پنجشنبه , ۵ اردیبهشت ۱۳۹۸
آخرین خبرها

نگاهی به : کرمانشاه، شهر شگرف ماه

image_print

    پاره یازدهم

محمود ظریفیان

بحث پاره نهم و دهم پیرامون مصداق شهر « سپاهان »
که در بندهش پهلوی، مضاف کرمینشان قرار گرفته، چنین بود که استاد کزازی در مقاله « بهرام چهارم و کرمانشاه » در صفحه ۱۵۵ کتاب کرمانشاه شهر شگفت ماه، سپاهان را نامی برای آبادی مجاور یا وصل به بیستون در دوره ساسانی دانسته اند.
در چندی و چونی این فرض چنین آمد که در تاریخ ها
نام هایی همچون باپتانا، کامباندا و بعداً ساسانیان برای این آبادی (۱) به کار رفته است. برداشت نگارنده چنین مطرح شد که امکان دارد سپاهان کرمینشان نامی مرکب
بوده باشد برای روزگاری از دوره ساسانی، و احتمالاً
دوره خسرو پرویز.
اینک ادامه نوشتار:
تاکید بر دوره سلطنت نسبتاً طولانی ۳۸ ساله خسرو پرویز (۲) از آن روست که این پادشاه تجمل گرای ساسانی در ساختن یادمان و کاخ و عمارات سلطنتی، باغ و شکارگاه ید طولایی داشته است. از دستگرده تا همدان و از تاق بستان تا قصر شیرین، توصیف قصرها و باغ های او در کتاب های متعدد دوره اسلامی آمده است.
طبیعی و منطقی است که بپذیریم در کنار این اماکن، هم برای حفاظت از جان شاه و اطرافیان، هم برای حراست از اماکن و هم برای به رخ کشیدن قدرت از سوی پادشاهی چون او، قرارگاه های سپاهیان در کنارشان تدارک دیده شده باشد. گیریم که از بعضی از این قصرها – نظیر قصری که در همین تاق بستان بوده و توصیف آن در «مجمل التواریخ و القصص » آمده (۳) اثری به جا نمانده است.
اگر امروزه از این قصر، ملحقات و قرارگاه سپاهیان آن اثری باقی نمانده است، اما آثار قلعه ای نظامی به جا مانده
در عمارت قصر شیرین قرینه ای بر اثبات این مدعاست. شادروان علی سامی در کتاب « تاریخ تمدن ساسانی »
نوشته است :
قصر کوچکتری در جانب غرب عمارت بزرگ، یعنی در گوشه جنوبی باغ [قصر شیرین] برپا بوده که ظاهراً بارگاه سلطنتی بوده است. در خارج از حصار عمارت بزرگ، آثار قلعه مستطیل شکلی با برج های گرد و خندق آن، گویای آن است که سربازخانه یا اقامتگاه قراولان شاهی در این مکان بوده است. (به نقل از حاتم، ۱۳۸۶، ۶ ).
در کتاب تاریخ تمدن ایران ساسانی در مورد قلعه یاد شده
در قصر شیرین آمده است:
پیداست که در آن زمان عمارت های متعدد و دور از یکدیگری آنجا [‍= قصرشیرین] بوده است و هنوز خرابی قلعه ای که سپاه ساخلو در آنجا اقامت داشته، بجاست .
(نفیسی، ۱۳۸۸، ۹۹).
علاوه براین، بنای معروف به « حاجی قلعه سی » از بناهای دوره ساسانی در قصرشیرین نیز بنا به نظر کارشناسان محل استقرار بزرگ ارتشداران بوده و راهرویی زیر زمینی به کاخ اصلی داشته است. (حاتم، همان جا، ۶).
با این قرینه ها آیا نمی توان مدعی بود که در شهر قدیم کرمانشاه هم – در فاصله نزدیک به تاق بستان – محلی
برای سپاهیان ساسانی به صورت قرارگاه وجود
داشته است؟
