دوشنبه , ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷
آخرین خبرها

تاریخ تحولات سیاسی کرمانشاهان از مشروطیت تا جنگ جهانی اول

image_print

نوشته اردشیر کشاورز

بخش  نود و دو

درنوبت قبلی ، مطالبی پیرامون تذکار پاره ای از حوادث و وقایع مرتبط با سال ۱۳۲۹ هـ ق از جمله درخواست رهایی حسین خان اعظم الدوله زنگنه و فرزندش
علی خان سردار اجلال از زندان باغشاه تهران آورده شد به نحوی که در خاطرات فرید الملک ذیل مبحث خلاصی اعظم الدوله و پسرش مطالبی آمده که در بخش پیشین متذکر شدیم.
و یکی از رخدادهای سیاسی سال ۱۳۲۹ هـ ق مبحثی است با عنوان ورود یارمحمد خان به کرمانشاه در
کتاب خاطرات فرید الملک کارگزار امور خارجه کرمانشاهان که خود حاوی مسایل بسیاری در آن روزگار پرتلاطم است.
با درج عین مطلب مورد بحث ، کتاب خاطرات فرید در این بخش از کنکاش حاضر به بیان حوادث مرتبط و تحلیل قضایای مربوطه می پردازیم .
فرید الملک نوشته است :
« چهارشنبه ۱۲ ربیع الثانی ـ خبر رسید یارمحمد بیگ یا خان (یارمحمدخان) کرمانشاهی امروز وارد کرمانشاه شده به انجمن ولایتی رفته ، از تهران هم حکم تلگرافی به حکومت و رییس قشون و معین الرعایا شده بود که یارمحمد خان را دستگیر کنند.
از انجمن بیرون آمده بود ، سرباز و پلیس خواسته بودند او را بگیرند. دو سه تیر رولور خالی کرده ، سربازها فرار کرده ، یارمحمدخان هم به منزلش رفته بود ،
از قرار مذکور از انجمن وغیره تلگراف توسط (وساطت) به تهران شده تا چه جواب برسد.
یکشنبه ۱۶ ربیع الثانی ۲۹ ـ در دارالحکومه گفتند یارمحمد خان را بر حسب تلگراف حکومت جلیله از تهران
عفو و مرخص فرموده اند . امین الملک آمد از جانب یارمحمدخان خیلی اظهار تشکر کرد . » (۱)
این مستند تاریخی از پیش آورده شد تا لختی عمده از سیر جریان های کشوری که داربست و مفکوره ی فکری حاکمان نوین آن که همان مردان استبدادی حکومت استبدادی عصر قجری بود و اما این بار در کسوت نوی به عنوان انقلابی ، آزادی طلب و قانون گرای
هوادار مشروطه ، مقدرات جامعه را در حیطه ی اختیار خود گرفته بودند ، قصد آن داشتند تا رجال انقلابی و آزادی خواه واقعی را با به کارگیری انواع ترفندها و دسایس خفت بار از سرراه وصول به مطامع خود و ارباب استعمارگر خویش بردارند و از جمله محمد ولیخان
تنکابنی سپهدار ، سپهدار اعظم و سپهسالار که در کسوت
رییس الوزراء عناد ستیزآمیز خود را این بار متوجه مردانی انقلابی چون سردار مجاهد یارمحمدخان کرمانشاهی کرده بود .
و لذا در رشته تحلیل های تاریخی مربوطه می خوانیم :
سال ۱۲۸۹ خورشیدی (برابر با سال ۱۳۲۹ هـ ق ) در کشاکش های گفتمان اعضا و هواداران احزاب سیاسی ،
پیدایش تروریسم ، موج رو به فزونی ترور ، واقعه ی هولناک پارک اتابک ، واپسین روزهای خود را پشت سر
می گذاشت که علیرضا خان قاجار عضدالملک
نایب السلطنه احمدشاه در ۱۷ رمضان سال ۱۳۲۸ هجری قمری ، بدرود حیات گفت و پس از روزهای چند که به کشمکش برسر تعیین نایب السلطنه
جدید سپری گردید ، سرانجام میرزا ابوالقاسم خان ناصرالملک در اول ربیع الاول ۱۳۲۹ قمری به عنوان نایب السلطنه برگزیده شد.
چون در گزینش ناصرالملک ، اعتدالیون بر دموکرات ها
که حسن مستوفی را نامزد نیاب سلطنت کرده بودند ، برتری جستند ، مستوفی که در سمت رییس الوزرایی انجام وظیفه می کرد ، از منصب خود مستعفی و سپهدار اعظم (سپهسالار ) مجدداً به عنوان رییس دولت انتخاب گردید .
از آنجا که سپهدار عضو حزب اعتدالی بود و در کل نظر مساعدی به دموکرات ها نداشت ، به جهت تحقق اهداف و نیات اعتدالیون ، خواهان وصول به حیطه ی
اختیارات فوق العاده ای از جانب مجلس گردید و
پس از اخذ اختیارات تامه ، عده ای از تندروان انقلابی را که به زعم خود محرک ناامنی ها و هرج و مرج بودند ،
چون حیدرعمو اوغلی ، سردار مجاهد یارمحمدخان کرمانشاهی ، محمد امین رسول زاده به انگیزه ی ترور مرحوم آیت اله سید عبداله بهبهانی توقیف و پس از چند روز به خارج از تهران تبعید کرد. (۲)
