تاريخ تحولات سياسي كرمانشاهان از مشروطيت تا جنگ جهاني اول

مشروح خبر

نوشته اردشير كشاورز

بخش  دويست و هشت

در نوبت پيشين پيرامون محصوري كرمانشاه از جانب نيروهاي تحت امر سردار يارمحمدخان كرمانشاهاني و تنگ شدن عرصه ي حيات براي نماينده ي سياسي
دولت كه در رأس آن چهره ي استعمارگر ناصرالملك قراگوزلوي همداني افشار قرارداشت ، يعني فرمانفرما و ناگزير شدن او در تحصن به يكي از نمايندگي هاي
سياسي دولت هاي بيگانه روس و انگليس و شه بندري
عثماني و مخابره ي موضوع از جانب كنسول انگليس به سفارت انگلستان در تهران، مطالبي آورده شد كه به جهت طولاني بودن مكتوب مورد بحث بخشي از آن آورده شد و اينك جهت پيوند موضوع به ذكركلي مورد مي پردازيم :
« ملفوف نمره ي 295 ـ مكتوب مك دول قنسول به سر والتر تونلي ـ كرمانشاه 28 سپتامبر 1912 ـ 5 مهر 1291 ـ 16 شوال ـ آقا افتخاردارم راپورت دهم
كه فرمانفرما با قشون كمي ممكن است تحصن اختيار
كند، ليكن اگربه شهرحمله شود و او در مقام مقاومت برآيد، شهر مجدداً غارت خواهد شد.
روز 26 چنانچه راپورت داده شد، اهالي شهر به قنسولگري انگليس و روس آمده و عريضه ي جوف را به ما دادند‌، ترجمه آن هم در جوف است.
نماينده ي علما و شاهزادگان و كسبه و صنعتگران وغيره آن را امضاء نموده اند. شكي نيست كه اين اقدام را اصلاً فرمانفرما تحريك نموده است، ليكن پس از چندين جلسه قسم خوردن ها اين نوشته به امضا رسيده است. اهالي بلاشك حق شكايت دارند، عده اي طرفدار سالارالدوله و عده اي طرفدار دولت مي باشند، ليكن اكثر مردم فقط امنيت مي خواهند كه به كسب و كار خود مشغول شوند وحشي هاي سالارالدوله شهر را در ماه فوريه غارت كردند و قشون طرفين دهات را غارت نموده اند.
سالارالدوله ، پول هاي گزاف از مردم گرفته ، فرمانفرما هم كمتر گرفته است، اهالي مي گويند اموالشان از دست رفته و امنيت وجود ندارد كه آنچه را كه باقي مانده ، عصمت و ناموسشان است و اگر هريك از طرفين متخاصمين به شهر حمله نمايند، زنها و بچه هايشان درخطر خواهند بود و حاضرند مطيع هر سلطاني كه تهران در قبضه ي او باشد، باشند ، ولي مي خواهند بي طرف بمانند.
به فرمانفرما اوامر رسيده كه شهر را از دست نداده در تصرف خود داشته باشد به گمان من تا زماني كه قشون برسد، قشون او فقط براي حفظ ارگ كافي باشند. من به صمصام الممالك رسانيدم كه چون حاليه دولتين حامي حكومت مركزي مي باشند، وقت آن است كه او ،‌ابراز دولت خواهي خود را بنمايد.
او هم با پسران و سواران خود كه از سنجاب (سنجابي) و گوارن مي باشند (مرداني از تيره ي تفنگچي طايفه ي گوران قلعه زنجيري ايل بزرگ گوران و در رأس آن مرحوم جهانبخش خان
ضرغام السلطنه تفنگچي گوران (دانيالي ) همراه سنجابي ها بوده اند ، محتمل است آنان با پيشنهاد سرداران سنجابي عليه سردار يارمحمدخان وارد قضيه شده باشند) آمده است اگر به يقين بداند كه اهالي شهر از عقب به او حمله نخواهند نمود،‌
گمان مي كنم بتواند با خصم مقابله نمايد، ليكن
نمي تواند به قول اهالي شهر اطمينان داشته باشد.
امروز صبح هيأتي به ملاقات من آمده ، استدعا نمودند كه دو قنسول نزد سالارالدوله فرستاده و از او درخواست نماييم در شهر جنگ نكند و نيز درخواست نمودند كه خانواده هاي آنها را حفظ نماييم .
پس از مشورت با همكار روسي خود، ما جواب داديم كه فقط آنهايي را كه تحصن اختيار نموده اند
