چهارشنبه , ۲ خرداد ۱۳۹۷
آخرین خبرها

تاریخ تحولات سیاسی کرمانشاهان از مشروطیت تا جنگ جهانی اول

image_print

نوشته اردشیر کشاورز

بخش  هفتادو هفتم

در نوبت قبلی گفتیم رضاقلیخان نظام السطنه مافی در وضعیت آمادگی و تهاجمی خود با اخذ تعلیمات لازم از سران حکومت مرکزی و با تأمین نیروی جنگی و نظامی کارآمد ، مهیّای برداشتن خیز همراه با توفیق حکومت به سران و سرداران عشایری و گوشمالی به کسانی بود که به هر طریق به دستورات حاکمیت بی توجه بوده و از پرداختن مالیات سالیانه امتناع کرده و این خود بهانه و مستمسکی بود تا والی در انجام تاخت و تاز به سران عشایر ، بهانه ی لازم را به کارگیرد .
اولین شکار حاکم از میان برداشتن محمد حسین خان
اعظم الدوله زنگنه ، مرد بسیار مقتدرایل بزرگ زنگنه نایب الحکومه ی سالیان بسیار درکرمانشاهان ، فرزند ارشد رییس فوج زنگنه یعنی مرحوم حاج
محمد رضا خان ظهرالملک زنگنه ، ملاک بزرگ غرب کشور و مرکز شناس بود که در صورت توفیق نظام السلطنه و غلبه ی بر او ، در پندار بیمار و باطل خود استیلای بر سران دیگر عشایر چون ایلخان مقتدر بزرگ ـ ایل کلهر ـ و… آسان می بود ،
بهانه تهاجم نظام السلطنه به اعظم الدوله زنگنه
نمی بایست به صورت هجوم نظامی می بود ، چرا که
گفته می شده است نظام السلطنه در جنگ ها معمولاً
شانس موفقیت بر حریف با او همراهی نمی کند و نتیجه کار اکثراً به ضرر او خواهد بود.
و لذا قصد آن داشت با فریب و نیرنگ و دورویی و خام کردن حریف ، موجبات دستگیری او را فراهم آورد و لذا بهانه هایی را در اختیار داشت که در صورت لزوم از آنها بهره ببرد ، چنانچه آنچه در پاره ای از آثار تاریخی و اسناد درون خانوادگی سران عشایر و بزرگان کرمانشاهان ضبط است ، برخی اقدامات اعظم الدوله زنگنه که در نبود حکام کرمانشاهان در سمت نایب الحکومه ای بودن از انجام امور ایالت کفالت می کرده است و به ویژه در مدت زمان نزدیک به یک ساله ی موصوف به استبداد صغیر که در نهایت اقدامات تند و رویه ی حاد حکومت داری اعظم الدوله زنگنه در نبود حاکم ،
او ، پدر ، برادران ، بنی اعمام ، کسان و اقوام و خویشان و به تبع آنان آحاد جامعه ی شهری و عشایری زنگنه و طوایف وابسته به ایل زنگنه را به هواداری
ازمشروطه کشاند ، اما گمان قوی آن بوده است طرفداری آنان از مشروطه مورد تأیید سران حزب دموکرات ، روحانیون و حتی اعتدالیون نبوده ، هرچند آن جماعت در بیان نیت خود و عمل به آن صادق و ساعی بودند.
و در این میان پاره ای از اقدامات افراطی و حتی بی رویه ی اعظم الدوله زنگنه در ازدحام تأیید و آفرین گویی های دوست و دشمن از هر طیف و گروه و دسته ای به ظاهر دام فریبنده ای بوده است تا اعظم الدوله زنگنه را در کمند و منجلاب مشکلات سخت گرفتار سازد که از آن بین می توان و به ویژه به جریان سربریدن جوانی به نام «حسن بژی» اشاره کرد که پیشتر هم شمه ای از آن بازگفته شده است و آن جوان نگون بخت که در حالت مستی و عربده کشی به سران استبدادی کرمانشاه که اکثریتی از آنان روحانیون خاندان آل آقا به شمار می رفتند از جمله آقا رحیم مجتهد و رییس العلما آل آقا و همچنین ظهیرالملک زنگنه پدر اعظم الدوله و شخص نایب الایاله
