چهارشنبه , ۲۰ آذر ۱۳۹۸
آخرین خبرها

نگاهی به : کرمانشاه، شهر شگرف ماه

image_print

    پاره چهارم

محمود ظریفیان

« این مقاله روزهای فرد، تقدیم حضور خوانندگان عزیز روزنامه باختر خواهد شد »
در پاره ی قبلی از این نوشتار، هشتمین بخش یا مقاله ی
چاپ شده در کتاب استاد میر جلال الدین کزازی با عنوان
«زیر و زبر گرایی در زبان» بررسی شد . نتیجه بررسی اینکه، لهجه ی فارسی کرمانشاهی در سنجش با لهجه ی
فارسی معیار، در هجای نخست و هجاهای میانی، زیر گراتر
است. در این نوشتار، وضعیت زیر و زبر گرایی درهجای پایانی واژه ها در دولهجه فارسی معیار و کرمانشاهی بررسی می شود . گفتنی است که نویسنده ی مقاله به این بخش، در نوشتار خود هیچ اشاره ای نکرده است و این را از کاستی های آن جستار می توان شمرد. .
برای ورود به بحث در این زمینه ابتدا بایسته است به واج آرایی واژه ها- اعم از فارسی و دخیل- در موضع پایانی واژه از نظر قرارگرفتن سه واکه ی کوتاه زیر، زیر، پیش-یا فتحه، کسره و ضمه – دقت کنیم. از دیدگاه بررسی همزمانی، در میان واژه های فارسی-غیر دخیل- تنها سه واژه را سراغ داریم که به واکه ی O
( = پیش، ضمه) ختم می شوند. آن سه واژه عبارتند از :
تو (=ضمیر دوم شخص مفرد)، دو(= عدد ۲ ) و چو . واژه هایی از قبیل رادیو، پیانو، پالتو، اسودیو و… همگی دخیل از زبان های بیگانه بوده، تعدادشان نیز بسیار محدود و اندک است.
واکه ی a (=زبر، فتحه) نیز تنها در دو کلمه دیده می شود .
یکی قید نفی «نه» و دیگری« واو عطف». دکتر خانلری بدون
اشاره به مورد واو عطف، فقط به قید نفی «نه» در نوشته ی
خود اشاره و گرایش زبان فارسی به زیرگرایی در موضع پایان
واژه ها را از دیدگاه در زمانی (=تاریخی) چنین بررسی کرده است :
تمایل تلفظ فارسی در هزار ساله ی اخیر به ابدال فتحه ی
اصلی به کسره بوده است . این تمایل در پایان کلمات، اکنون به طور عام واقع شده است . چنانچه در فارسی درسی و رسمی امروز ایران تنها یک کلمه قید نفی «نه» است که به زبر ختم می شود و در همه ی کلمات دیگر هرجا که مصوت پایانی فتحه بوده، به کسره بدل شده است (خانلری، ۱۳۵۳، ۲۰۱).
نمونه برای آنچه گفته شد در واژه های فارسی بندِه، جامهِ، نامِه، شانِه و تمام واژه های همگن آنها-که در نظام نوشتاری زبان فارسی به اصطلاح به های غیر ملفوظ
ختم می شوند- همگی در جایگاه پایان واژه زیر گرا
هستند . این پدیده ی واجی که در اصطلاح زبان شناسان
خنثی شدگی تقابل واجی نامیده می شود(۱) محدود به واژه های فارسی نیست به واژه های دخیل عربی در فارسی نیز تسری کامل پیدا کرده است.
برای مثال تمام واژه های دخیل عربی از باب «مفاعَلَه» مانند مسامحه، مکاتبه، مشاهده و … نیز در زبان فارسی به جای ختم به فتحه، با کسره تلفظ می شوند. طرفه آنکه کسره ی پایانی واژه ها در فتحه ی هجای ما قبل خود تاثیر گذاشته و آنها را هم به کسره بدل کرده است. به این معنی که واژه عربی مسامَحَه و مکاتَبَه در فارسی مسامِحهِ و مکاتِبهِ تلفظ می شود. از تغییر اخیر در زبان شناسی با اصطلاح تجانس یا همگون سازی یاد می شود.(۲)
استاد فقید، دکتر خسرو فرشیدورد این موارد را در اثر ارزشمند خود-عربی در فارسی- به تفصیل مطرح کرده است( فرشیدورد، ۱۳۶۷، ۱۶۹-۱۷۰). گفتنی است که در همین جایگاه –یعنی هجای پایانی- این گروه از واژه ها، اعم از فارسی و دخیل، در لهجه ی فارسی کرمانشاهی تغییر و تحول صورت نگرفته است و ریسخ قدیم خود را از نظر تلفظ حفظ کرده اند، یعنی؛ همگی در این جایگاه به زبر ختم می شوند.(۳) به عبارت دیگر، در این جایگاه لهجه ی فارسی کرمانشاهی کاملا
زبر گراست.
نتایج بحث دو نوشتار اخیر
۱- هنگام سنجش دو لهجه از یک زبان برای نتیجه گیری
اینکه کدام زیر گرا و کدام زبر گرا یا کدام پیش گراست، بایسته آن است که جایگاه این گرایش معین شود؛ برای نمونه هجای نخستین واژه ها، هجاهای میانی و
هجای پایانی.
در مقاله ی «زیر و زبرگرایی در زبان» این جایگاه
معین نشده و مثال های معدود ذکر شده
هم امکان استنتاج این مورد را به مخاطب و خواننده نمی دهد .
۲- ویژگی زیر گرا بودن واِژه های زبان فارسی در لهجه های متعدد آن نیز دیده می شود، امّا گرایش به زیر گرایی در لهجه ها- از جمله لهجه ی فارسی کرمانشاهی- در جایگاه هجای نخستین بیشتر است .
