سه شنبه , ۲۶ شهریور ۱۳۹۸
آخرین خبرها

پیوند زبان و اقتصاد

image_print

5

طیبه امیریان- پژوهشگر و دکتری زبان و ادبیات عربی

یکی از کاربردی ترین و قدرتمندترین حوزه های زبانشناسی، حوزه ی نشانه – معناشناسی است. این علم به دلیل ماهیت «بینا رشته ای» و «ترارشته ای» پویایی که دارد ضمن تبیین ساز و کارهای شکل گیری نظام ارزشی و تولید معنا در گفتمان های مختلف، از رهگذر مفاهیم و کارکردهای گوناگون با زمینه های بیرون از خود مرتبط می شود و بر پاره ای از عوامل تأثیر می گذارد و از برخی دیگر تأثیر می پذیرد. از این رهگذر می توان به شناخت عمیق تر جایگاه دانش زبانشناسی در علوم دیگر پی برد.
تاریخ دیرینه اقتصاد و زبانشناسی بارها شاهد موضوعاتی بوده که از مواضع و مفاهیم پیوند، تأثیر و تأثر  این دو علم سخن گفته است.  چنانچه در خصوص اثرگذاری اقتصاد بر دانشمندان زبان گفته شده است که «تأثیر تارد بر سوسور در موضوعاتی چون مبادله، ارزش، درون داد، برون داد، تولیدکننده و مصرف کننده به خوبی روشن است» (یاکوبسن،۱۳۷۶: ۴۵)، و نیز در خصوص تأثیر و جایگاه زبان در اقتصاد آمده است که «زبان قسم مشترک تجارت و مبادلات اقتصادی و عنصری از عناصر شکوفایی اقتصادی است»(کولماس،۱۹۹۳: ۱۵).
در همین راستا، مفهوم ارزش (Value)، نظام ارزشی گفتمان، شرایط شکل گیری ارزش، فرایندی شدن ارزش و ارتباط آن با دلالت های معنایی از جمله مفاهیم و نظام های پیوندی زبانشناسی و اقتصاد است که تأثیر بسیاری بر چگونگی شکل گیری الگوهای فکری، کنشهای رفتاری افراد و معناشناسی گفتمان های هر دو نظام دارد.
با بررسی روند مفهوم ارزش و نوسانات آن در نظام اقتصادی معلوم می شود که ارزش کالاها یا خدمات در گذشته غالبا تابعی از هزینه تولید و مادی (بها)  وکارآمدی آن سنجیده می شده است. به عبارتی «ارزش  در معنای ابزاری و تجاری یا مبادله ای کالا لحاظ می شد   و گفتمان های اقتصادی بر محور عقلانیت ابزاری بود» (Black, 1973: 61)، یعنی ارزش به صورت مفهومی عینی و ابژکتیو و قابل اندازه گیری پدیدار می شد که تضمین کننده تبادل و در خدمت گرایش های مادی بشر برای کسب حداکثری منفعت تنظیم یافته بود.
اما در دوران معاصر مفهوم ارزش دیگر به طور کامل در دل هزینه مادی کالاها و خدمات نمی گنجد، بلکه گاه کالاها و خدمات در برابر نیازهای انسانی ارزش می یابند. به عبارتی، ارزش مفهومی ذهنی (سوبژکتیو) و غیرثابت که برگرفته از باورها، اعتقادات و ایده آل های جامعه می باشد. در آغاز زبانشناسی، مفهوم ارزش هر نشانه زبانی در نظام گفتمانی طبق تمایز و تفاوتش با واحدها و نشانه های زبانی دیگر در درون زبان تعیین می شود و زبان همانطور که معنا تولید می کند در کنار آن ارزش را هم می سازد که غالبا این گونه نظام ارزشی از پیش تعیین شده  بود (سوسور، ۱۳۷۸: ۱۶۴-۱۶۵).
اما بعدها گریماس بر این باور شد که ارزش ها در نظامهای روایی و با توجه به کنش های سوژه معنادار می شوند و تنها زمانی تحقق می یابند که درون ساختارهای روایی به ویژه درون ابژه هایی که سوژه ها درصدد رسیدن به آنها هستند، قرار گیرند (Greimus et Courtes,1993: 414). زیرا ارزش در این حالت خود هم در چرخه ی مبادله بین کنشگران در عالم بیرون قرار می گیرد و فرایند گفتمانی را هم به وجود می آورند سبب تغییر و تحول معنایی می شوند و هم آنکه می توانند گونه های دیگری از ارزش ها را پدید آورند. هر گفتمان هم به تناسب شرایط خاص خود و جایگاهی که برای ارزش در بافت گفتمانی ایجاد   می کند، می تواند به تولید، پرورش، دگرگونی، حذف، جابجایی و تحول آن به سوی ارزش های نوین بیرونی در مقابل ارزش های دیگر بپردازد.
در دوران معاصر پیوند ارزش ها  با سوژه ها در نظام های گفتمان روایی نوین در مفهومی تنشی با بنیان های حسی- ادراکی، پدیدارشناسانه و درونی با حضوری پویا و فعال و در تعاملی عاطفی- شناختی حضور می یابند. از شباهت نظام های ارزشی اقتصاد و معناشناسی گفتمان این حاصل می گردد که آن در هر دو نظام، نخست تابعی از تقابل یا دو گونه ارزشی تبادل برابر تلقی می شده و رفته رفته به تابعی از نیازهای عاطفی (فشاره ای) شناختی (گستره ای) انسانی تغییر یافته است و این به دلیل سیال، دینامیک بودن نظام ارزشی در هر دو نظام به جهت خلق گفتمان های معنایی نوین است. به دیگر سخن، فرایند ارزشی تنشی نشانه – معناشناسی گفتمان،‌ زمینه را برای تبدیل رابطه کمّی و مادی ارزش ها به رابطه ای کیفی و غیرمادی و گستره دایره ی ارزش ها و نیز استعلای ارزش ها فراهم می کند. به دیگر روی،  آنچه که نظام گفتمان معناشناسی و نظام اقتصادی را کنار هم می گذارد قرابت و تلاقی این دو سیستم در مفهوم نظام ارزش در ایجاد مبانی معرفت شناسی در جریان تولید معنا است که همچون حلقه های زنجیر تمام گفتمان های ارزشی تنشی معنایی را ایجاد و به هم پیوند می دهد.
