به مناسبت روز جهانی محیط زیست؛ رابطه امنیت و محیط زیست با تاکید بر چالشهای زیست محیطی ایران

روز جهانی محیط زیست(World Environmental Day) روزی است که جهت افزایش آگاهی مردم برای نگهداری محیط زیست و تحریک سیاستمداران به گرفتن تصمیماتی برای رویارویی با تخریب محیط زیست و گونه های زیستی جانوری در سال 1972 و به دنبال کنفرانس سازمان ملل متحد در شهر استکهلم سوئد برگزار گردید.
هر سال در چنین روزی مراسم های خاصی مانند راهپیمایی های خیابانی، همایش های دوچرخه سواری، فعالیت های مربوط به بازیافت، پاکسازی و … با هدف جلب توجه عمومی به مسائلی که محیط زیست را آلوده می سازد، برگزار می شود. با توجه به این موضوع، در ایران هم روزهای 15 تا 21 خرداد ماه به عنوان هفته محیط زیست نامگذاری شده است.به همین مناسبت و با توجه به نقش مسائل زیست محیطی در امنیت کشور و تهدیدات ناشی از آنها، در این مبحث ضمن توجه به رابطه محیط زیست و امنیت به برخی از مهمترین چالشهای زیست محیطی کشور پرداخته می شود.
امنیت را به اطمینان و فقدان خوف تفسیر و ترجمه کرده اند؛ یعنی امنیت مساوی است با فقدان تهدید. تامین امنیت از اصلی ترین وظایف دولتها در بعد داخلی و خارجی است. در تعاریف کلاسیک امنیت را به معنی تهدید نظامی می دانند. بر این اساس امنیت عبارتست از توانایی کشور در دفع تهدیدهای خارجی علیه حیات سیاسی یا منافع ملی خود.
اما حوزه امنیت از دهه 1970 با تغییرات سریع، گسترده و فراگیر رو به رو شد. نظریه پردازان جدید امنیتی دارای نگرشهای فراگیری در حوزه های امنیتی بودند که علاوه بر قدرت نظامی، بر مولفه های دیگری از جمله رفاه اجتماعی، درآمدهای اقتصادی و مسایل زیست محیطی نیز تاکید داشتند.
از نظرآنان امنیت مفهومی است که با تمام ارکان و ابعاد جوامع بشری در ارتباط بوده و با هر یک از این حوزه ها رابطه تاثیرگذار و تاثیرپذری دارد. باری بوزان در کتاب «مردم، دولتها و هراس» ابعاد امنیت ملی را در حوزه های امنیت سیاسی، نظامی، زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی جستجو می کند و معتقد است که این حوزه ها جدای از هم عمل نمی کنند.
امنیت زیست محیطی عبارتست از حفاظت از محیط زیست، منافع حیاتی شهروندان جامعه و دولت، در برابر تاثیرات (منفی) داخلی و خارجی و فرایندهای نامطلوب روند توسعه که سلامت انسان، تنوع زیستی و عملکرد پایدار زیست بومها و بقای بشر را تهدید می کند.
اینک امنیت زیست محیطی بخش جدایی ناپذیر امنیت ملی شده است و هر نوع تهدید زیست محیطی امنیت ملی همانند تهدیدات نظامی و اقتصادی به پایگاه مادی دولت لطمه می زند و شاید تا جایی پیش بروند که دولت و نهادهای آن را تهدید کنند. از ویژگیهای مهم مسایل زیست محیطی محدود نشدن آنها از سوی دو عنصر زمان و مکان است، مسایل زیست محیطی تبعات و آثاری بلندمدتی بر بخشهای مختلف جوامع بشری دارد و به تبع این تاثیرگذاری، مباحث امنیتی و امنیت ملی را نیز متاثر می سازد.
نگاهی اجمالی به آثار و تبعات مسایل زیست محیطی بر کشورها نشان می دهد که امنیت بسیاری از جوامع بشری و به تبع آن امنیت ملی کشورهای زیربط بیشتر از آنکه در اثر جنگ و مسایل نظامی به خطر افتاده باشد، به واسطه مسایل زیست محیطی به مخاطره افتاده است. برای مثال در اثر توفان کاترینا و توفان ریتا در ایالتهای جنوبی آمریکا در سال 2005 میلیونها نفر از مردم مجبور به ترک ناگهانی ایالتهای لوییزیانا، می سی سی پی و تگزاس شدند.
یافته های متقن پژوهشگران نشان می دهد دست کم طی یک سده اخیر، رابطه انسان و محیط، ناشی از تحولات مدرنیته و اندیشه های سوداگرایانه، ماهیتی یک سویه و بهره کشانه یافته و زیست کره به شدت دچار فروسایی شده و بحران محیط زیست را در پی داشته است.
