سه شنبه , ۱۹ آذر ۱۳۹۸
آخرین خبرها

نمایی از مراسم رونمایی کتاب «مَثَل واصطلاح کُردی»به کوشش غلامرضا بدری در کتاب سرای « کتاب شهر»

image_print

ح- مولایی فر
بخش اول

پنجشنبه اول آذرماه سال جاری (۱۳۹۷) ازسوی جناب آقای « آرش بیدل وهمسر گرانقدرشان بانو « فریبا جمشیدی» که چندین سال است همدلانه و دلفریبانه با تاسیس کتابفروشی واهدای این یار مهربان یعنی « کتاب» بدست مشتاقان اهل مطالعه، به نشر و توسعه ی « فرهنگ وهنر» ایران وجهان کوشا وپویا همت گمارده اند، تابه بهانه ی رونمایی از کتاب ارزنده ی « مثل واصطلاح کردی» به کوشش معلم فرهیخته جناب «غلامرضا بدری» درفضای نسبتاً وسیع کتاب فروشی خویش تحت عنوان « کتاب شهر» با دعوت از جمع محدود ومعدودی از شخصیت های فرهنگی که در حوزه های مختلف ادبیات پارسی چون: تاریخ نگاری، نویسندگی، شاعری، پژوهش علمی، همچنان تنی چند از اصحاب رسانه و … ازتلاش و زحمات ۶۰ ساله استاد « خسرو پرهام» در عرصه ی فرهنگ، چه در امر فروش کتاب، وخلق کتاب نفیس « شور شیرین» حاوی ترانه ها وسروده های محلی کردی کرماشانی ومهمتر از همه، تاسیس « سازمان دانش بومی وفرهنگ شفاهی ایران باختری» با همیاری و همکاری گروهی از دانشمندان واهالی قلم که بیشتر آنان در کسوت استادان دانشگاهی به مشتاقان علم و هنر « بینش ودانایی» عرضه می کنند. مانع از آن شده اند که چراغ پر فروغ فرهنگ مردم کرمانشاهان در سایه ی بی توجهی ها روبه خاموشی گذارد.
این بنیاد هنری- فرهنگی با چاپ کتاب « مثل واصطلاح کردی» تالیف غلامرضا بدری تاکنون ۲۳ جلد کتاب در زمینه های گوناگون فرهنگی به دست چاپ سپرده است بدون کوچکترین حمایت مالی از سوی سازمان های دولتی که وظیفه ی اصلی آنها، چاپ ونشر کتاب ها و آثارهنری است.
به گفته ی پروفسور « محمدرضا همزه ای» استاد دانشگاه رازی مولف وخالق ده ها کتاب ارزشمند فرهنگی- علمی ویکی از اعضای فعال این سازمان پر تلاش « برخی از کتاب های منتشره از سوی سازمان دانش بومی… به عنوان کتاب سال درایران، کتاب سال وبرتر در استان کرمانشاهان برگزیده شده اند» بنابراین باتوسل وتمسک به فعالیت های گسترده ی جناب پرهام، پرسنل و مدیریت کتاب شهر، بزرگوارانه خود را موظف دیده ضمن رونمایی از کتاب مثل واصطلاح کردی با دست آویز قرار دادن رونمایی دوباره ازکتاب ماندگار « تولدی جاودانه ازترانه ها وسروده های محلی کردی کرمانشانی» به کوشش خسرو پرهام خدمات وفرهنگسازی این خادم جهان کتاب را با تقدیم لوح سپاس مورد تجلیل قرار دهد.
ناگفته نماند از سوی موسس ومدیریت شهر کتاب، به فرهیختگان و پدید آورندگان ده ها اثر فاخر و عظیم در حیطه ی فرهنگ و ادب و تاریخ وهنر حضرات: « پروفسور همزه ای« ابر فرهنگمدار دیار خسروان» استاد تاریخ پژو اردشیر کشاورز، دکتر پاپ زن، از اساتید دانشگاه های کرمانشاه، همچنان مولف کتاب مثل واصطلاح کردی استاد غلامرضا بدری و …» به پاس تلاش های بی شائبه شان در عرصه ی فرهنگ، کتاب، کتابخوانی وحفظ میراث نیاکانی خطه ی هنر پرور کرمانشاهان همیشه سرفراز با اهدای لوح سپاس موردتقدیر قرار گرفتند.
در پایان این جلسه وگردهمایی شکوهمند جناب آقای « علی اصغر جمشیدی» -شاهد کرمانشاهی- با خوانش سروده ای در قالب مثنوی از زبان جناب « خسرو پرهام» عاشقانگی های وی را در راستای خلق کتاب « شور شیرین» ستود! دانه های مروارید این رشته از سخنان منظوم، گردن آویز شهروندانی می شود که از بن جان و دل سرزمین اهورایی کرمانشاهان را دوست دارند ودر راه اعتلا و غنای فرهنگی این مرز وبوم می کوشند.
