آب تنی زیر آبشار عاطفه ها تالیف استاد علی اشرف جلیلی منشورنامه انسانی- اخلاقی برای نسل جوان که رسالت رهبری اندیشه را با ردای معلمی بر دوش دارند

مشروح خبر

ح- مولایی فر
بخش اول

کتاب ارزنده « آب تنی زیر آبشار عاطفه ها» تالیف استاد « علی اشرف جلیلی» در بر دارنده ی مجموعه ای از نامه هایست که دانش آموزان دیروزین استادشان در سنین بالای عمر که هر کدام اکنون در جایگاه بایسته ای از منزلت اجتماعی- علمی، فرزانگی و مشاغل قابل اعتنایی قرار دارند.
در یک فراخوان عمومی به معلم خویش پاسخ داده اند این گنجینه ی نفیس در زمستان سال پیشین 1396 با ویرایش جدید، به چاپ سوم رسید آبشاری همیشه جاری از جنس عاطفه ها که با همت وتلاش شخص استاد علی اشرف جلیلی به زیور طبع آراسته شده است.
این معلم فرزانه و دوست داشتنی، سال های سال این نامه ها را نزد خویش نگه داری می کند ولی از آنجایی که سطر به سطرآن باقلم دل دانش آموزانی قدرشناس و گوهرشناس نوشته شده اند
و در بردارنده ی نکات بسیار ارزشمندی در باب ستایش اخلاقی - انسانی معلم است. چون شاکله ی بنیانی نوشتارها می تواند برای جمیع آموزگاران، مربیان ومعلمان جوان حوزه ی تعلیم وتربیت یک منشور نامه ی اخلاقی - تعلیمی تلقی شود و اینکه چرا رفتار و کردار و پندار یک معلم فرهیخته درپس روزگاران از ذهن و ضمیر شاگردانش محو نشده قابل تامل است.
متن نامه ها این حسن و تمایز را نشان می دهد، یک معلم نمونه و اسوه جدا از یاد دادن آموزه های درسی باید دارای چه ویژگی های خاص اخلاقی- انسانی و مردمی باشد که خاطره ی آن نوع تعلیم وتربیت هنوز از صفحه ی دل دانش آموزانش پاک نشده است؟ این نتیجه ارزشمند حاصل نخواهد شد مگر آنکه حرف وعمل در وجود چنین معلمی همسویی داشته و هدف والای مربیگری اش با عنصر هدایت وارشاد متعلمان به سرچشمه ی دانایی ها عجین باشد.
در خلال تمام نامه هایی که دانش آموزان حداقل پنجاه سال پیش این معلم فرزانه در یک فراخوان عمومی به معلم خودشان صادقانه پاسخ داده اند، کیمیای هدایتگرانه او را به طور مرئی در جمله ها و عبارت های برخاسته از سویدای دل به عینه می توان دید در حقیقت واژه ها با خواننده ی کتاب حرف می زنند. هر نامه با قضاوتی مبتنی بر ستون عقلانیت نه از سر احساس محض،به رشته ی تحریر در آمده است این جمله ی پر مایه و نغز را فراموش نکنیم: « عملکرد صحیح و آگاهانه ی یک معلم برجسته و عاشق که دلسوزانه می کوشد با گوهر شب چراغ معرفت ودانش، بینایی و دانایی به نوباوگانی که در محضرش زانوی تلمذ برزمین زده اند
او را اهدا نماید تا سیاهی جهل ونادانی را از صفحه ی
دل و ضمیر ولوح وجودی آنان بزداید، بیست یا حتی سی سال بعد از فارغ التحصیلی است که مورد داوری دانش آموزانش قرار می گیرد.»
در این آزمایش سخت ودرکفه ی این ترازوی سنجش، وزن و حجم نامه ها با تمام سنگینی و وزانت اظهار نظرات دقیق و موشکافانه دانش آموزان هرگز نتوانست کفه ی مقابل را که نام نیک وخصوصیات اخلاقی وشیوه ی مربیگری استاد علی اشرف جلیلی در کسوت معلم با تارو پودی از جنس معرفت پیامبرانه قرار دارد به طور محسوسی پایین آورد!
