تاريخ تحولات سياسي كرمانشاهان از مشروطيت تا جنگ جهاني اول

نوشته اردشير كشاورز

بخش  دويست و پنج

در نوبت گذشته مطالبي پيرامون پيوستن مجاهدان ،
دموكرات ها ، مبارزان راه آزادي ، نيروها و نفراتي از ژاندارمري تازه تأسيس ،‌جوان ، خوش فكر ، آگاه ايران خواه
از جمله افسراني چون قربان زاده تبريزي و ماژور (سرگرد)
ابوالقاسم لاهوتي به قيام سردار يارمحمد خان كرمانشاهي و نه پيوند و يا الحاق به فتنه ي سالارالدوله آورده شد.
موقعيت پيش آمده ، متأسفانه تمامي آرمان هاي درست را كمرنگ و بدمنظر ساخته بود، پيرامون پيوستن
لاهوتي خان بنا به تصريح آثار مكتوب تاريخي ترديد قرار داشته كه جهت روشن شدن موضوع به ذكر مستندات
لازم و مربوطه مي پردازيم.
دركتاب كودتاي لاهوتي اثر پژوهنده ي گرانقدر و پرتلاش جناب استاد كاوه بيات ذيل مبحث مساعدت سياسي آمده است :
« در پي تسليم اولتيماتوم دولت روسيه در اخراج
مورگان شوستر از ايران و پيشامد بحراني كه ناصرالملك نايب السلطنه را به انحلال دوره ي دوم مجلس شوراي ملي وادار ساخت، موجي از طغيان و ناآرامي ، كل كشور را فرا گرفت.
با پيشامد چنين ناآرامي هايي بود كه در اوايل بهار 1330 ،
دولت صمصام السلطنه ، گروهي از رجال مركز را كه مخالف خود مي پنداشت ، از تهران تبعيد كرد. از جمله اين
افراد ، سردار محيي ، سركرده ي مشروطه خواه گيلان بود و سليمان ميرزا و سيد جليل اردبيلي و تني چند از ديگر اعضاي فرقه ي دموكرات.
قرار بر آن بود اين عده به يزد تبعيد شوند ، ولي به علت ناامني راه به واسطه ي طغيان مجدد نايب حسين كاشي و پسرانش درآن اطراف، مجبور شدند كه در قم بمانند.
حضور چنين جمع سياسي كاري در قم نمي توانست
بر تحولات آن شهر بي اثر باشد، در ناآرامي هايي كه پيش آمد ، اگرچه از شخص لاهوتي، نامي در ميان نيست، اما از مساعدت اداره ي ژاندارمري با تبعيدي ها ياد شده است ... » (1)
اين مورد در آثار تاريخي ديگري به صورت هاي ديگر نيز آمده است كه عمدتاً برگرفته از متن نوشته مرحوم
سيد احمد كسروي دركتاب تاريخ هيجده ساله آذربايجان مي باشد و چون روي سخن در اين مقام
يكي نيز بررسي علل اتحاد حزب دموكرات ايران به نمايندگي سردار يارمحمدخان كرمانشاهاني در وقايع غرب كشور با جرثومه ي فساد شاهزاده ابوالفتح
ميرزاي سالارالدوله مي باشد و در نهايت اين اتحاد
مي تواند بازتاب فشارهاي روس و انگليس و ناصرالملك نايب السلطنه احمد شاه و صمصام السلطنه بختياري رييس الوزراء كه دل خوشي نسبت به دموكرات ها نداشته ، بوده باشد، از كتاب تاريخ هيجده ساله آذربايجان هم مي خوانيم :
« بدين سان كه ناصرالملك و همدستان او ، گردن به زورگويي هاي دو همسايه مي نهادند، چون محمد علي ميرزا را از ايران بيرون كردند و پس از سازش دولت با روس و انگليس ، ناخشنودي مردم از دولت بيشتر گرديد و در آغاز ماه ارديبهشت كه داستاني در تهران پيش آمد و آن اينكه شهرباني دسته اي از آزادي خواهان را پيدا كرد كه زبان ، يكي كرده و مي خواسته اند شورش پديد آورند و اين است همگي را دستگير ساخته ، بند كرد، و چون
ايشان (دستگيرشدگان ) از دسته هاي گوناگون بودند ، هر دسته اي را جداگانه به جايي فرستاد.
بدين سان كه مستعان الملك و ميرزا محمد عليخان مغازه
و چندتن ديگر را كه از دسته اتفاق و ترقي بودند به مازندران
فرستاد، سردار محيي و برادرانش ميرزا كريم خان و
عميد السلطان را با ناصرالاسلام نداماني كه از دسته اعتداليون مي بودند روانه يزد گردانيد.
ولي اينان چون به قم رسيدند آگهي از آشوب نايب حسين
كاشاني و ناايمني راه يزد يافته ، در آنجا درنگ كردند
و چون فردا آقاي سيد جليل اردبيلي و منتصرالسلطان
