تاريخ تحولات سياسي كرمانشاهان از مشروطيت تا جنگ جهاني اول


نوشته اردشير كشاورز

بخش  دويست و شانزده

در نوبت هاي پيشين فصول و بخش هاي عديده و گوناگون اين كنكاش كه با ابراز خوشوقتي از همكاري و تلاش كاركنان مربوطه ي روزنامه ي گرامي باختر به مراحل پاياني خود نزديك شده است ،
به ويژه سركار خانم نيك گو كه با شرح صدر ،
بردباري ، دقت ، وسواس و موشكافي و تطبيق مطالب ، در همه احوال از مجاهدت علمي و فرهنگي و تشويق و رهنمود دريغ نورزيدند سپاسگزارم ،
انشاء ا… سلامت و موفق باشند .
و به هر حال بازهم خوشوقت است دراين موقع فيلم مستند سرگذشت سردار مجاهد يارمحمدخان كرمانشاهي كه با تلاش دست اندركاران مربوطه نيز مراحل پاياني خود را طي مي كند، دورنماي گذشته را از نظر مي گذراند و زمستان سال 1369 كه آغازين نگاشته هاي شرح احوال سردار يارمحمدخان كرمانشاهي در لواي غيرت ، حميت ، جانفشاني و ايثار مردم بزرگوار كرمانشاهان در راه وصول و تحقق آمال و آرزوي برقراري حاكميت قانون و جاري شدن شط شهد شيرين آزادي را مطالبه اي بحق
مي دانستند ، افق آينده ي شروع كار خود را درجريده ي باختر كه به صورت هفتگي منتشر
مي شد به واقع مه آلود مي ديدم.
اما پايمردي هاي مردمي عزيزاني كه نام آنان را در صفحات حق گذاريكتاب گُرد كُرد كه اينك
سومين نوبت چاپ خود را پشت سرگذاشته است،
به صورت خوشايندي متجلي مي ديدم كه سوق به جلو را بشارت مي داد و همان شد كه باتمام ناملايمات روحي شعاع چراغي كه برافروخته شده بود
را با طي زمان ، وسيع تر و نوراني تر نظاره كرديم و از اين روي در رشته كنكاش هاي سلسله مقالات تاريخ تحولات سياسي كرمانشاهان كه به عنوان كتاب اول از چهاركتاب مدون با نام از مشروطيت تا جنگ جهاني اول ، مدت زمان ديگري ميسر شده تا در مباحث حوادث و اتفاقات مشروطيت به نقش يارمحمدخان بپردازيم ، خوشحال هستم اين كار هم كه بيش از چند سال است اوقات اين قلم را مصروف پژوهش و نگارش و بازنوشت و بازنشر آن در
روزنامه ي باختر كرده است، با لطف و مرحمت جناب آقاي كامران سعادت مديرو صاحب امتياز روزنامه باختر به سامان مي رساند.
باشد تا شاهد به بار نشستن اين وجيزه ي فرهنگي در اين روزگار نابسامان و بيداد فرهنگي نيز باشد و به واقع در كنار جناب آقاي سعادت غير از همكاران تحريريه از دوست بسيار عزيز، ‌متعهد و مردمي ، پرتلاش و زحمتكش جناب آقاي سياوش عبدي تشكر ويژه و سپاس بي حد دارد كه درهر شرايطي متعهدانه در رساندن مطالب به موقع و لازم به روزنامه از تلاش و تعهد خود بازنايستاد تا كار با توفيق همراه باشد و امروز خوشوقت از آن هست كه در زمينه ي كرمانشاهان شناسي ، خداوند بزرگ عنايت فرمود تا بر اوراق فرهنگي استان كرمانشاهان ،
پنج هزاربرگ مطلب تهيه شده و آماده ي چاپ كه دربرگيرنده ي بازپرداخت نزديك به نودسال تاريخ مردم اين استان و كشور عزيز ايران هست به منصه ي
ظهور و بروز رسيده است .
اين هم افتخار و بُرد و پيشينه ي پربار فرهنگ ديگري است كه در سايه ي مراحم حق و بذل محبت دوستانه نصيب مي برد و درهر صورت
ادامه ي مطلب ذيل تشريح احوال سردار مجاهد يارمحمد خان كرمانشاهاني به اين صورت هست
كه از پي مي آوريم :
علي اكبرخان سردار مقتدر سنجابي كه درجنگ هاي
مشروطيت دركرمانشاهان درروزهاي آغازين مهرماه سال 1291 خورشيدي متأسفانه در تقابل و تضاد با سردار مجاهد يارمحمدخان بوده است درحالي كه تا آن زمان درجبهه ي متحد سالارالدوله قرارداشت و به طريقه ي ديگر بازهم مخالف سردار يارمحمدخان.
به هر صورت سردار مقتدر سنجابي درادامه ي يادداشت هايش پيرامون نسق فرمانفرما ، نماينده ي
