شنبه , ۵ اسفند ۱۳۹۶
آخرین خبرها

دسترسی به شهر آرمانی به مراتب ارزش بیشتری نسبت به کلان شهر دارد

image_print

ح- مولایی فر
بخش هفتم

در سایه « دانش» شهر آرمانی چه حال و هوایی می تواند داشته باشد به منظور تکمیل این موضوع، در فصل هفتم شهر آرمانی به نگارش مهندس علی قبادی دیدگاه رشته های علمی در باب شهر ایده آل را مرور می کنیم. تا با کمک اصول علمی و دانش اداره ی یک شهر را درباره امور، شهری مطلوب نزدیک به شهر آرمانی کسب نمود.
مدیریت با شیوه علمی، فن و عملی نوپاست (اواخر قرن ۱۹) که درعرصه هایی اجتماعی، سیاسی و اجرائی کارکرد دارد.
اما صددر صد باید اذعان کرد، در جهان معاصر اداره امور شهرها به شیوه قدیم و ادوار گذشته در قالب روشهای سنتی امکان پذیرنیست استفاده و کاربرد از تفکر اندیشمندان قرون ماضی به صورت کلمات
و سخنان قصار هر چند به عنوان کلید های طلایی درهای بسته ی ذهن را برای حل معضلات اجتماعی می گشاید بیشتر جنبه ی تقویت روحیه و عصایی برای گام برداشتن فردی کاربرد دارند.
زیباترین گفتارها در خصوص فرماندهی و مدیریت و اداره ی جامعه زمانی به راهکارها نیرو می بخشند که مدیریت باعلم، هنر و فن ، دوران عصر خویش مجهز باشد. به اصلی از فن مدیریت اشاره ای
می شود که مولف از کتاب « اصول مدیریت» نوشته ی دکتر علی رضائیان صفحه ی ششم برگزیده است:
« مدیریت، فرایند بکارگیری موثر و کارآمد منابع مادی و انسانی در برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات ، هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و براساس نظام ارزشی مورد قبول، صورت می گیرد.»
شهر آرمانی ص ۲۱۶
دیگر صاحب نظران علم مدیریت ، هر یک چند اصول را مبانی و پایه ی مدیریت می دانند. از جمله هنری فایول: « مدیریت را در پنج وظیفه ی اصلی ، یعنی، برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی، هدایت، (رهبری) و کنترل خلاصه می کند.» اما « هربرت سایمون، مدیریت را در تصمیم گیری خلاصه می کند بدین معنا مدیر توانا آن است که بهترین تصمیم را اتخاذ می کند.» ص ۲۱۷
فراموش نکنیم امروزه رویکردهای نوین مدیریت در شکلهای مختلف مدیریت به چشم می خورد که از بیان انواع آن صرف نظر کرده و به اصل منبع کتاب شهر آرمانی رجوع شود. لذا درمجموع وشرایط جدید زمانی و مکانی برای اداره شهرها در جهان کنونی، روی مدیریت اقتضایی، مدیریت سیستمی و … تاکید می شود آن هم با اصول علمی برخاسته ازعلم مدیریت.
جناب مهندس قبادی درتایید این امر می نویسد: «در جهان کنونی اداره امورشهرها به شیوه ی سنتی امکان پذیر نیست. لذا طرحی نو باید درانداخت و مطابق موقعیت های مکانی و زمانی و اقتضای شرایط روز، مدیریت کرد با این توضیحات مختصر، مدیر وظایف و اختیارات او، سرپرستان، کارکنان و حیطه ی عملکرد آنها و به طور کلی آن چه که امروزه مورد قبول دانشمندان علم مدیریت و یا مدیران موفق، قواعدی است که علی رغم داشتن استثناهای کاربردی اجرای آنها اجتناب ناپذیر است.
امروزه شهرها متشکل از سازمان هایی هستند که در راس آنها از سطح خُرد تا کلان درهرم مدیریتی مدیر حضور دارد، و این مدیر است که سازمان رابه سمت اهداف، نزدیک یا از نیل به اهداف دور می کند.»ص ۲۱۸
