تاريخ تحولات سياسي كرمانشاهان از مشروطيت تا جنگ جهاني اول

مشروح خبر

نوشته اردشير كشاورز

بخش  صد و نود و شش

در نوبت پيشين ، پيرامون مباحث عديده اي كه درپاره اي از اسناد و كتب تاريخي عصرمشروطيت ، حول بخش هايي از حوادث ميانه ي راه بحران هاي چندين ساله ي سير وقايع مشروطه، ناشي از عملكرد منفي و ديوانه وار شاهزاده ي مخبط قاجار،‌ابوالفتح ميرزاي سالارالدوله بررسي هايي داشته و به اين موضوع پرداخته شد و گفتيم در سال 1291 خورشيدي درچينش اتحاد و ائتلاف هواداران مشروطه در دسته ها و گروه هاي تركيبي سرباز و قزاق دولتي ، نيروهاي عشايري بختياري ، مجاهدان ارمني و مسلمان در وقايع حاصل شده در سنندج، انشعاب و اختلاف بروز كرده، گو اينكه قبلاً بخش هايي از آن اتحاد در اعلام موضع خود مبني بر مطالبه ي خواسته هاي عمومي ملي خود، جداسري نويني را صورت داده بودند.
آن گروهها در پي وصول اعلام مواضع پيشين اردوي فرمانفرما را به جانب اسدآباد همدان ترك كرده و از آنجاآهنگ اراك و تهران داشته تا ناصرالملك نايب السلطنه احمدشاه را به پذيرش وفاي به عهد مواعيد داده شده ملزم سازند ودراين راستا، همچنان به انتظار نشستند و گروهي و تعدادي ديگر نيز از نزديكي هاي سنندج اردوي فرمانفرما را ترك و خواستار اعاده ي اصول از دست رفته ي حاكميت قانون و مشروطيت كه وصول به حق آزادي بيان، افتتاح پارلمان ، آزادي مطبوعات و راه اندازي فعاليت مجامع و محافل سياسي و ... بود گرديده و لذا تحت فرماندهي يواحد سردار مجاهد يارمحمدخان كرمانشاهي، گروه هاي مسلح سيصدنفره اي شهر كرمانشاه را متصرف و به اقداماتي دست يازيدند كه به نقل از يادداشت هاي فريدالملك كارگزار امور خارجه كرمانشاهان به آن مي پردازيم :« پنجشنبه 8 وجمعه 9 رمضان1330 ـ جناب
سهام الدوله و سعيد ديوان به منزل آقاي سردار اجلال رفته و ديوانخانه حكومت راتخليه كرده اند
(به حكم مجاهدين) حاليه امور شهر هرج و مرج است‌، تا چه شود. » (1)
فريدالملك كارگزار امور خارجه كرمانشاهان در تداوم نگارش يادداشت هاي روزانه اش ذيل
مباحثي چند از جمله دخالت مجاهدين برضد
ايالت ، نوشته است :
« دوشنبه 12 رمضان 1330 ـ هنوز مجاهدين برضد ايالت در دخالت به امور حكومتي باقي و تكليف مردم فلك زده معلوم است. آقاي معين الممالك با صاحب منصبان فوج فدوي هم مثل مردم، سرگردان و دراين منزل هستند. معاون حكومت وچند نفر در شه بندري متحصن شده اند.
چهارشنبه 14 رمضان ـ صبح گفتند آقاي
معين الممالك كه از ديشب از اينجا به شه بندرخانه به ديدن آقاي سهام الدوله و رييس قشون رفته بود، همان جا متوقف شد و مراجعت نكرد . ايشان هم ملحق به معاون ايالت و رييس قشون گرديد.
مجاهدين هنوز به همه امور شهر و حكومت دخالت دارند. از قرارمذكور جنس ديواني را كه در انبار بوده ،
فرستاده تصرف كرده ، مي فروشند.
زحمت و تلاش دوماهه حضرت ايالت غرب، همه
به هدر رفت ، گويا خداوند نمي خواهد هنوز اين ولايت منظم و امن بشود ، خدا اهالي اين صفحه را برخرابي خودشان مي گمارد. » (2)
درآن آشفته بازار ايجاد شده كه گروهي پيرو
فرمانفرما و دسته هايي طرفدار سالارالدوله و هر دو
از طبقه شاهزادگان قاجار گرديده بودند، جهت آگاهي لازم از چگونگي و چند وچون حوادث ،
بهترين مورد از باب بازشناخت مسايل وقايع
سياسي پاييز سال 1291 خورشيدي، مي توان همان نگاشته ها و يادداشت هاي فريدالملك قزاگوزلوي همداني، كارگزار امور خارجه كرمانشاهان باشد كه مي خوانيم :
