پنجشنبه , ۲۷ تیر ۱۳۹۸
آخرین خبرها

سوگواری به سبک و آیینی متفاوت در فضایی به لطافت روح ملکوتی انسان با الهام از شعائر دینی

image_print

ح- مولایی فر

برگزاری مراسم ختم مادر گرامی استادمان(دکتر میر جلال الدین کزازی) با درج خبرها و تحلیل های گوناگون که از آن به عمل آمد بازتاب وسیعی در جامعه به جای گذاشت به گونه ای که نظرات مخالف و موافق بیان گردید و چگونگی برگزاری یک مراسم روحانی باتوجه به شعائر دینی و توصیه مؤکدعلمای بزرگ دینی درباره چگونگی برگزاری مراسم ختم ابراز شد.
مسلما خانواده ای که عزیزی را از دست می دهد طبعاً فشار روحی و جسمی فراوانی را می باید تحمل کند و بر این اساس مجالس ختم ما درحقیقت برای تسلی بخش روح و روان بازماندگان خواهد بود که تسلی بخش این نوع مجالس تلاوت آیاتی از کلام ا… مجید و سخنانی گرانبها درباره مرگ و زندگی است. بنابراین در روزهای نخست عزاداری نمی توان غم بازماندگان را نادیده انگاشت اما می توان در مجالس بعدی همچون چهلم یا سالگرد برای شادی روح تازه گذشته و تسکین آلام دل بازماندگان مجلسی برگزار نمود که سخنرانان مذهبی ، ادبا، شعراو اهل فن آن را به گونه ای شایسته مدیریت کنند و با یاد از فرد درگذشته و خدماتش با شعر به تمجیداو بپردازد و از خصلت های انسانی اش سخن بگویند.
در این مجال مقاله ای از دوست بسیار خوبمان و همکار عزیزمان جناب مولایی فر در خصوص چگونگی برپایی مراسم ختم مادر استاد بی بدیل مان دکتر کزازی که با شیوه ای تازه برگزار شده بود به دستمان رسید که مبادرت به چاپ آن می نماییم به این امید که نظرات گوناگون شما دوستان را در این باره کسب نماییم و همین نوشته ها
باعث بهتر برگزاری این نوع مراسم ها گردد.
اینک مقاله موصوف را تقدیم می نماییم:
***
پیش از پرداختن به اصل موضوع جستار، یعنی مراسم سوگواری چهلمین روز در گذشت « مادر» دکتر میر جلال الدین کزازی به صورت آیینی متفاوت با آنچه که بین مردم مرسوم بوده است.
با گذر از تونل تاریخ، به این نکته پی می بریم، رفتار اجتماعی استاد کزازی با توجه به پیشینه های تاریخی ایرانیان در ادوار مختلفی از تاریخ تحلیلی- اجتماعی مسبوق به سابقه است و این چهره ی ماندگار در کنار خلق ده ها آثار ادبی و فرهنگی مکتوب، آیین نکوداشت از کوچ عزیزان را به سبک و سیاق نیاکان خود بار دیگر زنده کرده است.
در کتاب های پیشین می خوانیم: در میان امرا و سلاطین عمرولیث با سوگواری و عزاداری موافق نبود. پس از آن که خبر مرگ فرزندش را به او دادند به قول بیهقی مورخ معروف « … برخاست و به گرمابه رفت و موهایش باز کردند … وکیل را مثال داد که برو مهمانی بزرگ بساز وسه هزار بره چون فارغ خواستند شد، عمرولیث روی به خواص و اولیا و حشم کرد وگفت بدانید که مرگ حق است… مرده باز نیاید…» همان صفحه
البته کسی توقع ندارد از همان لحظه ی اولیه ی مفارقت، صاحبان عزا و بزم بنشیند، قطعاً تا فرارسیدن چهلم و یا سالگرد، برپایی مراسم سنتی و رایج برای سوگواری یک امر طبیعی است اما می توان، برای برگزاری اربعین و یا اولین سال درگذشت،یادمانِ از دنیا رفتگان با دعوت از هنرمندان اهل ادب، شاعران، ادیبان سخن گستر، عندلیبان وادی موسیقی سنتی به نکو داشت، سفر کرده گرد هم آئیم که مجلس یادبودش، با پیامی از شاد زیستن همراه باشد.
قدر مسلم بیانات کاملاً انتقادی استاد دکتر محمد علی سلطانی در راستای آنکه چرا مسوولین از نامگذاری میدان ها ، خیابان ها، بلوارها، پارک ها وکوچه ها به اسامی مشاهیر و رجال برجسته ی کرمانشاهی غفلت می کنند؟ وده ها مطلب دیگر که از بیان آن مطالب خودداری می شود.
یا به گفته ی جناب « هادی نوروزی» سر دبیر محترم روزنامه باختر که در فرازی از سرمقاله خود با عنوان « آئینی نکو از استاد کزازی» موضوع را چنین می نگارد: « واقعاً چرا باید مراسم فاتحه خوانی ما صرفاً به تبلیغات نام حضار و کوچک ترین سخن حکیمانه و پند و اندرزی در آن نباشد؟» باختر شماره ۲۸۴۳
سخنرانی شیوا و عارفانه ی دکتر رحیمی زنگنه استاد دانشگاه، اخلاق نامه ای از رهنمودهایی بود که زندگی چیزی غیر از عشق نیست!
نکته حائز اهمیت آن است، نفس آیین نکوداشت بگونه ای رقم بخورد تا در فضای آن، عنصر هنر ومعرفت کیمیای ادب پارسی، اکسیر ناب فرهنگ ایران زمین، دمادم موج بزند، در یک سنجه ی معقولانه ومنطقی چارانه هایی که استاد حسین احمدی محجوب که دکتر کزازی از ایشان با واژه ی اصیل ایرانی « ورجاوند» به معنای «بهشتی، جاودانه»یادنمود.
« از مهر نوشته ای چو مادر اینجاست
با عشق، سرشته ای چو مادر اینجاست
محتاج ملائک نشود خانه ما
وقتی که نوشته ای چو مادر اینجاست»
****
« از عشق معانی تو را می پرسند
آیینه زبانی تو را می پرسند
آنقدر بزرگی که عقابان هنر
از قله نشانی تو را می پرسند»
البته برای برگزاری این گونه مراسم ها، نیازی نیست حتما در هتل های گرانقیمت و دادن ولیمه ای
آنچنانی، متحمل هزینه ای گزاف شد، اما اگر

