تاريخ تحولات سياسي كرمانشاهان از مشروطيت تا جنگ جهاني اول

مشروح خبر

نوشته اردشير كشاورز

بخش  هشتاد و چهارم

چندماهی که از مدت مأموریت رضاقلیخان نظام السلطنه
مافی والی کرمانشاهان سپری شد و توانست با ترفندهای
مکارانه ی چندی اذهان نمایندگان سیاسی کشورهای بیگانه ، روس و انگلیس و عثمانی و ... و همچنین علمای کبار و آیات و روحانیون و بزرگان و رجال و شاهزادگان و اعیان و طبقات دیگر جامعه را اعم از کسبه و پیشه ور و روستایی و شهری و عشایری متوجه امنیت نیم بند منطقه بکند ، بعد از دستگیری و توقیف و اعزام
اعظم الدوله به تهران و اخذ رشوه از مرحوم باقرخان اعظم السلطنه معروف به خان لره رییس طایفه کاکاوند ایل دلفان لرستان و حاکم هرسین و مثلاً انجام تمشیت امور ، واگذاری حکومت هرسین به خان لره که در این راستا توصیه ی مرحوم آقا عبدالعظیم میرزا مشعشعی آقابخش یا آبش رهبر دوده های یارستانی مشعشعی آتش بیگی و نوربخشیه ی منطقه و باز کردن سرکیسه ی
خان لره قطعاً موثر بود ، حکمران بار دیگر فیلش یاد هندوستان کرده و این بار قصد سرکیسه کردن ایلخان کلهر ، داوودخان سردار مظفر کلهر را داشته و از این روی با مدد گرفتن از متن اسناد خطی و چاپی
به جای مانده که حکایت از ماجرا دارند ، مطالب مربوطه را پی می گیریم :
مرحوم فرج اله خان معتمدی در یادداشت های خود آورده است و می خوانیم :
نظام السلطنه درمراجعت از هرسین چون شنیده بود ایلات کرمانشاه همه متمول و دارای احشام و اغنام فراوان هستند و دولتمندتر از همه ایلات ایل کلهر و رییس آن داوودخان سردار مظفر است ، به فکر افتاد از روسای ایلات استفاده نماید و اول از کلهر شروع کرد ، زیرا به وی گفته بودند رییس این ایل سالی متجاوز از پانصد هزار تومان از مراتع گرمسیر های ذیل فایده دارد و دارای خزانه و چنین و چنان است ، که البته مطلب هم تا حدی درست بود و سردار مظفر تمول و مکنت فراوان داشت و در ایل هم با منتهای قدرت و نفوذ رفتار می کرد .
والی غرب به داوودخان نامه نوشته و او را برای تسویه عمل مالیات ( ترفند مکارانه ی حکام که با مستمسک قراردادن محاسبات مالیاتی روسای عشایر را سرکیسه می کردند ) به شهر (کرمانشاه ) احضار نمود ، داوودخان در پاسخ یکی از منشیان خود به نام میرزا شاهین ملقب به اشرف العشایر را با پنج هزار تومان پیشکش (تقدیمی ) و دو اسب عربی ممتاز قیمتی ، برای خود نظام السلطنه فرستاد و به عذر بیماری از مسافرت کرمانشاه معذرت خواست و در نامه متذکر گردیده بود میرزا شاهین نمایندگی دارد به حساب مالیاتی رسیدگی نماید و آنچه را که ایل کلهر بدهکار است ، مشخص کند و بپردازد.
دراین صورت که قصد حکمران اخذ مالیات است و مالیات به کیفیت مغروض پرداخت و امر عالی اطاعت می شود ، مرا که مریض هستم از تشرف به شهرمعاف فرمایید . » (1)
پیش تر گفتیم وزارت داخله با مخابره تلگرافی مفصل که دربرگیرنده ی اعطای اختیارات کامل و تام و تمام به نظام السلطنه بود ، دست او را در اعمال نفوذ و برخورد با پیران شهری و عشایری و به خصوص روسای ایلات مقتدر با تمسک به بهانه های مختلف بازگذاشت .
