جمعه , ۴ خرداد ۱۳۹۷
آخرین خبرها

تاریخ تحولات سیاسی کرمانشاهان از مشروطیت تا جنگ جهانی اول

image_print

نوشته اردشیر کشاورز

بخش  صدو پنج

در نوبت قبلی پیرامون لشکرکشی محمدعلی شاه مخلوع به شمال کشور و حضورش در گمش تپه یا بندرگاومیشان ترکمن صحرای گرگان درمیان ایل قاجار و دیگر ایلات ساکن در مازندران اعم از کُرد و لک و لر و ترک و ترکمن و غیر اینها موضوع آمادگی دولت
صمصام السلطنه بختیاری در نیابت سلطنت ناصرالملک قراگوزلوی همدانی نایب السلطنه احمدشاه درسال ۱۳۲۹
هجری قمری مطالبی بازگفته شد .
و برهمین اساس گفته ایم که یپرم ارمنی که بعد از فتح تهران و خلع محمد علی شاه از سلطنت به ریاست نظمیه کل مملکتی رسیده و در زمان رییس الوزرایی عین الدوله مستبد چند مدتی به حالت قهر تمارض کرده و خانه نشین شده بود ، بنا به خواست ناصرالملک نایب السلطنه جهت دفع محمد علی شاه مخلوع احضار و برابر آنچه دکتر سهراب یزدانی در کتاب مجاهدان مشروطه آورده و البته به نقل از مطالب کتاب خاطرات سید علی محمد دولت آبادی است به گردآوری مجاهدان تبعیدی پیشین از جمله سردار یارمحمد خان
کرمانشاهی و برادر خوانده اش حسین خان امیر برق و عزیمت آنان از هر نقطه و گوشه ای از کشور و از کرمانشاه به تهران و همچنین اقدام در اجیرکردن نیرو ،
مواردی را متذکر شدیم و اینک ادامه ی موضوع
به نقل از کتاب خاطرات سید علی محمد دولت آبادی که می خوانیم :
« وقایع انقلاب ـ شهر ذیحجه ۱۳۲۹ قمری برابر ۱۲۸۹ شمسی ( منظور تحرکات روس ها در بازگردانیدن و یا ایجاد واهمه ی بازگشت محمد علی شاه مخلوع
به کشور هست ) و حقایق امور که نزد اغلب مخفی و پوشیده است .
دراین حوادث سه مطلب سربه هم آورده و صورت واحدی پیدا کرد :
اول … دوم جنگ یپرم(این مطلب دوم مدنظر ما هست )
یپرم ارمنی (۱) مجاهد رشیدی بود که در نهضت مشروطیت سردسته ی مجاهدین ارمنی بود و
رشادت ها کرد …
و ادامه داده است :
با بختیاری ها … و با دریافت دویست و پنجاه هزا رتومان از شوستر (مستر مورگان شوستر آمریکایی رییس مالیه کشور در عصر مشروطیت) مستشار مالی آمریکایی تعهد نظم شمال را نمود و برای این کار قریب هزار نفر سوار تدارک دید ، از آن جمله با یار محمد خان ( سردار یارمحمد خان کرمانشاهی ) قرارداد صد و پنجاه سوار بست و استعداد کافی برای جنگ با بختیاری حاضر
می کرد ، مجاهدین ارامنه و مسلمان ها با توپ های شصت تیر از یک طرف ، بختیاری ها و یک عده سوار رژیمان و متفرقه از طرف دیگر … » (۲)
مطلب دولت آبادی گنگ ، نامفهوم و آنچه را به ذهن متبادر می سازد این است که خواننده متصور می شود در جنگ دو طرف مورد نظر بین مجاهدین ارمنی و بختیاری ها بوده است ، در حالیکه این دو گره در وقایع بازگشت محمد علی شاه مخلوع متحد یکدیگر بودند و اما جبهه ی نبرد و درگیری دو نقطه در شمال کشور و متفاوت و جدا از هم بوده است .
در هر حال سردار یارمحمد خان کرمانشاهی در قضایای بازگشت محمد علی شاه مخلوع که همراه برادر خوانده اش
حسین خان امیر برق از کرمانشاه راهی مرکز شده در تهران ماندگار شد و اما حسین خان جهت دفع نیروهای طرفدار محمد علی شاه مخلوع ، عازم مناطق شمالی کشور گردید .
در آن هنگامه و به نحوی که نوشته ایم ، ایلات و عشایر ساکن در بخش های شمالی کشور ، از محمد علی شاه مخلوع طرفداری گسترده و تسلیح آنان توسط ایادی محمد علی میرزا صورت گرفته بود که از آن جمله
می شود به عشایر لک خواجه وند (۳) مقیم شمال کشور
و عمدتاً ساکن در کلاردشت اشاره کرد که به آیین یاری
بوده و در چریک های مسلح تحت امر عبداله خان فرزند
شجاع لشکر خواجه وند بودند.
در این راستا و جهت پیگیری درست و واقعی موضوع از مندرجات کتاب خاطرات مرحوم میرزا علی خان سرتیپ دیوسالار یا سالار فاتح اهل منطقه ی کجور و در اصطلاح عام منطقه ی نور و کجور مازندران بوده اند
که توسط منوچهر خواجه نوری به زیور طبع آراسته شده
بدیهی است این خواجه نوری ها نیز از خاندان های خواجه وند لک ساکن منطقه ی نور بوده اند و به هر صورت
از مأخذ مورد اشاره می خوانیم :
