سه شنبه , ۱۹ آذر ۱۳۹۸
آخرین خبرها

رعایت حقوق اسلامی

image_print

محقق و پژوهشگر :
غلامرضا خرامین

« وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ بِذِی الْقُرْبی‏ وَ الْیَتامی‏ وَ الْمَساکینِ وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبی‏ وَ الْجارِ الْجُنُبِ وَ الصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَ ابْنِ السَّبیلِ وَ ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ مَنْ کانَ مُخْتالاً فَخُورا » (۱)
این آیه یک سلسله حقوق اسلامی اعم از حق خدا ، حقوق بندگان و آداب معاشرت با مردم را بیان داشته که روی هم رفته
ده دستور از آن استفاد می شود :
۱) پرستش خدا و شریک قرار ندادن برای او :
نخست مردم را به عبادت و بندگی پروردگار و ترک شرک و بت پرستی که ریشه اصلی تمام برنامه های اسلامی است ،
دعوت می کند . دعوت به توحید و یگانه پرستی ، روح را پاک
نیت را خالص ، اراده را قوی و تصمیم را برای انجام هر برنامه
مفیدی محکم می سازد و از آنجا که آیه به بیان یک رشته از حقوق اسلامی پرداخته ، پیش از هر چیز به حق خداوند بر مردم اشاره کرده و می گوید :
« خدا را بپرستید و هیچ چیز را شریک او قرار ندهید :
« « وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً »
۲) احسان به والدین :
سپس به حق پدر و مادر اشاره کرده ، توصیه می کند نسبت به آنها نیک کنید « وبالوالدین احسانا »
حق پدر و مادر از مسایلی است که در قرآن مجید بر آن تأکید بسیار رفته و کمتر موضوعی است که تا این حد بدان نظر شده باشد.این مسأله در چهار مورد از آیات قرآن ،
بعد از توحید قرار گرفته است . (۲)
از این تعبیرهای مکرر استفاده می شود که میان این دو ، ارتباط و پیوندی وثیق است و در حقیقت نیز چنین است ،
چرا که بزرگترین نعمت ، نعمت هستی و حیات است که در درجه
اول از ناحیه خداست و در مراحل بعد به پدر و مادر باز می گردد
چرا که فرزند ، بخشی از وجود پدر و مادر است . بنابراین ترک
حقوق پدر و مادر ، هم دوش شرک به خداست.
۳) نیکی به خویشاوندان :
سپس دستور می دهد به همه خویشاوندان نیکی کنید :
« وَ بِذِی القُربی » این موضوع نیز از مسایلی است که در قرآن کریم تأکید فراوان درباره آن شده است ، گاه از آن به عنوان
« صله رحم » و گاه نیز به عنوان « احسان و نیکی » به آنها.
در واقع اسلام به این وسیله می خواهد علاوه بر پیوند وسیعی که میان تمام افراد بشر به وجود آورده ، در میان واحدهای کوچکتر و متشکل تر ، به نام « فامیل و خانواده »
نیز پیوندهای محکم تری ایجاد کند تا در برابر مشکلات و حوادث ، یکدیگر را یاری دهند و از حقوق هم دفاع کنند.
۴) نیکی به یتیمان :
سپس ضمن اشاره به حقوق ایتام « وَالیَتامی» به افراد با ایمان
توصیه می کند که در حق یتیمان نیکی کنند. زیرا در هر اجتماعی براثر حوادث گوناگون همیشه کودکان یتیمی وجود دارند که فراموش کردن آنها نه فقط وضع آنان را به خطر
می افکند ، بلکه وضع اجتماع را نیز به مخاطره می اندازد ،
زیرا کودکان یتیم اگر بی سرپرست بمانند و یا به اندازه کافی از
محبت اشباع نشوند ، افرادی مشکل دار ، خطرناک و خطرآفرین
بار می آیند ، بنابراین نیکی در حق یتیمان نیکی به فرد و
اجتماع است.
