دوشنبه , ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷
آخرین خبرها

زبان گوران(گه وره جویانه) را دریابیم

image_print

در میان کوههای سر سبز دالاهو و در پاچه ی یکی از قلل نامی دالاهو (بزه هو)و در همجواری خروش رودخانه ی زندگی بخش زمکان، از سالیان بسیار دور مردمانی خونگرم و یکرنگ و صمیمی میراث دار فرهنگ غنی و بکری گشتند که امروزه بجز نامی و خرده نشانی از آن فرهنگ کهن چیزی باقی نمانده ، و آن سهم ناچیز باقیمانده از آن همه اصالت و فرهنگ و سنت نیک هم، نفسهای آخرش را می کشد که این رمقهای آخرینش بسیار جانسوز و جانکاه گشته!
آری..
سخن از وامانده های زبان کهن گوران است که این اواخر تنها پاسبان و نگهبانش در دل و جان مردمان گوراجوب خلاصه شده بود و تنها وامانده های این زبان کهن در دل و جان مردمان بااصالت و مخلصش نهفته بود و این نوید را میداد که روزی دگر بار بتواند پر پرواز بگشاید و بر بروبوم کهن زادگاهش به پرواز درآید و چهچه ی مستانه اش باز در دل کوه های دالاهو طنین انداز گردد و قاصد شکفتنش به تمام دیار کُرد و فراتر رهسپار گردد.
این زبان کهن و باستانی که می توان به جرات آن را از کهن ترین زبان های هم کیش خود دانست، از هزاران سال پیش تاکنون به دلایل و عناوین مختلف هرسال بیشتر از سال پیش مورد بی لطفی قرارگرفت و قلمرو وسیعش که روزی از هگمتانه تا آذربایجان و از لرستان تا شوش و خانقین گسترش داشت ،رفته رفته کوچک و کوچکتر شد و در محدوده ی گوران و این اواخر تنها در حریم روستاهای گوراجوب خلاصه شد.
زبانی با آن همه غنای تاریخی و فرهنگی که زبان تمام ادیبان و شاعران کُرد زبان روزگاران قدیم بود آنچنان رو به زوال و نابودی نهاد که در باور هیچ زبانشناسی نمیگنجد، واین غربت و گوشه گیری زمانی دردش دو چندان میشود که امروزه در سایه ی گویشهای نوظهور همچون گویش کلهربه علت آگاهی عمومی از این زبان و همچنین عدم توانایی شناساندن آن به عموم از سوی گویشورانش نه تنها قدرت ارز اندام ندارد بلکه به گوشه ای رانده شده و گویش کلهری را معتبرتر و بااصالت تر از آن میدانند درحالی که بنا بر اذعان اکثر زبان شناسان، زبان گورانی زبانی کاملا مستقل از زبان کُردی می باشد و در برابر گویش کلهری که شاخ ای از زبان کُردی است دارای جایگاهی برترو ادبیاتی غنی تر می باشد و همسنگ با زبان اورامی از بالندگی ویژه ای برخوردار هستند که جای بسی تحقیق و گفتگوست.
اما با تمام بی مهری های حکومت ها به این زبان کهن، در سالیان اخیر ضربه ای مهلک بر این زبان فرود آمد و نفس های آن را به شماره انداخته، که اگر تدبیری ویژه و همتی مردمی در پیش رو نباشد ،نسلهای آینده حتی نامی از آن هم نخواهند شنید.
در سالیان اخیر و از دو دهه پیش، جدا از تهاجمات فرهنگی و ارتباطی، پای ماشین آلات سنگین به خواستگاه این زبان باز شد و به بهانه ی ساخت سد در روستای گوراجوب ، ریشه های بی رمق این زبان را آنچنان واکاویدند و در هم پیچیدند که کمتر امیدی به جوانه زدن دوباره ی آن نیست.
روستا ویران و مردمانش آواره گشتند و جدایی و غربت مونس مردمانش گشت، و این بار هم این مردمان باصداقت و اصیل همچون گذشته چوب صداقت و سادگی خود را خوردند و با تمام وجود از پروژه ای حمایت و پشتیبانی کردند که بزرگترین هدفش از منظر همه پیام آبادانی و عمران بود!
اما تاکنون تنها دستاوردش ویرانی روستا و آوارگی مردمانش و به تبع آن از بین بردن هسته ی اصلی این اتحاد زبانی و فرهنگی بوده واز ده ها سال پیش تاکنون هیچ اقدام مثبتی از جانب متولیان امر برای ایجاد دوباره ی انسجام مردمان روستا و شکل گیری روستایی جدید انجام نگرفته و آن وعده های اولیه هیچکدام تحقق نیافت و این در حالی است که «زمکان» که روزی با حرکت و خروشش روبه پایین نوید بخش زندگی و شادابی بود این روزها با حرکتش روبه بالا پیامبخش نابودی و غرق کردن خاطرات مردمانش و زیرآب نمودن هزاران سال فرهنگ و اصالت شده است.
با این حال اگر همت مردمان و همکاری ارگانهای دولتی دست در دست هم دهند شاید بتوان گفت که این کهن درخت خشکیده، باز روزی جوانه خواهد زد و سر از خاک ویرانه های زادگاهش بیرون خواهد آورد.
اسد نظری گوراجوبی

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

8 + 2 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>