دوشنبه , ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷
آخرین خبرها

تاریخ تحولات سیاسی کرمانشاهان از مشروطیت تا جنگ جهانی اول

image_print

نوشته اردشیر کشاورز

بخش  نود و پنج

درنوبت پیشین پیرامون تشریح قضایا ، حوادث و نوشته های
مرتبط با تبعید سردار یارمحمد خان کرمانشاهی از تهران به کرمانشاه و حوادثی که از رهگذر اقدام مذکور و آثار مترتب
بر دستور رییس الوزراء اعتدالی سپهدار تنکابنی ، مطالبی گفته شد و اینک ادامه ی موضوع :
رحیم رییس نیا نوشته است :
روز سیزدهم عید ، یارمحمد خان کرمانشاهی را که از اول عید نوروز در خانه ی علاء الدوله توقیف بود به معیت چند نفر از مأمورین امنیه تحت الحفظ به کرمانشاه فرستادند. آقای یارمحمد خان ، فدای اختیارات تامه وزراء گردید و در مقابل فداکاری های خود ، مورد توهین و توبیخ قرارگرفت . رفتارهایی که با یارمحمد خان و امثال او به نام اعتدالی به عمل می آید ، بلکه تصور شود که اسباب یأس و فتوری برای کارکنان آزادی و دموکراسی خواهد بود ، فقط
مبارزین حقوق دموکراسی تمامی این خطاها را به نام انتظام طلبی خود تحمل نموده ، متعدیان را به محاکمه افکار عمومی رجوع می نمایند .
کابینه در عالم خود گویا انتقام می کشد ، فقط سهو
می کند ، هنگامی که وی را (سردار مجاهد یارمحمد خان کرمانشاهی ) از زادگاهش عبور می دادند ، همشهریانش به دفاع از وی برمی خیزند و انجمن ولایتی تحت فشار مردم خواستار انصراف دولت از تبعید او می گردند. (۱)
رییس نیا در ادامه ی مطالب خود نوشته است :
اینک قسمت هایی از تلگرافاتی که در آن تاریخ در روزنامه ایران نو منعکس گردیده ، ما کاری به تقصیر و غیر تقصیر این شخص نداریم . عرض می نماییم که مزاج مملکت مقتضی بعضی اقدامات را ندارد ، شهر در انقلاب است ، تعرض براین شخص را فعلاً موقوف دارید و شهر را دستی نباید خراب کرد ،جواب ، علاج فوری را منتظر است ، انجمن (۲) ولایتی کرمانشاه ـ توسط نمایندگان محترم کرمانشاه مقام منیع ریاست وزراء اگر چه دیروز در ماده عفو و اغماض از نفی (تبعید) یار محمد خان کرمانشاهی از انجمن ولایتی که لسان عموم است ، تلگراف شده ، لیکن از آنجا که این شخص از حسن مجاهدت و خدمات گذشته خود طرف توجه نفوس و محبت عموم واقع شده ، پاداش خدمات صادقانه او مقتضی است . ( امضای معاریف و بزرگان شهر) » (۳)
انجمن ولایتی در تلگراف دیگری از دولت خواسته است که ضمن قدردانی خدمات یارمحمد خان برای او مقرری تعیین شود.
این تلگراف ها حاکی از پایگاه توده ای یارمحمد خان بود.(۴)
ضرورت یادآوری این مورد نیز محسوس می نماید که سردار یارمحمد خان کرمانشاهی بعد از آن همه جان فشانی
و تحمل شداید و مصایب و سختی ها ، وقتی که پاداش و مزد خدمات خود را از دولت سپهدار مستبد پیشین و اعتدالی
بعدی با دستگیری و حبس و تبعید دریافت کرد ، در خروج
از تهران و در بین راه حوادثی را شکل بخشید و مسایل دیگری آفریده شد که می خوانیم :
سردار یارمحمد خان در تبعید از تهران به کرمانشاه در گردنه بوداری دولت آباد ملایر با کمک برادرخوانده اش حسین خان امیر برق یا حسین خان ده پهلوان کلاه مال موفق می شود از دست مأموران محافظ همراه سردار یا گزمه های دولتی ، امنیه های نظمیه و ژاندارم خلاص شده و شبانه وارد کرمانشاه شده و در صبح همان شب در محل انجمن ولایتی کرمانشاه خود را معرفی کند.
درحالی که مرحوم معتمدی به اشتباه مطالب بی پایه و اساسی را متذکر شده بودند که در مباحث پیشین متذکر شده ایم و در هر حال از محتوای گزارش های کتاب آبی هم می خوانیم :
« کرمانشاه ـ دولت مرکزی شخصی یارمحمد نام را که یکی از مشروطیین عمده است در ماه آوریل تحت الحفظ به کرمانشاه فرستاده و در دیزآباد خود را مستخلص و فراراً در یازدهم ماه به کرمانشاه وارد شده ، روز بعد به انجمن ملی آمده ، اظهار میل به اطاعت آن هیأت یا مجلس ملی نموده ، اظهار داشت که به خواهش شخص نایب السلطنه از تهران حرکت نموده ، ولی چون او را تحت الحفظ فرستاده اند ، از دست مستحفظین فرار نموده ، سرکرده ی
قزاق ، تلگرافی از سپهدار که حکم نموده بود یارمحمد را دستگیر نمایند ، آورده به رییس مجلس (رییس انجمن ولایتی کرمانشاه ) ارائه نمود.
رییس مجلس چون دستگیری او را باعث اغتشاش