دخالت بهره کشانه انسان از طبیعت، مسایل و مشکلاتی از قبیل زوال سریع لایة اوزن در قطب جنوب، نابودی جنگل ها، فرسایش خاک،گسترش بیابان، پدیدار شدن کانونهای تولید ریزگرد، گسترش آلودگی هوا، اتلاف و آلوده ساختن ذخایر آب و … را در پی داشته است و از سوی دیگر این عوامل پیامدهایی چون کمبود مواد غذایی، نابودی کشتزارها، تهی سازی منابع، کوچ روستاییان، گسترش بیکاری، گسترش فقر و بزهکاری و مانند آن را به دنبال داشته است.
کشور ما نیز از این مسایل و مشکلات و پیامدهای آن به دور نمانده، بلکه گاه جلودار تخریب محیط زیست است. شدت دامنه آلودگی و تخریب محیط زیست در ایران به حدی است که دیگر نمی توان بر آن سرپوش نهاد. برای مثال ایران جزء ده کشور اول جهان در آلودگی هواست و در مسائلی همچون فرونشست زمین، نابودی تالابها و بیابانزایی غالبا در شمار ده کشور نخست جهان است.
برخی از مهمترین تهدیدات زیست محیطی ایران به قرار زیرند:
1- آب: آب بزرگترین خطر محیط زیست ایران در بلند مدت است. کشور ایران یکی از مناطق خشک دنیا است که براساس گزارش سازمان هاي بين المللي حدود يك سوم از خشكسالی ها سهم ايران می باشد. در حالي كه متوسط باران براي جهان ٨٠٠ ميليمتر و برای آسيا ٦٠٠ ميليمتر است، این میزان براي ايران 251 ميليمتر برآورد گرديده است.
یکی از نمادهای خشک‌سالی ایران دریاچه‌ی ارومیه است. از سال 1376 تا کنون، حجم آب دریاچه ارومیه 80 درصد کاهش یافته و 60 درصد دریاچه خشک شده است. از سوی دیگر رتبه ایران در مدیریت منابع آبی از بین 133 کشور 132 است که بیان کننده شرایط بحران آب در کشورمان است.
در ایران بیش از 90 درصد مصرف آب به بخش کشاورزی اختصاص دارد که حدود دو سوم نیاز غذایی مردم را تأمین می‌کند. 89 درصد محصولات کشاورزی با کشت آبی پرورش می یابند؛ در حالی که متوسط جهانی کشت آبی 40 درصد است. از سویی بازدهی آبیاری کشاورزی درحدود 30 درصد است. در مقابل 7/57 میلیارد متر تخلیه آبهای زیرزمینی حدود7/50 میلیارد متر مکعب تغذیه صورت می گیرد که 7 میلیارد متر مکعب تراز منفی است. تراز آب‌های زیرزمینی هم تا 120 متر افت کرده است. این در حالی است که تقاضا برای آب بیشتر می شود. تداوم بحران آب براي ايران چند پيامد امنیتی دارد:
اول اینکه سبب تضعيف قدرت ملي می شود که ناشی از تحميل هزينه های اقتصادي، کاهش جذابيت توريستي، کاهش سرمايه گذاري بين المللي و … است. دوم، سبب بروز تنش ها و درگيریهاي داخلي است همانند آنچه این روزها در بین کشاورزان اصفهان می گذرد و سوم، بروز تنش ها و درگيریهاي بين المللی با کشورهاي همسايه همچون عراق و افغانستان و … بر سر منابع آب و بهره برداري از رودهاي مشترک است. به عنوان مثال بهره برداری نامناسب از رودخانه هيرمند توسط کشور افغانستان يکي از علل اساسي در خشک شدن هامون است.
2- فرسایش خاک: بیش از 80 درصد از تولیدات خام در عصر فعلی، بدون واسطه و یا با واسطه از خاک به دست می آید. اما در این مورد هم وضعیت کشور مناسب نیست. یکی از جدی ترین معضلات و مخاطرات در بخش خاک، فرسایش است.
میزان فرسایش خاک در ایران، 7/16 تن در هکتار است و سرعت رشد و شتاب گسترش فرسایش خاک در کشور ما 6 برابر استاندارد جهانی است. بر اساس برآوردها فرسایش خاک در سال 1385 حدود 5 میلیارد تن برآورد شده است این در حالی است که در کل دنیا میزان فرسایش ناشی از فعالیتهای انسانی حدود 75 میلیارد تن برآورد می شود. فرسایش خاک ناشی از دو منبع بیابان زایی و جنگل زدایی است.