مبالغه ای در کار نیست، نویسندگان هر کدام از نامه ها، با گذر زمان وفروکش کردن حب وبغض ها، با بصیرتی ناشی از سر سپاسگزاری نظر خود را اعلام کرده اند و برای آنچه را که مطرح می کنند. دلیل و علت منطقی متذکر می شوند. قضاوتی از سر واقعیت هایی که دانش آموزان پس از گذشت نیم قرن، بدان دست یازدیده اند. کتاب آب تنی زیر آبشار عاطفه ها را انتشارات کوهسار که نوعی تناسب بین واژه ی آبشار وکوهسار به چشم می خورد. نشر داده است.
مفهوم نهایی این نامه ها و پاسخ ها درحقیقت مصداق بیت زیر را تداعی می کند:
« خوشترآن باشد که سِر دلبران
گفته آید در حدیث دیگران»
استاد جلیلی به وضوح در آینه ی غبار گرفته ی نامه ها، سر دلبرانه ی خویش را از زبان شاگردان خود شنیده است. باید اهل دل باشی تا بوی جان را از متن نامه ها استشمام نمایید. آنچه که نام انسان را بر لب جانان می نشاند اکسیر مهربانی ومهرورزی و مهرجویی است که در مرام معلمی استاد جلیلی جاری بوده است به قول شاعر:
« نام من رفته ست روزی بر لب جانان به مهر
اهل دل را بوی جان می آید از نامم هنوز»
لازم به ذکر است در چاپ سوم کتاب مذکور، شش طغرا نامه ی جدید، همراه با چهار قطعه شعر در وصف فضایل اخلاقی استاد جلیلی اضافه شده است نظر به اینکه در جستار های پیشین دو سه سال پیش نگارنده در باب معرفی و انتخاب فرازهایی از متن نامه ها و شعرهای تقدیم شده به محضر استاد علی اشرف جلیلی را انتخاب و به پیشگاه ارجمند شهروندان اهدا نموده ام. حال در مقاله ی جدید، به مفهوم معنایی این مصرع شعر که می گوید:
« سخن نو آر که نو را حلاوت دیگری است.»
به واکاوی متن نامه ها و شعرهای جدید- نسبت به چاپ اول ودوم کتاب- پرداخته ام تا هم اینکه در مقاله ی پیش رو، از بیان مطالب تکراری پرهیز کرده باشم و هم آنکه با پردازش موضوعی نو و تازه کام خوانندگان را حلاوت تازه تری بخشم.
در ادامه به چند فراز برجسته از نامه ی استاد علی اشرف بنی عامریان از دبیران موفق وهمشهری و همکار استاد جلیلی پرداخته می شود:
« مشارالیه واقعاً فردی مستعد و از چهره های فرهیخته وسرشناس شهر و دیار ما می باشد. جناب جلیلی از توانایی های چند از آن جمله از دو هنر نویسندگی وسخنوری بهره ی وافی وکافی دارد و ... تا آنجا که به یاد دارم ایشان در موقعیت ها و مناسبت های گوناگون با سخنانی پر شور ومستدل و ایراد بیاناتی شیرین ونافذ خود حق مطلب را ادا نموده اند به مصداق:
به گفتار شیرین فریبنده هر که
کند آنچه نتوان به شمشیر کرد
و همچنان نوشته هایش که در نهایت زیبایی و روانی از استحکام خاصی نیز بر خوردار بوده و اغلب به صورت مقالاتی درنشریات نیز منتشر شده اند...
[ به قول حافظ]
« حافظ سخن بگوی که بر صفحه ی جهان
این نقش ماند از قلمت یادگار عمر» ص 46
پایان نوشتار را نیز با انتخاب ابیاتی چند از قطعه شعری که جناب « علی اصغر جمشیدی» شاهد کرمانشاهی برای نکوداشت مقام والای فرهنگی معزز مدیر و مدبر فرهیخته جناب آقای علی اشرف جلیلی سروده اند، زینت می دهیم:
«ای همه هستی ز تو پیدا شده
خاک ضعیف از تو توانا شده
ای به هنر بوده به عمری عجین
پاک ترین بنده معنای دین
ما همه شاگرد و معلم تویی
اشرف مخلوق، جلیلی تویی
مطلع دانش برسید از عدم
تا تو درین ره بنهادی قدم
ملکت سنقر به تو نازد مدام
گلشن دانش ز تو گیرد قوام
خط وخطوط همه انشای تو
نقش و نگارین شده دیبای تو
بزم نکویان ز تو آمد وجود
بهر بقایی تو بود این سرود
نام علی اشرف نیکو تبار
گشته مسجل به جلیل قرار» صص205-204
ادامه دارد...

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − 6 =

7 + = 13