پایان کیروشیسم در فوتبال ما و شلوار کُردی زیدان !


Untitled-2 copy

جام ملت های آسیا با همه مخلفاتش به پایان رسید تا همان طوری که ژاوی از لابلای دلار های نفتی، قطر را در فینال دیده بود و جواد خیابانی در مقام یک کارشناس احساساتی ،
آن را به سخره گرفت، جام در دستان قطری ها با بیشترین گل زده و کمترین گل خورده آرام بگیرد. البته ما هم بعد از چند
دهه به آرزویمان رسیدیم و تا چهار تیم بالا آمدیم. باز شانس
آوردیم که این بار دوستان برگزار کننده بی خیال سومی چهارمی
شدند تا ما کمتر حرص بخوریم و یک وقت خرخره امارتی ها را
نجویم و میدان فوتبال را با چاله میدان و گاراژ اشتباه نگیریم!
هر چند اگر در بازی رده بندی هر اتفاقی می افتاد چیزی از ارزش های ما کم نمی شد و کماکان شیرینی فوتبالیست ها
محفوظ می ماند! فقط چیزی که این وسط ما را آزار داد قضاوت زود هنگام و بعضاً مغرضانه عده ای فوتبال نشناس درباره عملکرد مربیان و بازیکنان بود.
میلان کوندرا در بخشی کتاب وصیت خیانت شده چنین نوشته است: غیر اخلاقی ترین عادت بشر این است که مدام و بی وقفه درباره هرکس و پیش از آنکه بفهمد و درک کند، قضاوت می کند. آین آمادگی پر شور برای قضاوت کردن، نفرت انگیز ترین اشتباه و مخرب ترین شرارت است!
در واقع باید یاد بگیریم قهرمانی ربطی به برنامه ریزی، جمع کردن پوست تخمه ها توسط تماشاگران، آشپزی و حمل و نقل
اسباب و اثاثیه توسط بازیکنان و ندارد و به قول کارشناس محترم رسانه ملی تنها یک اشتباه بچه گانه جام را از ما گرفت!
( یعنی مسئولین برگزاری جام منتظر بودند تا ما با ژاپن مساوی
كنیم و بدون برگزاری فینال جام را دو دستی تقدیم ما کنند!
نه اینکه خیلی وقت است دست ما به جام نرسیده است، این بار
می خواستند روی کیروش و بچه هایش را زمین نزنند)
علی ای حال، کیروشیسم در فوتبال ما به پایان رسید و اگر عزیزان مالیاتچی منتظر هستند تا کیروش برگرد و وسایلش را از داخل آپارتمانش بردارد و طلب آنها را در آخرین گیت خروجی فرودگاه تقدیم شان بدهد زهی خیال باطل…
این ما هستیم که هنوز با یاد و خاطرات گذشته زندگی می کنیم
و در انباری خانه هایمان تا دلتان بخواهد بشکه سوراخ، چراغ
علاالدین، یک کارتن نوار کاست، کتابهای دوران ابتدایی ،
شیشه های شیر و نوشابه، سینی های مسی، تلویزیون 14 اینچ
سیاه و سفید، چند حلقه لاستیک پیکان فرسوده ، سطل رنگ و
قلم موی خشک شده و مجلات ورزشی کاهی مربوط به قهرمانی های تیم ملی فوتبال در آسیا و … پیدا می شود و در
هر اسباب کشی یک وانت بار مختص این خاطرات نوستالژیک
کرایه می کنیم. مربی خارجی ما یک چمدان دارد و یک نیسان
دستمزد که از حق فوتبال و ورزش جوانان این مملکت زدیم و
دو دستی تقدیم جناب ایشان و هیات همراه کردیم تا بعد از هشت سال جزو چهار تیم آسیا شویم و به راحتی به جام جهانی صعود کنیم!
حالا اگر در مدارس روستایی مان دانش آموزان پوسته توپ بسکتبال را جدا می کنند تا با آن فوتبال بازی کنند ملالی نیست و به قولی افتخارات فوتبالی این مملکت مبارک کفاشیان
و تاج و سایر دست اندر کاران ورزش این مملکت… فقط خدا کند
زیدان هوس کاشت مو در ایران نکند.
چون این بابا بعد از هر شادی گل چنان جست و خیز می کند که شلوارش جر می خورد و شاید مجبور شود با شلوار کردی مربیگری کند!