۵) دست گیری از مستمندان :
پس از آن حقوق مستمندان را یادآور می شود :
« وَ المَساکینِ » زیرا در یک اجتماع سالم که عدالت در آن برقرار است نیز افرادی معلول و از کار افتاده و مانند آن
وجود خواهند داشت که فراموش کردن آنها بر خلاف اصول انسانی است. اگر فقر و محرومیت به خاطر انحراف از اصول عدالت اجتماعی دامن گیر افراد سالم گردد نیز باید با آن به مبارزه برخاست.
۶) رعایت حقوق همسایگان نزدیک :
سپس به نیکی در حق همسایگان نزدیک توصیه می کند :
« وَالجارِ ذِیِ القُربی » در اینکه منظور از همسایه نزدیک چیست
مفسران احتمالات مختلفی داده اند : برخی معنای آن را همسایگانی دانسته اند که جنبه خویشاوندی دارند ، اما این
تفسیر با توجه به اینکه در جمله های قبل از همین آیه که به
حقوق خویشاوندان اشاره کرده ، بعید به نظر می رسد ، بلکه
منظور همان نزدیکی مکانی است ، زیرا همسایگان نزدیک تر
حقوق و احترام بیشتری دارند و یا اینکه منظور همسایگانی است که از نظر مذهبی و دینی با انسان نزدیک باشند.
۷) رعایت حقوق همسایگان دور :
پس از آن درباره همسایگان دور سفارش می کند :
« وَالجارِ الجُنُبِ » چنانکه گفته شد منظور همان دوری مکانی
است ، چه آنکه طبق پاره ای از روایات تا چهل خانه از چهارطرف
همسایه محسوب می شوند. (۳)
جالب اینکه قرآن در این آیه علاوه بر ذکر همسایگان نزدیک
به حق همسایگان دور نیز تصریح کرده است ، زیرا کلمه همسایه
معمولاً مفهوم محدودی دارد و تنها همسایگان نزدیک را شامل می شود.
از این رو برای توجه دادن به وسعت مفهوم آن از نظر اسلام
راهی جز این نبوده که نامی از همسایگان دور نیز به صراحت
برده شود ، نیز ممکن است منظور از همسایگان دور ، همسایگان
غیر مسلمان باشد ، زیرا حق جوار (همسایگی ) در اسلام منحصر به همسایگان مسلمان نیست و غیر مسلمانان را نیز
شامل می شود ( مگر آنهایی که با مسلمانان سر جنگ داشته
باشند ) « حق جوار » در اسلام به قدری اهمیت دارد که در
وصایای معروف امیر المومنین علی علیه السلام می خوانیم :
« آن قدر پیامبر رحمت حضرت محمد (ص) درباره آنها
سفارش کرد که ما فکر کردیم شاید دستور دهد همسایگان
از یکدیگر ارث ببرند. » (۴)
در حدیث دیگری از پیامبر رحمت حضرت محمد (ص) نقل
شده که در یکی از روزها سه بار فرمود :« به خدا سوگند ! چنین کسی ایمان ندارد … یکی پرسید : چه کسی ؟ پیامبر اکرم (ص) فرمود : « کسی که همسایه او از مزاحمت او در امان نیست » (۵)
باز در حدیث دیگری از پیامبر رحمت حضرت محمد (ص)
می خوانیم :« کسی که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارد ،
باید به همسایگان خود نیکی کند. » (۶)
امام صادق علیه السلام نیز می فرماید : « نیکی کردن همسایگان
به یکدیگر ، خانه ها را آباد و عمرها را طولانی می کند. » (۷)
درجهان ماشینی که همسایگان کوچک ترین خبری از یکدیگر ندارند و گاه دو همسایه حتی پس از گذشتن بیست سال نام یکدیگر را نمی دانند ، این دستور بزرگ اسلامی
درخشندگی خاصی دارد.
اسلام اهمیت بسیاری برای مسایل عاطفی و تعاون انسانی قایل شده ، درحالی که در زندگی ماشینی عواطف روز به روز
تحلیل می روند و جای خود را به سنگدلی می دهند.
