به قلم جعفر آهنگران؛ درد نامه ای در فراق دوست

3686090
مشروح خبر

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
..... نفرین بر کرونا ....؛ چه آسوده رقم می زند مرگِ عزیزان مان را ...؛ نفرین بر این عفریتِ زمانه ... ؛ دیری نمی گذرد که پروازِ دوست و نام آشنایی تلخ مان می کند و می سوزدمان ...؛ چه روزگار، بذرافشانِ جداییِ جگرسوز شده و زایشِ غمِ جانکاه ...؛ در این میانه، چه ناباورانه است فراقِ بهترین ها و بی جایگزین ها ....؛ از کاروانِ بندگانِ خوبِ خدا، کاروان سالاری رفت ...؛ وقتی شنیدم خشک ام زد ...؛ بار سنگینِ داغِ او را به یک باره در قلب ام احساس کردم ...؛ سوختم ... ؛ ماندم ...؛ مهندس علی حیدر کرمی با آن چهره ی ساده و خواستنی کرمانشاهی و صفا و صمیمیتی بی مانند؛ فهیم و پرتوان؛ خستگی ناپذیر؛ دردمند و درد آشنا؛ خوشنام و بامرام که ماهی از دیدارم در کارگروه با او نمی گذرد، دیده از این جهان با همه زیبایی ها و نازیبایی ها و لبخندها و اشک ها؛ فرو بست.
کرمیِ عزیزِ ما در منطقه ویژه اقتصادی قصر شیرین در این دو - سه ساله اخیر؛ گل کاشت ...؛ حیف که گلچینِ روزگار امان نداد تا شکوفایی کاشته هایش را ببیند ... ؛
علی کرمی بی کم و کاست نمادی بود از مهربانی و پویایی و پیراسته از کژی ها و ناراستی ها ....؛ او می توانست آینده ساز باشد برای استان و کشورش ...؛
درود می فرستم به روان پاک و بهشتی او ... و از خدای بزرگ برای همسر و فرزندان دل سوخته اش؛ خودم و دوستان و آشنایان اش؛ شکیبایی در تحمل این مصیبت عظیم، آرزو دارم؛... ذره ای تردید ندارم که او در آرامش است و با خوبان هم نشین ...؛ یاد و خاطره اش ماندگار .....؛ نیک فرجام باشید؛
دوست و همکار داغدارش .... جعفر آهنگران....؛

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × پنج =

+ 28 = 37