سه شنبه , ۲۶ شهریور ۱۳۹۸
آخرین خبرها

سرمقاله/ نامه ای به رئیس جمهور

image_print

photo_2019-08-18_10-31-22

لقمان قنبری

سلام جناب رئیس جمهور

نه از باب وابستگی و دلبستگی به شما، بلکه از باب حق خواهی و دادخواهی این ملت مظلوم، قلم بر داشته و می نویسم هر آنچه را که شاید شما تا به حال نشنیده­اید و یا اینکه شنیده­اید اما آن را ناشنیده انگاشته­ اید. فکر می کنم بعنوان یک شهروند، این حق را داشته باشم که از رئیس جمهور این مملکت بپرسم، جرم من معلم و استاد حق التدریس چیست که حقوق حداقلی مرا به موقع پرداخت نمی کنید، جرم من کارگر چیست که باید جهان زیستم در میادین کارگری خلاصه شود، جرم من کولبر مرزنشین کورد چیست که برای لقمه­ای نان حلال پیشانیم سیبل تیراندازی سربازان شما شده است، جرم من جوان بیکار با تحصیلات عالیه چیست که باید وقت، انرژی و جوانیم را صرف اطلاعیه­های استخدامی فریبنده، مشمئز کننده و فرمالیته شما بکنم، جرم من چیست که سهمیه­دار نیستم،آیا منی که سهمیه ندارم حق کار و اشتغال ندارم، جرم من شهروند ایرانی چیست که ما را در درون چرخ دنده­های ماشین بوروکراسی انداخته و رها کرده­اید، جرم من زلزله زده چیست که وعده­ی دروغ از شما می شنویم، جرم من روزنامه­نگار و منتقد قدرت چیست که نباید قدرت را نقد کنم و اگر نقد کنم مجرم هستم، جرم من پدر بازنشسته و بیمار چیست که در ایام پیری برای رفع مایحتاج مازلویی زندگانیم باید به مسافرکشی روی بیاورم، جرم من صاحب اندیشه و ایده، من استاد و فیلسوف چیست که حق ایده پردازی را برای ما تنگ کرده­اید، جرم من به عنوان یک زن ایرانی چیست که باید همیشه پیرو بمانم و راهبر نشوم، جرم من اقلیت قومی و مذهبی چیست که ما را در درون آینه محدب می بینید، جرم من روستایی چیست که شما به ندرت از کاخ ریاست جمهوری بیرون می آید تا حال ناخوش ما کشاورزان روستایی را ببینید، جرم من بازاری و کاسب چیست که باید قربانی بی ثباتی و پارادوکس در تصمیمات و مواضع شما در عرصه بین­ا­لمللی شوم، جرم من چیست که هوای پاک می خواهم و دهها جرم دیگر …

اما مشکل در کجا است؟ شما که نمی خواهید بگویید ما همه مجرم هستیم چون حقوق خوانده­اید و با اصل برائت آشنا هستید. من نمی دانم شما پاسخی به مشکلات مذکور دارید یا خیر؟ اما اجازه می خواهم بگویم که یکی از مشکلات بزرگ ما بعضا مواضع و تصمیمات پارادوکسیکال خود شما در چند سال گذشته بوده است. شعارهای انتخاباتی شما با عملکرد امروزتان بسیار فاصله دارد. من فکر می کنم شما افراط در مصلحت­گرایی خود پنداشته را بر امر واقع ترجیح داده­اید. جناب روحانی حتما شما هم مثل من با این جمله آشنایی دارید که “روزی از ارسطو می پرسند بین حقیقت و افلاطون کدام را دوست دارید ایشان در  جواب می گویند من استادم افلاطون را دوست دارم، اما حقیقت را از وی بیشتر دوست دارم” بنابراین ما از شما انتظار داریم به عنوان رئیس جمهور این مملکت حقیقت را فدای غیر حقیقت نکنید و خدای ناکرده حقیقت را مورد معاوضه قرار ندهید. به یاد داشته باشید که فقدان اشتغال کافی، توزیع نابرابر فرصت­ها، انحصاری شدن ثروت و قدرت، افزایش روز افزون شکاف طبقاتی، فرسایش سرمایه اجتماعی، افزایش افسردگی در بین مردم، بالا رفتن سن ازدواج، افزایش سرسام آور طلاق، افزایش بیماری­های روحی و روانی، افزایش لشکر فارغ التحصیلان بیکار، رواج فساد و بی اخلاقی در جامعه، عدم احساس امنیت فردی، اجتماعی و شغلی، تنها تعداد کمی از مشکلات امروز جامعه ما است که بی شک مسئولیت بخشی از این مشکلات بر عهده شما است و در نهایت اینکه ما دیگر مستمع خوبی برای جواب­های تکراری و کلیشه­ای شما نیستیم.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

2 + 7 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>