تاريخ تحولات سياسي كرمانشاهان از مشروطيت تا جنگ جهاني اول


نوشته اردشير كشاورز

بخش  دويست و هفده

در نوبت هاي پيشين از حق گزاري و سپاس از
همكاري هاي مبذوله ي دوستان و زحمتكشان روزنامه
باختر، ‌مطالبي گفته شد و نوشتيم:
با شهادت سردار مجاهد يارمحمد خان كرمانشاهاني كه تبلور عيني انقلاب مشروطيت شناخته مي شد،‌
چرا كه به مدت 6 سال دركانون بحران حوادث مشروطه ، گِل و خميرمايه ي وجودش سرشته شده بود و سپس دفن سردار مجاهد مشروطه درگورستان عمومي شهركرمانشاه معروف به سرقبر آقا ، مشروطيت نيز دفن گرديد.
دكتر مهدي ملك زاد درمجلدات چند جلدي كتاب تاريخ انقلاب مشروطيت ايران نوشته است :
« تقدير مجاهديني كه درجنگ هاي غرب آن همه با رشادت و جانبازي جنگيدند ، بهتر از مجاهدين پس از
فتح تهران وجنگ پارك اتابك نبود، مجاهديني كه با يارمحمدخان بودند‌، خلع سلاح شدند و يا فراركرده و معلوم نشد كه عاقب آنها به كجا رسيد . مجاهدين ارمني كه در اردوي فرمانفرما بودند پس از چندي به تهران بازگشته و تدريجاً تشكيلات آنها منحل شد وهريك يا پي كسب و كار رفتند و يا مفقودالاثر شدند و در نتيجه پس از شش سال جنگ و فداكاري و آن همه شجاعت و مردانگي ، ازمجاهدين راه مشروطيت جز در تاريخ اثري باقي نماند. » (1)
باقر مومني نيز نوشته است :
« گروه مجاهدين كه بي سردار ماند، پراكنده شد و بدين سان نيروي مسلح خلق كه از سال 1286 در تبريز نطفه بست، دركرمانشاه مدفون شد. با از پا افتادن يارمحمدخان ، جنبش انقلابي مشروطيت ، آخرين راه خويش را به آخر رسانيد و دولت محافظه كار كه تركيبي از مرتجع و اعتدالي و اصلاح طلب بود، با سازش و رشوه هايي چند كه به بازماندگان استبداد قرون وسطايي داد، پايه هاي قدرت استبدادي خويش را يك باره مستحكم ساخت.» (2)
بدين ترتيب قربانيان انقلاب و آرمان هاي شريفشان پس از ستيزي 6 ساله در سازش محافظه كاران طبقات تازه به دوران رسيده و عناصر ليبرال و فرصت طلب دوران استبداد فنا شدند تا پس از چند سال در جريان جنگ جهاني و سقوط تزار را خوني تازه در قالب
ميرزا كوچك خان جنگلي و شيخ محمد خياباني ، رستاخيزي نو به پا كنند.» (3)
در هنگامه اي چنان و در خط سيري كه طي مراحل گوناگون فصول و بخش هاي اين كنكاش و در
لواي تاريخ تحولات سياسي كرمانشاهان ، تبيين گفتمان و مباحث كتاب اول تاريخ تحولات سياسي كرمانشاهان يعني از مشروطيت تا جنگ جهاني اول از آغاز تا فرجام ، پي كاوي و موشكافي گرديد، قصد آن بود تا نقش كرمانشاهان در انقلاب مشروطيت بازنمايانده شود.
از اين روي با كشته شدن ، شهادت و در واقع ترور سردار يارمحمدخان توسط عوامل فرمانفرما و دفن سردار در گورستان عمومي شهر ، پديده هاي انقلاب مشروطيت نه در كرمانشاه ،كرمانشاهان و ديار غرب كشور و بَل آن پديده هاي زيبا و پربار و نوين
مشروطه دركشور ايران دفن گرديد و چنان گفته
شده است :
با كشته شدن آخرين سردار باقي مانده در صحنه هاي پيكار انقلاب و ارتجاع ، همراه با دفن پيكر سردار كه در كرمانشاه دفن گرديد ، مشروطيت نيز در كرمانشاه و ايران دفن گرديد.
چراغ عمر سردار مجاهد كه آخرين چراغ فرا راه
وطن خواهان بيدار دل بود ‌و هر آن كس كه درد وطن داشت ، برگرِد وي جمع بودند تا كشتي شكسته ي ميهن را به ساحل نجات هدايت كنند ، با تير خصمي زبون و كوردل با تمهيد مقدمه اي بس ناجوانمردانه
و طرح نقشه اي كور وعاري از عاطفه ناشي از افشاي نيت سردار دردستگيري فرمانفرما و به سقوط
كشانيدن حاكميت پوشالي ناصرالملك قراگوزلوي همداني نايب السلطنه ي عامل و جاسوس انگليس
و لو رفتن مسيرحركت و توقف سردار در برابر
