پنجشنبه , ۵ اردیبهشت ۱۳۹۸
آخرین خبرها

نگاهی به کتاب ارزنده «قصرشیرین درهزاره تاریخ» به اهتمام استاد محمدرضا محبت

image_print

ح- مولایی فر

بخش سوم

فصل دوم کتاب « قصرشیرین درهزاره تاریخ» به سیر تاریخی این منطقه دردامنه ی زاگرس و دشت بین النهرین اختصاص دارد، بنابر اسناد تاریخی بین النهرین که آخرین منطقه ی غرب ایران به شمار می آید، ازجمله مکان های قدیمی و باستانی و دوران ماقبل تاریخ است که بشر دراین منطقه به تشکیل اجتماع پرداخته است به عبارت رساتر « منطقه ی غرب ایران یکی از کهن سال ترین مکان هایی است که آثار تمدن بشری در آن بدست آمده است.»
ص ۶۳
جناب محمدرضا محبت نویسنده و مولف کتاب مذکور با ارائه ی شواهد و مدارک تاریخی
می نویسد: « بومیان ساکن غار [ بیستون] از حدود سی و پنج الی چهل هزار سال قبل در این مکان می زیسته اند… یعنی از چهل هزار سال قبل منطقه غرب ایران مسکونی بوده و متمدن شدن تقریبی آنها قطعاً درحدود سی هزار سال قبل بوده که به زندگی چوپانی روی آورده اند… حضرت زردشت پیامبر حدود بیست هزار سال قبل برای [ ساکنان این منطقه] احکام اوستا را آورده است»
نقل به اختصار و حذف ص ۶۴
مولف اسناد دیگری نیز ذکر می کند از ذکر بیان آنها خودداری می شود در کتاب به اختصار با مهاجرینی که به ایران آمده اند، همچنان ساکنان بومی چون طوایف لولوبی، گوتی، کاسی و … در ناحیه زاگرس آشنایی حاصل می شود.
اما خلاصه کلام این نکته است که در تمام شواهد تاریخی تا زمان خسرو پرویز از شاهان سلسله ی ساسانیان ( ۲۲۶ تا ۶۴۱ بعد از میلاد) از شهر قصرشیرین نامی نمی یابیم. پس از آنکه خسرو پرویز برای شیرین کاخی در این ناحیه احداث می کند. نام قصرشیرین مشهور می شود.
نقل به مضمون و حذف ص ۷۱
سپس نویسنده با ذکر اسنادی از کتاب های جغرافیایی به موقعیت قصرشیرین اشاراتی می کند. در اینجا تنها به سخنی که در سفرنامه ی ابودلف آمده است بسنده می کنیم:
« قصرشیرین، دارای ساختمان های بلند
[ و عظیمی است] که دید انسان از تعیین ارتفاع و فکر پی بردن به آن قاصر است این بناها شامل ایوان های پیوسته به هم و خلوتگاه ها و انبارها و کاخ ها وسقف های ضربی گردشگاه ها و میدان ها و شکارگاه ها و اطاق ها و کاخ هایی است که بر فراز تپه بر پا شده و مدتی وقت می خواهد تا شخص خردمند به کیفیت آن پی ببرد»
[ قسمتی از باقی مانده این بناها که اینک در زیر تپه ای از خاک قرار گرفته در قصر شیرین به نام بان قلعه « بان قلا» مشهور است] ص ۷۳
به هر حال مولف ونویسنده ی کتاب قصرشیرین در هزاره تاریخ، می کوشد تا موقعیت جغرافیایی و تاریخی قصرشیرین را در کتب سیاهان ایرانی و گردشگران خارجی از منطقه ی قصرشیرین عبور داشته اند و نامی ازاین ناحیه و دیگر مناطق واقع در بین قصرشیرین و سرپل ذهاب و گاه تا اسلام آباد غرب ذکر نموده و اطلاعاتی در باب شرایط طبیعی و اجتماعی این مناطق به ویژه قصرشیرین در اختیار آیندگان گذاشته اند.
