چهارشنبه , ۲۳ آبان ۱۳۹۷
آخرین خبرها

کنکاشی در زندگی نامه و سروده های استاد یداله عاطفی فرزانه ادیبی که با عطوفت معلمی و تراشه های الماس شعر زنگار نامهربانی را از آبگینه دل ها می زداید

image_print

ح- مولایی فر
بخش بیست و یکم

سال های پیش از ۱۳۵۰ شمسی که جناب عاطفی با قالب شعر آزاد یا همان شعر نیمایی مأنوس می شود و این شیوه از سرودن را برای بیان دردمندی از زبان ملت به بند کشیده زیر یوغ جباران زمان، مناسب حال تشخیص می دهد با یادمانی از «یار محمدخان کرمانشاهی» از سرداران بزرگ مشروطه که در آذربایجان همدوش با سردار ملی « ستارخان» و سالار ملی « باقر خان» با قوای استبداد، مردانه مبارزه می کند، فرصتی را رقم می زند تا با سرودن منظومه ای ضمن یادآوری از رشادت های یارمحمدخان برضد آنانی که قصد کرده اند با همان آیین اهریمنی آزادی را به بند کشند، فریاد اعتراض خویش را به گوش عوامل استبداد برساند.
قبل از به تصویر در آوردن « منظومه یارمحمدخان» اشاره به چند نکته ضروری است: به گفته ی شاعر « این منظومه در تابستان ۱۳۴۹ به یاد مبارزات سردار بزرگ عصر مشروطه « یار محمدخان کرمانشاهی» سروده شده» و جناب عاطفی در چندین بند نسبتاً طویل شعر را در آن زمان به شاعر گرانقدر « نعمت میرزا زاده»
(م- آزرم) از شاعران معاصر و اهل خراسان اهدا کرده است.
نکته دوم هنگامی که استاد « اردشیر کشاورز» قصد چاپ و نشر زندگی نامه ی یارمحمدخان در کتاب « گُرد کرد» را دارد. از جانب عاطفی می خواهد تا نسخه ای از آن منظومه را برای درج در کتاب مذکور به وی لطف نماید اما متاسفانه شاعر نسخه ی کاملی از اصل منظومه را در اختیار ندارد و چون با اصرار و الحاق و مراجعات مکرر استاد کشاورز روبرو می شود آقای عاطفی چند بند کوتاه از منظومه را که در حافظه اش نقش بسته است بازنویسی و به استاد کشاورز تقدیم می کند. بنابراین به پاس مجاهدت های یارمحمدخان وتجلیل از تلاش های سراینده ی منظومه « یداله عاطفی» وقدردانی از کوشش محققانه ی مولف کتاب « گرد کرد» – استاد کشاورز مورخ برجسته شهرمان- آن چند بند از منظومه به پیشگاه شهروندان کرمانشاهی اهدا می گردد.
« مست و خراب ومی زده می آیم
از ازدحام میکده رنج
با خشمی از خیانت ساقی
من مست درد و رنجم و بی پروا
من درد خویش را در چارراه شهر
فریاد می کنم
این شهر بی تحرک خاموش
بامردمان ساده ی خون گرمش
روزی، دیار شیر دلان بوده ست
کردی بسان یار محمدخان
فرزند پاک جان مبارز
در دامنش چو شمشاد
آزاده، پر غرور
پرورده وشکفته و بالیده است
یاد آن زمان، که یار محمدخان
همراه با حسین امیر برق (۱)
همدوش با سران دلاور
سردار جنگ وسالار (۲)
غرنده همچو شیر
در جبهه های سنگر آزادی
آتش به روی دشمن نمدار می گشود
***
برخیز یار محمدخان
بر خیز و خون ز دیده بیفشان
زیرا که بزدلان زبونی
امروز روز، جای ترا غصب کرده اند
و با ریا وظلم و شکنجه
بر مردمان خوب دیارت شبانه روز
با قلدری چه بسیار
بیداد می کنند
***
برخیز یار محمد خان
برخیز و خاک بر سر دشمن کن
اینجا دیار رادی و مردی بود
اینک دیار وحشت و تشویش
این ست چهره باختر، ای یار خاوری
از مرز باختر به تو پیغام می دهد»
کرمانشاه تابستان ۱۳۴۹ خورشیدی
به هر حال عاطفی پیوسته و عطشناک به دنبال آمدن بهاران است و همواره در جستجوی یارانی است که از دیده پنهان هستند
« خزان آمد بهارانم کجا رفت؟
صفای چشمه سارانم کجا رفت؟
وجودم شد چنان دشتی عطشناک
زلال مهر یارانم کجا رفت؟
همانطور که در نوشتارهای پیشین اشاره شد شعرهای آزاد نیمایی یداله عاطفی با درونمایه ای از آلام اجتماعی جان مایه گرفته است از بی تحرکی و خاموشی مردم- نه تک ستارگان آزادی خواه در آسمان تیره و ابرآلود که در گوشه ای از سیاهی شب خودی نشان می دهند- ناآرام است و از رنج انتظار در فردایی که هنوز از افق آن خورشید طلوع نکرده است به خود می پیچد.
این بی تابی با شعر « در ناشکیبایی» به اوج می رسد:
« دیگر نمی توان از این بیش
در این فضای تیره و خاموش
چشم انتظار لحظه
آن لحظه های رهایی خونین
بنشینم و بمانم
چون سنگ، بی تحرک و خاموش
لبریز شد پیاله ی صبرم
از حد گذشت تاب شکیبایی
دیگر نمی توانم، دیگر نمی توانم
تکرار پوچ روز و شبان را به چشم باز
دیدم در زمان تباهی
اما چه مایه تجربه کردیم؟ هیچ، هیچ، هیچ
و با حماقت پیشین
در انتظار لحظه های فردا نشسته ایم
ای آفتاب صبح توانایی
ای قامت بدیع مقدس
ای در تو عشق و رویش و پاکی
ای با تو شور و شوق و رهایی
ای روح زندگی»
« تا کی در انتظار قیامت توان نشست
برخیز تاهزار قیامت به پاکنی»
تضمینی از فروغ بسطامی
لاهیجان ، شهریور ۱۳۵۰
————
پانویس:
۱- حسین کلاه مال، برادر خوانده ی یار محمد خان که به سبب چالاکی به حسین امیر برق معروف شده بود
۲- منظور، ستارخان و باقر خان است
ادامه دارد…

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

3 + 2 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>