دوشنبه , ۲۸ آبان ۱۳۹۷
آخرین خبرها

آشنایی با دنیای مکاتب فلسفی- ادبی جهان و مکتب اصالت کلمه از دریچه «چشم های یلدا»

image_print

ح- مولایی فر

بخش هیجدهم

« اصل حقیقت مداری ادبی» در فصل هفتم، رمان چشم های یلدا، به دنبال راه یابی به این اصل حقیقت در مدار هستی است. نویسندگان با تشریح نهادهای تمثیلی از زبان فردوسی درشاهنامه این مسیر را مورد کنکاش قرار می دهند. پیش از رسیدن به اصل حقیقت مداری ادبیات به چندکلید واژه اشاره می شود: « شریعت ادبی» یعنی همان چارچوب «مکتب، سبک ،نحله، ژانر و …» در دنیای ادبیات که هر یک از آنها بعدی از کلمه را کشف کرده مانند سبک سورئالیسم، سمبولیسم و … « طریقت ادبی» که چنین تعریف شده است: « حرکتی که از فرایند خودهدف نمی سازد و به اصالت خویش ایمان کامل دارد، مطلق گرا نیست و هیچ یک از پتانسیل های دیگر کلمه را در دنیای ادبیات رد نمی کند بلکه همه را از خود دانسته و مقصودش رسیدن به حقیقت کلمه است و طی فرایندی آوانگارد به اصلاح و خودسازی ساحت خویش می پردازد.»
صص ۱۷۷-۱۷۸
« جنسیت ادبی» کلید واژه ای است با این توضیح: «جنسیت ادبی یعنی همان ژانرهای شعر و داستان که انواع شریعت های ادبی مانند ناتورئالیسم و … از دل آن به وجود می آید… نقطه ی مشترک تمام شریعت های ادبی رسیدن به متنی شاعرانه تر یا داستانی تر است که همان جنسیت مشترک آنهاست» ص ۱۷۸
با این تعاریف هر نقدی و شعور هر فردی در دایره ی کلید واژگان خاصی درحصار محدودی به عنوان قالب ذهنی محصور است وبا آن زاویه دست به نقد می زند و با محصولی از تجربیات گذشتگان که در ذهنیت وی احاطه دارد به دنیای نقدگام می گذارد و قدرتی پنهان و درونی مباحث و گفتمان ادبیات او را به سمت و سوی آنچه که این منتقد بدان باور پیداکرده است. هدایت می کند. به همین علت در حیطه ی نقد، همچنان در ادبیات کنونی نوآوری به چشم نمیخورد بنابراین باید بین ادبیات نوین و ادبیات نسل های پیشین ارتباطی تنگاتنگ وجود داشته باشد. قطعاً این مولفه به جمع ادیبان و نقادان کمک می کند، با دید تازه تری به آنچه که آفریده می شود، خالقان نحله های ادبی در ساحت هنری با نوآوری ورود پیدا کنند. راه رها شدن از یوغ نیروهای پنهان درونی با دیوار های بلندی از پیش فرض ها این است در رویارویی با حقیقت هر پدیده ای ارتباط بی واسطه برقرار نمود. دیدگاه طرفداران مکتب اصالت کلمه برای نایل شدن به این حقیقت این است که: « عریان اندیش به عنوان کم ترین کار، تسلیم داده های به ظاهر خلل ناپذیر گفتمان های قالب ادبی نمی شود تا با حداقل ارتباط بی واسطه، وجود بی پایان کلمه را محور اندیشه اش قرار دهد
و بدون انکار و نفی کشف های درون گفتمانی – فراروی کند» ص ۱۸۳
خلاصه کلام، در قاموس اصالت گرایان کلمه، واژه ای به نام « نفی» وجود ندارد و فراروی را – درحوزه ی
شعر و داستان- بهترین عمل و حرکت می دانند و هر ایدئولوژی ادبی – فکری را ساخته و پرداخته ی
کلید واژگانی تصور می کنند و آن را با این اهرم توضیح می دهند بنابراین پیروان هر مکتب ادبی در فراروی با سدی مانند مطلق انگاری جزم باوری، تعصب خشک، پندار پرستی و … خود را از حرکت باز دارند. این ایستایی و چنگ زدن به کلید واژگان بدون پویایی به آشوب وجنگ های بدون نتیجه منجر می شود خواه ناخواه افول و غروب آن مکتب و عرصه ی ادبیات را به دنبال خواهد داشت قطع ویقین هر شریعت ادبی پتانسیل و بعدی از وجود واژه را آشکار و عریان کرده است.
