پنجشنبه , ۲۸ تیر ۱۳۹۷
آخرین خبرها

کنکاشی در زندگی نامه و سروده های استاد یداله عاطفی فرزانه ادیبی که با عطوفت معلمی و تراشه های الماس شعر زنگار نامهربانی را از آبگینه دل ها می زداید

image_print

ح- مولایی فر
بخش دهم

« تا لاله صفت به سینه داغی داریم
نه میل به سبزه، نه به باغی داریم
گر مهر و مهی نیست در این شام سیاه
غم نیست، ز مهر تو چراغی داریم»
اشاره شد جناب یداله عاطفی پس از انداختن ردای معلمی بر دوش سه سال در مناطقی از روستاهای نهاوند، به نوباوگان طالب علم آموزی درس می دهد.
شاعر با نگاهی ازسر درد به اوضاع اجتماعی اهل آبادی توجه دارد و پیرامون خویش را می کاود آنگاه که جوانه های شعر در وجودش می روید، آنچه را می بیند با کلامی موزون در هم می آمیزاند تا تصویرهایی از معصومیت بچه های کلاس را دراوضاعی از نابسامانی های حاکم بر روستا که زندگی غمباری از فقر و محرومیت و نابرابری را به روستا نشینان تحمیل کرده است با دوربین شعر، نقاشی کند.
در آن سال های شوم و نکبت بار( رژیم منفور شاهنشاهی) یک ترانه لری، با عنوان « دایه دایه» به معنای مادر سر زبان ها افتاده بود که خواننده با قاطعیت نسبت به حاکمان وقت که برای اصلاحات جامعه و رهانیدن مردم از چنگال دیو گرسنگی، فقر و فاقه، بی عدالتی های اجتماعی جلوگیری از تهاجم فرهنگی، نابهنجاری های اخلاقی، رواج فساد و نادیده گرفتن مطالبات و خواسته های مدنی جامعه ی شهری و روستایی و در محاق قرار دادن آزادی های فردی و اجتماعی اقشار مختلف جامعه در زمینه ی آزادی بیان و عقیده و ده ها موارد دیگر از حقوق شهروندی و روستاوندی … گام های موثری بر نمی داشتند خیلی ساده وعامیانه اما محکم و مقاوم پیام می داد:
« دایه دایه وقت جنگه»
عاطفی بنا به رسالت هنر متعهدانه در قبال توده های به یوغ کشیده، در کنار وظیفه ی خطیر معلمی برای آموزش تعالیم کتاب های درسی، خود را موظف می داند، الفبای زندگی، راه مبارزه علیه جور وستم از سوی رژیم وابسته به نظام سرمایه داری با سرکردگی ابر قدرت های جهان، چون: امریکا وشوروی (به شکل استعاله ی آن از نظام به ظاهر سوسیالیست) فرانسه وانگلیس و … را به نسل فراموش شده ی جوانان در روستاهای کشور بیاموزاند همان راه و روش معلمانی آگاه دل و بینا از جمله: « صمد بهرنگی، علی اشرف درویشیان، منصور یاقوتی و…» یعنی خواندن کتاب و عادت به مطالعه را در وجود دانش آموزان روستایی نهادینه کند.
جناب عاطفی نیز، دانش اموزان خود را همواره به سمت وسوی علاقمندی به خوانش کتاب و شعر و داستان تشویق می کرد بدون تردید قطعه شعر « دایه دایه» در قالب شعر آزاد این تاثیر پذیری را نشان می دهد و در فرصت های مناسب از دانش آموزان خوش صدای کلاس می خواهد باهمان سوز دردناک خواننده ی ترانه ی دایه دایه آوازهای حزن انگیز خودشان را سر دهند زیرا این معلم دردآشنای رنج روستانشینان می خواهد در پناه روح حماسی جوان های پرشور به طور موقت دردها و رنج ها را بدست فراموشی سپارد همانطور که از پژواک تیر و نعره ی دلیرانه ی مردان اهل رزم خطه ی لرستان درترانه ی دایه دایه احساس غرور می کند و شادمانه از دیدن کارهای هنرمندانه شاگردان خوب کلاس هایش از سال اولی ها گرفته تا سال ششمی ها مسرور می شوند این جوش و خروش غیورانه از سوی بچه ها یعنی امید به آینده ای تابناک هم سو وهم گام با اصل ترانه ی دایه دایه و همراه با بچه های کلاس درس عاطفی در روستای برزول نهاوند درسال ۱۳۴۹ بخش هایی از سروده ی شاعر را با یکدیگر مرور می کنیم:
« ای بچه های معصوم، ای بچه های خوب
امروز از تهاجم اندیشه های دور
چون آسمان ابری وبی باران
قلبم گرفته است
…امروز دهکده خاموش است
ومن دلم عجیب گرفته است …
امروز از تمامی این آیه های یأس
بوی غم و کسالت وتکرار وخستگی
احساس می کنم
… ای در نوید خنده ی گرم شما- امید
ای درنگاه شادو پر امیدتان – فروغ
من در پناه جمع شما- درد ورنج را چون یادهای دور – فراموش می کنم
من شعله های سرکش این یأس تلخ را
با پاکی زلال صمیمیت شما
در سینه ی گداخته – خاموش می کنم
… من در حماسه های غیورانه ی شما
این شعرهای رزم
این نغمه های درد
این شعرهای تیر وتفنگ و اسب
می بینم از کرانه های میدان ها
و کوه ودشت و صحرا
جاری است خون پاک شهیدان راستین
[ آنگاه شاعر خطاب به خواننده ی دایه دایه
می سراید] چه دردناک و غم انگیز است
وقتی که ناله میکنی وپر شور
از سوز سینه، غمزده می خوانی
نه تیر درتفنگ- نه شنگ (۱) در قطار
وصحن رزم، در محاصره ی دشمن
ای دایه روز، روز نبرد است
باری بخوان، بخوان که چه غمگین است
این دایه دایه – این خروش دلیرانه
درهر کلام ناب و غم انگیزش
آرامشی عزیز تر از تسکین
احساس می کنم
از سوز دل کریم (۲) عزیزم بخوان بخوان
زیرا که من در اوج سپهر حماسه ها
با این شکسته بالی پرواز کرده ام
از تو بخوان، که چه شیرین است»
-برزول، نهاوند سال ۱۳۴۹- باختر ص شعر شماره ۱۹۲۰ یکشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۳-
بدون هیچگونه مقایسه حتی ازنوع قیاس مع الفارق، اشعاری از این دست که در متن آنها، مرام ومشی مبارزات عملی علیه رژیم مستبد شاه، از ذهن شاعران آزادی خواه که با دغدغه مندی به زندگی فلاکت بار توده ها نگاه می کردند هرچند کمرنگ هم خطور می کرد لذا ناخواسته کلامشان با واژگانی از نبرد، تفنگ، سیاهی شب، صبح آزادی وچه وچه ها آمیخته می شد. خواه ناخواه این آثار خلف شده از ذهن هنرمندان مستقیم و غیر مستقیم تحت تاثیر همان جنبش های مسلحانه ای
بود که در سال های ۱۳۴۹ به بعد ازسوی سازمان های
مسلح ومخفی بر ضد حکومت وابسته ی شاه در جای جای ایران چهره خود را در شکل عملیات های
نظامی با ماموران ساواک وکمیته ی مشترک ضد خرابکاری نشان می داد همانگونه که در آن سالهای سخت مبارزاتی تحت لوای جنبش های
چپ، این سخن مطرح بود: « ما مارکسیسم را انتخاب نکردیم بلکه مارکسیسم مارا انتخاب کرد.» هنرمندان متعهد هم به ویژه شاعران مردمی، واژگان انقلابی را برای شعرهایشان انتخاب نمی کردند بلکه این واژه های مبارزاتی بود که شاعران دلسپرده انقلاب آزادی خواه را انتخاب می کردند! بنابراین چنانچه شاعر متعهد کرمانشاهی زمانی که می بیند نبض دهکده از رنج ها و دردها وحرمان ها از کار افتاده است مسلماً با افسردگی اما حماسه گونه شعر « دایه دایه» را سر میدهد و در بخشی از آن چنین می سراید:
« امروز دهکده خاموش است
و من دلم هوای غزل دارد
حالا کریم خوب تو تسکین باش
این جان خسته- این دل غمگین را
با آن صدای ناب غم انگیزت
آهنگ دایه دایه بخوان پر شور
باقر، تو سوزه سوزه (۳)
وتو حسین، نیل بمیرم را» (۴)
پانویس:
۱-شنگ به معنی فشنگ و تیر است در زبان کردی ولری
۲- کریم، محصل خوش صدایی که ترانه ی لری را با سوز مخصوص می خواند
۳- سوزه به معنی سبزه – ترانه کردی
۴- نیل بمرم به معنی نگذار بمیرم – ترانه کردی
ادامه دارد …

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

3 + 2 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>