چهارشنبه , ۳ بهمن ۱۳۹۷
آخرین خبرها

نگاهی به : کرمانشاه، شهر شگرف ماه

image_print

    پاره دهم

محمود ظریفیان

در پاره نهم موضوعِ « سپاهان» دانستن نام آبادی بیستون با استناد به کتاب پهلوی بندهش که استاد کزازی آن را در صفحه ۱۵۵ کتاب شان مطرح کرده بودند به صورت نیمه تمام بررسی شد. در آن بررسی، ضمن توضیح کامل در مورد کتاب بندهش، یادآوری شد که در رساله ی پهلوی شهرستان های ایرانشهر نه نامی از کرمینشان برده شده است و نه سپاهانِ مضاف به آن . این، در حالی است که هر دو کتاب پهلوی در پایان دوره ی ساسانی نوشته
شده اند و تدوین نهایی این یک – یعنی شهرستان های
ایرانشهر- حدود یک قرن مقدم بر تدوین هایی بندهش در قرن سوم هجری است.
و اینک ادامه ی بحث :
در نوشته ی استاد کزازی اشاره شده است که
«بوم بیستون … در روزگار باستان، سپاهان نام داشته است … » (صفحه ۱۵۵). باید دید منظور نویسنده از روزگار باستان چه دوره ای است؟ آیا منظور تمام دوره های تاریخی پیش از اسلام مد نظر است؟
اگر چنین باشد، در متون تاریخی به دنبال نام آبادی متصل یا مجاور به بیستون می گردیم تا ببینیم این دیار چه نامی داشته و آیا نام «سپاهان» هم جزءِ این نام ها آمده است یا نه تا قرینه ای بیابیم و سپاهان را به عنوان نام کهن تر آبادی بیستون بپذیریم.
از نخستین کسانی که گزارشی تاریخی در این
زمینه دارد ایزید ورخاراکسی است که راجع به چاپارخانه ها، ایستگاه ها و منزلگاه های اشکانی مطالب مفصلی دارد.
ایزیدور خاراکسی گزارش می دهد که در دوره ی حکومت سلوکیان و پارتیان، کامبادن ساتراپی ای بوده که شهر اصلی آن «باپتانا» بوده است.
به عقیده ی کارل مولر و یوزف مارکوارت، باپتانا در حقیقت ضبط نادرست «باگستانا» ست. بنابراین، گواهی های ایزیدور نشان میدهند که کامبادن در نزدیکی شهر بیستون قرار داشته است . قلمرو کامبادن ممکن است تا حوالی کنگاور، منزلگاه بعدی در شرق بیستون بوده باشد( شاپور شهبازی، ۱۳۹۶) .
محمد داندامایف، پژوهشگر داغستانی نیز که به طور مسبوط تر نوشته ی ایزیدور خاراکسی را بررسی کرده، می نویسد:
ده بیستون به نام «باپتانا» در ناحیه ی کامبادن در آثار ایزیدور خاراکسی جغرافیدان ذکر شده. در اینکه باپتانای مورد توصیف ایزیدور با صخره ی بیستون مطابقت دارد، با آنکه در تسمیه ی آن ها اختلافاتی مشهود است، جای تردید نیست؛ زیرا، خود کتیبه که در آن مستقر شده، کامباندا را، محلی در ماد ذکر کرده است*. این محل در نظر ایزیدور به نام کامبادن و در نظر بلینی به نام کامبادس، شهرت و معروفیت داشته است. در جلگه ی کنار بیستون، در سال ۱۸۳۹ بقایای ویرانه هایی پیدا شد که در گذشته
دلیل بر وجود شهری بزرگ در این منطقه بوده است.
این طور می توان حدس زد که این ویرانه ها از آثار شهر کامباندا تدریجاً به بوته ی فراموشی سپرده شده باشد. (داندا مایف، ۱۳۵۳، ۳۱).
همچنان که دیدیم در مآخذ یاد شده به نامِ «سپاهان» برای ده یا شهر وصل به بیستون اشاره ای
نشده است در کتاب های دوره اسلامی، از جمله در صورت الارض ابن حوقل از آبادی وصل به بیستون چنین یاد شده: «بیستون کوهی بزرگ است