وسعت مال به صاحبان عزا چنین امکانی را می دهد، شایسته و بایسته است تهی دستان جامعه را از یاد نبرند و با اهدای مبلغی، جهت اطعام به آنان اختصاص داده شود و یا با کمک های نقدی به انجمن های نیازمند به پول، این شادمانی فرهنگی- هنری را غنای معنوی بخشایند.
به گفته ی « آلن کلهیر» در کتاب « تاریخ اجتماعی مردن» ترجمه ی قاسم دلیری « امروزه بیشتر مرگ ها خوب مدیریت شده نیستند، در عوض شاهد افزایش انواع مرگ شرم آور هستیم، سرطان، بیماری قلبی یا علم پزشکی هیچ کدام معرف مرگ مدرن با بزرگ ترین آزمون های اخلاقی اش نیستند، بلکه فقر، سالمندی و طرد شدگی اجتماعی اصلی ترین مولفه های مرگ های امروزی هستند.» ص ۱۱
بنابراین هم باید مرگ را خوب مدیریت کردو هم آن که مراسم یادبود ها در چهلم و سالگرد، در بعد فرهنگی آن هنرمندانه، مدیریت شود. کار ارزشمندی که استاد کزازی آن را به نکویی از قوه به فعل در آورد.
شایان ذکر است پروفسور کزازی با سروده ای حزن انگیز یاد مادر را گرامی داشت، ونکته آخر اینکه عروس شادروان عزیز الملوک مهدوی – مادر استاد کزازی- اهل کشور آلمان، استاد زبان های خارجی بازبان سلیس فارسی از مادر شوهر خود به نیکی یاد کرد و با بیان تیکه کلام های او که در گفتمان محاوره ای وی را « همه کسم» خطاب می کرده است این بانو فرزانه نیز با فارسی لهجه دار، آن مرحوم را « همه کس» خود اعلام کرد.
در مجموع باید اشاره شود فضای مجلس ترحیم باید ضمن حفظ احترام به شئونات دینی در حق مردگان چنانچه با بن مایه های فرهنگی- هنری همراه باشدکه طبعاً بوی بهشت برین در مشام جان ها
بنشیند و در عمل نشان دهیم مرگ پایان زندگی نیست وتولد دوباره ای است برای دیدار معبود ازلی و ملاقات با خدایی که خالق زیبایی هاست و پدید آورنده ی هنر، خلق شادمانی منعی ندارد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

5 + 2 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>