گرچه شرايط خشك حاكم بر جغرافياي ايران باعث شده كه بيش از 20 درصد مساحت كشور را بیابانها تشکیل دهند اما سرعت گسترش بیابان نگران کننده است. نزدیک به 85 درصد زمین‌های ایران کم و بیش در معرض خطر بیابان‌زایی هستند که بجز روندهای تغییر آب و هوا، استفاده بیش از حد از آب و چرای بی رویه نیز بیابان زایی را تشدید می کند.
مهمترین منابع پوشش گیاهی که نقش اصلی را در حفاظت خاک دارند، پوشش گیاهی جنگلی است. در سالهای گذشته بهره برداری بی رویه از جنگلها سبب شده مساحت جنگلهای طبیعی از2/14 میلیون هکتار در 1383 به 3/13 میلیون هکتار در سال 1392 برسد. همچنین می توان به تخریب جنگلهای زاگرس اشاره کرد که با انگیزه کشت و گسترش اراضی صورت می گیرد. نابودی جنگل‌ها، عریانی خاک و فرسایش آن را در پی دارد. این در حالی است که به عقیده‌ی کارشناسان برای ایجاد هر یک سانتیمتر خاک 400 سال زمان احتیاج است.
از بین رفتن مراتع هم منجر به فرسایش خاک می شود. طبق برآوردها سطح مراتع کشور از حدود 86 میلیون هکتار در سال 1383 به 84 میلیون در سال 1392 رسیده است. وجود تعداد زیاد دام در کشور وضعیت مراتع را نامساعد کرده است. در حال حاضر حدود 150 میلیون واحد دامی از مراتع تغذیه می کنند، در حالی که ظرفیت برد مراتع کشور برای 40 میلیون واحد دامی توانایی دارد.
3- آلودگی هوا: در بین مسائل زیست محیطی ایران، تاثیر آلودگی هوا بر کیفیت زندگی احتمالاً آنی ترین و ملموس‌ترین معضل در کلان‌شهرها است. آمارها به ما می گوید شهرهای ایران از جمله آلوده ترین شهرهای جهان هستند.
طبق گفته «سازمان بهداشت جهانی»، سه شهر اهواز، کرمانشاه، و سنندج شرایطی بدتر از تهران دارند. شهرهای دیگری چون اراک و اصفهان هم شرایط مناسبی ندارند. همچنین باید به توفان ریزگردها اشاره کرد. به دلیل قرار گرفتن ایران در کمربند بیابانی زمین و مجاورت با کشورهای عراق و عربستان، کشور ما در معرض ریزگردها می باشد و اکنون 80 درصد استانهای کشور در معرض بحران گرد وغبارند. هجوم گسترده ریزگردها به سال 1388 بر می گردد که از مرزهای غربی ایران وارد شد و خسارات عمده ای تا به حال به بخشهای کشاورزی، حمل ونقل، بهداشت و سلامت عمومی و نظام زیستی ایران به ویژه جنگل های بلوط وارد نموده است.
هشدارهای زیست‌محیطی ایران به اندازه‌ای تکان‌دهنده هستند که نظر تحلیل‌گران خارجی را نیز به خود جلب کرده‌اند. موسسه صلح آمریکا، المانیتور، دیپلمات، بلومبرگ و چتم‌هاوس از جمله موسساتی هستند که در نشریات خود به این مطلب اشاره کرده و در بعضی موارد خطر آن را برای ایران از دشمنی اسرائیل و غرب بیشتر دانسته‌اند.
از شواهد و مستندات این گونه بر می‌آید که ایران در حال سقوط به یک بحران زیست‌محیطی چندجانبه است. مسائل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی با محیط زیست ارتباط دوسویه دارند. واضح است که کم‌توجهی به چالش‌های زیست‌محیطی هم هزینه‌های جبران‌ناپذیری به جامعه وارد می‌کند.
باید توجه داشت که نجات محیط زیست پیش از آن که به بودجه و منابع انسانی نیاز داشته باشد، به نگاشتن سناریو، برنامه ریزی و عزم ملی نیاز دارد. تصمیم‌های کوچک و موضعی به مثابه مُسکِن‌هایی هستند که توجه مسئولان را به طور موقت از محیط زیست کوتاه می‌کنند.
به محیط زیست باید فراجناحی و فرازمانی نگریسته شود تا طرحی جامع و بلندمدت قابل اجرا باشد.
یادداشت از رستم بهرامی

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

34 + = 35