جناب محمدرضا محبت از بازنویسی آنها خودداری نمی کند از یکسو، ارائه ی این همه گزارش مستند و ارزشمند به قلم سفرنامه نویسان ارزش تاریخی دارد.
اما ازسوی دیگر، با فربگی حجم کتاب در این دوره و زمانه که سرانه ی مطالعه ی کتاب علی الخصوص کتاب های تاریخی با نثر سنگین زمان های گذشته، بسیار بسیار پائین است. قطعاً خوانندگان معاصر به ویژه نسل جوان برای خواندن کتبی با این اختصاصات رغبتی از خود نشان نخواهند و این نوشته ارزنده ی مستند، در ردیف کتاب های منبع و ماخذ توجه جمع معدودی ازپژوشگران را به خود معطوف می کند، طبعاً تعداد این جمعیت فرهیخته از انگشتان دست و پا بیشتر نیستند.
مع الوصف کار سخت کوشانه و جزئی نگرانه ی مولف قابل تمجید است. و باید به ایشان دست مریزاد گفت اما به عنوان مثال، اختصاص ۱۴ صفحه از کتاب بیش از ۶۵۰ صفحه به سفرنامه ناصر الدین شاه قاجار چندان ضروری به نظر
نمی رسد.
مع الوصف انتخاب بخش کوتاه از سفرنامه ی حاج سیاح جهانگرد معروف ایرانی، حاوی اطلاعات جامعه شناسانه ای از وضعیت اجتماعی، سیاسی و فرهنگ اعتقادات ساکنان منطقه ی قصرشیرین و اماکن تابعه و پیرامونی آن نکته بینانه و ارزش تاریخی دارد.
صص ۱۰۰-۱۰۴
در فصل سوم کتاب به موقعیت طبیعی
و جغرافیایی قصرشیرین اشاراتی شده است. از جمله: کوه های قصرشیرین و سرپل ذهاب، آب و هوا، رودخانه ها، باغ هایی به اسامی بزرگان، زراعت و کشاورزی، جنگل ومراتع، دامداری و دامپروری
و … دیگر جزئیات مربوط به طرح برنامه ریزی های عمرانی وفرهنگی …
و اما در فصل چهارم مولف نگاهی به موقعیت سیاسی، اجتماعی قصرشیرین دارد. نگارنده ی این نوشتار صرفاً به خصلت رفتاری مردم این منطقه می پردازد:
« گشاده رویی در استقبال از مهمانان [ مسافران زوار] وهمت بلند آنان در فراهم آوردن تدارکات پذیرایی بیش از توان خویش و صفا و صمیمیت ابرازی نسبت به این مهمانان تازه آشنا به بزرگترین خاطره دیدار از قصرشیرین، انس و الفت و مهربانی و یکرنگی چنان درمرام این شهر جلوه گری
می کرد که پیروان ادیان الهی و فرقه های مختلف با حفظ احترام نسبت به آراء و عقاید همدیگر درجشن ها و شادی ها ومراسم مختلف، به خصوص در مجالس یادبود عزیزان از دست رفته مانند اعضای اصلی خانواده ی معزا شرکت و با بدرقه ( مشایعت) متوفی و حضور در مراسم یادبود او با یکدیگر ابراز همدردی می کردند.
این چنین یگانگی در روابط اجتماعی اهالی قصرشیرین امری منحصر به فرد در سراسر ایران، و رفتاری بیادماندنی در تاریخ این سرزمین هستند.
اهالی قصرشیرین بازماندگان طوایفی هستند که از نقاط مختلف کشور و مخصوصاً عشایر مناطق اطراف به این شهر کوچ و در این جا مقیم
شده اند…»
ص ۱۳۷
ادامه دارد…

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

6 + 3 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>