درادامه ی مبحث مدیریت، نویسنده ومولف ضمن برشمردن خصوصیات مدیریتی به آفات مدیریت ناتوان نیز اشاراتی دارداز جمله: « تبعیض، جاه طلبی، مال اندوزی و حرص، تنگ نظری، اسراف و تبذیر، از دست دادن فرصت ها، استبداد رای و …»
ص ۲۱۹
کرمانشاه به دلایلی از جمله مهاجرت خارج از حد طبیعی و عمدتاً به علت کوچ ناخواسته ی ساکنان شهرها و روستاهای جنگ زده، برهم خوردن نظم و نسق امور کشاورزی و دامداری و … در سطح مناطق روستایی به عنوان منابع غنی تولیدات و محصولات، وابسته به زمین و دام، روستانشینان به ویژه جوانان راهی شهر کرمانشاه شده، طبعاً عوامل مذکور و ده ها دلیل و علت دیگر که در این مقاله جای پرداختن بدان نیست، مرکز استان از جهات طول و عرض وسعت پیدا می کند و حاشیه نشینی نیز پیرامون کرمانشاه را به صورت شهرک های ناقص الخلقه فراگرفته است.
مدیریت ارشد و کلان و مدیران زیر مجموعه بدون آشنایی و تخصص به فنون و اصول مدیریت، نه تنها از رشد ناموزون شهر جلوگیری به عمل نیاوردند، بلکه با ندانم کاری، در راستای حفظ صندلی مدیریت، با اعلام و نصب تابلوی کلان شهر بودن کرمانشاه درمبادی ورودی و خروجی جاده های بیرون شهری دست به عوام فریبی زدند. در حالیکه مسوولین کاملاً به این امر واقف بودند، کرمانشاه هیچکدام از شاخصه های تعریف شده درباب کلان شهر شدن را نداشت اما متاسفانه این عبارت را چنان لقلقه ی زبان ها جا انداختند که به خودشان مساله کلان شهری کرمانشاه مشتبه شد.
موارد عدم مدیریت بیشتر مسند نشینان که با ریسمان رابطه فامیل وارگی و قبیله گرایی روی کار می آیند صرفاً در جهت کسب مقام و پست چارچنگولی میز ریاست را چسبیده اند.
فهرست وار می توان اینگونه بدان اشاره نمود: احداث قطار مسافر بری که حداقل از اولین زمان جرقه ی آن در ذهنیت تا امروز بیش از پنجاه سال به طول کشیده، درهمین زمینه، قطار شهری در پیچ وخم انتخاب نوع چنین مرکب مدرنی، بدون برنامه ریزی کلید آن را با منوریل آغاز کردند در نهایت به همان پیشنهاد معقول کارشناسان فن البته با کلی خسارت و ضرر مالی و فرصت سوزی از نیمه ی راه هوا به زمین، به صورت مترو تغییر شکل داد.
موضوع بیکاری را آنقدر پشت گوش انداختند که این معضل اجتماعی به غول عظیم الجثه ای قد و قامت کشید که نسل جوان را هر چه
می بلعد اشتهای سیری ناپذیری اش، تسکین پیدا نمی کند و حضرات شعارمآب و آمار ساز، با تعطیلی کارخانه ها و کارگاه های تولیدی، چنان بر جمعیت بیکاران استان افزودند که تعداد بیکارها در حال حاضر به گفته ی مهندس بازوند استاندار محترم کرمانشاه مرز آن از ۱۰ لشکر بالا زده است و این یعنی ایجاد شرایط سخت و حاد یک بحران اجتماعی.
پیامد این شکاف عمیق دامن زدن بر میزان فقر، افزایش جمعیت کودکان کار، رشد قشرگدا پروری، فربه شدن نابهنجاری های فردی- اجتماعی، تورم آسیب های جسمی و روحی، بیماری افسردگی، و در نهایت در هم ریختن هویت فرهنگی در بستر جامعه ای که پدیده ی طلاق، اعتیاد، دزدی و نزاع خانوادگی در آن حرف اول را می زند.
ادامه دارد…

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

4 + 6 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>