پنجشنبه , ۲۸ تیر ۱۳۹۷
آخرین خبرها

کنکاشی در زندگی نامه و سروده های استاد یداله عاطفی فرزانه ادیبی که با عطوفت معلمی و تراشه های الماس شعر زنگار نامهربانی را از آبگینه دل ها می زداید

image_print

ح- مولایی فر
بخش ششم

« بر درگه تو غرق گناهم یا رب
افکنده سر و نامه سیاهم یا رب
غیر از تو، پناه دگرم هیچ نماند
از خویش مران، که بی پناهم یا رب»
هر چند جناب عاطفی با قالب رباعی سرو سری دارد. اما وی با سرودن غزل بیشتر موانست دارد و در همان اوان جوانی به دلیل آشنایی با شعر نو و آثار نیمایوشیج و مطالعه ی اشعار سخنوران نوپردازی چون: شاملو، فریدون توللی، فریدون مشیری، نادرپور، سیاوش کسرایی، هوشنگ ابتهاج (سایه)، سهراب سپهری وفروغ فرخزاد، گرایشی هم به این نوع شعر زمانه پیدا می کند و آثاری نیز به شیوه نیمایی می سراید و در نشریات به چاپ می رساند که در جای خود به نمونه هایی از اشعار آزاد وی خواهیم پرداخت.
طبعاً انتخاب حرفه ی معلمی و تدریس ادبیات فارسی، ازجمله عواملی به شمار می آید که استاد عاطفی کم و بیش با بزرگان دنیای شعر ونثر متون ادبی از رودکی به عنوان پدر شعر فارسی گرفته تا سخنوران شهیر و نام آوری از قبیل: فردوسی، سنایی، عطار، نظامی، ناصرخسرو و قلل رفیع و تکرار ناشدنی شعر فارسی چون: مولانا، سعدی، حافظ وبعد از این بزرگان با شاعران قرن نهم، مولانا جامی، وحشی بافقی، فغانی، محتشم و عُرفی در عصر صفویه به ویژه قافله سالار طرز تازه ای موسوم به سبک هندی ( اصفهانی) مولانا، صائب تبریزی و دیگر شاعران عصر نادری، زندیه و قاجارها به طور عمیقی آشنایی حاصل نماید.
خواه ناخواه یک معلم ادیب که خودذهنیت شاعرانه ای داشته باشد هرچه بیشتر دوست دارد تا با تفحص وتجسس در آثار اکثر سخنوران درتمام ادوار پیشین و معاصر ذخیره های ذهنی خویش را افزایش دهد و از خیل این همه گل های معطر در گستره ی گلزار ادب پارسی به تنی چند بیش از دیگر شاعران گل فروش شعر، عاشقانه تر، عشق بورزد.
با این توصیف به غزلی از سروده های دوران جوانی عاطفی با عنوان ( پرسوختگانیم که…) با حال وهوایی از آن «امانت الهی» یعنی
« عشق» هم پیمانه میشویم:
«ما، مست و خراب ازمی پیمانه ی عشقیم
بی خویشتن و واله ودیوانه ی عشقیم
غرقیم به دریای خروشنده ی هستی
تا در طلب گوهر یکدانه ی عشقیم
ما، گوهر پر ارج زمانیم ولیکن
چون گنج نهان در دل ویرانه ی عشقیم
دردو غم عشق ست که شیرینی عمرست
بیهوده نباشد که به غمخانه ی عشقیم
در آتش جانسوز محبت همه جا ما
پرسوختگانیم، که پروانه ی عشقیم
«آشفته» گروهی ز می جهل خرابند
ما مست و خراب از می پیمانه ی عشقیم»
کرمانشاه- شهریور ۱۳۴۴
در شرح حال نویسی استاد عاطفی سعی شده است تا ضمن بررسی ظاهری ومضامین محتوایی اشعار وی سروده ها به ترتیب سال سرایش آنها، تنظیم وبه پیشگاه ادب دوستان ارائه شود.
حسن چنین شیوه ای حداقل این است که خط سیر فکری و پختگی کلام شاعر را در رهگذر عمر از دوره ی جوانی تا به دوران میانسالی و عهد سپیدرنگی تارهای موی بر سر وصورت نشان می دهد. زیرا تولید محصولات هنری- در این جا گوهر شعر- با توجه به اوضاع وشرایط اجتماع پیرامونی هنرمند، جان میگیرد واین کار به مفهوم انعکاس رویدادهای فردی و اجتماعی در آفرینش یک اثر هنری است به عنوان نمونه می توان گفت: یداله عاطفی زمانی که در منطقه ی سنندج دوران معلمی خویش را طی می کرد با خوانش غزلی از بانوی غزل ایران « سیمین بهبهانی» با مطلع زیر به استقبال شاعر می رود:
« ستاره دیده فروبست و آرامید، بیا
شراب نور، به رگ های شب رسید، بیا»
عاطفی در آن روزگاران گویی فشار بار غم عشق، که توان فرسات، قامت او را در برگریزان خزان «فرقت های» خمانده است! به چند بیت از غزل «انتظار» بسنده می شود.
« به کوه ودشت، گل و لاله بر دمید، بیا
خزان عشق من وتو به سر رسید، بیا
ز انتظار توام، دیده شد سپید، بیا
بیا که قامتم از بار غم خمید، بیا
به غیر مهر تو، در کوره راه بیم وامید
فروغ راهنمایی نشد پدید، بیا
دلم فتاد به دام غمی توان فرسای
مگر تواش برهانی، به این امید، بیا»
سنندج، اسفند ۱۳۴۴
برای آشنایی با ویژگی های شعر استاد عاطفی
راه اصولی آن است ازدیدگاه تذکره نویسان معاصر در باب شعرهای جناب عاطفی مطلع شویم. استاد فرشید یوسفی در کتاب « باغ هزار گل» تذکره ی
سخنوران استان کرمانشاه – در این مورد نوشته است: « آشفته [ یداله عاطفی] از شاعران پر احساس ونغز گوی وشیرین کار دیار ماست ودرانواع شعر مخصوصاً غزل مهارت دارد و زبان شعریش مطبوع و مقبول صاحب نظران است» صص ۴۵-۴۳
« من مرغ پرشکسته ی زارم در این بهار
زیرا بهار بی تو ندارم در این بهار
تا گلشن امید تو رنگ خزان گرفت
مرده ست شوق گشت و گذارم در این بهار
زیبد که بذر مرگ وفنا را چمن
دردشت عمر خویش بکارم در این بهار»
اما استاد سید محمدباقر بُرقعی در تذکره ی «سخنوران نامی معاصر ایران» چنین اظهار نظر کرده است:« عاطفی شاعری توانا وخوش قریحه است که با فنون شعر و رموز سخن آشنایی کامل دارد او نه نتها در شعر کلاسیک توانایی خود رانشان داده و از عهده ی آن به خوبی برآمده است بلکه در شعر نو نیز طبع آزمایی کرده ونشان داده که ازمهارت کافی برخوردار می باشد.»
نشر خرم، چاپ اول، سال ۱۳۷۳ جلد اول
« تا لاله صفت، به سینه داغی داریم
نه میل به سبزه، نه به باغی داریم
گر مهر ومهی نیست در این شام سیاه
غم نیست، ز مهر تو، چراغی داریم»
ادامه دارد…

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

2 + 1 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>