چهارشنبه , ۲ خرداد ۱۳۹۷
آخرین خبرها

تاریخ تحولات سیاسی کرمانشاهان از مشروطیت تا جنگ جهانی اول

image_print

نوشته اردشیر کشاورز

بخش  هفتادو نهم

در نوبت قبلی مباحثی پیرامون زمینه های دستگیری و دستگیری محمدحسین خان اعظم الدوله زنگنه و فرزند ارشدش علی خان سردار اجلال ، امیرکل بعدی که در غیاب جدش مرحوم ظهیرالملک زنگنه امیرتومان رییس فوج زنگنه ، سرپرستی فوج را برعهده داشت
در قلعه ی روستای سلیمانیه ی درود فرامان ملکی مرحوم ظهیرالملک توسط نظام السلطنه مافی با خدعه نامه پراکنی و فریب و مکر ، مطالبی آورده شد .
و گفتیم که خاندان نظام السلطنه مافی از جمله حسینقلی خان نظام السلطنه اول عمو و مربی و پدر معنوی و روحانی رضاقلیخان نظام السلطنه دوم ،
مشهور به توسل دروغین به سوگند مصحف شریف کلام ا… مجید و به کارگیری خدعه ، نیرنگ و مکر
در برابر حریفان خود بوده اند .
ابراهیم صفایی در کتاب رهبران مشروطه دوره ی دوم مبحث
بیوگرافی حسینقلی خان نظام السلطنه مافی پیرامون همین عدم وفای به عهد و عدم التزام به کلام ا… مجید حسینقلی خان نظام السلطنه نوشته است :
« در سال ۱۳۲۳ هـ ق ، هنگامی که محمد علی شاه در
تهران بود ، محمد آقا شکاک رییس ایل شکاک (از کردان
آذربایجان غربی ) و پسرش جعفرآقا بر دولت طغیان کردند. نظام السلطنه به آنان تأمین داد و مراتب را
به ولیعهد ( محمد علی شاه ) اطلاع داد و او با تلگراف رمز دستور قتل جعفر آقا را داد.
نظام السلطنه که با قید سوگند قرآن به جعفرآقا و پدرش
تأمین داده بود ، جعفرآقا را مهمان کرده و بر حسب دستور
قبلی او را به قتل رسانیدند . » (۱)
براین اساس چون نظام السلطنه باب نامه پراکنی را جهت فریب اعظم الدوله باز کرد ، فرزندانش او را از گرفتار شدن در دام مکر (والی ) آگاه ساخته و اظهار
داشتند خوب است با سوابق نیکی که در زمان تبعید مرحوم آیت ا…. بهبهانی در روستای بزهرود کندوله داشته
به تهران رفته تا با مساعدت و حمایت آیت اله رفع مشکلات او بشود ، هرچند بنا به آنچه در کتاب زندگی سیاسی و اجتماعی سید عبدا… بهبهانی آمده است ، گروهی برآن بوده اند تا با بازگشت آیت ا… به تهران فرصت
و مجال دخالت در امور دولتی را از او سلب کنند. (۲)
و از این روی اعظم الدوله تردید داشته است تا از وجود آیت ا…. در رفع تنگنای پیش آمده بهره ببرد.
در هر حال علیرغم اصرار فرزندانش او گفته بود مرد محترمی که هم از ایل و طایفه مخصوص و هم والی صفحه غرب است و نوشته است من به مهمانی پیش تو می آیم ، ایلیت و صاحب خانگی اجازه نمی دهد من در منزل نمانم و پذیرایی نکنم.
سردار اجلال پیشنهاد می کند شما تشریف ببرید ، من و برادرم فخیم السلطنه برای مهمان داری و پذیرایی می مانیم ، اما اعظم الدوله در سلیمانیه باقی می ماند و بعد از ورود نظام السلطنه ، چند روزی را که میهمان بر اعظم الدوله بوده ، چنان رفتار می کند که اعتماد او را
بیش از پیش به خود جلب می کند و به هر صورت گفتیم
که در پاسخ دعوت مشاوره ی والی از اعظم الدوله ، او وپسرش
نزد حاکم رفته و به جای نظام السلطنه رییس قشون وقت
کرمانشاه با زنجیر و حکم صدر اعظم مشعر بر زندانی نمودن
اعظم الدوله و اعزام او به تهران وارد اتاق می شود.
