سه شنبه , ۲۶ تیر ۱۳۹۷
آخرین خبرها

تاریخ تحولات سیاسی کرمانشاهان از مشروطیت تا جنگ جهانی اول

image_print

نوشته اردشیر کشاورز

بخش  نود و یک

درمباحث پیشین این کنکاش گفتیم نابسامانی اوضاع کرمانشاهان در پایان یک ساله ی حاکمیت رضاقلیخان نظام السلطنه مافی به حدی بالا گرفت که حکمران ناچار به استعفا گردید ، اما وضعیت پریشان دولت به ظاهر مشروطه مرکزی برای پیشگیری از ناهنجاری بیشتر اوضاع و احوال منطقه غرب کشور که در اسناد آن روزگار حسب سال های ۱۳۲۸ و ۱۳۲۹ هجری قمری منعکس گردیده با استعفای والی موافقت نکرده و او را به پیگیری مسوولیت مربوطه تشویق می کرد.
و اما در آن میانه جنگ ایلات و عشایر با یکدیگر و به ویژه کلهر و سنجابی و خاصه یکه تازی عشایر کلهر و شیوع بیماری مهلک و کشنده وبا که روزانه تا پنجاه تن از مردم شهری شهر کرمانشاه را راهی گورستان می کرد و آنچه بر شدت بیماری و شیوع فراگیر آن مزید بر تمامی
علت ها گردیده بود ، ورود و خروج و تردد زوار اعتاب مقدسه می نمود که به نوعی عامل انتقال بیماری نیز محسوب می شد.
مضاف بر تمامی مشکلات حادی که گریبان نظام السلطنه را گرفته بود و اصرار بر عدم ماندگاریش در حکومت کرمانشاهان ، موجب شد تا عزل محترمانه ی او مورد موافقت دولت قرار گیرد و به عنوان والی ایالت فارس ، کرمانشاه را بدون هرگونه بدرقه و مشایعت و تشریفاتی ترک کند .
فرید الملک که در همان ایام به حضور والی رسیده
است ، در یادداشت روز جمعه شانزدهم ذیقعده سال ۱۳۲۸ هـ ق خود نوشته است :
« خدمت حضرت نظام السلطنه رفتم ، ضمن تشریح
حال و وضع کرمانشاه فرمودند دیشب از وزارت داخله حکم تلگرافی برای حکمرانی فارس رسیده ، انشاء ا…
از طرف بغداد و بوشهر خواهیم رفت و فردا حاکم جدید کرمانشاه منصوب و شاهزاده محتشم الدوله را هم
نایب الحکومه قرار داده اند… » (۱)
البته نظام السلطنه که با این وضعیت نامناسب کرمانشاه
را ترک کرد ، در فارس هم نتوانست منشاء اثر مطلوبی برای آن ایالت باشد ، چنانچه در جلسه ۱۲ شوال
۱۳۲۸ هـ ق که موضوع حاکمیت فارس مطرح بوده است ،
یکی از وکلای مجلس با تعریض به موضوع انتصاب
نظام السلطنه و حکومتش و تأمین نیروی مسلح مورد نیاز اظهار داشته است :
« گفتگو درباره تشکیل قشون است (ارتش ) وکیل الرعایا می گوید : البته قشون منظم لازم است ولی اگر سیصد هزار
سرباز مسلح هم داشته باشیم ، تا مجازات در میان نباشد فایده ندارد . مثلاً کسی را که برای امنیت فارس فرستادیم (منظورش نظام السلطنه بوده ) خودش اسباب اغتشاش شده … » (۲)
به هر صورت در میان رفتن نظام السلطنه و آمدن والی جدید ناآرامی و هیجان و تجاوز به مال التجاره ی
کاروان ها همچنان رو به افزونی داشته به نحوی که در کتاب آبی آمده است :
در مجاورت شهرکرمانشاه مکرر سرقت واقع شده ،
نظام السلطنه به فرمانفرمایی فارس معین و چنین معلوم است رکن الدوله به جای ایشان به کرمانشاهان خواهد آمد .