مي توانيم حفظ نماييم و حفظ خانواده ها و املاك شهري آنها براي ما ممكن نيست و به فرمانفرما و سالارالدوله نوشته ايم كه اگر در شهر جنگ
كنند، مسوول تمام خسارات وارده بر اموال اجانب خواهند بود.
29 سپتامبر ـ فرمانفرما جواب داده است كه قشون او امروز از اسدآباد براي كرمانشاه حركت خواهند كرد و به مراجعت قشون به آنها امر خواهد داد براي حمله به ياغيان بيرون بروند و حتي المقدور از
جنگ در شهر اجتناب نمايند.
ليكن اگر برخلاف انتظار به شهر حمله شود، او بايد از ارگ دفاع نمايدـ امضاء مك دول » (1)
گزارش ديگري با ملفوف دوم نمره ي 295 ـ ترجمه ي
عريضه ي متحصنين به قنسول هاي انگليس و روس است كه مي خوانيم :
« امضا كنندگان اهالي كرمانشاه كه هريك نماينده ي
طبقه و صنفي مي باشيم ، مدت زماني است كه صاحب جان و مال و آبرو و شرف خود نبوده ايم ، هركس از هر گوشه اين يك مشت خاك را حمله نموده است و به جز قتل و غارت ، عاقبت نتيجه ي ديگري براي اهالي بدبخت كرمانشاه نداشته است و مخصوصاً اين روزها مي بينيم شرف و جان و مال ما در حقيقت در خطر است.
بنابراين مجبوريم در قنسولخانه تحصن اختيار
كنيم . ما از شما كه نماينده ي دولت معظم و همسايه ي
ما بدبختان هستيد،‌ استدعا مي كنيم به هر طريقي كه مي دانيد امنيت جان و شرف و آبروي ما را حفظ كنيد.
بيش از اين طاقت ، صبر و تحمل نداريم و تا زماني كه امنيت جان و مال و آبروي ما را تحصيل نكنيد ،
از اين قنسولخانه خارج نخواهيم شد. استدعاي ما اين است كه عساكر دولتي و قشون سالارالدوله درشهر داخل نشده، در خارج (خارج از شهر كرمانشاه) جنگ كنند.
امضاء سلطان العلماء امام جمعه (مرحوم آقا ابوعلي ملقب به سلطان العلماء و معروف به امام جمعه كوچك فرزند مرحوم آقا اسداله سلطان العلماء معروف به امام جمعه بزرگ از خاندان آل آقا ) ، شجاع العلماء ،معين الممالك ، صمصام السلطان ،
آقا محمد مهدي ، آقا شمس الدين ، ظهيرالعلماء ،
سردار اجلال، اكرم الدوله ، آقا شيخ هادي ، آقا ابوالحسن ، آقا محمد صادق ، معتضد الدوله ،
امير مقتدر ، آقا رحيم‌، حاجي آقا ولي ، نايب الصدر، ‌سردار اشرف ، معتضد السلطان ، نصيرالديوان ، شكوه السلطان ، حاجي حسين خان كلانتر،
‌قلي خان اسعدالدوله و بسياري ديگر » (2)
درميان اين افراد كه نامشان ذيل مكتوب تنظيم شده و تسليمي به كنسولگري انگليس قيد گرديده از هواداران مشروطه و طرفداران استبداد، هر دو جناح به چشم مي خورد كه مشخص مي نمايد تنظيم مكتوب با خواست ، اراده و نيت و با چماق فرمانفرما ،
برسر مردم و حمايت استعمار صورت گرفته و لذا مك دول پس از تسليم نامه ي كنسول انگليس در كرمانشاه به مجاهدان كه دربرگيرنده ي خواست مردم و انعكاس آن مبني بر وقوع جنگ در خارج از شهر بود كه طبيعي مي نمود،‌ از رهگذر جنگ در درون شهر قطعاً زيان هاي بسياري متوجه اهالي شهر مي گرديد، سرداران مشروطه پس از مشاوره و تبادل نظريات و آراء به دستاوردهايي پيرامون موضوع جنگ در بيرون و يا در درون شهر كرمانشاه دست يافتند كه اهم نظريات و آراء مورد بحث در آتي آورده خواهد شد.
ادامه دارد
ــــــــــــــ
پی نوشت های ارجاعی :
1 و 2 ـ كتاب آبي ـ اسناد وزارت امور خارجه انگليس ـ پيشين ـ جلد هشتم ـ ص 1996

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده + دو =

8 + 2 =