اعظم الدوله زنگنه و … فحاشی و هتاکی و اهانت کرده و اعظم الدوله در واکنش به متن مکتوب مرحوم حاج آقا رحیم مجتهد آل آقا از سران مستبد کرمانشاه که اعظم الدوله را شخصی بی حال ، فاقد لیاقت و شایستگی خوانده بود ، در منتهای عصبانیت شدید حکم به بریدن سر جوان داده و این اقدام که در ظاهر مورد تأیید بزرگان و روحانیون بود ، اما در نهان دستاویزی شد علیه اعظم الدوله زنگنه توسط همان بزرگان و روحانیون تا اعظم الدوله را در چاه ویل مشکلات فروغلتانند.
و متعاقب تأیید اقدام اعظم الدوله ، اما در نهان مادر حسن بژی را با تأمین مخارج و هزینه سفر عزیمت به تهران و تسلیم عریضه و شکواییه به مقامات بالای کشور ، تحریکات سختی را علیه اعظم الدوله زنگنه ، تدارک دیده تا جایی که موضوع را به غلط و ناراستی به جراید مرکزی انعکاس داده و کشاندند از جمله در روزنامه صوراسرافیل مواردی چاپ گردید که با واقعیت امر ، بیگانه و فاصله داشت.
به عنوان مثال در شماره چهارم صفحه هشتم روزنامه مذکور ، مرحوم علی اکبر دهخذا یا علامه دهخدا که با عنوان « دخو ـ یا همان کدخدا در گویش مردم قزوین » مقالاتی ارزشمند در انعکاس دردهای جامعه و اوضاع نکبت بار حکام جور قجری چاپ و منتشر می کرد ، اعظم الدوله را در ردیف حاکمان دیگری که عمله و اکره ی دربار فاسد محمدعلیشاهی و به واقع خود جزیی از ظلَمه
بودند ، قرار داده و نوشته بود :
« اعظم الدوله حاکم کرمانشاه برای سه قران دستور داده بود سرجوانی را ببرند ! » (۱)
و همچنین در جای دیگری از کتاب دکتر سهراب یزدانی
صور اسرافیل نامه آزادی به نقل از صور اسرافیل آمده است :« چندتن از حاکمان و زمین داران بزرگ و افراد با نفوذ محلی و سرکردگان ایلات به کشت و کشتار
هم میهنان خود دست گشوده بودند .
پسر رحیم خان چلیبانلو در آذربایجان ، ارفع السلطنه در کرگانه رود تالش ، نصرت الدوله درکرمان ، مشیرالممالک و صدرالعلماء در یزد ، اعظم الدوله درکرمانشاه ، پسران قوام الملک در فارس ، میر هاشم
در تبریز و … » شماره ۲۶ ـ ص ۸ (۲)
متأسفانه علیرغم گذشت این همه سال تا حد یک قرن از رخدادهای مشروطه ، پژوهشگران و کوشندگان وادی تاریخ از جمله همین جناب دکتر سهراب یزدانی که پیش تر مطالب نگاشته ی او پیرامون داوری عملکرد اعظم الدوله زنگنه آورده شد
همان مطلب را در مقاله ی دیگری با عنوان سیاست در چرند و پرند دهخدا در کتاب چرندو پرند علی اکبر دهخدا که به کوشش ولی ا… درودیان زینت چاپ
و نشر یافته است ( ۳) ارائه داده و بازهم همان بساط ،