در اوایل نوامبر (سال۱۳۲۸ هـ ق ) کلهرها مجدداً به قصرشیرین هجوم برده و نایب الحکومه ی آنجا به شهر کرمانشاه فرارکرده و در تاریخ ششم وارد شده است .
سیم تلگراف بین سرپل و قصرشیرین مقطوع بوده و خیلی از مردم در گمرکخانه متحصن شده اند.» (۳)
و در چنان اوضاع و احوالی است که با رفتن نظام السلطنه اقداماتی هم پیرامون استخلاص حسین خان اعظم الدوله زنگنه و فرزندش سردار اجلال که در زندان باغشاه تهران به سر می برده اند از طریق حاکم منصوب رکن الدوله و دیگر مراجع صورت می گیرد .
و به هر صورت اوضاع کشور در سال ۱۳۲۸ هـ ق با فوت عضدالملک نایب السلطنه احمد شاه و گزینش میرزا ابوالقاسم خان قراگوزلوی همدانی به جای او ، ریاست الوزرایی
میرزا حسن مستوفی ( مستوفی الممالک ) مصوبه ی خلع سلاح مجاهدان مشروطیت ، درگیری و جنگ مسلحانه ، سخت و خونین بین بازوان مسلح انقلاب در پارک اتابک ،
مجروح شدن پای ستارخان سردار ملی که تا پایان عمر او را از سلامت لازم محروم گردانید ، ریشخند مردم
به عملکرد دولتی که خود را وارث انقلاب مشروطه می دانست
با انقلابیون و مسایل و قضایای دیگری ، دفترش به پایان رسید و سال دیگری در دامان پدیده ای به نام انقلاب مشروطیت گشوده شد.
پیرامون بخشی از اوضاع و احوال کرمانشاهان در انتهای سال ۱۳۲۸ و آغاز و اوایل سال ۱۳۲۹ هـ ق در خاطرات سردار مقتدر سنجابی آمده است :
در اواخر سال ۱۳۲۸ نظام السلطنه به علت روش استبدادی و عنادش با دموکرات های کرمانشاه از حکومت منفصل و به جای وی شاهزاده علی نقی میرزای رکن الدوله
منصوب گردید . این حکمران برخلاف سلفش ، مردی راحت طلب و کم طمع بود ، در زمان حکومت او انجمن ولایتی کرمانشاه مرکب از حاج آقا محمد مهدی مجتهد رییس و محمد باقر میرزا خسروی نایب رییس و ابوالحسن خان زنگنه و سید عباس ملک زاده ، منشی و حاج میرزا عابد مشیرالرعایا و حاج بیگ محمد رزاز و میرزا جوادخان وزیری و نمایندگان بلوکات کنگاور و قصرشیرین و سنقر و کلیایی تشکیل گردید . (۴) ( شاید تشکیل دوره ی مجدد بوده است . )
در کتاب آبی پیرامون ورود رکن الدوله حاکم جدید کرمانشاهان در سال ۱۳۲۹ هجری قمری چنین آمده است :
« کرمانشاهان در شانزدهم ژانویه ، رکن الدوله حکمران جدید با ۴۵ نفر مستحفظ از قزاق های ایرانی وارد شده ،
آسایش برقرار گردید و تشکیل قوه ی صحیحی از پلیس در شهر داده شد ، داودخان از آمدن شهر (کرمانشاه ) و ملاقات حکمران امتناع جست ، علی هذا حکمران هم از قبول خدمت دویست نفر سواره ی کلهر که داوودخان خواسته و جمع آوری نموده است امتناع ورزید .» (۵)
در اسفند ماه سال ۱۲۸۹ خورشیدی برابر با ربیع الاول سال ۱۳۲۹ هجری قمری دولت جدید به ریاست محمد ولیخان سپهدار تنکابنی ، یکی از دو فاتح تهران تشکیل و دولت حسن مستوفی الممالک ساقط گردید .
متأسفانه علیرغم شخصیت ذاتی ، بی آلایش و درست کردار حسن مستوفی ، واقعه ی موحش پارک اتابک که یکی از فجایع عصر انقلاب مشروطیت محسوب
می گردید و در نهایت منجر به خونریزی بسیار و سرکوب