ضمنا یادآور می شوم در راستای معرفی و آشنایی با محتوای کتاب دوست داشتنی « مثل واصطلاح کردی» تالیف غلامرضا بدری در ادامه ی این مقدمه در شش نوشتار به محضر گرانقدر شهروندان تقدیم خواهد شد. البته با بیان این نکته که مجری برگزاری برنامه ی رونمایی از دو اثر فرهنگی- هنری در زمینه ی « ترانه های کردی»و « ضرب المثل ها واصطلاحات به زبان کردی» جناب «محسن عزتی» ادیب و از فعالان حوزه هنری شهرستان کرمانشاه که قریب به بیش از دو دهه در نشر آثار ادبیات داستانی ودفاتر شعر نویسندگان و شاعران استان کرمانشاهان نقش موثری داشته است از تالیف این دو نوشتار ادبی به گویش کردی کرمانشاهی بهانه ی شیرین ومناسبی بدست آورد تا اجرای برنامه ی رونمایی ازکتاب ها وتجلیل از فرهیختگان درحوزه ی کتاب نگاری با گویش گوش نواز کردی کرمانشاهی از سوی خود ودعوت شدگان برای ایراد سخنرانی از این گویش استفاده شود.
برپایی چنین شیوه ی مرضیه ای با استقبال حاضرین در جلسه روبه رو شد.
به عشق تو ای شهر کرمانشهان
به طفلی شدم خوشه چین از مهان
به پنجاه سال پیاپی مدام
به ماه و به هفته به صبح و به شام
زدم خامه در جوهر داستان
نوشتم هنر نامه ی راستان
« که شعر کهن را بیاد آورم
که از غرب ایران گهر آورم»
به سرشوق فرهاد در کوه ودشت
شبابم پی شور شیرین گذشت
ز فرهنگ بومی شدم خوشه چین
بدشت وبه صحرا در این سرزمین
به هر کس که شعری ز بگذشته ها
زبر داشت از محفل رفته ها
به هر کوی و برزن از این و از آن
شنیدم سرود وترانه ز جان
به خاطر سپردم سپس در کتاب
که ضایع نگردد به هر پیچ و تاب
به دیه و به دشت و به صحرابسی
شنیدم ز هر خانه و هر کسی
به یمن ارادت بر این پهندشت
شدم خوشه چین زمان ها به گشت
سرود و ترانه هزاران هزار
به کردی شنیدم در این روزگار
شدم همچو درویش بایاعلی
که قلبم ز خوبان شود مُنجلی
شدم رهسپار زمان های دور
که آن غایبان را کشم در حضور
چرا باید اینان فراموشمان
به اوراق تاریک و خاموشمان
من این رفته گان را بیاد آوری
نمایان کنم با سخن گستری
روانیست اشعار شیرین و ناز
به اذهان نیاید به هر لحظه باز
سرود وترانه از این مردم است
که بی ثبت دفتر ترانه گم است
ترانه برون کردم از دخمه ها
به تار دل خود زدم زخمه ها
چه شب ها که چشمم نشد گرم خواب
چرا؟ چون درونم پر از پیچ وتاب
چو شد شعر شیرین هزاران هزار
در اندیشه آمد روانم به کار
که بر خیز و بردار این گنج راز
ببر نزد استاد دستان فراز
به ناگه به غربال کردم چنان
که تا شور شیرین بگردد عیان
به گام نخستین نهادم قدم
به نزد ابر مرد شعر و قلم
که نامش در این گوی گردان سپهر
بلند است برتر زناهید و مهر
حکیم سخن گوی نظم دری
ابر اوستاد زبان گستری
شناسه کزازی بُوَد پر جلال
که بشکوه نامش سزد با کمال
بمن داد رخصت که نیک است و داد
به دست مردم که ماند بیاد
سپس مهر تایید از همزه ای
گرفتم سرانجام در لحظه ای
محمدرضا همزه ای درفشان
که دارد زکرمانشهان بس نشان
فراوان کتابی از این بوم و بر
به تحریر آورده هم چون گهر
عناوین مکتوبشان بر قرار
مقالات وگفتارشان بی شمار
ز پیشینیان گویدت خوش سخن
زعهد نخستین ز دور کهن
سپس اردشیر کشاورز گُرد
نظرهای صائب بمن بر شمرد
کشاورز اندیشمند بزرگ
که تالیف تاریخ دادسترگ
سخنگوی تاریخ ایران زمین
زسیمای کرمانشهان خود ببین
بسی گنج دارد به کلکش نهان
همان قصه های یلان و مهان
غرض شور شیرین به سامان رسید
ولی رنج فرهاد بر جان رسید
نخواهم که هرگز به غمنامه ها
تو را غم رسانم به افسانه ها
برآنم که شیرین به کامت کنم
که این رونمایی به نامت کنم
کنون رنج عمرم به پایان رسید
بخوانید و آنگه به یاران دهید.
ادامه دارد….

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

1 + 7 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>