« مكتوب سالارالدوله خطاب به يارمحمدخان :
جمعه 16 رمضان قبل از ظهر پاكتي از دارالحكومه آقاي سردار يارمحمد خان فرستاده بود كه از
حضرت والا شاهزاده سالارالدوله خطاب به
حقير بود. خوانده به ديوانخانه رفتم ، ديدم
يارمحمد خان و حسينقلي خان سرتيپ و مسيب خان روساي مجاهدين و بعضي از كرمانشاهي ها ،
جناب حاج آقا ولي و شاهزاده اسعدالدوله و غيره نشسته اند.
در گفتگوي نظم شهر و اجراي اوامر شاهزاده سالارالدوله كه اين دو روزه به كرمانشاه وارد
خواهند شد.
يكشنبه 18 رمضان 1330 ـ طرف عصر يكنفر مجاهد از طرف يارمحمدخان آمد كه زحمت كشيده مرا ملاقات كنيد به فاصله چند دقيقه حسين خان خياط باشي كه حال معاون يارمحمدخان است
آمد، اظهاركرد مقصود از زحمت اين بود كه برحسب دستخط حضرت اقدس سالارالدوله برويد موسيو موليتور را ملاقات نموده ، مراتب لطف حضرت اقدس را به ايشان ابلاغ، بلكه برود
گمرك خانه را باز كند.
حقير با معاون رفتم ، رييس گمرك را ديدم گفت فرمايشات حضرت اقدس را پس از ورود موكب مباركشان به كرمانشاه اطاعت مي كنم و
دراين بين تحصن سردار جلال (علي خان سردار اجلال زنگنه ، اميركل بعدي، فرزند حسين خان اعظم الدوله زنگنه) و امير مقتدر در قونسولگري انگليس، پيش آمد كه سردار اجلال به قونسولخانه انگليس رفته و متحصن شده اند.
مشهور است فردا ، پس فردا حضرت اقدس سالارالدوله وارد كرمانشاه خواهند شد.
دراين صورت وضع اين ولايت ، باز تغيير خواهد كرد. اين تغييرات حيرت آميز واقعاً محل خيلي
تعجب و تحير است ، من جمله موافقت
حضرت والا شاهزاده سالارالدوله با مجاهدين ،
خصوصاً با يارمحمد خان از ممتنعات به نظر
مي آيد و غير ممكن ، حالا متحد شده ،
دست حضرت والا فرمانفرما ايالت غرب را از
كرمانشاه كوتاه كرده ، حاليه دركرمانشاه حكمراني مي كند.
همچنين موضوع پناهنده شدن معاضدالملك كارگزار امورخارجه كرمانشاهان در ساختمان
شه بندري عثماني درشهر كرمانشاه است
كه ذيل مبحث پناهنده شدن معاضدالملك كارگزار در شه بندري آمده است :
« دوشنبه 19 رمضان ـ از قراري كه ميرزا اسداله خان بيان كرد آقاي معاضدالملك كارگزار
جديد هم به شه بندري رفته و آقاي معتضدالدوله
به قنسولخانه ي انگليس متحصن شده ،
اينها به واسطه ورود حضرت اقدس سالارالدوله
است . » (3)
چنانچه گفتيم فريدالملك پاره اي از رخدادها
و امور اتفاق افتاده درشهر كرمانشاه را از محالات
و امور ممتنع دانسته كه از آن جمله مي توان
به اتحاد سردار يارمحمد خان و مجاهدان
تابع او، با شاهزاده سالارالدوله ، اشاره كرد و
دراين مورد ابراز تعجب و اظهار تحير كرده
است و لذا چنان رخدادي را موجب تحصن
رجال و بزرگان كرمانشاهان به كنسولگري هاي بيگانه انگليس و عثماني دانسته است كه البته پيرامون انگيزه هاي اتحاد دو قطب مخالف با
مشي و افكار متضاد وسخت متفاوت ، در مباحث آتي مفصل و مشروح به بررسي لازم دست خواهيم يازيد كه ريشه در وقايع زمستان سال 1290 خورشيدي و تحصن حسين خان اعظم الدوله زنگنه و پسرش حيدرخان فخيم السلطنه
داشته و در نهايت موجب بروز فاجعه ي به داركشيده شدن آنان توسط سالارالدوله گرديد.
ادامه دارد
ــــــــــــــ
پی نوشت های ارجاعی :
1 - 2-3- خاطرات فريدالملك ـ پيشين ـ
صص 408-409

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نه + 6 =

4 + 1 =