چهارشنبه , ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷
آخرین خبرها

تاریخ تحولات سیاسی کرمانشاهان از مشروطیت تا جنگ جهانی اول

image_print

نوشته اردشیر کشاورز

بخش  شصت و نهم

در نوبت پیشین گفته شد با پیدایش و تشکل احزاب سیاسی دموکرات و اعتدالیون در مجلس شورای ملی دوره ی دوم باتوجه به تعداد نمایندگان یا وکیلان مجلس طرفدار هریک از احزاب ، فراکسیون های پارلمانی دو حزب مذکور شکل گرفت و در نهایت کار از مناظرات و جدل های سیاسی به مجادله های عاری از منطق و متعصبانه کشیده شد و در نهایت تعجب کور جاهلانه ی گروهی بی ادراک و فاقد مسوولیت ، آشفته بازار سیاسی روز را در پدیده شوم ترور متجلی ساخته و در نتیجه با ترور آیت اله سید عبداله بهبهانی که از تبعید عتبات عالیات به کرمانشاه و ایران بازگشته بودند ،
در شب نهم رجب سال ۱۳۲۸ هجری قمری ، کشور را در گرداب جنایت های وحشتناک فرو برده و با توجه به اینکه از دیدگاه اعتدالیون ، اعضای حزب دموکرات در مظان اتهام قرار داشتند ، در انجام یک عمل مقابله به مثل به جان سید حسن تقی زاده لیدر دموکرات ها سوء قصد گردید و در نهایت با فتوای شرعی مرحوم آیت اله آخوند خراسانی ، کار به تبعید تقی زاده به خارج از ایران کشیده شد .
و در این راستا همچنان مجاهدین پیرو ستارخان و سردار محی که ترور بهبهانی را از ناحیه ی مجاهدان پیرو حیدرعمو اوغلی می دانستند ، مبادرت به یک رشته ترورهای سیاسی کرده که منجر به کشته شدن میرزا علی محمد خان تربیت ، خواهر زاده ی تقی زاده و میرزا عبدالرزاق خان گردید ، چرا که حیدرعمو اوغلی را از سران حزب دموکرات دانسته و سوسیال دموکرات شناخته می شد.
پروفسور ادوارد براون انگلیسی اما دوستدار ایران در کتاب انقلاب ایران ، فصل یادداشت های مولف نوشته است :
« پس از کشتن شیخ فضل اله (نوری) درصدد کشتن دیگر پیشوایان ملی برآمدند و به جای اینکه ستم و بیداد را ریشه کن سازند ، تیشه به ریشه خود زدند. رجب نام قفقازی یکی از مجاهدان بی ایمان به نام دموکراسی ، شادروان سید عبداله بهبهانی را که بزرگترین شخصیت روحانی آزادی خواه و عالم به فلسفه اسلام بود در خانه خویش با تیر کین از پای درآورد (ولی به عقیده من به اشاره روس ها و انگشت سیاسی درکار بود ) » (۱)
پیرامون ماهیت و شخصیت مرحوم آیت اله بهبهانی ،
پیش تر و در این رشته کنکاش ها مطالبی آورده شده است .
در کتاب زندگی سیاسی ـ اجتماعی سید عبداله بهبهانی به نقل از دکتر مهدی ملک زاده صاحب کتاب تاریخ انقلاب مشروطیت ایران ، می خوانیم :
مرحوم بهبهانی پس از خلاصی حبس و تبعید و بازگشت به تهران و آن استقبال بی نظیر مردم از او ،
دوباره و چون دوره ی اول مشروطیت ( یعنی پیش از
به توپ بسته شدن ساختمان مجلس شورای ملی )
به قول جمعی به کارگشایی امور مسلمانان و یا به قول
جمعی دیگر به رتق و فتق امور پرداخت و در حقیقت یک دولت بدون مسوولیت و یا یک اداره ی امور عمومی در
خانه اش ایجاد کرد ( ۲) به هر صورت مرحوم آیت اله بهبهانی
بعد از مراجعت به تهران بنا به آنچه که مهدی شریف کاشانی
در کتاب واقعات اتفاقیه در روزگار نوشته اند :
« جمعی از فرنگی مآبان مشروطه خواه زمزمه داشته که اگر آقا بیایند (از نجف اشرف به تهران ) اصلاً نباید مداخله در امور داشته باشند ، چون این ترتیباتی که پیش آمد ، همه به واسطه ی عدم رفتار به قانون بوده و لذا در افتتاح ثانوی مجلس اصلاً نخواهیم گذاشت که آقای بهبهانی مداخله در امور داشته باشند. » (۳)
و نتیجه ی کار آن شد توسط رجب سرابی یا قفقازی تبعه ی روس کشته شد . به هر صورت اوضاع به صورتی
که در مرکز کشور تشریح گردید به گروه گرایی ، ترور و بمب اندازی سیر می کرد و درکرمانشاه و بالطبع در دیگر نقاط کشور همچنان وضعیت های متشنج و حادی را مردم شاهد بودند تا جایی که پیش تر هم گفتیم کشاکش های سیاسی ، قومی و قبیله ای در کرمانشاه و کرمانشاهان تحت لوای کلمه ی مستبد و مشروطه محیطی تنش زا ، آشفته و ناهنجار و خونین را موجب و در این راستا به جدال هواداران ظهیرالملک و معین الرعایا پرداخته شد که در نهایت به صلح انجامید و در آن وضعیت وزیر داخله (وزیر کشور) ظهیرالملک و فرزندانش حسین خان اعظم الدوله و سلیمان خان امیر مقتدر و معین الرعایا با طرف مقابل آنان را به مرکز فرا خواند ، در حالیکه می دانیم مرحوم محمد