منتهای مراتب این بار جناب استاد عزیز و بزرگوار ولی ا… درودیان با هوشمندی تمام ، موضوع را مورد کنکاش قرار داده و از طریق استاد عزیزم جناب یداله عاطفی ( آشفته ) شاعر اندیشمند بزرگوار صحت و سقم نگاشته ها را استفسار و با این متن که ذیل معرفی اعظم الدوله صورت گرفته است به خود و شایستگی تمام به چه گفت های بی پایه و اساس گفتمان های مجعول تاریخی چهره ی حقیقی و واقعی داده شده و می خوانیم :
« اعظم الدوله ـ حسین خان فرزند حاج محمدرضا خان ظهیرالملک زنگنه ، رییس ایل و فوج زنگنه در کرمانشاه بود .ظهیر الملک و فرزندش هم در دوران استبدادی قاجاریه و هم در زمان استقرار مشروطه ،
به پیروی از جوّ زمان ، مشی و تفکر استبدادی داشتند ، در طلیعه مشروطه به حکومت قانون گرایش پیدا کردند ، در استبداد صغیر ، اعظم الدوله
نیابت حکومت کرمانشاه را عهده دار بود به واسطه این که یکی از قداره بندان شهر به نام حسن بژی در اثر افراط در میخوارگی در حالت مستی در محل چهارسوق بازار کرمانشاه ، نظم بازار را مختل می کند
و با انجام حرکات ناشایست و عربده کشی مانع از عبور و مرور مردم می شود و به روحانیون و سران حکومتی شهر از جمله حاج آقا رحیم آل آقا مجتهد ،
آقا ابوالقاسم رییس العلمای مجتهد ، ظهیرالملک و اعظم الدوله و دیگر بزرگان هتاکی و فحاشی می کند ،
آقا رحیم مجتهد گزارش اعمال حسن بژی را فوری و با خشم و خروشی بی حد بدین مضمون که انجام چنین حرکات و اعمالی ناشی از بی عرضگی حاکم و نایب الحکومه است ، به حکومت تهران منعکس
می کند ، مکتوب مجتهد شهر ، چنان در اعظم الدوله
مقتدر و سخت گیر تأثیر می کند که بدون ملاحظه در میزان جرمی که اتفاق افتاده ، حکم به بریدن سر حسن بژی می دهد .
اینجا یادداشت دوست فاضل و مورخ ما جناب اردشیر کشاورز پایان می یابد ، برای کامل شدن شرح احوال حسین خان اعظم الدوله زنگنه ، بنده نیز با استناد به تاریخ کرمانشاهان اشارتی می کنم ، پس از کشته شدن حسن بژی مخالفان اعظم الدوله ،
مادر مقتول را برای دادخواهی برمی انگیزند و او را به تهران می برند و وامی دارند خود را گِل بگیرد و با فریاد و فغان و شیون از مقامات مسوول دادخواهی کند . ( اینجاست که علامه دهخدا به آن ماجرا در چرند و پرند اشاره می کند ، بدون این که از اصل موضوع اطلاعی داشته باشد یا امیراعظم الدوله را بشناسد ) به هر روی دولت برای خواباندن سرو صدا ،
اعظم الدوله و پسرش علی خان امیرکل را دستگیر ،
زندانی و تحت الحفظ به تهران می فرستد ، آنان مدتی در زندان ماندند و سپس آزاد شدند.
این یادداشت را دوست دانشمند ما حضرت استاد یداله عاطفی نوشته اند و در اختیار ما گذاشته اند
از لطف ایشان و جناب آقای اردشیر کشاورز سپاسگزاریم » (۴)
ادامه دارد
ــــــــــــــــــــ
پی نوشت های ارجاعی :
۱ – کتاب صوراسرافیل ـ نامه آزادی ، دکتر سهراب یزدانی ، نشر نی ، چاپ اول ، ۱۳۸۶ ، تهران ص ۲۱۴
۲- همان ـ ص ۲۴۱
۳- چرند و پرند ـ علی اکبر دهخدا ، به کوشش ولی ا…
درودیان ، انتشارات نیلوفر ، چاپ اول ، ۱۳۹۱ ص ۷۲
۴- همان ـ صص ۳۷۶ -۳۷۷

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

4 + 3 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>