حال به دلیل تعصب هوا خواهان آن شریعت همان بعد را محور قرار می دهند و درصدد انکار و یاتحقیر دیگر ابعاد بالقوه و بالفعل کلمه می پردازند هواخواهان مکتب ادبی اصالت کلمه معتقدند: « شریعت های ادبی که به عنوان کلید واژگان ما در ادبیات، علم استقلال بر افراشته اند خود در خدمت کلید واژگان اصلی و انحصارگرای ادبیات، یعنی جنسیت های شعر و داستانند تمام شریعت های ادبی ریز و درشت تاریخ ادبیات با وجود همه ی اختلافات و تعارضاتشان، در یک نقطه اشتراک نظر دارند و آن به رسمیت شناختن و هدف قرار دادن شعر و داستان است که مشروعیت هنری شان را به سبب همان جنسیت ادبی کسب کرده اند»
صص ۱۸۵-۱۸۶
از زاویه ی دید هواخواهان مکتب ادبی اصالت کلمه « کلمه» حقیقت بنیادین ادبیات است و تمام مکتب های ادبی شریعت های ادبی محسوب می شوند که از این سرچشمه ی بنیادین، یعنی کلمه جوشیده اند. به مصداق: « چون نور که از خورشید یا هر منبع نورانی دیگر در عین جدایی، اما جدا نیست سر چشمه دارد.
به گفته ی تئوریسین این مکتب : « ما در اصل با اصالت دادن به کلمه، اصالت را به حقیقت ادبیات داده و با فراروی از چارچوبه های بسته ی شریعت های
ادبی، حرکت خود را برای هر چه نزدیک تر شدن به حقیقت ادبیات آغاز کرده ایم، این حرکت طریقت ادبی را سامان می دهد… دو طریقت اصلی در ادبیات کلمه گرا، طریقت هایی فرا شعر و فرا داستان هستند.»
نقل به تلخیص صص ۱۸۹-۱۹۰
در ادامه ی این بخش به کتاب « پژوهشی انتقادی کاربردی در مکتب های ادبی» تالیف: « دکتر علی تسلیمی» نگاهی می اندازیم که نظر این محقق ادبی رادرباره ی مکتب ادبی اصالت کلمه جویا شویم.
ایشان در گفت و گو با خبرگزاری کتاب ایران در مورد مکتب فوق می گوید: « درایران اخیراً یک مکتب ادبی به نام « اصالت کلمه» درست شده است که به آن « عریانیسم» [ به مفهوم بیان ادبیات بدون پیش فرض های ذهنی از دیگر مکتب های ادبی] می گویند. در واقع این نظریه هنوز جای دیگری مطرح نشده و درغرب هم چیز جدیدی به وجودنیامده است.
فصل هشتم رمان چشم های یلدا، نویسندگان به مبحث « اصل جنس سوم» می پردازند. محوریت این بخش از داستان به موضوع جایگاه زن درجامعه اختصاص دارد. و این که فلاسفه در باب زن ها چه نظراتی ارائه داده اند، همچنان به مبارزه ی زنان درجریان جنبش های فمینیستی در راستای کسب حقوقی اجتماعی و فردی زن ها … در واقع گفتمان بین شخصیت های رمان، دیدگاه هواخواهان مکتب ادبی اصالت کلمه درباره ی موقعیت زنان در جامعه را منعکس می کند در این روند گفتگوها بطور اختصار مسیر تاریخی جنبش های فمینیستی بیان شده است و جناب آرش آذر پیک گریزی به نقد شخصیت های ادبی در مورد کتاب « اصل جنس سوم» می زند تا بدین وسیله ارزش و اهمیت این نوشته را بازتاب دهد و به شکل نیز به ایرادات نقادانه استاد « عبدالعلی دستغیب» و خانم « شیرین پایدار» که مطالبی درموردکتاب مذکور نوشته اند، پاسخ داده باشد.
خلاصه کلام نظرات کلمه گرایان این است: « باید جنسیت راکنار گذاشت و به انسانیت فکر کرد، زن و مرد هر دو باید درجاده ی تکامل یعنی کمال یافتگی سلوک کنند و قصد برتری جویی بر یکدیگر را نداشته باشند اصالت کلمه می گوید: اصل، انسان متعالی است نه زن یا مرد. نظریه ی بدیعی است ولی خالی از اشکال نیست…» ص ۲۰۹
ادمه دارد…

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

1 + 7 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>