مگر نه اینکه یادمان های تاق بستان، باغ و شکارگاه خسرو پرویز و عمارت های سلطنتی که در آن دوره وجود داشته اند، به مراقبت محافظان و سپاهیان
نیاز داشته اند؟
چه بسا می توان تصور کرد، به همین سبب واژه های « سپاهان » به نام واژه « کرمینشان » مضاف می شده است؛ همان گونه که نویسنده « بندهش » آورده است. اگر این فرض را بپذیریم، دیگر واژه سپاهان به شهر یا آبادی قدیمی همجوار یا متصل به بیستون ارتباطی
پیدا نمی کند.
اگر فرضی که کردیم درست باشد و سپاهان، مضاف نام کرمینشان بوده باشد باید دید چرا در کتاب ها، این نام
نیامده و به بندهش منحصر شده است؟
به نظر می رسد عمر این نامگذاری کوتاه بوده و به احتمال
زیاد، بعد از به پایان آمدن عمر خسرو پرویز که شیرازه سلطنت چند صد ساله شاهان ساسانی از هم گسست، دوران ضعف و انحطاط آغاز شد. تا اینکه حمله اعراب به ایران نقطه پایان حکومت ساسانی را رقم زد.
شاید در زمانی از همین دوره فتور مورد اشاره؛ یعنی از آغاز سلطنت شیرویه تا پایان پادشاهی شوربختانه یزدگرد سوم؛ و شکست ایرانیان در برابر اعراب، قرارگاه سپاهیان ساسانی در کرمینشان هم برچیده شده باشد و مضاف سپاهان از سر نام کرمینشان حذف شده، به نامیدن
کرمینشان، بدون هیچ مضافی بسنده کرده باشند؛ زیرا برای این مضاف مصداقی پیدا نبوده است. در ضمن، از یاد نبریم، طبع مردم در کاربرد اسامی به اقتصاد و اختصار و کوتاه گویی گرایش دارد و نام های یک کلمه ای
را به چند کلمه ای ترجیح می دهند و حتی نام های تک کلمه ای را هم تخفیف می دهند و مختصر می کنند.
گمان دیگر اینکه « سپاهان کرمینشان » نام معمول در بین
مردم نبوده و در میان دولتیان به کار برده می شده و در نوشته ای باقی مانده و سندی برای فرنبغ دادگی شده تا در بندهش تدوین شده در قرن سوم هجری بگنجاند.
شاید استدلال شود که قرارگاه سپاهیان، به جای کرمانشاه
و تاق بستان در بیستون قرار داشته و از همین روی
« سپاهان » نامیده شده.
چنین استدلالی به دو دلیل منطقی به نظر نمی رسد:
نخست اینکه، همچنان که درباره قصرشیرین گفته شد
قرارگاه نظامیان نزدیک کاخ ها و عمارات سلطنتی ساخته می شد که هنگام بروز تهاجم احتمالی یا غافلگیرانه دشمن، آنان بتوانند بهنگام از جان اشخاص محافظت کرده از تصرف بناها جلوگیری کنند.
اصولاً حضور سپاهیان در کنار کاخ های سلطنتی باعث می شد که مهاجمان احتمالی چنین نقشه ای در سر نپرورانند. به راستی اگر چنین حمله و تهاجمی به ابنیه تاق بستان صورت می گرفت و محل استقرار سپاهیان در بیستون قرار داشت، آیا سپاهیان می توانستند با وسایل
حمل و نقل آن روزی بهنگام وارد کارزار شوند؟ پاسخ منفی است. این یکی از دلایلی است که می گوییم اگر در آن روزگار قرارگاهی برای سپاهیان وجود داشته، در تاق بستان و کرمانشاه بوده نه در بیستون. بنابراین دلیلی برنامیده شدن آبادی بیستون به « سپاهان »
در دست نخواهد بود.
