس سوار و پیاده ی کلهر از اطراف به شهر نمی آورند ـ صبح
خدمت حضرت آقای ظهیر الدوله رسیدم هنوز در استعفا باقی و از تهران تکلیفی برای معظم له تعیین نشده (۳)
بنا به گزارش های مندرج در کتاب آبی پیرامون اوضاع و احوال حاکم بر وضعیت کرمانشاهان در ۲۹ ماه ـ ۶ امرداد =
۱۱ رجب : یکی از متحصنین قونسولخانه بیرون رفت ، حکومت دو مرتبه استعفا داد و در ۳۰ ماه دوباره مشغول حکومت گردید . در سه مه اوت (۱۱ امرداد = ۱۶ رجب ) سایر متحصنین به میل خود از قونسولخانه خارج شدند.
در ۵ ماه اوت ( ۱۳ امرداد = ۱۸ رجب ) نماینده ی وزارت خارجه ایران درخصوص نگاهداری متحصنین در قنسولخانه به وزیر مختار انگلیس در تهران پرتست نمود و به او جواب داده شد که دیگر آنان در قنسولخانه نیستند. .
وزیر مختار اعلیحضرت (منظور اعلیحضرت پادشاه انگلیس بوده است ) موقع را غنیمت شمرده ، از حرکات حکومت و داوودخان و ظهیرالملک پرتست خیلی سخت نموده و اظهار داشت که به هیچوجه امکان پذیر نبود که او بگذارد متحصنین جز به میل خود از قنسولخانه خارج بشوند ، چرا که معلوم بود قطاع الطریق و وحشی ها مانند ظهیرالملک در پی اعدام آنها هستند .
از حوادث تهران آثار کمی در کرمانشاهان تظاهر نموده ، شهر مشغول امور داخلی خود بوده است ، عجالتاً کالسکه از همدان به قزوین راه افتاده و مسافرت ۴۸ ساعت طول می کشد (۴)
در گزارش های نمایندگان سیاسی و دیپلماسی انگلیس مندرج در کتاب آبی ، از استعفای ظهیرالدوله حکمران کرمانشاهان بحث گردیده که علت را بایستی در اقتدار ظهیرالملک و تفوق اوامر او در برابر ظهیر الدوله دانست که جهات چندی مترتب بر قضایا بوده است .
اول اینکه ظهیرالملک از بزرگان و شاید تنها بزرگ ایل زنگنه در آن عصر و زمانه درکرمانشاهان بوده ، دوم اینکه ظهیرالملک مدت زمانی حکومت کرمانشاهان را چه در استبداد محمدعلیشاهی و چه بعدها در مشروطه داشته
نایب الحکومه و حاکم کرمانشاهان ، رییس ایل زنگنه و ریاست فوج زنگنه بوده و مورد توجه و حمایت مردم شهری و عشایر کرمانشاهان که این مورد و موارد دیگر قبلاً مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است.
جدای از مسایل و قضایای پدیدآمده درشهر و دیار کرمانشاه و کرمانشاهان که ذهن خواننده را متوجه و معطوف به ناآرامی های شهری و عشایری کرمانشاهان کرده است ، دور از کرمانشاه در جای جای کشورو به ویژه در تهران ، اصفهان ، شمال کشور ، قزوین و … حوادث و قضایای دیگری در جریان و در شرف رخداد و وقوع بوده که می توان آن ناآرامی ها و ناهنجاری ها را پیامد و مولود بسیج و تجهیز نیروهای ملی و داوطلب سپاهیان موصوف به شمال و جنوب دانست که سپاه جنوب با عبور از چهار محال و بختیاری ، اصفهان را تصرف و از طریق ورود به قم عازم تهران شده و در رأس آن نیز سرداران و خوانین بختیاری قرار داشته که میانه و ارتباط خاص و خوبی با انگلیسی ها داشته ( موضوع حمل و پاسداری از محمولات تجاری و بازرگانی دارالتجاره های برادران لینچ که از شاخصین انگلیس بوده و برادر بزرگتر موسوم به مستر هنری لینچ از دوستان ادوارد براون و از اعضای هواخواه و طرفدار مردم ایران و مشروطیت در کمیته ایران یا طرفدار ایران بوده است .)