مجاهدین پیرو ستارخان سردار ملی و باقرخان سالار ملی گردید ، در زمان ریاست الوزرایی مستوفی صورت وقوع به خود گرفت.
در ماه ربیع الاول سال ۱۳۲۹ هـ ق حسین خان اعظم الدوله
از زندان آزاد گردید.
فرید الملک ذیل مبحث خلاصی اعظم الدوله و پسرش نوشته است :
« پنجشنبه ۲۸ ربیع الاول ـ تلگرافاً خبر رسید آقای اعظم الدوله مرخص شده اند ، تقریباً متجاوز از یک سال در تهران محبوس بود سردار اجلال پسرش چندی قبل مستخلص گردید .» (۶)
پیرامون مباحث مرتبط با وضعیت اعظم الدوله زنگنه ضمن تشریح اوضاع سیاسی و تاریخی سال ۱۳۲۸ هـ ق
و حاکمیت نظام السلطنه ، پیش تر مطالبی در این کنکاش آورده شده و گفته ایم حسین خان اعظم الدوله نایب الایاله ی سال های بسیار در حکومت کرمانشاهان و فرزند ظهیرالملک زنگنه رییس ایل و فوج زنگنه که به واسطه ی کشاکش های سیاسی استبداد و مشروطه و رخدادهای خونین سال ۱۳۲۷ هـ ق بین خاندان ظهیرالملک و معینی ها و دیگر جریان های حادث شده
از سمت خود کنار گذاشته شده بود ، با آمدن نظام السلطنه
با ترفندی خاص و مکرآلود دستگیر و تحت الحفظ به تهران اعزام گردید.
اعظم الدوله و فرزندش علی خان سردار اجلال امیرکل زنگنه ، بیش از یک سال ایام حکومت نظام السلطنه
در زندان باغشاه تهران بوده و این مورد که هواخواهان مشروطیت در زندان انقلاب گرفتار هستند ، نمک طعام و پخت مطالب جراید مرکزی از جمله نشریه ی فکاهی بهلول گردی که به حالت طنز و تمسخر و ریشخند ، موضوع را بزرگ کرده و اطلاع رسانی می کردند.
ظهیرالملک زنگنه پدر اعظم الدوله که در آن زمان در عتبات بودند ، با کسب مجوز از عضدالملک اجازه
می یابد بدون توقف درکرمانشاه که شاید هم خواسته ی
نظام السلطنه بوده عازم تهران شده و … مطالبی که پیشتر گفته ایم و در نهایت بدون اینکه شاهد رهایی فرزندانش باشد در تهران درمی گذرد .
با به درازا کشیده شدن ایام زندانی اعظم الدوله و سردار اجلال و با عزل نظام السلطنه و انتصاب رکن الدوله ،
یحیی خان سالار اشرف برادر اعظم الدوله همراه با وساطت رجال و شاهزادگان و اعیان کرمانشاهی و عطف توجه حاکمیت مرکزی به مطالب نیشدار کاریکاتور شماره ۱۱ روزنامه بهلول که رفتار اعظم الدوله را در استبداد و توقیف او را در مشروطیت به تصویر کشیده و مخابره تلگرافات عدیده
به مرکز ، از شاهزاده رکن الدوله حاکم منصوب خواستار رهایی
زندانیان و در نتیجه پیش از رهایی اعظم الدوله ، سردار اجلال
پسرش و سپس خود او آزاد گردید تا سرنوشت محتومش به صورت دیگری رقم خورد.
ادامه دارد
ــــــــــــــــــــ
پی نوشت های ارجاعی :
۱- خاطرات فرید الملک ـ پیشین ـ ص ۳۵۶
۲- انقلاب ایران ـ پروفسور ادوارد براون ـ پیشین ـ ص ۵۴۷
۳- کتاب آبی ـ جلد پنجم ـ پیشین ـ ص ۹۷۰
۴- ایل سنجابی و مجاهدات ملی ایران ـ قبلی ـ ص ۱۸۹
۵- کتاب آبی ـ همان ـ ص ۱۰۱۳
۶- خاطرات فریدالملک ـ همان ـ ص ۳۶۶

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

3 + 5 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>