حسین خان اعظم الدوله نایب الایاله کرمانشاهان و از اجزای صاحب منصب عالی رتبه ی وزارت داخله بود و اما در برابر احضار افراد مورد بحث با توجه به ضعف حاکمیت وضعیت اداره ی امور از جانب میرزا علیخان ظهیرالدوله حکمران کرمانشاهان که در برابر ظهیرالملک زنگنه فاقد اقتدار می نمود و از طرفی گرفتار ضدیت مرحوم آقا محمد مهدی مجتهد رییس انجمن ولایتی کرمانشاه بود و چند بار مبادرت به اعلام استعفا از تصدی حکومت کرمانشاهان کرده بود ، احکام صادره ی وزیر داخله مرحوم حاج علی قلیخان سردار اسعد بختیاری که یکی از دو تن سرداران فاتح تهران شناخته می شد ، بی اثر تلقی می شده و لذا باید متصور بود که اعزام رضاقلیخان نظام السلطنه مافی به عنوان حکمران کرمانشاهان و به جای ظهیرالدوله و دستور دستگیری اعظم الدوله وپسرانش در مراحل بعدی که به موقع خواهیم آورد ، ریشه در همین عدم اعتنا
داشته است.
در هر صورت موضوع مورد بحث در کتاب آبی اسناد وزارت امور خارجه انگلیس به این صورت آمده است :
« کرمانشاه ـ وزیر داخله ، ظهیرالملک و پسر او و
معین الرعایا را به تهران احضار کرد . آنها اعتنایی به آن احضار ننموده ، ولی چند روز بعد با هم صلح کردند. فعلاً خطر اغتشاش مرتفع شده است ، خود شهر آرام و نظمیه ترتیب داده اند ، در خارج شهر هنوز ناامنی زیاد است ، حکومت قوه ندارد که احکام خود را به موقع اجرا بگذارد .
کاروان بزرگ زوار در خارج شهر غارت شد ، در میان غارت زدگان اتباع افغان و عثمانی و روس بودند. از قرار راپورت اموال منهوبه ، استرداد شده است ولی صحت این راپورت معلوم نیست » (۴)
از کتاب آبی پیرامون اوضاع پیش و بعد از مصالحه ی عمومی در شهر کرمانشاه که آثار آن به میان ایلات و عشایر کشیده شده بود و در مباحث پیشین مفصل و مشروح و مستند به آن پرداخته شده است می خوانیم :
« کرمانشاهان ـ صلح مابین دودسته به توسط داوودخان رییس ایل کلهر داده شده است . امنیت خارج شهر را به او سپرده اند و کمیته ای از اعیان ولایت نظم داخلی شهر را به عهده گرفته اند . چون از تهران قشون برای حکومت نرسیده است ، حاکم هم به دولت اطلاع داده است که مسوولیت را برعهده نخواهد گرفت .
اخبار نفاق در پایتخت لطمه به امور وارد آورده است و تا مدتی که کارها در مرکز به یک اساس محکمی پایدار نشود ، هیچ انتظار اصلاح در امور ولایتی نباید داشت .
دولت مرکزی ، داوودخان را به ریاست ایل کلهر منصوب نموده است. مشارالیه تمام روسای ایل را جمع نموده و آنها را قسم داده است که همیشه با او همراه باشند ، می گویند داوودخان به آنها گفته است مالیات را ندهید و غارت هم بکنید ، ولی حمله به زوار و اموال تجار نیاورید.
اگر اوضاع جدید به همین حال باقی بماند و از داوودخان بخواهند که امنیت را برقرار سازد ، مشارالیه خواهد گفت که این کار ممکن نیست ، مگر آن که به روسا پول داده شود تا آنها پلیس مخصوص تشکیل بدهند . اغلب از اموالی که به سرقت رفته بود و در راپورت ماه گذشته درج شده بود ، به صاحبان آنها مسترد ساختند. » (۶)
ادامه دارد
پی نوشت های ارجاعی :
۱ – کتاب انقلاب ایران ( انقلاب مشروطیت ایران ) پروفسور ادوارد براون انگلیسی ـ پیشین ـ ص ۴۴۰- کتاب زندگی سیاسی و اجتماعی آیت اله بهبهانی
۲-پیشین ـ ص ۵۸۶ ـ مطلب به نقل از کتاب انقلاب مشروطیت ایران ـ دکتر مهدی ملک زاده ـ پیشین ـ
ص ۱۳۳۳
۳- همان ـ ص ۵۷۲
۴- کتاب آبی ـ اسناد وزارت امور خارجه انگلیس ، قبلی ،
جلد سوم ـ ص ۷۴۶
۵- مرحوم داوودخان کلهر در سال ۱۲۱۹ هجری قمری و در حکومت میرزا احمد خان علاء الدوله حاکم کرمانشاهان ، زمینه ی انتصاب به ایلخانی گری کلهر را با توجه به منصب ایل بیگی گری که در اختیار داشت به دست آورد و در سال ۱۲۲۰ هجری قمری بنا به پیشنهاد شاهزاده عبدالحسین میرزای فرمانفرما حاکم کرمانشاهان به میرزا علی اصغرخان امین السلطان اتابک ، صدر اعظم مظفرالدینشاه و صدور حکم از جانب مظفرالدینشاه به عنوان ایلخان ـ بزرگ ـ ایل کلهر منصوب گردید .
موضوع مورد بحث در سال ۱۳۲۸ هجری قمری می تواند عنوان ایلخانی گری کل ایلات و عشایرکرمانشاهان یا اتحادیه ی ایلی (کنفدراسیون ایلی ایالت کرمانشاهان )
بوده باشد .
۶- کتاب آبی ـ همان ـ ص ۷۶۳

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

4 + 4 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>