و خواندیم که این نیروها بعد از ورود و فتح تهران
محمد علی شاه را از سلطنت خلع و فرزند ۱۲ ساله اش احمد میرزا (احمد شاه قاجار ) را به سلطنت برگزیدند مطالبی از کتاب آبی در راستای آگاهی بیشتر از وقایع را پی می گیریم :
« تهران ـ کابینه ی سعد الدوله از ترس خبر ورود قشون ملی اصفهان و قزوین در ۲۲ ماه ژون (۳ تیر ـ ۵ ج ۲ ) استعفا نمودند ( به نظر نمی رسد سعد الدوله در آخرین روزهای سلطنت محمد علی شاه ، کابینه ای تشکیل
داده باشد ) ولی به حکم شاه که موقتاً مشغول باشند ، عجالتاً در سرکار خود هستند .
سفارتین مترجمین خود را نزد وزرا فرستادند که مابین آنها اتفاق را پایدار نمایند.
ژنرال قنسول های روس و انگلیس مقیم اصفهان در ۲۶ ماه
( ۵ تیر ۷ ج ۲ ) به قم وارد شدند تا سردار اسعد را وادارند که از پیش آمدن خود صرف نظر نماید ولی اقدامات آنها منتج به نتیجه نشده است (۵) و سپاه شمال مرکب از مجاهدان
گیلان و مازندران به سرپرستی سپهدار تنکابنی (۶) که باز هم از کتاب آبی می خوانیم :
در ۲۸ ماه قشون سپهدار که مرکب از مجاهدین قفقازی و ایرانی رشت و قزوین بود به ینگی امام که در ۲۵ میلی مسافت تهران واقع است رسیدند.چهار روز قبل هم یک اردوی قزاق در تحت فرمان کاپیتان زابولیسکی به کرج فرستاده شده است . در اول ماه ژوئیه ( ۱۰ تیر ـ ۱۲ ج ۲ )
سردار اسعد از قم حرکت نمود و این حرکت اسباب تعجب عموم گردید . برای آن که گمان می شد اخطار شدید سفارتین او را از حرکت بازخواهد داشت ، در تهران بازارها بسته و عموم به خارج شهر حرکت می نمودند .
روز بعد نمایندگان روس و انگلیس ملاقات حزن انگیزی در سلطنت آباد از شاه نمودند و به اعلیحضرت اظهار داشتند که اگر نصایح دولتین را زودتر قبول می کردند کار به اینجا نمی کشید ، با وجود این سعی کامل خواهد شد
که این بحران به صلح و مسالمت خاتمه پذیرد . (۷)
ادامه دارد
ـــــــــــــــــــ
پی نوشت های ارجاعی :
۱ – مجلس عالی فوق العاده ، هیأت عالی پانصد نفره ای بود که مجاری انجام امور کشور را عهده دار گردیده بود و
به زودی جای خود را به هیئت مدیره ی موقتی ۱۲ نفره ای
سپرده که گفته شده است تمامی آن دوازده تن هیئت مدیره ی
موقتی وابستگان به سازمان فراماسونری و سرسپرده ی سیاست های خارجی بوده اند ـ نک گُرد کُرد ـ اردشیر کشاورز
سال ۱۳۷۷ ـ ص ۱۹۷
۲- خاطرات فرید الملک ـ پیشین ـ ص ۳۲۴
۳- همان ـ ص ۳۲۳
۴- کتاب آبی جلد سوم ـ پیشین ـ ص ۷۳۲
۵- همان ـ ص ۷۰۴
۶-پروفسور ادوارد براون در کتاب انقلاب ایران در مورد سپهدار تنکابنی که در زمان ناصرالدینشاه از فرماندهان دسته های نظامی دربار و لقب نصرالسلطنه داشته است و اما از فئودال ها و ملاکان بزرگ شمال محسوب می شده ، شروع به کار او را در سلایف ملیون و مشروطه خواهان بعد از ترک فرماندهی نظامیان اعزامی به آذربایجان در اردوی عظیم عبدالمجید میرزای عین الدوله و خروج از تبریز به میان املاک خود آمده ، چنین نوشته است :
سپهدار اعظم (سپهدار تنکابنی ) که چند ماه پیش به سرکردگی سپاهیان شاه ( محمد علی شاه ) در فرونت
( جبهه ) تبریز بود ، اکنون به ملیون پیوسته ، جنبه سالاری آنان را به خود گرفته ، یک حکومت موقتی بنیاد و … ص ۲۹۲ و ۲۹۳ ـ پیشین
۷- کتاب آبی ـ پیشین ـ صص ۷۰۴ و ۷۰۵

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

9 + 1 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>