در مناسبات اجتماعی با بکارگیری چه شیوه هایی می توان کج رفتاری های خود را کنترل کرد؟


بخش اول

ح- مولایی فر

کتاب «بیشعوری» اثر « خاویر کرمنت» پزشک متخصص [داخلی] که بعدها به رشته ی روان پزشکی روی می آورد راه و روشی است برای درمان رفتارهای غیر منطقی و غیر اصولی و درواقع ابلهانه و گاه وقیحانه که خیلی از مردم در زندگی روزمره شان بدان گرفتار هستند، این کتاب که « محمود فرجامی» آن را ترجمه کرده است در حقیقت « راهنمای عملی شناخت و درمان خطرناکترین بیماری تاریخ بشریت» به حساب می آید. از آنجایی که بیشتر افراد جوامع در تمام کشورهای جهان در دامچاله ی بیشعوری اسیرند، چاپ کتاب مورد استقبال قرار گرفته است و انتشار آن به زبان فارسی تا سال 1392 از مرز نوزدهمین چاپ گذشته است. موضوع محتوایی کتاب درچندمبحث روان شناسی ازقبیل: «خودشناسی، شخصیت، اختلالات شخصیتی و درمان» دور می زند.
دکتر خاویر کرمنت همانطوری که درسطور بالا اشاره شد پیش از روی آوردن به عالم روان شناسی در رشته ی خاصی از علم پزشکی مشغول طبابت بوده به دلایلی که خود درمقدمه کتاب به آنها اشاره می کند به رشته ی روان پزشکی علاقه مند می شود تا در راستای خصلت اخلاقی پدیده ی بیشعوری که شبیه بیماری اعتیاد که عده ی زیادی بدان مبتلا هستند راه درمان آن را پیدا نماید تا بیشعورانی که قصد مداوای خودشان را دارند. با بکارگیری روش های خاصی این بیماری خطرناک را ازچرخه ی زندگی اجتماعی خود، دور کنند.
دکتر کرمنت با استدلال وبر شمردن خیلی از خصایل ناهنجار مردم درتمام اقشار و تیپ های گوناگون اجتماعی ومشاغل مختلف، از ابتدای تاریخ یکجا نشینی بشر که در روستاها وشهرها تا جوامع مدرن امروز، سکونت داشته ودارند، یکجا ویکپارچه در قالب واژه ی « بیشعوری»می ریزد و آنگاه با دسته بندی هر گونه از اختلالات روانی و تزلزلات اجتماعی افراد که طبیعتاً تحت تاثیر عوامل ژنتیکی و زیست محیطی از خود رفتارهایی خارج از نرم طبیعی نشان می دهند ویا معیارهای اخلاقی و رفتارهای مورد پذیرش آحاد جامعه مانند: « خصلت اعتماد، حس همکاری، مسوولیت پذیری، وفاداری…» را بروز می دهند، مرز بیشعوری از رفتارهای شعورمندانه مشخص شود قدر مسلم هر انسانی درهر موقعیت اجتماعی که قرار گرفته باشد با سرانگشت ده ها نوع عوامل درونی و بیرونی تحریک پذیری پیدا می کند وخواه ناخواه تحت فشارهای روحی – روانی ازخود واکنشی نشان می دهد که علایم تخریبی آن اطرافیان را از وی میرنجاند ومی رماند. چنین فردی در چنبره ی یک عکس العمل غیر متعارف دست به حرکاتی می زند که یک جامعه ی سالم ومتعادل آن را پذیرا نیست به عبارت رساتری رفتارنامناسب وی نوعی (بیشعوری) تلقی می شود. دکتر کرمنت در بخشهای مختلف کتاب، از افراد فراوان از شغل های
گوناگون از رجال فرهیخته و حتی شخصیت های دون پایه، نمونه های زیادی مثال می آورد که رفتار وکردارشان مصداق کاملی ازبیماری بیشعوری است به طور کلی عارضه ی بیشعوری نزد عادی ترین وبی سواد ترین فرد درجامعه چنان شناخته شده است که ساده ترین افراد حتی در یک جامعه ی بدوی برخی از کژرفتارهای ها و کج اندیشی ها را چیزی غیر از بیشعوری تصور نمی کنند. به هر جهت پیش از پرداختن به کتاب مورد بحث (بیشعوری) ضرورت دارد با معنا و مفهوم شعور آشنا شویم.