سردار اجلال که از این توطئه و بد رفتاری ناراحت می شود
و صدای داد وفریاد و فحاشی او به نظام السلطنه که در اتاق
مجاور بوده است می رسد ، به اتاق زندان اعظم الدوله آمده و دستور می دهد به فرمان و به نام شاه مشروطه ایران هر دو نفر پدر و پسر را زنجیر بر گردن نهاده ، همان وقت به تهران ببرند و چون کالسکه خود خان زنگنه
قبلاً حاضر شده بود ، اعظم الدوله و سردار اجلال را با بیست و پنج نفر سوار تحت الحفظ به تهران حرکت می دهند و دستور داده می شود تمام این عده سوار تا کنگاور همراه کالسکه محبوسین بروند و از کنگاور به بعد
بیست نفر به کرمانشاه مراجعت و پنج نفر باقی تا تهران و تحویل دو نفر محبوس به محلی که معین شده ،
از زندانی ها مراقبت نمایند.
بعد از نیمه شب که خبر دستگیری و اعزام دو نفر مذکور به حیدرقلیخان فخیم السلطنه پسر کوچکتر اعظم الدوله می رسد تا آفتاب صبح روز بعد برای
آن که تفنگ و اسب ها و سایر اموال پدر و نوکرهای مسلح آنها مصادره و برده نشود ، شبانه کلیه ی این افراد را به دهات دینور می فرستد.
صندوق و اسناد و نوشته جات پدر و اگر هم نقدینه و جواهری در آن صندوق وجود داشته ، محرمانه به شهر (کرمانشاه ) می فرستد ، صبح روز بعد به دستور
نظام السلطنه ، حاج رستم بیگ سارابی ، مشهدی کلب علی
قوام الرعایا و عسکر سلیم که این سه نفر به قصد دیدن و
دوستی با اعظم الدوله به سلیمانیه رفته بودند (۳) و محمد تقی خان چهری (۴) که از خوانین اتباع اعظم الدوله
بوده ، توقیف و پس از چوب زدن آن چهار نفرکه از نسق های
حکام و مکتب خانه های قدیمی بود ، هر چهار نفررا محبوس ساخته ، با خود به هرسین می برد و بعد از ختم کار هرسین و مراجعت به کرمانشاه ، بنا به رسم و معمول زمان از هر یک مبلغی تعارف یا جریمه دریافت و از زندان مستخلص می نماید. (۵)
مرحوم فرج اله خان معتمدی در ادامه ی مطلب خود نوشته است :
نظام السلطنه هر چهار تن دستگیر شده را با خود به ….
مرحوم فرج اله خان معتمدی در ادامه ی مطلب و جریان برخورد با مرحوم باقرخان اعظم السلطنه کاکاوند معروف به خان لره نوشته است :
« در هرسین با وساطت دلال هایی که در این گونه مواقع همه جا هستند ، به جای اخراج خان لری که چند سال بود خودسر و بدون اعتناد به دولت از داخل ایل کاکاوند و از توابع لرستان و بروجرد و همجوار با هرسین به آن محل که عمل حکمرانی آن با کرمانشاه بود ، آمده و اقسام تعدیات را می نمود ، اول مبلغی که گفته شده پانزده هزارتومان برای خود و در وهله ی دوم مبلغی جزیی از مالیات وصول و بقیه را تعهد می گیرد که اعظم السلطنه به اقساط در سنوات بعد به مالیه کرمانشاه بپردازد.
با دریافت وجه مذکور از خان کاکاوند ، حکم محکومیت هرسین را هم به وی می دهد . » (۶)
علیرغم نوشته ی معتمدی به صورتی که متذکر شدیم ،
در یادداشت های روانشاد امامقلی خان کشاورزی شیخوند کرمانشاهانی که در کتاب نقد ایلات و طوایف کرمانشاهان آمده است می خوانیم :
« نظام السلطنه در برخورد اولیه ای که با اعظم الدوله و فرزندش امیرکل و دستگیری یاوران آنان معمول داشت ، در پندار خود قدم اول را در جهت تمرکز اقتدار دولت مشروطه در شخص حکومت برداشت و با مرعوب کردن باقرخان اعظم السلطنه کاکاوند و اخذ مالیات از مردم طایفه مذکور با وساطت مرحوم آقا عبدالعظیم
