دوشنبه , ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷
آخرین خبرها

تاریخ تحولات سیاسی کرمانشاهان از مشروطیت تا جنگ جهانی اول

image_print

نوشته اردشیر کشاورز

بخش  نود و سه

درنوبت پیشین گفته شد در فرا رسیدن نوروز سال ۱۲۹۰ خورشیدی که کسروی درکتاب تاریخ هیجده ساله آذربایجان ، جلد دوم کتاب تاریخ مشروطه ایران و در نگارش گفتار نوزدهم آن ، مقطع را سال پراندوه ۱۲۹۰ نوشته است و می خوانیم :
در آغاز سال جز کشاکش اعتدالیان و دموکراتیان درتهران چیزی پدیدار نبود ، سپهدار که رییس الوزراء شده و همراهان او نیز همه از دسته اعتدالی و یا از هواداران ایشان بودند ، ناایمنی تهران و آدم کشی هایی
را که در آن می شد دستاویز نموده ، از مجلس خواستار اختیار شدند تا کسانی را که مایه ناایمنی بودند
به کیفر رسانند و چون اختیار گرفتند ، پیش از همه به کینه جویی از یارمحمدخان وحیدر عموزاده و دیگران برخاستند.
یارمحمدخان که پس از آن همه دلیری ها و مردانگی ها
به تهران آمده و در اینجا به دموکراتیان پیوسته و چنان که گفتیم در پیشامد پارک اتابک او نیز در دسته دولتیان بود و از آن هنگام از سپاهیان شمرده می شد و ماهانه از دولت می گرفت ، تا شب یکم فروردین با دستور سپهدار گرفتارش کردند و دو هفته کمابیش در بند بود تا روز سیزدهم فروردین با دست سپاهیانی از تهران روانه کرمانشاهان نمودند و چنین می خواستند از آنجا نیز گذرانده از ایران بیرونش کنند ،
ولی درکرمانشاهان کسانی به هوادارای او برخاسته ، از دست سپاهیان درآوردند و سپس انجمن ولایتی و انبوه مردم تلگراف ها به تهران فرستاده ، ماندن او را در کرمانشاهان از دولت خواستار گردیدند و دولت ناگزیر آن را پذیرفت. (۱)
و بازهم چنان که پیش تر هم گفته ایم :
سردار مجاهد یارمحمد خان کرمانشاهی پس از اینکه به فرمان مجلس و مصوبه ی دولت ، دستور خلع سلاح عمومی مجاهدین مشروطه صادر گردید به دستور صادره گردن نهاد ، سلاح از کف گذاشت و اما هرگز
به عنوان سپاهی دولت و دولتی بار دیگر برابر مفاد
متحد المال و یا دستورالعمل سلاح برنگرفت و هیچگاه هم در کسوت سپاهی دولت و مأمور نظمیه انجام وظیفه
نکرد و هرآنچه پیرامون کیفیت احوال سردار یارمحمدخان گفته شده است ، قطعاً و حتماً جنبه عقده گشایی داشته و پیرایه هایی بوده است که برحول و فراگرد شخصیت بارز سردار بسته شده .
جهت آگاهی بیشترین می توان به مطلب زیرنویس (۱) صفحه ۳۶ کتاب « گُرد کُرد » مراجعه کرد.
رحیم رییس نیا در مورد سوء استفاده سپهدار
رییس الوزرای اعتدالی از اختیارات اعطایی تامه
نوشته است :
« اختیارات تامه ، تنها شامل حیدرخان ، یارمحمد و … نبوده ، اربابان (ارباب ) قلم را که هم عقیده ما هیأت حاضره نیستند نیز شامل شده است . هواداران
دموکرات ها را از ادارات عمومیه که عموم افراد ملت حق خدمت در آنها را دارند ، خارج نمودند و به عنوان تأمین و استقرار امنیت ، درهای حبس را به روی دموکرات ها
گشودند . جالب توجه است که یارمحمد خان
کرمانشاهی سرمجاهد دموکرات ، شب عید ۱۲۹۰ دستگیر می شود و ۵ روز قبل از عمو اوغلی در روز سیزده بدر ، تحت الحفظ از تهران تبعید می گردد و رسول زاده دموکرات در همان روزها از دامی که برای دستگیری وی و سربه نیستی اش گذاشته بودند جان سالم به در می برد .
از اعتدالیون ، مشهدی صادق را با عده ای بیرون کرده ،
یدرخان و یارمحمد خان و چند نفر دیگر را هم از اقلیت بیرون کردند . عجالتاً یکی در اصفهان و یکی در کرمانشاهان مشغولند . » (۲)
در یادداشت های فرج اله خان معتمدی پیرامون موضوع دستگیری و اعزام یارمحمد خان به کرمانشاه جهت تبعید به عتبات عالیات آمده است :
چون انجمن های ولایتی و ایالتی تشکیل و انجمن ایالتی کرمانشاه مرکب از حاج آقا محمد مهدی مجتهد (فیض مهدوی) رییس ، محمد باقر میرزا خسروی
نایب رییس ، ابوالحسن خان زنگنه و سید عباس