و سليمان ميرزا و كسان ديگري كه از دسته ديموكرات بودند و آنان هم بايستي به يزد روند، به قم رسيدند ،
با سردار محيي و همراهان او سخن يكي كرده تلگراف به تهران فرستاده ، چگونگي آشوب راه را باز نمودند و
از تهران دستور رسيد كه تا ايمن شدن راه در قم بازمانند و اين بود همگي در آنجا ماندند .
شهرباني ميرزا احمد قزويني وحاجي ميرباقرآقا و شيخ رضا دهخوار قاني و سيد حسين كزازي را نيز همدست آنان مي شمرد و در جستجو بود كه دستگيرشان نمايد، ولي چون نهان شده بودند به آنان دست نيافت.
وحيد الملك وحسين قليخان نواب كه از دسته ديموكرات به شمار مي رفتند، روسيان از آنان نيز ناخشنود مي بودند ،
ولي چون پشتيبان مي داشتند به اروپا فرستاده شدند.
ناصرالملك اين پيشامد را بسيار بزرگ مي شمرد وچون آهنگ رفتن به اروپا مي داشت، آن را عنوان ديگري به رنجيدگي خود از ايرانيان مي ساخت ، ولي پيداست كه چندان بزرگ نبوده و جز كسان اندكي پا در ميان
نمي داشته اند. » (2)
به هر صورت لاهوتي خان درجريان قيام سردار يارمحمد خان كرمانشاهي بنا به آنچه در مقدمه ديوان اشعار لاهوتي و آثار ديگر آمده است كه در كرمانشاه حضور داشته ، نبوده است .
در هر حال كسروي اذعان داشته :
« بدين سان يارمحمد خان به يك كار بسيار غيرتمندانه برخاست ، با آن كه زمان گذشته ، در اين هنگام ستارخان پاشكسته به گوشه اي خزيده و يفرم خان زير خاك رفته و حيدر عمو اوغلي از ايران بيرون افتاده و تبريز آن كانون غيرت به دست روسيان آمده و مجاهدان آنجا يك دسته جان باخته و يك دسته به خاك عثماني گريخته
بودند.
با اين همه چون كاري غيرتمندانه و جانبازانه و به هر حال
مايه روسفيدي ايران مي بود، مي بايد ارج آن را دانست و از ستايش باز نايستاد. با اين همه ديري باز زمينه نيكي در ميان مي بود و انبوه مردم از زبوني كه ناصرالملك و همدستان او در برابر دولت مي نمودند و هر چه خواهش آنان بود بي گفتگو مي پذيرفتند ، سخت رنجيده و آماده تكان مي ايستادند ، قشقائيان و برخي دسته هاي
ديگري از چيرگي بختياريان سخت آزرده و آشكاره دلتنگي مي نموند. يار محمدخان ، غيرت نموده و درفشي برافراشته بود... » (3)
سامان نهايي كار : دفن مشروطيت
با برافراشتن درفش كاويان، اين بار توسط سرداري
ديگر، مجاهدي ديگر ، سردار مجاهدي ديگر و اين بار توسط سردار مجاهد يارمحمد خان كرمانشاهاني ،
اينك چشم تمامي دموكرات هاي انقلابي ايران
كه چنگال خونين روس تزاري و روباه پير استعمار
انگليس ، اذناب و عوامل آنان ، ناصرالملك همكلاسي « لردكُرزن » چهره ي استعمارگر انگليسي و متأسفانه سران و سرداران بختياري كه با خواسته هاي ناحق همراهي داشتند و شايد به واسطه و جهت در اختيار داشتن دولت حلقوم آنان را مي فشارد، در نهايت
چشم سياستمداران و مجاهدان و مبارزان
راه آزادي به سوي غرب و يارمحمد خان نگرش
داشت.
سردار مقتدر سنجابي در يادداشت هاي خود
آورده است :
« يارمحمد خان بي شك از جوانمردان و سرداران نامي ايران بود كه بايد نامش هميشه به نيكي ياد شود .
او از ميان توده ي مردم برخاست ، شغل سابقش
سبزي فروشي بود ، در جنگ هاي مشروطيت به هنگامي كه ستارخان در تبريز ايستادگي مي كرد، وي و
حسين خان تنها كساني بودند كه به كمك مجاهدين شتافتند و خود را به تبريز رساندند. » (4)
ادامه دارد
ــــــــــــــ
پی نوشت های ارجاعی :
1 - كودتاي لاهوتي ـ تبريز ـ بهمن 1300 ـ كاوه بيات ـ نشر شيرازه ـ چاپ اول ـ 1376 ـ تهران ـ صص 13-14
2- تاريخ هيجده ساله آذربايجان ـ سيد احمد كسروي ـ پيشين ـ صص 507-508
3- همان ـ ص 530
4- ايل سنجابي و مجاهدات ملي ايران ـ پيشين ـ
ص 210

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 32 = 41