جمعه , ۴ خرداد ۱۳۹۷
آخرین خبرها

تصویر های قدیمی ازسیمای کرمانشاه با قلم دوربین درخاطرات خواندنی از بیستون تا چهلستون اثر استاد منوچهر نجمایی

image_print

ح- مولایی فر
بخش سوم

به دنبال مهاجرت های گروهی در هسته خانواده و یا به صورت انفرادی از سایر مناطق ایران از جمله: اصفهان، کاشان، یزد، همدان، قزوین، چهارمحال بختیاری و … به منظور زیارت مزار امامان شیعه در عتبات عالیات و همانطور که در نوشتار پیشین اشاره شد. نیاز جامعه ی رو به توسعه و رشد شهری کرمانشاه به افراد صنعتگر و ماهر در امور فنی، رونق کسب و کار در امر تجاری و بازار داد و ستد محصولات کشاورزی پدر و پدربزرگ از خانواده ی
نجمائی از اصفهان راهی کرمانشاه می شوند و عواملی موجب ماندگاری آنها می شود .
موضوع از قلم استاد منوچهر نجمائی از بخش پیشگفتار خاطرات وی در کتاب از بیستون تا چهلستون دنبال می گیریم:
« پدرم که اصلاً کارش قلم زنی روی اشیای نقره بود در یکی از سفرهایش از اصفهان برای زیارت به همراه پدرش که روحانی بوده، به کرمانشاه می آیند تا تشریفات سفر عتبات از جمله گرفتن تذکره ( ویزا) را از کنسولگری عراق در کرمانشاه انجام بدهند و به این ترتیب در مسافرخانه ای اقامت می کنند که طبق معمول برای اقامه ی نماز به مسجد عمادالدوله می روند با روحانی آشیخ محمدعلی مدرس قزوینی که اقامه ی نماز می نمود، آشنا می شوند و آشیخ محمد علی به احترام روحانیت و زائر عتبات مسافران اصفهانی را از مسافرخانه، به خانه شخصی … منتقل می نمایند.
این باب آشنایی موجب می گردد که مسافران اصفهانی در بازگشت از عتبات نیز در منزل شیخ اقامت نمایند و ادامه ی این آشنایی به ازدواج میرزا حسن فرزند میرزا حسین روضه خوان چهارسوقی با دختر آ شیخ محمد علی مدرسی قزوینی می گردد…» ص ۱۵
این ازدواج از دو خانوده ی مهاجر در کرمانشاه، زمینه ای را فراهم می کند که میرزا حسن ( پدر منوچهر نجمائی) که در کار قلم زنی مهارت داشته است در کرمانشاه ماندگار شود و به شغل خود در بازار زرگرها ادامه دهد. با این توصیف جناب نجمائی از جانب مادری نوه ی مرحوم آشیخ محمد علی مدرسی قزوینی، مدرس علوم دینی در مسجد عمادالدوله و از جانب پدری نوه مرحوم میرزا حسین واعظ چهارسوقی اصفهانی به حساب می آید.
نقل به اختصار و جابه جایی جمله ها ص ۱۵
در کرمانشاه در فاصله ی پنج شش سالگی که میرزا حسن قلم زن که در هنر خطاطی و نقاشی نیز دستی داشته است به شغل خویش ادامه می دهد اما چون کار و بارش چندان رونق نمی گیرد به این نتیجه می رسد به زادگاهش اصفهان برگردد.در این سال ها، میرزا حسن صاحب دو فرزند پسر شده است و این خانواده چهار نفره به شهر اصفهان می روند …
نقل به مضمون ص ۱۵
منوچهر دوران کودکی و نوجوانی خود را در اصفهان سپری می کند و در حقیقت تحصیلات دوره ی ابتدایی و متوسطه را در آنجا به پایان می رساند. نظر به آنکه پدرش امتیاز هفته نامه ای را دریافت می کند و آن را انتشار می دهد
و برادرش غلامرضا ( پرویز) نیز با نشریه های آن روزگار از جمله روزنامه کیهان همکاری دارد و بعدها مدیریت روزنامه جنوب را عهده دار می شود. زمینه هایی ایجاد می گردد که منوچهر جوان پس از فارغ التحصیلی به کار روزنامه نگاری علاقمند ی