« شجاع لشکر درآن چند روزه تهیه قشون و چریک کرده ، فراریان یوش ، در اوز به این سردار شجاع پیوسته و هر چه توانسته بودند از افراد چریک حاضر کرده ، عبداله خان پسر شجاع لشکر از چریک (پولی) و کریم خان از چریک ( کجور) هرچه داشتند حتی از اهل ولایت نیز به زور یا رضا به آنها کمک داده بودند و جمعیت سوار و پیاده ی آنها متجاوز از هزار و پانصد تن بوده اند .
بعد از آن که فراریان خواجه وند از راه یوش به سمت کجور رفتند ، یکی دو خانه از مستبدین (طرفداران محمد علی شاه مخلوع ) یوش برای حرکت ثانوی آنها به آتش قهر مجاهدین سوخت » (۴)
از منبع مورد اشاره و نقل خاطرات سالار فاتح کجوری می خوانیم :
« ما چون وارد بلده شدیم ، برای صبح اعلان حرکت دادم . سفیده ی صبح ، اردوی پیروز ما با انتظام کامل به طرف کجور حرکت کرد و شب در صالحان توقف کردیم.
اینجا حسین خان کرمانشاهانی ، برادر یارمحمد خان از حزب دموکرات با پنجاه سوار و پیاده از تهران به
کمک ما آمدند . شجاع لشکر و کسان او بعد از فرار
از بلده ، دیگر به خانه خود نرفتند . جمعیت او هریک به سمتی فراری شدند و او خود با بعضی از خوانین پشت محله ی ایگل ، ابتدای جنگل منتظر حرکت ثانوی اردو شدند.
من ( میرزا علی خان دیوسالار یا سالار فاتح )
حسین خان دموکرات را که زبان کُردی (۵) بلد بود نزد شجاع لشکر فرستاده ، از او تفنگ و اسلحه دولت را مطالبه نمودم.
ادامه دارد
پی نوشت های ارجاعی :
۱- در شجاعت یپرم ارمنی که شرح فداکاری هایش در آثار مکتوب فراوان به ثبت رسیده است ، جای تردیدی نیست و اما در این راستای خاص ، یعنی عزیمت او به شمال کشور جهت مقابله ی با قوای محمد علی شاه مخلوع ، ناصر الملک قراگوزلوی همدانی نایب السلطنه احمدشاه در یادداشت هایی که بر روی کتابچه ای با عنوان تاریخچه ای از یپرم خان مصور به تصویر تمام قامت و ایستاده ی یپرم مسلح به تفنگ بلند ثبت شده ،
به این صورت نوشته است :
« وقتی ارشد الدوله آماده ی حمله به تهران شد ، یپرم را که در دوران صدارت عظمای عین الدوله ی مستبد مستعفی شده بود ، خواستم و به او گفتم : یکی دو روز دیگر قوای استبداد وارد تهران خواهد شد . انتظا ردارم همان طوری که قول داده بودید ، رفتار خواهید کرد ، گفت : برای خدمت حاضرم و …
نقشه او را پرسیدم ، گفت : صبح می روم ، پس فردا به کار ارشد الدوله خاتمه می دهم و روز بعد
شرفیاب می شوم.
این حرف او مرا به یاد جمله ی ژول سزار در فتح آفریقا انداخت . او نوشت : آمدم ، دیدم ، فتح کردم .
سپس خود فکر کردم ، اگر یپرم رفت و فتح کرد ،
بزرگتر از ژول سزار است ، چون او بعد از
فتح کردن نوشت و یفرم قبل از رفتن همان مطلب را گفت …
یادداشت های ناصرالملک قراگوزلو نایب السلطنه ـ همان کتابچه ـ انتشارات آبان ـ برداشتی از مجله ی پرچم ـ ۱۳۲۴ ـ چاپ دوم ـ بهار ۲۵۳۷ ـ تهران
۲- خاطرات سید علی محمد دولت آبادی ـ انتشارات فردوسی ـ انتشارات ایران و اسلام ـ چاپ اول ۱۳۶۲
تهران ـ صص ۲۱-۲۲
۳- خواجه وندها از طوایف گرمسیر لک ایلات کرمانشاهان بوده اند که در عصر صفویه از اجزای تشکیل دهنده ی ایلات متحده ی موسوم به وند ،
هم پیمان ایل بزرگ زنگنه محسوب شده و در
محل گرمسیر چم سورک سومار و قلعه ی
کرمانشاهان گرمسیر و سردسیر داشته ، در سال
۱۱۶۶ ـ ۱۱۶۷ هـ ق پس از ویرانی قلعه ی کرمانشاه توسط محمد خان زند به شیراز برده شدند و در کنار سایر ایلات و عشایر کرمانشاهان و دیگر نقاط کشور تا سال ۱۲۰۶ هـ ق که توسط آغامحمدخان قاجار به تهران وسپس به شمال کشور ناحیه ی مازندران ،
چهار قلعه ی ساری اسکان داده شده و پراکنش عمده ی
آنان در حواشی نور و کجور و عمدتاً کلاردشت بوده
که هم اکنون در آن نقطه می باشند.
مردم خواجه وند لک به آیین یاری می باشند و
در حال حاضر همچنان گویشور گونه ی گویشی لکی از متفرعات زبان کردی هستند.
۴- نقش آزادی خواهان مازندران در جنبش مشروطه و فتح تهران ـ به کوشش منوچهر خواجه نوری ـ نشر نامک ـ ۱۳۹۱ ـ تهران ـ صص ۱۵۵-۱۵۶-۱۵۷
۵- همان ـ ص ۱۵۷

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

6 + 2 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>