سه شنبه , ۲۷ آذر ۱۳۹۷
آخرین خبرها

تاریخ تحولات سیاسی کرمانشاهان از مشروطیت تا جنگ جهانی اول

image_print

نوشته اردشیر کشاورز

بخش  صد و پنجاه و پنج

درنوبت پیشین در تحلیل قضایای چه شد که با توجه
به تسخیر شهرکرمانشاه و بازپس گیری آن از جانب مجاهدان مشروطه محور سردار یارمحمدخان کرمانشاهی ، سالارالدوله فرصت یافت تا دوباره به کرمانشاه هجوم آورده ، شهر را از مجاهدان و قوای دولتی و ارکان حکومتی بازپس گرفته و با تهاجم به شهر ، هستی و مایملک مردم را آماج غارت و چپاول قرارداده ، بازارها و دکاکین و دارالتجاره ها و سراها و کاروانسراها و حجره های تجاری و انبارهای کالای داخله وخارجه درشهرکرمانشاه به یک باره توسط نیروهای عشایری طرفدار سالارالدوله به یغما
برده شد.
دراین راستا از مجاری و منابع و مصادر مربوطه که مستندات آنها ، آگاهی بخشی اطلاعات ومعلومات ما در بازشناخت و نگارش مطالب این کنکاش خواهد بود ، همچنان می خوانیم :
چون امر حرکت والی منصوب کرمانشاهان شاهزاده عبدالحسین میرزای فرمانفرما ، همراه نیرو و قوای رزمی دولتی وعده داده شده از مرکز کشور به کرمانشاه به درازا کشید که عامل تأخیر و تعلل در عزیمت و حرکت والی را مضاف بر کینه ای که صمصام السلطنه بختیاری رییس دولت مشروطه نما از مجاهدان به ویژه سردار یارمحمدخان کرمانشاهی به دل داشت وگفته شده است ترور انقلابی میرزا احمدخان علاء الدوله ، این کینه را تشدید کرده بود (علاء الدوله در غایله ی بازگشت محمدعلی شاه مخلوع در سال ۱۳۲۹ هجری قمری از تبعید به گمش تپه یا گاومیشان در گرگان و ترکمن صحرا از محمدعلی شاه مخلوع حمایت کرده و لذا مدارکی از او و همدستانش به دست نظمیه ی تهران افتاد و با توجه به عملکرد مخرب هواداران شاه مخلوع ، کمیته انقلابی ، علاء الدوله را مهدورالدم شناخته که توسط سردار یارمحمد خان و حسین خان امیر برق عمل انقلابی صورت گرفت ) و افزون برآن ، فرمانفرما نیز خود راغب به حرکت نبوده و نظر مساعدی هم به سردار یارمحمدخان کرمانشاهی نداشت که
بنا به گفته ی خودش ، همراهی با سردار را حتی تا بهشت جاودان نیز برنمی تافت.
لذا سالارالدوله که با شکست از مجاهدان در دایی چی
خالصه و یا ماهیدشت ویا … می زیست و جهت فراهم کردن آذوقه و علوفه به غارت دهات خالصه دست می زد، با استقرار در هارون آباد ، مبادرت به جمع آوری نیرو و تشکیل اردو کرده ،‌ به اغوای سردار رشید کردستانی و تحت فشار فرزند شرف الملک
که به گرفتن انتقام خون پدرش اصرار داشت و تهدید کرده بود ، چنانچه سالارالدوله مبادرت به این کار نکند او را خواهد کشت ، در حمله ی به کرمانشاه مصمم و مُصرّ شده ، جهت بازپس گیری و تصرف مجدد کرمانشاه به جانب کاروان سرای ماهیدشت حرکت کرده و پس از اعزام عشایر کردستانی ، جوانرودی ، روانسری ، کلهری ، سنجابی ، زنگنه ،
پشتکوهی ، خود نیز از پی آنان عازم کرمانشاه
گردید .
با شایعه ی جمع شدن انبوه نیرو بر سر سالار و قطع امید حکومت موقتی شهرکرمانشاه ، یعنی حسین خان
اعظم الدوله زنگنه و مجاهدان مشروطه از هرگونه کمک و مساعدت دولت مرکزی ، سردار مجاهد یارمحمدخان با مجاهدان پیرامون خود که در زمان وقوع جنگ ها ی داخلی کرمانشاه ،‌ تعداد آنان از سیصد نفر اولیه هم کاهش یافته بود ، با اجیرکردن نیرو و پذیرش داوطلب ، نسبت به استقرار نیروهای زبده در مواضع مهم اطراف شهرکرمانشاه ، ‌اقدام و آماده ی نبردی نابرابر گردید. » (۱)
تهاجم قوای سالارالدوله به کرمانشاه ، در زمانی صورت گرفت که حسین خان اعظم الدوله ، حاکم موقتی شهر کرمانشاه نیز از قید تحصن در ساختمان کنسولگری انگلیس در کرمانشاه رها بوده و به صورت آزادانه به رتق و فتق امور می پرداخته است و لذا
