چهارشنبه , ۲ خرداد ۱۳۹۷
آخرین خبرها

تاریخ تحولات سیاسی کرمانشاهان از مشروطیت تا جنگ جهانی اول

image_print

نوشته اردشیر کشاورز

بخش  هفتادو هشتم

در نوبت قبلی از زمینه های برخورد تعیین شده ی رضاقلیخان نظام السطنه مافی حاکم منصوب و مورد تأیید و حمایت دولت مرکزی که مقرر شده بود هر اقتداری غیر از اقتدار حاکمیت جدیدی که با نام مشروطه و اما با داربست فکری و اندیشگی رجال استبدادی پیشین درهر گوشه ای از کشور درهم کوبیده شود ، گفتیم که نظام السلطنه درصدد دستگیری محمد حسین خان اعظم الدوله زنگنه و دیگر هم عهدان او برآمده بود و اما در خود یارای درگیری مسلحانه ای را جهت دستگیری اعظم الدوله زنگنه نمی دید ، چرا که اعظم الدوله با دراختیار داشتن سلاح های سبک و سنگین فوج نظامی ورزیده ی
زنگنه ، نفرات عشایری ایل زنگنه ، حمایت بخش اعظم مردمان شهری شهر کرمانشاه و حتی اقتدار رزمی عشایر پرتوان ایلی ایل کلهر را در پشت سرخود
داشت .
هرچند درآن عرصه و فضا ، کدورتی بین حسین خان اعظم الدوله زنگنه و داوودخان سردار مظفر ایلخان کلهر به واسطه ی درگیری و نزاع خونین سال ۱۳۲۶ هـ ق
او و مرحوم جوانمیرخان ضرغام الدوله پسر داوودخان کلهر وجود داشت و اما و در هر حال و وضعیت ، داوودخان ملاحظه ی ظهیرالملک زنگنه پدر اعظم الدوله
را داشت ، هرچند در آن ایام ظهیرالملک در اعتاب مقدسه برسر املاک و مستغلات و دارایی های خود در کربلا و … سرمی کرد ، از این روی نظام السلطنه مترصد فرصت بود تا با خدعه و نیرنگ بر اعظم الدوله دست یابد .
سردار مقتدر سنجابی در یادداشت های خود پیرامون همین موضوع آورده است :
« چون از طرف دولت رضاقلیخان مافی ملقب به
نظام السلطنه به حکومت کرمانشاه منصوب گردید و اعظم الدوله به وسیله ی بعضی از دوستان خود در تهران اطلاع یافته بود که به جانبداری از استبداد متهم گردیده و نظام السلطنه مأمور دستگیری و اعزام او
به تهران است ، در شهر (کرمانشاه ) نمانده ، به املاک خود در بلوک دینور رفت و جمعیتی مسلح برای حفظ و حراست خود نگاه داشت . » (۱)
آنچه در پاره ای از آثار تاریخی آمده است و می خوانیم :
هرچند نظام السلطنه در پی اغتنام فرصت و موقعیت بود تا سران عشایر کرمانشاهان را گوشمالی دهد و اقتدار حکومت مرکزی را در شخص والی و یا حاکم متمرکز کند و در این راستا می بایست اولین رویارویی خود را با اعظم الدوله آغاز و همین امر را در برنامه ی کاری خود نیز قرارداده بود ، اما همچنان که پیشتر هم گفتیم ، یارای مقابله ی خصمانه با اعظم الدوله را نداشت به جهاتی چند و از جمله اینکه حسین خان اعظم الدوله زنگنه هرچند متصف به صفت و مشی استبدادی بود ، اما درجریان مشروطه به مشروطیت گرایش پیدا کرد و بر نفوذ و اعتبارش افزوده گردید ،
خود نایب الایاله ی کرمانشاهان و از کارکنان ارشد وزارت داخله محسوب می شد و صاحب جاه و مال و مکنت بی شمار و فرزندش حیدرخان فخیم السلطنه نیز نایب الحکومه ی چم چمال بود و مأمور ایجاد امنیت در شاهراه کرمانشاه ـ همدان با در اختیار داشتن جنگ افزار و نیروی کافی .
