یکشنبه , ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸
آخرین خبرها

سرویس بین الملل «باختر» بررسی می کند: تیرگی روابط تهران- اسلام آباد

image_print

201601100739533059

رستم بهرامی- کارشناس ارشد روابط بین الملل :

هفته گذشته یک اتوبوس نیروهای مرزبانی سپاه در مسیر جاده خاش- زاهدان هدف حمله انتحاری قرار گرفت که در آن ۲۷ مرزبان شهید و عده ای مجروح شدند. مسئولیت این حمله را یک گروه به نام جیش العدل
( ارتش برابری) بر عهده گرفت.
به گزارش باختر، این گروهک تروریستی که خود را اهل تسنن می دانند، از قوم بلوچ می باشند که در واقع از گروه جندالله شکل گرفت. ستاد گروهک مزبور در بلوچستان پاکستان می باشد. جیش العدل از اوایل دهه ۹۰ خورشیدی به روش های گوناگون در استان سیستان و بلوچستان دست به عملیات زده است.
مسئولان و مقامات کشورمان، پاکستان و برخی کشورهای عربی را مسئول و بانی اقدام تروریستی اخیر دانستند. سفیر پاکستان در تهران به وزارت امور خارجه احضار شد و تاکید گردید که ارتش و دولت پاکستان باید با قاطعیت و جدیت علیه این گروه برخورد نماید. رئیس مجلس در جلسه علنی مجلس گفت که پاکستان باید پاسخگوی حادثه تروریستی زاهدان باشد.
رئیس جمهور هم در اجتماع مردم بندرلنگه اعلام کرد که نخواهیم گذاشت تروریست هایی که سلاح و پولشان را بیگانگان تامین می کنند در منطقه ما فعالیت کنند و دست به اقدامات تروریستی بزنند که به نظر می رسد اشاره ای تلویحی به پاکستان و عربستان سعودی داشت. اما واکنش سرلشکر جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران شدیدتر از همه بود. وی عربستان و امارات متحده عربی را به انتقام تهدید نمود و از ریاست جمهوری خواست که دست آنها را در انتقام از این دو باز بگذارد.
جمهوری اسلامی ایران، پاکستان را مسئول پناه دادن به گروهک تروریستی جیش العدل می داند و یکی از عواملی که در سالیان اخیر عامل تیرگی در روابط دو طرف گردیده است به همین موضوع بر می گردد. واقعیت این است که ریشه این گونه حملات تا حدود زیادی به مسایل داخلی و امنیتی پاکستان مربوط است. پاکستان با کشورمان ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک دارد و ایالت بلوچستان که بزرگترین ایالت پاکستان محسوب می شود در منطقه مرزی قرار دارد که حدود ۴۴ درصد خاک این کشور را تشکیل می دهد و آن گونه که باید تحت نظارت و سیطره دولت مرکزی اسلام آباد قرار ندارد و تنها ۱۰ تا ۱۵ درصد تحت رصد نیروهای امنیتی و ارتش قرار دارد. بنابراین حضور نیروهای نظامی این کشور در منطقه مرزی ضعیف می باشد و همین عامل زمینه ای برای گروههای تروریستی فراهم می سازد که پس از هر حمله به پاکستان بگریزند و دست به تجدید قوا، برنامه ریزی و ماموریت جدید بزنند. به علاوه این کشور منابع مالی لازم برای افزایش سیطره خود در منطقه مورد نظر را ندارد. همچنین همکاری اطلاعاتی لازم با ایران را ندارد و نوعی انفعال و عدم اقدام از سوی این کشور دیده می شود.
برخی از کارشناسان بر این اعتقادند که چون در بلوچستان پاکستان تفکرات جدایی طلبی دیده
می شود، دولت پاکستان هم چندان بی میل نیست تا برای خنثی نمودن تفکرات جدایی طلبانه آنها چنین گروه هایی در آنجا شکل بگیرد. همه این مسایل باعث می شود که این ظن و گمان در مقامات کشور و افکار عمومی پیش آید که پاکستان در انجام عملیات تروریستی این گروهک در ایران به طور مستقیم و غیرمستقیم نقش دارد.