می دانست ، این کار را صلاح ندانست ، سپس یکی از همراهان یارمحمد به انجمن آمده ، خبرداد که جماعتی از سربازان دور انجمن را محاصره نموده ، ولی یارمحمد با رولور به آنها شلیک نموده ، از هم متفرق شده و خود
یار محمد با عده ای که با او همراهی و همدردی داشتند ، به خانه ی خود رفت .
از قرار اظهار مستر مک دول ، عامه ی مردم هوادار یارمحمد می باشند و کسی که با او دشمن است ، معین الرعایا یا سرکرده ی یک دسته ی مخالف یاغی است که یک دسته ی
صدنفری مستحفظ مسلح برای خود دارد . » (۵)
ضرورت این توضیح مرتبط با مطلب و یا گزارش کتاب آبی ،
اسناد وزارت امور خارجه انگلستان پیرامون شخصیت و ماهیت مرحوم حسین خان معین الرعایا محسوس می نماید
که از پی می آوریم و لذا مرحوم معین الرعایا به نحوی که پیش تر نیز گفته شده است ، ارشد برادران خود و در کرمانشاه از ارکان مهم عشایری و عمدتاً شهری و طرف توجه ادارات و ارگان های دولتی بوده و اطلاق لفظ یاغی از جانب راپورتچی دستگاه وزارت امور خارجه انگلیس پربی جا می نموده و کاربرد و استعمال این واژه ،
البته به واسطه ی پدیده ی درگیری های بین خاندان ظهیرالملکی های زنگنه که از اجزای حکومت کرمانشاهان و ایجاد دسته بندی ها از طرف و عدم رعایت در پاره ای از تحرکات از جانب ابواب جمع برادران معین الرعایا به خصوص
مرحوم اکبرخان معاون لشکر که در منطقه ی سرفیروزآباد کرمانشاه ، آن تحرکات منجر به غارت اموال و سرمایه
و هستی تعدادی از مردم گردیده بود که به پیروان
معاون لشکر نسبت داده شد و آنان را یاغی و طاغی مورد خطاب قرار می دادند، در حالیکه اطلاق چنان واژه ها و کلماتی دور از شأن و شخصیت مورد قبول خاندان معینی می بوده است .
و اما معین الرعایا در هر حال وابستگی تام و تمام به مرام های
استبدادی و بعد هم اعتدالی و در جریان حدوث مسایل
نهضت مشروطیت به خط سوم مشروطه یعنی مشروطه مشروعه داشته که هواداران آیت اله شیخ فضل اله نوری محسوب می شدند و لذا در این راستا خط مقابل سردار یارمحمد خان کرمانشاهی را در مبارزات مربوطه تشکیل می داده است و در تشریح و تحلیل این رشته کنکاش بازهم پیش تر به درگیری های ایجاد شده بین برادران معینی ها و خاندان ظهیرالملک زنگنه و خاندان قوام الرعایا و یا حاج کلبی پرداخته ایم و در هر حال در جریان تبعید و ورود سردار یارمحمدخان کرمانشاهی به کرمانشاه گفته ایم
که از جانب سپهدار تنکابنی رییس الوزراء به معین الرعایا ابلاغ و تأکید گردید در دستگیری یارمحمد خان نیروهای قزاق و پلیس امنیتی را یاری رسانده و حمایت لازم را به عمل آورند و خواندیم که به واسطه ی حمایت مردم شهر کرمانشاه و انجمن ولایتی کرمانشاهان ، معین الرعایا کاری از پیش نبرد و اندکی بعد در همین راستا طعمه ی ترور گردید.
به جریان ترور معین الرعایا قبلاً برگرفته از محتوای یادداشت های فرید الملک کارگزار امور خارجه کرمانشاه پرداخته شده و از کتاب آبی نیز می خوانیم :
« معین الرعایا در غره ی مه ، هنگامی که از بازار می آمد
به ضرب گلوله مقتول ، او مشغول ترتیب تلگرافی بوده که به تهران فرستاده ، اخراج یارمحمدخان را از کرمانشاه درخواست نماید ، بازارها بسته بود ، با آن که یارمحمد خان
با استعدادی آمده ، سعی نمود مردم را مطمئن سازد ، موفق نگردید .
قاتل حقیقی او معلوم نیست کی بوده ، از آن وقت تاکنون آرامش برقرار است ، دو نفر از محرکین عمده اغتشاشات (کلبی )
و (عسکرسلیم) که نظام السلطنه به تهران فرستاده بود
مستخلص گردیده ، در حال مراجعت به کرمانشاه می باشند.
تحمیل ورود آنها باعث اغتشاش گردیده ….
ادامه دارد
ــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت های ارجاعی :
۱- حیدرعمو اوغلی در گذر از طوفان ها ـ رحیم رییس نیا
پیشین ، صص ۱۹۱ تا ۱۹۶
۲ و ۳ـ انجمن ولایتی کرمانشاه درست است در حالی که
مرحوم معتمدی در یادداشت های خود به اشتباه انجمن ایالتی نوشته و کوشنده ی تدوین کتاب نهضت مشروطیت درکرمانشاه و کنگاور منبع مورد نقل سند نیز بی توجه و تصحیح از کنار موضوع گذشته است.
۴- حیدرعمو اوغلی در گذر از طوفان ها ـ همان ـ ص ۱۹۶
۵- کتاب آبی ـ اسناد وزارت امور خارجه انگلستان ـ قبلی ـ
جلد پنجم ـ صص ۱۰۷۶ و ۱۰۷۷
۶- همان ـ جلد پنجم ـ ص ۱۰۳۹

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

9 + 1 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>