سرمقاله/عبور از مدیریت سنتی با عبور از گزینش های سنتی


219

بیشتر اوقات رفتار ما با دانش و تفکر ما منطبق نیست. مثلا با آنکه فرد سیگاری می داند و حداقل شنیده است که سیگار بیماری زاست باز هم مصرف می کند. گاهی اندیشه ما بسیار مقدم تر از رفتار و وضع محیط زندگی ماست و بعضا عملکرد ما بسیار عقب تر از تفکر ماست. در اینکه چه چیزی به تغییر رفتار منتهی می شوند عوامل متعددی در آن نقش دارند و صرف دانستن منتج به بروز یک رفتار خاص نمی شود. امروز در منطقه ما حوادثی در محیط زیست انسانی و طبیعی شکل می گیرند که با باور و اندیشه بسیاری سازگار نیستند. ممکن است این دوستان تصمیم گیرندگان، مدیران، معلمان و یا در میان عامه مردم باشند.بلند مرتبه سازی در قلب یک بافت فقیر نشین با خانه های یک طبقه که بام آن حیاط خانه پشتی است همه معادلات ما را در هزار ماسوله خواندن یک شهر بهم می ریزد. اکنون اختلاف طبقاتی در همه ابعاد آن مانند وجود این ساختمان های چند مرتبه در بافت های قدیمی در جوامع شهری و روستایی ما وجود دارد. افزایش سطح سواد و تنوع تحصیلات، تعداد فارغ التحصیلان مقاطع مختلف، مهاجرت های مختلف -که موجب الگوپذیری ها و اثر گذاری های متنوعی شده اند- افزایش سطح رفاه همگانی، افزایش سطح نیازها و توقعات جامعه، برگزاری کنفرانس های علمی و ادبی و شکل گیری نهادهای مردمی مختلف در حوزه احسان و نیکوکاری، محیط زیست، دینی و فرهنگی به لطف دنیای پیشرفته ارتباطات و تنوع سایت های اطلاع رسانی و رسانه های ارتباط جمعی، اثر خود را بصورت برگزاری جشن انارانه و جشن های مشابه همچون مراسم عید نوروز و مراسمات مذهبی پیر شالیار، شکل گیری نیاز به لزوم تغییر نوع سکونت گاه و ساختمان، خیابان و کوچه و جاده، نوع خودرو وسائط حمل و نقل، افزایش میزان مصرف انرژی، تغییر مبلمان شهری و حتی اسباب و اثاثیه و دکوراسیون خانه ها، تغییر شیوه های امرار معاش…. نشان می دهند.
بسیاری از این تغییرات خیلی زود رخ داده و برای بسیاری از ما همراه شدن با تغییر بسیار گران بوده و حتی بجای هدایت نوع تغییر بسوی تغییر مطلوب، دربرابر آن موضع گرفته و مقاومت نموده ایم.
هنوز بسیاری از ما علیرغم آنکه بر تسمه نقاله تغییر سوار هستیم، برای مدیریت نمودن حفظ تعادل خود و هدایت مجموعه تحت مدیریت خود برای تبدیل نشدن این تحول به معضل کار خاصی انجام
نمی دهیم.
بدترین نوع مدیریت تغییر, آن است که مدیری بعلت عقب ماندگی خود و مجموعه اش تلاش کند که خود را به وضع موجود برساند و خود در فراهم نمودن زیرساختهای تغییر نقشی نداشته باشد و یا غافل از تغییرات باشد و بدتر از آن در برابرش مقاومت نماید.
نباید اجازه داد بیش از این در فرایند رشد روز افزون جمعیت مهاجرشاهد یک توسعه ناهمگون ناشی از عدم وجود برنامه مدون بلند مدت و ضعف مدیریتی غیر قابل انکار و در نتیجه پیچیده تر و لاینحل تر شبکه مشکلات باشیم.
مشکل تا وقتی که تنها یک تار نازک است قابل حل است ولی چون به شبکه بهم مرتبط و کلاف سردرگم تبدیل گشت هزینه بر و فرصت سوز و لاینحل است. براستی چه کسی می تواند توسعه ناهمگون شهری و روستایی حادث شده را در درون و حومه شهرها قانونمند سازد و در چارچوب استانداردهای مدیریت شهری بگنجاند.
سهم عامه مردم که ردپای آن در شورا و شهرداری و دهداری و خدمات آنان خود را نشان می دهد از این آپارتمان سازی ها و ساخت و سازها چقدر است؟ بسیاری از این مشکلات ریز و درشت مانند لحظه آغاز آتش سوزی یک مرتع قابل مهار و اطفاء بوده و هستند اما همینکه به جریان باد فرصت داده شود, ممکن است دارایی های ما را با خود بسوزاند.
نمونه بارز این افسار گسیختگی توسعه طولی ناخواسته شهر پاوه است که از کنترل خارج شده و بافتی شهرگونه غیر استانداردی را پدید آورده است.
تغییرات جامعه به حدی سریع هستند که باید از مدیریت سنتی عبور کنیم. بنابراین نیازمند یک تحول جدی در اندیشه و مدیریت در راستای تحولات هستیم.
سنتی گزینی مدیران و نمایندگان دیگر کارایی ندارد و برای رسیدن به هدف در گام اول باید در انتخابات پیش رو از سنتی گزینی عبور کنیم.
محمود رستمی تبار