۸) حسن معاشرت با دوستان و دیگران :
سپس درباره کسانی که با انسان رابطه دوستی و مصاحبت دارند
توصیه می کند : « وَ الصّاحِبِ بِالجَنبِ » البته باید دانست « صاحِبِ بِالجَنبِ» معنایی وسیع تر از دوست و رفیق دارد
و در واقع هر کسی را که به نوعی با انسان نشست و برخاست
داشته باشد ، دربرمی گیرد ، خواه دوست دایمی باشد یا دوست
موقت ـ همانند کسی که در اثنای سفر با انسان همنشین می گردد ـ و اگر می بینیم در پاره ای از روایات « صاحِبِ بِالجَنبِ» به رفیق سفر و یا به کسی تفسیر شده که به امید نفعی سراغ انسان می آید ،منظور اختصاص به آنها نیست ، بلکه بیان توسعه مفهوم این تعبیر است که همه این موارد را نیز دربر می گیرد.
به این ترتیب آیه دستوری جامع و کلی برای حسن معاشرت
نسبت به تمام کسانی است که با انسان ارتباط دارند ، اعم از
دوستان واقعی ، همکاران ، هم سفران ، مراجعان ، شاگردان
مشاوران و خدمتگزاران .
۹) حمایت از در راه ماندگان :
دسته دیگری که درباره آنها سفارش شده کسانی اند که در
سفر و بلاد غربت به دیگران احتیاج می یابند و با اینکه
ممکن است در شهر خود افراد متمکنی باشند ، در سفر
به علتی وامی مانند : « وَبنِ السََّبیلِ » تعبیر جالب « ابنِ السََّبیلِ » (فرزند راه ) نیز از این نظر است که ما
نسبت به آنها هیچ گونه آشنایی نداریم تا بتوانیم آنها
را به قبیله یا فامیل یا شخصی نسبت دهیم و تنها به حکم
اینکه مسافرانی نیازمند هستند ، باید مورد حمایت قرار گیرند.
۱۰) نیکی به بردگان :
درآخرین مرحله نیز توصیه می کند به بردگان نیکی کنید :
« و ما ملکت ایمانکم » در حقیقت آیه با حق خدا شروع شده
و با حقوق بردگان پایان می یابد ، زیرا این حقوق از یکدیگر جدا نیستند ، البته تنها این آیه نیست که درباره بردگان توصیه کرده بلکه در آیات مختلف دیگر نیز دراین زمینه بحث شده است . در ضمن اسلام برنامه دقیقی برای آزادی تدریجی بردگان تنظیم کرده که به « آزادی مطلق» آنها می انجامد.
در پایان آیه با این جمله که خداوند افراد متکبر و فخر فروش
را دوست نمی دارد : « إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ مَنْ کانَ مُخْتالاً فَخُورا »
هشدار می دهد که هر کس از فرمان خدا سرپیچی کند و به خاطر تکبر از رعایت حقوق خویشاوندان ، پدر و مادر ،
یتیمان ، مسکینان ، ابن السبیل و دوستان سرباز زند ، محبوب
خدا و مورد لطف او نیست و آن کس که مشمول لطف او نباشد
از هر خیر و سعادتی محروم است.گواه این معنا روایتی است
که ذیل این آیه وارد شده :
یکی از یاران پیامبر اکرم (ص) می گوید :
« در محضرش این آیه را خواندم . پیامبر رحمت حضرت محمد (ص) زشتی تکبر و نتایج سوء آن را برشمرد ، به حدی
که من گریه کردم . فرمود : چرا گریه می کنی ؟ گفتم : من
دوست دارم لباسم جالب و زیبا باشد و می ترسم با همین عمل جزء متکبران باشم. فرمود : نه ، تو اهل بهشتی و اینها علامت تکبر نیست . تکبر آن است که انسان در مقابل حق ،
خاضع نباشد و خود را بالاتر از مردم بداند و آنها را تحقیر کند
( و از ادای حقوق آنها سر باز زند) . »
خلاصه اینکه از جمله اخیر آیه برمی آید که سرچشمه اصلی
شرک و پایمال کردن حقوق مردم غالباً خودخواهی و تکبر است
و ادای حقوق فوق به خصوص در مورد بردگان ، یتیمان ، مستمندان و مانند آنها نیاز به روح تواضع و فروتنی دارد.