ملک زاده منشیان ، حاج میرزا عابد مشیرالرعایا ، حاج بیگ محمد رزاز ، میرزا جواد خان وزیری عضو ،
شیخ محمود نماینده کنگاور ، نماینده قصرشیرین و نماینده سنقر و کلیایی ، اعضای انجمن ایالتی بودند
و در عین حال سردار یارمحمد خان از فداییان و
سران مشروطیت ، از باب آن که با موسیو یفرم خان (یپرم خان) رییس مجاهدین ارامنه ، عداوت و دشمنی داشت و یفرم هم علاوه بر ریاست نظمیه تهران
به واسطه داشتن عده زیادی مجاهد ارمنی از افراد بسیار با قدرت دولت وقت بوده اطلاع یافته بود ،
یفرم قصد دستگیری و خلع سلاح او را دارد ، شبانه از تهران حرکت کرده و به کرمانشاه آمده و با داشتن تعدادی مجاهد همیشه احتیاط خود را داشت ، روزی برای ملاقات اعضای انجمن ایالتی با مراقبین و مستحفظین خود به محل انجمن می آید ( با توضیح آن که همین یارمحمد خان که جزء توپخانه کرمانشاه و از توپچی های این شهر و از مرَده خاص حاج آقا محمد مهدی بوده ) .
حکمران کرمانشاه که دستور محرمانه بر دستگیری و خلع سلاح یارمحمد خان و اعزام وی به مرکز
داشته و از آمدن یارمحمد خان به عمارت انجمن ، یکی از ابنیه های دولتی (ابنیه خود جمع مکسر بنا است (ها) به عنوان علامت جمع ناصحیح می باشد) متصل به عمارت موسوم به بیدستان دیوان خانه ، آگاهی حاصل می کند ، فوراً به رییس نظمیه وقت ( میرزا کریم خان نام ) دستور می دهد با محاصره نمودن عمارت محل انجمن ، یارمحمد خان را با اتباعش دستگیر نماید.
رییس نظمیه هم در اجرای امر حاکم مشغول اقدام
می شود ، لیکن یارمحمد خان که احتیاط خود
را داشته و پیش بینی واقعه ای را می نموده و قبلاً از اتباع و همراهان مسلح و مجاهد ، همه نقاط
لازم را تفنگچی گماشته بوده ، همین که خود را
در خطر گرفتاری حس می کند ، از انجمن خارج
و با شلیک چند تیر رفقای خود را خبر نموده ،
با حمله و جنگ با مأمورین محاصره کننده از معرکه به در می رود.
لیکن متأسفانه دراین زد و خورد و تیراندازی سه نفر از مجاهدین و چهار نفر از عابرین به قتل رسیدند
و چون در محاصره یارمحمد خان در واقعه مذکور
چند نفر از نوکرها و قمه بندهای برادران معینی شرکت کرده بودند ، سه چهار روز بعد به دستور و تحریک یارمحمد خان ، کاظم نام (در محل به کاظم کور معروف بوده است ) از کسان نزدیک کلبی قوام الرعایا که از یک چشم نابینا بوده با داشتن یک چشم علاوه بر آن که تیرانداز قابلی بوده ، شجاعت و رشادت فراوانی هم داشته است . حسین خان معین الرعایا برادر ارشد معینی ها و رییس کاردان و عاقل آن خانواده را از روی پشت بام بازار ، موقعی که داشت به دیوانخانه نزد
حاکم می رفت ، هدف گلوله ده تیر قرار داده که مجروح او را به خانه برده و بعد از یکی دو ساعت وفات یافت ، بعد از چند روز هم چون زعمای دموکرات در تهران در دستگاه دولت مشغول اصلاح کار
یارمحمد خان بودند ، به وی تلگراف شد با اتباعش به مرکز عزیمت نمود و حتی مبلغی به عنوان حقوق
عقب افتاده خود و مجاهدینش و مخارج مسافرت برای او حواله رسید… (۲)
بخش هایی از مطالب مرحوم فرج اله خان معتمدی خلاف واقعیت امر و حقیقت موضوع بوده و متأسفانه انطباق تاریخی ندارد و کوشنده ی تدوین یادداشت ها
به صورت کتاب نیز توضیحی در ردّ مطالب خلاف
ارائه نکرده و لذا پیش از پیگیری موضوع از مجاری مستند و موثق دیگر جهت روشن شدن ذهن
خواننده ی بزرگوار ، قایل به ارایه ی توضیح لازم دراین راستا بوده و از پی خواهیم آورد.
ادامه دارد
ــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت های ارجاعی :
۱- تاریخ هیجده ساله آذربایجان ـ احمد کسروی ـ پیشین ـ ص ۱۵۷
۲- نهضت مشروطیت درکرمانشاه و کنگاور ـ
فرج اله معتمدی ـ امان اله خان ساری اصلانی ـ
به کوشش محمد علی سلطانی ـ پیشین ـ صص ۱۷۳-۱۷۴-۱۷۵

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

3 + 2 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>