پيروز مشروطيت ايران نوشته است :
« غايله ي سالارالدوله پايان يافت و نتيجه ي آن كشته شدن داوودخان و علي اكبرخان ايلخان هاي كلهر و سليمان خان شرف الملك اردلان رييس طوايف جاف و عبدالكريم بيگ وكيل و رييس ايل جوانرود، و در شهر(شهركرمانشاه ) اعظم الدوله
( حسين خان اعظم الدوله زنگنه فرزند ارشد
حاج محمد رضا خان ظهيرالملك اميرتومان زنگنه )
حكمران كرمانشاه و پسرش فخيم السلطنه و
اعتلاء الدوله كارگزار و حسين خان معين الرعايا و اكبرخان معيني و مهمتر از همه سردار مجاهد و دلير
ايران يارمحمدخان و هزاران نفر افراد نامدار و گمنام از عشاير و طوايف كه در بيابان هاي ساوه (منظور باغ شاه
ساوه هست) و دشت هاي كرمانشاه به خاك افتادند و غارت و چپاول بازارها و صدها خاندان قديمي شهرها و ويراني كلي شهرستان ها .
اين بود ، بهايي كه در مدت كمتر از دو سال در ولايت
كردستان و كرمانشاهان به جاه طلبي هاي جنون آميز
اين شاهزاده ي شوم پرداختند. » (1)
كنسول انگليس استعمارگر در شهر كرمانشاه كه پيش از آن زمان يعني قبل از قيام سردار يارمحمد خان و
در دفعات پيشين در لشكركشي هاي سردار مجاهد از او با نام سردار واقعي مشروطه و … در گزارش هاي كنسولي به سفارت انگلستان درايران و تهران ياد
مي كرده است، دراين مرحله ناجوانمردانه صفت ديگري به كار برده كه مي خوانيم :
« كرمانشاه ـ 6 اكتبر 1912 ـ 13 مهر 1291 ـ 22 شوال
1330 ـ آقا افتخار دارم راپورت دهم كه ياغيان تحت امر يارمحمدخان مجاهد، ساعت دو و نيم
بعد از نصف شب 5 اكتبر به شهر (شهركرمانشاه) حمله نمودند. فرمانفرما عمارات دولتي را سنگر كرده ،
بختياري ها و سنجابي ها ، چيه سرخ (چياسرخ = چغاسرخ ـ از بلندي هاي داخل شهر كرمانشاه ) را كه يكي از نقاط كوهستاني است، و اكراد در آنجا سكني دارند، با دو عراده توپ سنگر نمودند.
قريب سه ساعت قبل از ظهر يارمحمد خان كه تا محل مربع جلو عمارت حكومتي خود را رسانده بود، به سرش گلوله خورده ، مقتول گرديده . ايلياتي هاي كلهر كه قريب پنجاه نفر با يارمحمدخان بودند‌، فوراً فرار اختيار نموده و سواره به قنسولخانه آمده ،
استدعاي تحصن نمودند.
من به آنها گفتم نمي توانم وعده ي حفظ آنها را بدهم .
آن وقت به استثناي سه نفر مجروح و پنج نفر از مجاهدين ، تمامشان رفتند‌‌، پنج نفر مجاهد مذكور ،
‌استدعا نمودند كه آنها را به سركرده هاي خودشان بسپارم . درميان آنها كريم آقا (كريم دواتگر)
نماينده ي دموكرات ها بود كه گفت من در
جنگ دخيل نيستم ، ليكن براي انجام صلح
آمده ام … » (2)
با شهادت سردار مجاهد يارمحمدخان كرمانشاهي كه تبلور عيني انقلاب شناخته مي شد، چرا كه به مدت 6 سال دركانون بحران حوادث مشروطيت گِل وجودش سرشته شده بود و دفن سردار مشروطه در گورستان عمومي شهر معروف به سرقبر آقا ، مشروطيت نيز دفن گرديد.
ادامه دارد
ــــــــــــــ
پی نوشت های ارجاعی :
1 – ايل سنجابي و مجاهدات ملي ايران ـ پيشين ـ ص 214، يكي از اوراق سياه كاري سرداران سنجابي ،‌
يعني پسران شيرمحمدخان صمصام الممالك سنجابي را بايستي شركت در اردوي فرمانفرما و جدال با سردار مشروطه يارمحمدخان ، گو اينكه براي
پسران صمصام الممالك هيچ امتياز و افتخاري نداشت،
بلكه ننگي نيز ره آورد داشت وليكن در سال هاي بعد
يعني پايان وقايع جنگ جهاني اول خدمتي كه پسران
مرحوم شيرمحمد خان به فرمانفرما كرده بودند ، وسيله او در حق علي اكبرخان تلافي شد كه در كتاب
گزيده ي اسناد فرمانفرما به صورت مشروح آمده است
و درهر حال اين دنيا ميدان بازي سياست و بازيگران آن نيز بازيچه سياست هستند.
2- كتاب آبي ـ جلد هشتم ، پيشين ـ ص 1997