و قریه ای به نام سایسانان دارد»
( ابن حوقل، ۱۳۶۶، ۱۰۳) .
به این ترتیب یا باید بپذیریم که « سپاهان» آن چنان
که استاد کزازی نظر داده اند که نام دیگری برای آبادی بیستون در دوره ی باستانی بوده، در هیچ کتاب و سند دیگری به نیامده است، مگر کتاب پهلوی بندهش، یا اگر نپذیرفتیم باید توضیح دهیم که این نام واژِه ی سپاهان چیست.
به نظر نگارنده ی این نوشتار فرض دیگر این است که بپذیریم واژه ی سپاهان اصلا نام شهر خاصی نبوده است بلکه به دلیلی مضاف نام واژه ی کرمینشان قرار گرفته است. به این معنی که چون در دوره ساسانی کرمینشان در فاصله ای نزدیک تر
از امروز به تاق بستان بوده به جهت حفاظت و حراست از پادشاه، درباریان و اماکن سلطنتی در تاق بستان گروهی از سپاهیان در آنجا همانند پادگانی امروزی اقامت داشته اند. از این رو کلمه سپاهان به کرمینشان اضافه شده؛ یعنی کرمینشانی که محل استقرار سپاهیان است. قرینه بر این فرض، وجود شهر اسپهان یا اسپاهان در دوره ی ساسانی است که محل تجمع سپاهیان بوده که در دوره ی اسلامی معرب شده به ریخت اصفهان در آمده است. در این زمینه
قرینه های دیگری نیز وجود دارد که در پاره یازدهم به آن ها پرداخته خواهد شد .
و این نوشتار ادامه دارد
ــــــــــــــــــــــ
یادداشت :
به نظر می رسد اشاره ی داندامایف به متن بند ششم از ستون دوم متن فارسی باستان کتیبه ی
بیستون است که در سطر بیست و هفتم آن چنین آمده است:
«پس از آن، این سپاه من سرزمینی کمپده Kampada نام درماد، آنجا به خاطر من بماند تا من به ماد رسیدم» ( شارپ، ۱۳۸۴، ۴۵).
همین مطلب در ستون دوم متن عیلامی کتیبه بیستون، پایان فقره ی بیست و دوم، این گونه نوشته شده است: «سپس سپاهیانم هیچ چیز (دیگری) انجام نداد.
آنها مرا در سرزمینی در نام Kampandash کمپندش در ماد منتظر ماندند تا من به ماد وارد شدم» (سوزینی، ۱۳۸۷،۳۰) .
چنانکه دیده می شود، در این متن به دو زبان و خط متفاوت، نام های کمپده و کمپندش آمده است و نه کامبادن.
علاوه بر این هیچ اشاره ای به این نشده
که کتیبه در این شهر نقر شده باشد، بلکه
سخن از انتظار سپاهیان برای رسیدن داریوش
به آنجاست که وی به سپاهیان ملحق
می شود.
ـــــــــــــــــــــ

منابع و مآخذ :
ابن حوقل، ابوالقاسم (۱۳۶۶) صورت الارض (سفرنامه ی ابن حوقل)، ترجمه و توضیح جعفر شعار، انتشارات امیر کبیر، تهران.
داندامایف، محمد (۱۳۵۳)، ایران در دوران
نخستین پادشاهان هخامنشی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران.
سوزینی فرانسواز، گری یو (۱۳۸۷)، سنگ نبشته ی
داریوش بزرگ در بیستون، ترجمه ی داریوش
اکبر زاده، پازینه، تهران.
شاپور شهبازی، علیرضا ( ۱۳۹۶) ، «کامبادان
در تاریخ ماد به گزارش دانشنامه ی ایرانیکا»،
ترجمه ی شهرام جلیلیان و محمد حیدرزاده، انتشارات دانشگاه شهید چمران، اهواز.
شارپ، رلف نارمن (۱۳۸۴)، فرمان های شاهنشاهان هخامشی، چاپ دوم، پازینه، تهران.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

9 + 1 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>