در جریان اجیرکردن نیروی چریک و مزدگیر
از جانب حاکم شهر ، اعظم الدوله از امداد و
خواستاری نیروهای رزمی و مسلح فوج بزرگ زنگنه نیز غافل نبوده و با ارسال یادداشت و دستور از
سواره ی نانه کلی به موجب اسناد موجود و در
اختیار، خواسته بود در سریع ترین زمان ممکن به امداد او بشتابند ، ‌اما اوضاع جوی زمستان سال ۱۲۹۰ خورشیدی ، حراست از معابر توسط تفنگچیان حامی سالارالدوله و صعوبت و سختی در آن شرایط منتفی می نموده است. (۲)
درهر صورت بنا به نوشته ی دکتر ملک زاده در کتاب تاریخ انقلاب مشروطیت ایران که از پی آورده می شود می خوانیم :
« باری سالارالدوله پس از آن که مجبوراً در نتیجه شکستی که خورد از شهرخارج شد ، در ماهیدشت توقف نموده و قاصد و نامه ها به روسای عشایر کردستان و لرستان فرستاد و در اندک زمانی هزارها نفر افراد مسلح تازه نفس گرد خود جمع کرد ،
از طرف دیگر چون یارمحمدخان ، بیش از سیصد نفر
مجاهد با خود نداشت و از قوایی که روز به روز
اطراف سالارالدوله جمع می شد ، آگاه بود‌، به ناچار یک عده داوطلب شهری برعده ی خود افزود
و به این وسیله قشونش به هزارنفر رسید.
از طرف دیگربه فرمانفرما ، تلگراف کرد که با قوایی که دارد ، زودتر خودش را به کرمانشاه برساند و دولت را هم از قوایی که در اطراف سالارالدوله متمرکز شده بود ، آگاه ساخت و به سنگربندی در نقاط مرتفع شهر پرداخت .
از این روی سالارالدوله هم با اردوی هفت هزارنفری خود که از افراد جنگجو تشکیل شده بود ‌، برآن
شد قبل از آن که فرمانفرما به یاری یارمحمدخان برسد و مهماتی را که از تهران خواسته بود به دست آورد ، شهر راتصرف کند. » (۳)
در تأیید مطلب بازگفته شده پیشین ، کسروی نیز نوشته است :
« باری سالارالدوله چون از شهر (شهر دراین کنکاش همه جا ، منظور شهرکرمانشاه است ) بیرون رفت
در ماهیدشت و آن پیرامون ها درنگ کرد و پیک ها به میان کُردان و لران فرستاد و از آنان یاری خواست و در اندک زمانی ، دسته های انبوهی برسرخود گرد آورد.
یارمحمدخان گذشته از مجاهدین ، گروهی از سربازان کرمانشاهان و برخی داوطلبان را
نیز به گرد خود آورده و روی هم رفته تا هزارتن در پیرامون خویش داشت ولی این اندازه در برابر دسته های انبوه کُردان درخور سنجش نبود،
سردار یارمحمدخان به فرمانفرا آگاهی فرستاده و …
لیکن چون از فرمانفرما آگاهی نرسید و قورخانه (مهمات) نفرستاد و از تهران پاسخی به درخواست های
یارمحمدخان ندادند ، ‌مردم نومید گردیده ، با اینکه سالارالدوله بسیار نزدیک آمده ، اما یارمحمدخان خود را نباخته و می کوشید (۴) در آغازین شب اسفندماه سال ۱۲۹۰ خورشیدی سیل نفرات سالارالدوله برکرمانشاه تاختند و جنگی خونین ، بین سپاه مهاجم ومجاهدان درگرفت.
در سیاهی شب نبرد خانه به خانه ، کوی به کوی و محله به محله ادامه یافت و از هر طرف تعدادی از نیروها کشته و مجروح گردیدند ولی توفیقی نصیب اردوی مهاجم سالارالدوله نشده ، در تاریک روشن صبح بازپس نشستند. (۵)
ادامه دارد
ـــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت های ارجاعی :
۱- گُرد کُرد ـ اردشیر کشاورز ـ پیشین ـ ص ۱۲۸
۲- ایلات و طوایف کرمانشاهان ، ایل احمدوند ، اردشیر کشاورز ، انتشارات تاق بستان ، سال ۱۳۹۵ ،
کرمانشاه ص ۱۵۴
۳- تاریخ انقلاب مشروطیت ایران ، دکتر مهدی ملک زاده ، پیشین ، صص ۱۵۱۴-۱۵۱۵
۴- تاریخ هیجده ساله آذربایجان‌، سیداحمد کسروی ،
پیشین ، صص ۵۱۱-۵۱۲
۵- گُرد کُرد ـ همان ، ص ۱۲۹

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

3 + 6 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>