در فرهنگ فارسی دکترمحمد معین آمده است: «شعور به معنی حس کردن، دریافتن، ادراک کردن، آگاهی» اما از منظر علم روان شناسی برگرفته از کتاب روان شناسی تربیتی، دکتر سیاسی شعور این گونه تعریف شده است: «نفس در عین این که جولانگاه حالات مختلف یا به عبارت صحبح تر خود آن حالاتست به وجود آنها نیز آگاهی دارد و از این حیث کسی را ماند که هم خواننده است هم مستمع، بنابراین عالم ومعلوم یکی است برای سهولت مطالعه و بیان، هر یک از این دو جنبه ی نفس را به لفظی مخصوص تعبیرمی کنیم از این رو که خود کیفیات نفسانی است آن را نفس می گوییم و از جهت این که علم به آن کیفیت دارد شعور یا وجدانش می نمامیم.»
برگرفته از جلددوم فرهنگ معین ص 2049
قطع و یقین هرکس که در حیطه ی آگاهی هنجارشکنی کند، بی شعور است، باتوجه به مفاهیم بالا، مترجم کتاب بیشعوری آقای محمود فرجامی درمقدمه ای که برای کتاب دکترخاویر کرمنت نوشته است، اشاره می کند: « بیشعوری حماقت نیست وبیشتر بیشعورها نه تنها احمق نیستند که نسبت به مردم عادی از هوش واستعداد بالاتر برخوردارند. خود خواهی، وقاحت و تعرض آگاهانه به حقوق دیگران بن مایه های بیشعوری اند.
بیشتر از سوی کسانی که اعمال می شود که از نظر هوش، معلومات، موقعیت سیاسی و اجتماعی وضع مالی اگر بهتر از عموم نباشد،بدتر نیستند.»
مقدمه ص 8
دکتر کرمنت در مقدمه ای که برای کتابش نوشته است می نویسد: «… من فکر می کردم بیشعوری نوعی کمبود شخصیت است که صرفاً با اراده می توان آن را اصلاح کرد یا از بین برد اما حالا من ماهیت بیشعوری را می شناسم. بیشعوری یک نوع اعتیاد است… بدترین خصوصیت این اعتیاد آن است که بیشعورها ذره ای هم از بیشعوریشان آگاه نیستند.»
نقل به اختصار و حذف ص 13
به طور خلاصه هرگاه کسی بتواند برای پیشبرد عقیده ی خود یا رسیدن به هدفی، ندای وجدان خود را خاموش کند، یا با خشم و عصبانیت بخواهد حرف خودش را به کرسی بنشاند با پرخاشگری و زرنگ بازی چیزی را به دست آورد یا رفتار احترام آمیز دیگران یا همکاران خود را بیشتر از روی ترس بداند ( نه احترام واقعی) و … همواره احساس نماید که همیشه حق با اوست سایر مردم او را درک نمی کنند و با تکبر با هر کس و هرحادثه ای برخورد می کند و … این فرد با چنین خصیصه هایی یک آدم بیشعوری است… در مجموع دکتر کرمنت معتقداست: «بیشعورها قابل درمان اند البته در سایه ی کشف دوباره ی اصول وویژگی های انسانی … مهمتر از هر چیز، برای درمان فقط به یک چیز نیاز است و آن هم شهامت توقف بی شعور بودن است… برای این منظور باید راهنما یا درمانگر خوبی داشته باشید.»
نقل به تناوب و حذف صص 14-22
در خاتمه باید یادآورد شوم اگر چه شاکله ی بیشعوری بین تمام انسان ها درسطح جهان وجوه مشترکی باهم دارند فراموش نمی کنیم آنچه را که نویسنده ی کتاب از پیرامون زندگی خود در قالب مثال نمونه می آورد، لزومی ندارد،حوادث و اتفاقات عیناً در جای دیگری رخ بنمایاند، اما خیلی ازکج رفتاری هاو حرکات نامعقول ناشی از خصلت بد بیشعوری است طبعاً زمانی که مشاهده می کنید فردی از پنجره ی اتومبیل پوست میوه یا تخمه را در وسط خیابان یا جاده می ریزد، این حرکت ناپسند او نوعی بیشعوری تلقی می شود یا راننده ای نیمه شب بابوق زدن های ممتد می خواهد درب حیاط را برای او باز کنند شما این رفتار آزار دهنده ی او را چه می نامید یا هر گاه کسی بخواهد باتوپ و تشر دیگران را مجبور نمایند که مطابق خواسته ی او عمل کنند قطع ویقین با فرد بی شعوری مواجه هستید، پس با اصلاح کردن رفتارهای غلط از دایره ی زندگی خود، این عارضه ی بیمارگونه از محیط زندگی ما دور می شود.
ادامه دارد…