ساختمان مسجد عماد الدوله در زير دريچه ي سقف بازار زرگرها در ساعت ده صبح روز سيزدهم مهرماه سال 1291 و با ترفندي كه به كاربسته شده بود،‌ سرداري بي بديل از پاي درآمد، درخت تناوري خم شده و درخاك افتاد، چراغ مشروطيت خاموش شد
و همچنان در پيچ و خم راه پر از محافظت و صعوبت تاريخ خاموش است.
روانشاد زنده ياد دكتر علي اكبر نقي پور دركتاب ارزشمند يارمحمد خان سردار مشروطه نوشته است :
« اكنون يارمحمد خان كشته شده است و جنازه ي
او رابه ميدان حكومتي برده اند و فرمانفرما را نيز خبركرده اند ،‌مي گويند فرمانفرما بر جنازه افسوس خورده است ، اما از مرد سنگدل وجنايتكاري مثل فرمانفرما كه يارمحمد خان را دشمن شماره يك
خود مي دانست ، اين كار جز براي تظاهر برنمي آيد، زيرا اكنون خيالش از جانب يارمحمدخان راحت بود و مي خواست، رياكارانه قلوب مردم آزادي خواهي را كه چشم اميد به يارمحمد خان و استقرار آزادي و مشروطيت ودموكراسي واقعي از جانب او داشتند
به دست بياورد.
جنازه ي يارمحمدخان را با احترام در گورستان
شهر دفن كردند و اكنون آرامگاه فراموش شده ي
او در گوشه اي از شهر كرمانشاه در محل گورستان قديمي شهر كه به صورت محله ي مسكوني درآمده است ، در گوشه اي كه توسط شهرداري محصور شده قراردارد. (4)
يارمحمدخان با همه ي آرزوهاي بلند پروازانه اش درخاك آرميد و فرمانفرما بر اريكه ي حكومت مشروطه درغرب ايران نشست و در زير سايه ي حكومت مشروطه بساط حكومت استبدادي قرون وسطايي خود را گسترد. » (5)
در بررسي و بازشكافت مباحث همه جانبه ي به واقع گسترده ي تاريخ تحولات سياسي كرمانشاهان از انقلاب مشروطيت ايران در سال 1285 خورشيدي تا انقلاب اسلامي 1357 كه مدت زماني نزديك به هفتادسال را دربر مي گرفته است و همچنان كه
پيش تر هم و به كرات گفته ايم در بردارنده ي
محتوايي مطالب و مباحث چهاركتاب مي باشد
و به اين شرح در كنكاش هاي قبلي نام و نشان كتاب ها
عرضه شده است و اينك نيز مي خوانيم :
كتاب اول از مشروطيت تا جنگ جهاني اول ـ كتاب دوم از جنگ جهاني اول تا كودتاي سوم اسفند
سال 1299 خورشيدي ، كتاب سوم از كودتا تا كودتا يعني از كودتاي سوم اسفند سال 1299 خورشيدي تا كودتاي 28 مرداد سال 1332 و كتاب چهارم از كودتاي 28 مرداد سال 1332 خورشيدي تا
پديده ي انقلاب اسلامي و هشت سال دفاع مقدس و جنگ تحميلي .
در اين مقطع و با توجه به بازنگاشت و چاپ و
عرضه ي مطالب كتاب هاي دوم و سوم و چهارم و اينك نيز كتاب اول كه در توضيح عدم هماهنگي
اقدام در عرضه ي مجلدات و كتاب هاي دوم تا چهارم پيش تر مراتب به آگاهي خوانندگان بزرگوار رسيده است به پايان مي رسد و تنها لايه هايي نهان از تاريخ عيان و مكتوب در بخش پاياني و بعدي به استحضار عزيزان بزرگوار كه در سطح آگاهي و ايثار كامل اين همه مدت را تحمل كردند ، باقي مانده است ، تقديم خواهد شد و ضمن توديع از شما بزرگواران دست همگي را مي بوسم.
ادامه دارد
ــــــــــــــ
پی نوشت های ارجاعی :
1 – تاريخ انقلاب مشروطيت ايران ـ پيشين ـ ص 1581
2- آخرين مجاهد ، باقر مومني ، قبلي ـ ص 43
3- گُرد كُرد ـ قبلي ـ همان
4- روانشاد دكتر علي اكبر نقي پور ، نويسنده و
پزشك متخصص جراحي عمومي كه ياد و نامش را صميمانه و عميق دراين فرصت گرامي مي داريم، در زماني كه به پژوهش و نگارش كتاب ماندگار يارمحمدخان سردار مشروطه اشتغال داشته،
بخشي از فضاي ارضي گورستان عمومي شهر
كرمانشاه موصوف به سرقبر آقا درپي تخريب و بازسازي توسط دستگاه هاي دولتي محصور مي گرديده كه آن شادروان از شهرداري نام برده است ، والاّ اتاقك محل قبر سردار نامي مشروطه سردار مجاهد يارمحمد خان كرمانشاهاني اينك در محوطه ساختمان اداري
مركز بهداشت شهرستان كرمانشاه ، پشت ديوار ساختمان نقليه قرار دارد.
5- يارمحمدخان سردار مشروطه ، دكتر علي اكبر نقي پور
پيشين