میرزا آقا بخش ( در گویش کردی ـ لکی و محلی ـ آبش )
رهبر دوده های اهل حق مشعشعی ، آتش بیگی و نوربخش ، خان لره را عفو و حکومت کاکاوند را مجدداً به او تفویض کرد . » (۷)
در کتاب خاطرات فرید الملک ، ذیل مطلب توقف
اعظم الدوله و سردار اجلال آمده است :
« چهارشنبه ۵ صفر ۱۳۲۸ ـ از قرار مذکور جناب
اعظم الدوله و سردار اجلال را حضرت حکمران بر حسب
امر اولیای دولت توقف نموده اند که به تهران روانه کنند.
سه شنبه ۱۱ صفر ۲۸ ـ از قرار مذکور تلگرافی از وزارت جلیله
داخله به ایالت کرمانشاه رسیده که جناب اعظم الدوله و سردار اجلال را تحت الحفظ به تهران روانه نمایند.
از حضرت نظام السلطنه حکمران هم خیلی تمجید و تحسین از طرف اعلیحضرت همایونی و اولیای دولت و
وکلای ملت شده و اختیارات تامه به حضرت نظام السلطنه
مرحمت شده است . » (۸)
اقدام نظام السلطنه در خدعه ی به کار گرفته شده پیرامون دستگیری اعظم الدوله و ارعاب و جریمه ی
باقرخان اعظم السلطنه ، به ظاهر در میان مردم انعکاس داشته و بنا به گزارش کنسولگری انگلیس به سفارت متبوع خود در تهران و انعکاس موضوع در اسناد مندرج در کتاب آبی ، موضوع مورد توجهی برای استعمار انگلیس بوده است ، چه اینکه دولت مذکور تأمین منافع خود را منوط به امنیت و آرامش هر محل در ایران دانسته و از این روی طی سندی که از پی
می آید می خوانیم :
« کرمانشاه ـ شهر ساکت بوده و نظمیه موجود و
به خوبی مراقب است . راهها امن و تعدی به قوافل موقوف است ، در تمام ولایات موافق راپورت ، انتظام و آرامش غلبه دارد و این از حسن کفایت نظام السلطنه است که با یک اردوی مشتمل بر سوار و پیاده و توپخانه به اطراف حرکت نموده و مقصرین و اشرار مختلفه را دستگیر می نماید .
سه نفر از محبوسین عمده ی خود را برای تنبیه به
تهران فرستاده است ، انجمن ولایتی سعی و اهتمام
نمود که مقصرین مزبور را در کرمانشاه به معرض استنطاق درآورند ولی حکمران در فرستادن آنها
به تهران اصرار نمود .
ثبات عزم حکومت اثرات خوب بخشیده و بعضی از طوایف ، سر اطاعت پیش نهاده و دسته جات
سوار برای خدمت نزد ایشان فرستاده اند ، کلیه ی
عده ی اردوی حکومت به دو هزار نفر بالغ
می شود .
داوودخان و سایر روسای عمده ی ایلات ظاهراً
مایل و حاضرند که تسلیم و مطیع حکومت
شوند. » (۹)
ادامه دارد
ــــــــــــــــــــ
پی نوشت های ارجاعی :
۱-رهبران مشروطه ـ ابراهیم صفایی ـ همان،پیشین ،ص۳۷
۲- زندگی سیاسی و اجتماعی سید عبداله بهبهانی ـ همان ـ پیشین ـ صص ۵۸۱-۵۸۲
۳- این سه تن از اعضای دفتر امام جمعه کرمانشاه و هم پیمان اعظم الدوله بوده اند.
۴ و ۵ – محمد طاهر خان چهری هم نوشته شده ، نهضت مشروطیت در کرمانشاه و کنگاور ـ همان
پیشین ـ صص ۱۶۷-۱۶۸
۶- همان ـ ۱۶۸-۱۶۹
۷- ایلات و طوایف کرمانشاهان ـ اردشیر کشاورز ـ پیشین ـ ص ۶۱
۸- خاطرات فرید الملک ـ پیشین ـ ص ۳۳۷
۹- کتاب آبی ـ جلد چهارم ـ پیشین ـ صص ۸۲۴-۸۲۵

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

7 + 2 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>