در جامعه امروز فعالیت ها و کنش های اقتصادی حضوری فعال دارند که در قالب های بیشمار و متنوعی در گوشه و کنار ما انجام می شوند. هریک  از این کنشهای اقتصادی و بازاری چارچوب نظام ارزشی و گفتمان معنایی ویژه خود را دارند که البته  نظام ارزشی در آن کنش ها سیال و در حال جابجایی است و پیوسته جریان گفتمان حاکم بر فضای اقتصاد و بازار را تحت تأثیر خود قرار می هد. این ارزش ها گاه جنبه سوداگرانه و عقلانی  دارند درست مثل گفت وگوهایی  که هنگام خرید و فروش میان خریداران و فروشنده گان برسرکالایی رد و بدل می شود و گاه جنبه حسی- ادراکی و اخلاقی – مرامی و زیباشناسانه را سبب می شوند. مانند: زمانی که ما در جستجوی ثروت و پول درآوردن به منظور جمع آوری ثروت باشیم  که یک ارزش اقتصادی به شمار می آید(طرحواره تنشی فشردگی احساس) و به روند رشد اقتصاد جامعه هم کمک می کند و ما احساس رضایت می کنیم (طرحواره تنشی گسترده گی شناختی).
اما اگر هدف از پول درآوردن تنها انباشتن ثروت باشد دیگر توجهی به خلق ارزش در اقتصاد نخواهیم داشت و از دیدگاه اقتصاد و عرف دلیلی بر انجام یک کار ارزشمند      و درست نیست. در این دسته از کنش های اقتصادی با جابجایی و تغییر ارزش های متعارف روبرو هستیم.  در همین ارتباط، آنچه قابل طرح است این است که با تأمل درفشاره گفتمانی در بسیاری از کنش های اقتصادی با توصیفاتی مانند: پس انداز خوب و بد، پول کثیف، شتاب و جهش در بازار، توهم در بازار، ملتهب شدن بازار، حباب قیمتی، شک و تردید به بازار، انقباض بازار یا پول تمییز، آرامش و اطمینان به بازار، شکست حباب، انبساط بازار …، حاصل می گردد که ترس و هیجان منفی ادراک را به همراه دارد. در عین حال کنشگر، حسی- ادراکی در تعامل با دنیای بیرون قرار می گیرد و بر اثر همین تعامل است که دو گونه ی عاطفی و شناختی با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و فرآیند تنشی به عنوان مبنای ارزش ساز شکل می گیرد.
در این طیف از کنش های اقتصادی همیشه تعامل پایداری میان دو سویه درون و برون ادراکی ایجاد می شود و در این رابطه حضور فرد به مثابه سوژه گفتمانی نقش بارزی در گفتمان های زبانی دارد و این  حضور همان غیریتی است که به عقیده لاندوفسکی در جهت دار و هدفمندی گفتمان و تولید معنا نیز نقش دارد آنگونه که می گوید «ساختن معنا در فرآیندی تعاملی و در مقابل یک غیریت که در برابر ما حضور دارد، شکل می گیرد» (بابک معین، ۱۳۹۴: ۳۶) که این حضور دیگری می تواند ابژه هایی مانند نقش واسطه گرها و یا دلالان اقتصادی که مانند دست های پنهان به نحوی گستره شناختی گفتمان را تقویت می کنند، باشد. تفحص و جستجوی چنین نظام های ارزشی تنشی حسی- ادراکی ارزش آفرین جز از طریق شناسایی فرایند نظام نشانه – معناشناسی متن میسر نیست. مسیر فرایند شکل گیری ارزش، سیالیت، تغییر، تحول و جابجایی نظام ارزشی و نیز نظام نشانه – معناشناسی حاکم بر کنش های اقتصادی فرایند معناسازی را به پیش   می برد.
به این ترتیب می توان گفت پشت تمام ظاهر  و روساخت کنش های اقتصادی، گفتمان های اقتصادی ژرف ساخت و فضاهای گوناگون نشانه ای و نظام ارزشها و باورهای گفتمانی وجود دارد که عامل های گفتمانی ارتباطات اقتصادی در فضاهای متنوع نشانه ای و ارزشی چون رشد، حرکت، کندی، تسریع و سیالیت گفتمان اقتصادی یا ایجاد هیجانات توهمی  و توطئه ای، شفافیت، التهاب، اطمینان، تنظیم، کنترل کوتاه یا بلند مدت بازار را سبب می شوند و در این فضاها نظام ارزشها هم پیوسته جابجا می شوند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

8 + 1 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>