نشان دهد. و هرزگاهی با نوشتن خبرهایی از کوچه وخیابان ودرج آن در نشریه، اشتیاق درونی اش
به این موضوع هر روز بیشتر می شود.
در آن دوران بحرانی سیاسی سال ۱۳۳۲، منوچهر به عنوان خبرنگار اطلاعات کودکان، استعداد نویسندگی خود را می آزماید و همین که کمابیش با الفبای گزارش نویسی به صورت خبر و شیوه ی خاص نویسندگی آشنا می شود وتجربه ها فرا می گیرد. به طور جدی در دو روزنامه ی رسمی کشور، « اطلاعات وکیهان» کار خبرنگاری را آغاز و ادامه می دهد و هنوز هم با گذشت بیش از شش دهه جناب استاد منوچهر نجمائی با قلم دوربین، تصویرگر موضوعات نوشتاری در قالب روزنامه نویسی ونویسندگی در ثبت لحظه ها از رویدادهای سیاسی، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی در نشریات سراسری و استانی به ویژه روزنامه باختر همچنان نگارش آثار تحقیقی وپژوهشی،موضوعات بهداشت و درمانی و مقالات طنزآمیز با توانمندی مشغول به کار هستند اگر چه استاد نجمائی در جای جای کتاب خاطره نویسی خویش به این مباحث و دیگر مشاغل حرفه ای در سطح آموزشی و فرهنگی پرداخته است.
مع الوصف مناسبت دارد، آثار منتشر شده از سوی ایشان را که پشت جلد کتاب از بیستون تا چهلستون در سه بخش آمده است. در این جستار انعکاس یابد.
بخش اول، آثار مربوط به دوران نوجوانی که با قطع جیبی تا سال ۱۳۴۵ چاپ شده است از جمله:
« ابر، برق سیاه، تپه ی عشق، ثمره زندگی، جغدونیز چگور شکسته»
بخش دوم: آثاری که به عنوان کتاب درسی و کمک آموزشی تالیف کرده و بیشتر آنها را وزارت خانه های آموزش وپرورش، بهداشت ودرمان
( بهداری سابق) به چاپ رساند. از جمله: « ادبیات کودک، روانشناسی عمومی، پرستاری بیماری های روانی و نیز پرستاری بیماری های داخلی»
بخش سوم: آثار تحقیقی و علمی که کار پژوهشی آن ازسال ۱۳۶۳ انجام و اولین آن « به نام ورزش درمانی در سه جلد باعنوان انسان، گیاه و نیز سلامتی» چاپ ومنتشر شده است.
درادامه باید افزود: ایشان علاوه بر مقالات اقتصادی سیاسی و اجتماعی چاپ شده در نشریات محلی « دوازده سال است که با نام مستعار « منِ فضول باشی» طنز انتقادی « به من چه؟ به توچه؟» را در روزنامه محلی « باختر» می نویسد»
و اما سخن آخر، اینکه نگارنده، کوشیده است تا از درون کتاب ارزنده ی از بیستون تا چهلستون نوشته ی استاد منوچهر نجمائی که جنبه ی خاطره نویسی دارد و بخش هایی ازاین خاطرات مربوط به روزگارانی است که جناب نجمائی به دلیل علاقه درونی به زادگاهش در کسوت معلمی بار دیگر به کرمانشاه می آید و این بار با عزمی راسخ و عشقی وافر به شهر کرمانشاه، سکنا اختیار می کند هر آنچه را به تاریخ اجتماعی این مرزو بوم ارتباط پیدا می کند، خلاصه وار و با گزیده نویسی، جهت اطلاع شهروندان که دوست دارند، سیمای گذشته این شهر را از زبان شاهدان عینی، که به رشته ی تحریر درآمده است، در آینه ی دیواری خاطرات در تونل زمان، مشاهده نمایند.
صاحب این قلم، بازنویسی کرده تا با خوانش درس هایی از تاریخ، اوضاع اجتماعی شهرمان را در نیم قرن سپری شده بکاویم و در مسیر رشد و پیشرفت و اعتلا و آبادانی این خطه بکوشیم.
ادامه دارد…

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

7 + 3 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>