مشارکت ورزی
« وَتَعاوَنوا عَلَى البِرِّ وَالتَّقوى وَلا تَعاوَنوا عَلَى الإِثمِ وَالعُدوانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدیدُ العِقابِ » (۸)
آنچه در این آیه در زمینه تعاون آمده ، یک اصل کلی اسلامی
است که سراسر مسایل اجتماعی ، حقوقی ، اخلاقی و سیاسی
را دربر می گیرد. طبق این اصل ، مسلمانان موظف اند در
کارهای نیک همکاری کنند ، اما همکاری در اهداف باطل و اعمال نادرست و ظلم و ستم ، مطلقاً ممنوع است ، هرچند
مرتکب آن دوست نزدیک یا برادر انسان باشد.
این قانون اسلامی درست برضد قانونی است که در جاهلیت
عرب ( و حتی در جاهلیت امروز ) حکومت می کند که می گوید :
« برادر ( یا دوست و هم پیمانت ) را حمایت کن خواه ظالم باشد یا مظلوم ! » در آن روز اگر افرادی از قبیله ای به افراد قبیله دیگر حمله می کردند ، دیگر افراد قبیله به حمایت از آنها برمی خواستند ، بی آنکه تحقیق کنند حمله ، عادلانه بوده است یا ظالمانه . این اصل در مناسبات بین المللی امروز
نیز حکم فرماست و غالباً کشورهای هم پیمان و یا آنها که منافع مشترکی دارند ، در مسایل مهم جهانی به حمایت یکدیگر برمی خیزند ، بدون اینکه اصل عدالت را رعایت کنند و ظالم و مظلوم را از هم بازشناسند.
اسلام با کشیدن خط بطلان بر این قانون جاهلی ، دستور می دهد تعاون و همکاری مسلمانان با یکدیگر باید (تنها) درکارهای نیک و برنامه های مفید و سازنده باشد ، نه در گناه و ظلم و تجاوز.
جالب اینکه « بر » و « تقوا » هر دو در این آیه با هم ذکر شده اند که یکی جنبه اثباتی دارد و اشاره به اعمال مفید است و دیگری نیز جنبه نفی دارد و اشاره به جلوگیری از اعمال خلاف ، به این ترتیب تعاون و همکاری باید هم در دعوت به نیکی ها و هم مبارزه با بدی ها انجام گیرد .
در فقه اسلامی از این قانون در مسایل حقوقی استفاده شده
و پاره ای از معاملات و قراردادهای تجاری که جنبه کمک به گناه دارد ، تحریم گردیده است. مانند فروختن انگور به کارخانه های شراب سازی ، فروختن اسلحه به دشمنان حق و عدالت و نیز اجاره دادن محل کسب و کار برای معاملات نامشروع و اعمال خلاف شرع.
اگر این اصل در اجتماعات اسلامی احیا شود و مردم بدون درنظر گرفتن مناسبات شخصی و نژادی و خویشاوندی
با کسانی که در کارهای مثبت و سازنده گام برمی دارند ،
همکاری کنند و از یاری کردن ستمگران و متجاوزان ـ در هر
گروه و طبقه ای که باشند ـ بپرهیزند ، بسیاری از نابسامانی های اجتماعی سامان می یابد.
همچنین اگر در مقیاس بین المللی ، دولت های دنیا با متجاوزان ـ هر کس و هر دولتی بوده باشد ـ همکاری نکنند
تعدی و استعمار از جهان برچیده خواهد شد.
……………………………
پی نوشت ها :
۱- سوره نساء (۴) ـ آیه ۳۶
۲- سوره های بقره (۲) آیه ۸۳ ، انعام (۶) آیه ۱۵۱ ، اسراء (۱۷) آیه ۲۳
۳- عبدعلی بن جمعه عروسی حویزی،نورالثقلین،
ج۱،ص۴۸۰
۴- محمد بن یعقوب کلینی ، الکافی ، ج ۷ ، ص ۵۱
۵- محمد بن احمد الانصاری القرطبی ، الجامع الاحکام القرآن
ج ۳ ، ص ۱۶۱
۶- محمد رشید رضا ، تفسیر المنار ، ج ۵ ، ص ۹۲
۷- ملا محسن فیض کاشانی ، الصافی فی تفسیر القرآن ، ص ۱۲۰
۸- سوره مائده (۵) ـ آیه ۲

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

9 + 1 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>