پدر و پسر هر دو دخترانی از خاندان صاحب نفوذ آل آقا را
در حباله ی نکاح داشته و بر بار نفوذ معنوی آنان می افزود.
پدر حسین خان اعظم الدوله ، ظهیرالملک زنگنه با درجه ی امیرتومانی ( سرلشکر ) بر فوج زنگنه ریاست و بر دیگر افواج نظامی فرماندهی و مدیریت داشت.
صاحب املاک بسیار در دینور تاحد ۲۸ روستا ، کندوله ،
سلیمانیه ی درود فرامان ، محال عثمانوند و … کرکسار و دیگر نقاط از جمله شهر کرمانشاه و نفوذ در ایل لک عثمانوند ، احمدوند ، نانه کلی و … بود و از نظر اتحاد ایلیاتی از معتمدان و هم پیمانان ایلخان کلهر محسوب می شد.
از حیث وابستگی حکومتی ، گفتیم که اعظم الدوله بعد از عدول از مواضع استبدادی پیشین خود ، گروش به مشی اعتدالی داشته و میانه ی خوشی با حاج علی قلیخان سردار اسعد بختیاری از سران و خوانین درجه اول بختیاری ، یکی از دو فاتح مشهور تهران در خلع محمد علیشاه از سلطنت و وزیر داخله ی حاکمیت نوین داشت . هر چند در آن برهه و به واسطه ی عدم تمکین از دستورات دولت مرکزی و وزیر داخله و
در منازعه ی با خاندان معینی ها در فراخواندن آنان به مرکز کشور ، شاید دل چرکینی وزیر داخله از اعظم الدوله
هم عامل چیدن نوک او در سرکوب اقتدار سران عشایری طلبکار دولت مشروطه دخیل بوده است.
افزون براین موارد ، خاندان ظهیرالملک زنگنه اعم از شخص او ، حسین خان اعظم الدوله امیرکل پسرش ، عمویش سلیمان خان امیر مقتدر و … در جریان تبعید مرحوم آیت اله بهبهانی به مدت ۶ تا هشت ماه میزبانی بیش از سی تن از همراهان آیت اله در قلعه بزهرود بوده و رضایت آیت اله و برادرش آیت اله سید کمال الدین
بهبهانی از خاندان ظهیرالملک زنگنه بسیار می بوده است ، از این روی تمامی مواردی که ذکر شد ،
نظام السلطنه را در رویارویی با اعظم الدوله مردد نگاه داشته و ناگزیر می ساخت به پیروی از شیوه و روش و رویه ی عمویش حسینقلی خان نظام السلطنه اول که با توسل به سوگند با مصحف شریف به مقابله با دشمنان قدرتمند خود می رفتند ،او نیز به خدعه روی آورد تا موجبات دستگیری اعظم الدوله زنگنه ، پسرش علی خان سردار اجلال ، امیرکل بعدی و برخی از هواداران آنان را فراهم کند. (۲)
از این روی مکاتبات دوستانه ای را با اعظم الدوله شروع و در نامه نگاری ، خان زنگنه را برای انجام امور مشاوره پیرامون کارهای مهم به کرمانشاه ، دعوت کرد.
مرحوم فرج اله خان معتمدی درخاطرات خود و مرحوم علی اکبرخان سردار مقتدر سنجابی در یادداشت های منسوب به ایشان مطالبی را حول مسایل مورد بحث متذکر شده اند که بنیاد و پایه و اساس و چهارچوب مطالب یک روال و روبنا و محتوا دارند.
بررسی موضوع به ما می نمایاند که راوی و یا نویسنده ی
هر دو ، یک تن بوده است و بنا به آنچه که مرحوم معتمدی در مقدمه ی یادداشت های خود آورده اند مشخص می گردد نگارنده ی یادداشت ها ، شخص فرج اله
خان معتمدی بوده ، چرا که خود ایشان به این صورت معما را حل کرده اند :
« بنا به درخواست سرور ارجمند ، استاد ودانشمند معظم جناب آقای دکتر کریم سنجابی استاد دانشگاه …