با بررسی این موارد متوجه می شویم که این دلایل به جنبه های داخلی پاکستان مربوط است. اما آنچه اخیرا این ظن و گمان را به شدت افزایش و قریب به یقین نمود، سفر تقریباً همزمان محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی به پاکستان بود.
ولیعهد عربستان سفر دوره ای خود به چند کشور آسیایی را از پاکستان آغاز نمود. همزمانی این سفر و حمله تروریستی به ایران نمی تواند اتفاقی باشد، به ویژه اینکه محمد بن سلمان به صراحت عنوان داشت که باید درگیری و ناامنی را به داخل ایران بکشانیم. این
می تواند از سناریوهای عربستان، آمریکا و اسرائیل باشد که با عملیات های تروریستی، ایران را در مرزهای شرقی با پاکستان درگیر نمایند و برنامه های دیگری را در دیگر نقاط کشور و به شیوه هایی دیگر اجرا کنند.
پایه های این هماهنگی و برنامه ریزی در کنفرانس ورشو با آمریکا، اسرائیل و برخی کشورهای عربی ریخته شد.
پاکستان و عربستان سعودی روابط نسبتاً قدیمی با هم دارند.
بخشی از ساختارهای سیاسی، مذهبی، ارتش و سازمان اطلاعات ارتش پاکستان متاثر از نگاه عربستان سعودی بوده است. در دوران جنگ سرد، پاکستان و عربستان متحدانی بودند علیه تهدید کمونیسم در جنوب و غرب آسیا. پاکستان تقریباً تنها کشوری بوده است که در چارچوب همکاری طولانی مدت در پادشاهی عربستان نیرو داشته و حتی در آموزش و پشتیبانی نیروهای سعودی مشارکت داشته است.
هر دو کشور دارای رهبرانی عملگرا هستند. عمران خان نخست وزیر پاکستان منافع بالای کشورش را در نظر دارد و مشکلات اقتصادی کشورش را مدنظر قرار داده است. در برخی گزارش ها اعلام شده است که این کشور فقط ۸ میلیارد دلار ذخیره ارزی دارد و با بحران کسری بودجه مواجه است.
بنا به گزارش وال استریت ژورنال پاکستان امیدوار است که در مجموع ۳۰ میلیارد دلار از امارات متحده عربی و عربستان کمک دریافت نماید. این موضوع با توجه به شرایط سختی که صندوق بین المللی پول برای دریافت کمک مالی تعیین کرده است برای پاکستان بسیار مناسب می باشد. همین موارد سبب شد که
عمران خان استقبال شایان توجهی از ولیعهد سعودی و هیات پرشمار او به عمل آورد. در این سفر یک قرارداد ۲۰ میلیارد دلاری بین طرفین امضاء شد که یک مورد آن به توسعه بندر گوادر مربوط می شود که به عنوان رقیب بندر چابهار مطرح است.
از سوی دیگر بن سلمان از زمان وزارت دفاع و نیز پس از انتصاب به عنوان ولیعهد، نگاه ویژه ای به پاکستان داشت. وی تحت تاثیر قرار دادن ایران را قسمتی از برنامه خود می داند. او به خوبی واقف است که در شرایط کنونی، ایران همراه با ترکیه و قطر دارای نوعی ائتلاف منطقه ای هستند.
از این رو تلاش دارد تا به نوعی از تک تازی ایران در منطقه و پاکستان و هند جلوگیری نماید. همجواری پاکستان با ایران اهمیت این موضوع را افزایش
می دهد. به همین دلیل، سفر وی به پاکستان همکاری اسلام آباد و ریاض را بیشتر می کند. البته در این مورد بن سلمان می تواند روابط تیره آمریکا و پاکستان را نیز بهبود دهد و اسلام آباد را به جرگه آمریکا بازگرداند. حتی این انتظار وجود دارد که از پاکستان در برابر ایران برای دسترسی به فناوری هسته ای کمک بگیرد.
با این اوصاف می توان سفر وی را زمینه سازی برای جدایی اسلام آباد و تهران ارزیابی نمود.
حال باید دستگاه دیپلماسی کشور برای خنثی نمودن این نقشه اقدام نماید تا پاکستان به حلقه سیاست ضد ایرانی-کشورهای عربی- غربی نپیوندد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

8 + 2 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>