دوم اینکه، پادشاهان ساسانی از آن رو یادمان های خود را در تاق بستان احداث کرده اند، و نه در بیستون، که در رقابتی پنهان با هخامنشیان، خود را برتر و والاتر از آنان نشان دهند و برای خود شأن و اعتباری بیشتر از هخامنشیان قائل شوند.
به راستی، اگر یادمان های سه گانه تاق بستان در بیستون و در پایین کوه بیستون احداث می شد، زیر سایه سنگ نگاره عظیم بیستون که در بلندی قرار داشت، قرار نمی گرفت؟
به نظر نگارنده، با همین ذهنیت، یادمان های دوره ساسانی، به عکس کتیبه بیستون، در پایین کوه و هم سطح با زمین بنا شده اند تا عظمت شان بیشتر و از نزدیک به چشم بینندگان بیاید.
با این دیدگاه، اگر (ساسانیان) محل استقرار سپاهیان خود را در بیستون تعیین می کردند، آیا نقض غرض نمی شد؟ آیا حضور نظامیان در آن جا اعتبار هخامنشیان را بیش از ساسانیان نشان نمی داد؟
در حالی حضور آنان با ساز و برگ های آن چنانی
آن روزی در تاق بستان، شوکت و عظمت
ساسانیان را بیشتر به رخ می کشید و آشکارتر
می نمایاند.
اگر این فرض ها و تحلیل ها درست بوده باشد، می توان مدعی شد که « سپاهان کرمینشان » یک نام مرکب برای شهر کرمانشاه بوده است و « سپاهان » ارتباطی به آبادی کنار بیستون ندارد.
بررسی مقاله « کرمانشاه و بهرام چهارم » یکی از
بخش های کتاب شگرف در اینجا به پایان می رسد اما بررسی بخش های دیگر کتاب کرمانشاه شهر شگرف ماه همچنان ادامه دارد …
ــــــــــــــــــــــــــ
یادداشت ها
۱- آبادی در مفهوم عام خود به معنای قریه، شهرک و شهر.
۲- خسرو پرویز، بیست و چهارمین پادشاه سلسله ساسانی که از سال ۵۹۰ میلادی تا سال ۶۲۸، به مدت سی و هشت سال پادشاه ایران بود.
۳- « … پس کار خسرو سخت بزرگ شد و هیچ
پادشاه را چندان خواسته و گنج و زینت نبود … و دوازده هزار زن در شبستان او بودند از بنده و آزاد و در جمله مریم دختر ملک روم، بهرام دخت و کردویه؛ و
شیرین، که تا جهان بود کس به نیکویی او صورت
نشان نداده است. و فرهاد سپهبد او را عاشق بودست … و هجده هزار اسب بر آخور بودش، و در جمله خاصگان چون شبدیز آنک صفت او بر نقش کردست نزدیک دیهی که آن را بسطام خوانند … و چون بپرداخت به فرمان خسرو بدان سرچشمه ایوان بود، و قصری بالای این صفه سنگین که هنوز بجایست. و شاه
آنجا شراب خورد با بزرگان و سپاهان به فرهاد داد
و آنجا صفت پرویز و شبدیز و شیرین و موبد و
شکارگاه همه بجایست، نگاشته بر سنگی (مجمل التواریخ، بی تا، ۱۰۸).
ــــــــــــــــــــــــــ
منابع و ماخذ
حاتم، غلامعلی (۱۳۸۶)، « قصر شیرین و مانده های آن » ،
دو فصلنامه مدرس هنر، دوره ۲، شماره ۱، تهران.
مجمل التواریخ و القصص (بی تا)، تحقیق ملک الشعرا بهار، تهران : کلاله خاور
فرنبغ دادگی (۱۳۸۵)، بندهش (رساله پهلوی)،
با ترجمه و به کوشش مهرداد بهار، چ ۳، تهران: توس.
نفیسی، سعید (۱۳۸۸)، تاریخ تمدن ایران ساسانی، تهران: نشر کتاب پارسه.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

2 + 6 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>