پسر وی در این مورد نوشته است :
سال پر اندوه ۱۲۹۰ شمسی فرا رسید. در این سال که سپهدار رییس الوزراء بود و از دسته اعتدالیون ، پس از گرفتن اختیارات از مجلس به دستاویز برقرار نمودن امنیت در کشور به کینه جویی از یارمحمدخان برخاسته و یارمحمد خان را که پس از دلیری ها و مردانگی ها به تهران آمده و به دموکراتیون دسته انقلابی
پیوسته و درپیشامد پارک اتابک او نیز در دسته دولتیان بود و از آن هنگام جزو سپاهیان شهره می شد و از دولت ماهانه می گرفت ، در شب یکم فروردین ماه همان سال ، با دست سپهدار گرفتارش کرده و دو هفته کم و بیش در بند بود و در روز سیزدهم فروردین با دست سپاهیان ، از تهران روانه کرمانشاهان نمودند و چنین می خواستند از آنجا نیز گذرانیده و از ایران بیرونش کنند ، ولی در کرمانشاهان کسانی به هواداری او برخاسته ، از دست سپاهیان درآوردند و سپس انجمن ولایتی و انبوه مردم تلگراف ها به تهران فرستاده ،
ماندن او را در کرمانشاهان از دولت خواستار گردیدند و دولت ناگزیر آن را پذیرفت.
درباره ی یارمحمد خان در مجلس ، شادروان هشترودی
به زبان آمده و جوانمردی های او را در تبریز یاد کرده و به رفتار دولت با او ایراد گرفت و نیز خواهش کرد با او دژ رفتاری نشود.
وزیر داخله پاسخ داد : با او و با همه دیگران خوش رفتاری
خواهد شد نیز گفت به یارمحمد خان دویست و چهل تومان (۲۴۰تومان) برای راه (خرج راه) داده شد ، ولی هیچ یک از اینها راست نبود.
این زمان کار کشاکش میان دسته های اعتدال و دموکرات به دشمنی انجامید. با هم از هیچگونه بدرفتاری بازنمی ایستادند ، حیدر عمو اوغلی و یار محمد خان این خواری را به کیفر رفتاری که با ستارخان
کرده بودند ، می دیدند . » (۳)
پیرامون نکته ای که کسروی مرتبط با پیشامد پارک اتابک و پیوستن یارمحمد خان به دسته دولتیان و سپاهیگری او و کیفری که از رهگذر دژ رفتارش با ستارخان دیده است و در کتاب تاریخ مشروطه ایران جلد دوم یا تاریخ هیجده ساله آذربایجان آورده اند ، همچنان که در آغاز نگارش مطالب این کنکاش در نقد و نظر و بررسی منابع مورد استفاده نیز گفته ایم
و از جمله همین کتاب کسروی و دیگر آثارش که به واقع ارزشمند با مقدار و از امهات کتب تاریخی به حساب
می آیند و محتوای آثار مورد بحث به واقع او را در ردیف
بزرگترین مورخان غیر آکادمیک قرار داده ، اما به جهاتی
لغزش های مشهودی نیز از نگاشته هایش غیر قابل انکار
می نماید از جمله مطالبی که در مورد سردار یارمحمد خان
کرمانشاهی نوشته اند و عمدتاً همین مطلب که درجای خود به ردّ آن می پردازیم .
در هر حال به استناد نوشتار مرحوم دکتر مهدی ملک زاده
نقص کتاب های کسروی مرتبط با وقایع انقلاب مشروطیت
به واسطه ی آن بوده است که کسروی در زمان رخداد های
مشروطه در تبریز بوده و اشراف و نظارت کافی بر دیگر حوادث مشروطیت در تهران و شهرستان ها نداشته و سال ها بعد از رخداد نهضت مشروطه مبادرت به نگارش وقایع کرده اند و در این راستا ضروری است به نوشته های محمد ولیخان سپهدار تنکابنی رجوع کرد که خود از اعتدالیون ، مستبدان پیشین و از دشمنان سرسخت یارمحمد خان بوده و در زمان ریاست وزرایی همین شخص بود که جریان توقیف و تبعید یارمحمد خان
مبحثی که مورد بررسی است ، صورت وقوع به خود گرفت و از این روی سپهدار با اینکه در یادداشت های خود کنجکاوانه تمامی موارد مربوطه را زیرنظر داشته و به سیر جریان و حوادث پارک اتابک پرداخته است ،
اما نامی از یارمحمدخان که در آن روز از معرکه دور بوده ، نبرده است.
ادامه دارد
ــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت های ارجاعی :
۱- خاطرات فرید الملک ـ پیشین ـ ص ۳۶۷
۲- گُرد کُرد ـ اردشیر کشاورز ـ قبلی ـ صص ۳۸ تا ۴۱
۳- تاریخ هیجده ساله آذربایجان ـ احمد کسروی ـ قبلی ـ ص ۱۰۸

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

2 + 2 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>