از من فرج اله معتمدی خواسته اند آنچه را از وقایع سنوات قبل از سلطنت رضاشاه در خاطر دارم به رشته تحریر درآورده و برای ایشان بفرستم و … الخ » (۳)
و لذا از هر دو مأخذ با اندکی تفاوت و کاهش و افزایش در متن اصلی می خوانیم :
اعظم الدوله تسکین یافته (به واسطه ی نامه نگاری نظام السلنه با او ) از دینور به قریه ی سلیمانیه ، بین کرمانشاه و هرسین آمده و اما همواره احتیاط خود را از دست
نمی داد ، در این موقع ( مرحوم معتمدی مباحث خود را به صورت زمان حال نگاشته است ) باقرخان اعظم السلطنه رییس ایل کاکاوند از ایلات لرستان که چند سالی خود سرانه بر هرسین استیلا یافته بود ، از پرداخت مالیات خودداری می کرد .
نظام السلطنه سرکوبی وی را بهانه قرارداد و به اعظم الدوله
نوشت که برای این مهم عازم هرسین است و به کمک او نیاز دارد و در فلان روز با اردوی همراهش در سلیمانیه مهمان او خواهد بود ، دو سه نفر از بستگان و از جمله پسر ارشد اعظم الدوله ، علی خان سردار اجلال به وی اصرار
می نمایند که بی درنگ برخیزد و به تهران برود ، خود را به سردار اسعد بختیاری تسلیم کند و یا با سوابق نیکی که با آیت اله بهبهانی دارد ، اصلاح امر خود را از وی
بخواهد ، ولی او حاضر به قبول نمی شود .
نظام السلطنه با اردوهایی مرکب از سواره و پیاده ی سرباز محلی و توپخانه در میان استقبال شایان به سلیمانیه وارد می شود و چند روزی در قلعه ی آن توقف می کند.
شب روزی که قرار بود بامدادش به هرسین حرکت نمایند، پس از صرف شام و متفرق شدن مردم برای خواب ، پیش خدمت مخصوص نظام السلطنه نزد
اعظم الدوله می رود و پیغام می برد که تلگراف مهمی از تهران رسیده و دستور داده شده که با مشورت شما درباره ی آن اقدام شود.
اعظم الدوله به اتفاق پسرش سردار اجلال به محل اقامت نظام السلطنه می روند ، چند دقیقه بعد عده ای
سرباز دور اتاق را محاصره می کنند و نظام السلطنه خود ظاهر می شود و دستور می دهد که هر دو نفر پدر و پسر را به نام حکومت مشروطه زنجیر کرده و در کالسکه ای که قبلاً حاضر بود همراه بیست و پنج سوار تحت الحفظ به تهران حرکت دهند. (۵)
ادامه دارد
ــــــــــــــــــــ
پی نوشت های ارجاعی :
۱ – ایل سنجابی و مجاهدات ملی ایران ـ پیشین ـ ص ۱۸۲
۲- نقدی بر ایلات و عشایر کرمانشاهان ـ اردشیر کشاورز ـ انتشارات تاق بستان ـ سال ۱۳۷۸ ـ کرمانشاه ـ
صص ۶۰-۶۱
۲- نهضت مشروطیت در کرمانشاه و کنگاور ـ قبلی ـ صص ۱۴۵-۱۴۶
۴- مرحوم باقرخان اعظم السلطنه از تیره ی مظفروند ،
طایفه ی کاکاوند ایل دلفان لرستان بوده اند . کاکاوند یکی از نه طایفه و تیره ی اتحادیه ی طوایف نه گانه ایل دلفان محسوب می شود و مرحوم اعظم السلطنه معروف به خان لره گو اینکه در جغرافیای لرستان زیست بوم داشته ، اما تبار لک داشته اند.
۵- نهضت مشروطیت در کرمانشاه و کنگاور ـ پیشین ـ صص ۱۶۴-۱۶۵-۱۶۶ و ایل سنجابی و مجاهدات ملی ایران ـ پیشین ـ صص ۱۸۲-۱۸۳-۱۸۴

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

3 + 4 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>