به عبارت دیگر اغلب لهجه های محلی زبان فارسی نسبت به لهجه ی معیار زیر گراترند. امّا، این سخن بدان معنی
نیست که لهجه ی فارسی معیار را در سنجش با لهجه ی
کرمانشاهی زبر گرا بدانیم .
۳- در لهجه ی فارسی کرمانشاهی گاهی واژه هایی را می توان یافت که ناقض نتیجه گیری بالاست. برای نمونه واژه لِباس ( با زیر در فارسی معیار) در فارسی کرمانشاهی به صورت لَباس ( با زبر در هجای نخست) تلفظ می شود. یا واژه ای مانند فِشار( با زیر در
فارسی معیار) به صورت فُشار ( با پیش در هجای اول)
تلفظ می شود. از آنجایی که چنین نمونه هایی اندک
و در حکم « النادر کالمعدوم » هستند، باید نادیده گرفته شوند و جزو استثناها به شمار آیند.
۴- اگر ملاک زیر و زبرگرایی، در سنجش لهجه ی فارسی معیار با لهجه ی فارسی کرمانشاهی در هجای پایانی واژه باشد، با توجه به دلایلی که نگارنده در این نوشتار ارایه کرد، لهجه ی فارسی معیار کاملا
زیر گراست، و به عکس، لهجه ی فارسی کرمانشاهی کاملا زبر گراست.
با توجه به موارد چهارگانه ی بالا، با سنجش لهجه ی
فارسی کرمانشاهی با فارسی معیار در هجای
نخستین و میانی واژه ها، لهجه ی فارسی کرمانشاهی در قیاس با لهجه ی معیار زیرگرا تر است.
در مقامِ سنجش، در جایگاهِ هجای پایانی،
لهجه ی فارسی معیار کاملا زیر گرا و لهجه ی
فارسی کرمانشاهی زبر گراست. بنابراین نمی توان
به طور مطلق لهجه ی فارسی کرمانشاهی را زیرگرا و لهجه ی معیار فارسی را زبرگرا انگاشت.
یادداشت ها :
۱- برای آشنایی با موضوعِ « خنثی شدن تقابل های واجی»،
تعریف و نمونه های آن در زبان فارسی، رجوع شود به :
مارتینه، ۱۳۸۷، ۱۰۲ تا ۱۰۸ نیز، مقاله ی «خنثی شدن
تقابل های دستوری در گروه اسمی زبان فارسی» نوشته ی
زنده یاد دکتر هرمزمیلانیان در مجله ی دانشکده ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران.
۲- همگون سازی عبارت از آن است که دو واج، اعم از واکه یا همخوان، و یا یک واکه و یک همخوان در درون یک هجا یا یک واژه بر روی هم تأثیرگذاشته و با هم همگون و همرنگ شوند(باقری، ۱۳۸۳، ۱۲۶).
۳- در بعضی سخنرانی ها و مقاله ها، شنیده و خوانده می شود
که بعضی از اصحاب قلم این دیار، وجود واژه های تحول نیافته
از نظر تلفظ و حفظ تلفظ های قدیم را امتیازی برای لهجه
فارسی کرمانشاهی بر می شمارند و بر آن می بالند. از جمله
در عدم تغییر «ان» به «اون» در فارسی کرمانشاهی مانند
نان، دانه، ران، خانه و تغییر آن به نون، دونه، رون و خونه
در فارسی محاوره ای (یادداشتی با عنوانِ «باید بکوشیم تا گویش کرمانشاهی زنده بماند» به نقل از استاد کزازی در باختر شماره ی ۲۶۷۵).
گفتنی آنکه از نظر علمی به جا ماندن ریخت های قدیمی
واژه ها در لهجه ی محلی – در این مورد، لهجه ی فارسی
کرمانشاهی – مبین برتری آن نیست بلکه نشان از این دارد
که لهجه ی فارسی کرمانشاهی- همچون سایر لهجه های
زبان فارسی- کمتر و دیرتر و کند تر از فارسی معیار تحولات
زبانی را پذیرا شده است و این از جمله ویژگی های لهجه های
محلی است. در ضمن خوانندگان علاقه مند می توانند درباره ی چرایی و چگونگی تبدیل آن به اون و آم به اوم به
مقاله ای از دکتر علی اشرف صادقی(۱۳۸۰) در کتاب مسائل
تاریخی زبان فارسی، صفحه ۷۷ به بعد مراجعه فرمایند.
منابع و مآخذ:
باقری، مهری(۱۳۸۳)، مقدمات زبان شناسی ( ویرایش جدید)، چاپ هفتم، نشر قطره، تهران.
صادقی، علی اشرف (۱۳۸۰)، مسائل تاریخی زبان فارسی، انتشارات سخن، تهران.
فرشیدورد، خسرو (۱۳۶۷)، عربی در فارسی، انتشارات دانشگاه تهران.
کزازی، میرجلال الدین(۱۳۹۷)، «باید بکوشیم تا گویش
کرمانشاهی زنده بماند»، باختر، شماره ی ۲۶۷۵، کرمانشاه.
مارتینه، آندره (۱۳۸۷)، مبانی زبان شناسی عمومی، برگردان هرمز میلانیان، چاپ دوم، انتشارات
هرمس، تهران.
میلانیان، هرمز (۱۳۴۸)، « خنثی شدن تقابل های دستوری در گروه اسمی زبان فارسی»، مجله ی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، مهرماه ۴۸، شماره ی ۷۱.
ناتل خانلری، پرویز (۱۳۵۳)، تاریخ زبان فارسی
(جلد دوم)، بنیاد انتشارات فرهنگ ایران، تهران.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

4 + 3 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>