از این روی حاکم به طمع تهی کردن کیسه و اندوخته های
زر و سیم و ثروت و تمول داوودخان سردار مظفر کلهر در پی بهانه بود که با انگیزه ی اخذ و وصول مالیات ایل کلهر ، نوک حمله ی پیکان اقتدار خود را متوجه داوودخان ایلخان کلهر کرد و در این راستا به
جمع آوری نیروی نظامی و افواج عشایی و نیروهای بختیاری و ابلاغ به دیگر عشایر غرب کشور جهت آمادگی و الحاق به اردوی والی ، همت گمارد.
در گزارش های کتاب آبی آمده است :
« داوودخان و سایر روسای عمده ی ایلات ظاهراً مایل و حاضرند که تسلیم و مطیع حکومت شوند. » (2)
که این امر ریشه در همان اختیارات اعطایی وزارت داخله
داشته و مصلحت آن بوده است که روسای عشایر راه سازش را با والی در پیش گیرند تا هیچ گونه درگیری رخ ندهد و اما باد غرور و نخوتی که در دماغ حاکم ناشی از دستگیری و زندانی کردن سهل و ساده ی سران ایل زنگنه که دولتمدار نیز بوده اند ، پیچیده بود ،
تمکین سران ایلات را نادیده انگاشته و علیرغم اینکه داوودخان حاضر به مصالحه با حکومت می گردد ،
اما نظام السلطنه همچنان اصرار داشته است تا ایلخان کلهر را گوشمالی دهد . (3)
از این روی داوودخان از آمادگی نیروهای دولتی و بسیج عشایر طرفدار حکومت متوحش شده حاضر به سازش بیشتری با حکمران می شود. (4)
گزارش مندرج در کتاب آبی حاکی است :
« کرمانشاه ـ حکمران با داوودخان ایلیخانی کلهر مشغول مذاکرات است ( به جهت بالا بردن نرخ تقدیمی و یا سرگرم کردن داوودخان به دفع الوقت برای آمادگی بیشتر قوای دولتی ) و منتظر ورود بعضی سوارهای بختیاری است که پس از رسیدن آنها از کرمانشاه حرکت نماید ، از قرار راپورت ، داوودخان از جمع آوری استعداد حکومت در وحشت است و حاضر به صلح می باشد. » (5)
براین اساس ، داوودخان چون اصرار و مقصود
حاکم را بر تهاجم ایل کلهر قطعی و نزدیک می بیند ، او نیز متقابلاً به بسیج عشایر کلهر و دیگر عشایر غرب کشور و کرمانشاهان که هم پیمان با ایل کلهر بوده ،
فرمان می دهد بخشی از عشایر به استثناء تعدادی اندک از کلهرهای تابع عباس خان ، سالار همایون ، فرزند حاج فرخ خان ایلخانی از طایفه ی حاجی زادگان کلهر که به کلهرهای شهری معروف بوده و سواران ایل کلیایی و سنجابی که با والی همراه می شوند ،
ما بقی فرمان داوودخان را گردن نهاده ، عازم کرمانشاه و ماهیدشت می گردند .
و لذا درحالی که نظام السلطنه به واسطه ی حمایت تلگرافی وزیر داخله حاج علی قلیخان سردار اسعد بختیاری از او مبنی بر سرکوبی هر نوع تحرک در منطقه مصمم به تهاجم سخت و غافلگیرانه به عشایر تحت فرمان داوودخان است ، با این اوصاف بازهم داوودخان از رویارویی با حاکم اجتناب دارد ،
چرا که معتقد بوده است حفظ اقتدار منسجم
نماینده ی دولت مرکزی در منطقه ضروری و الزامی است . (6)
در برخی از آثار تاریخی انفعال داوودخان از درگیرشدن با نظام السطنه را ناشی از ضعف او دانسته و تا جایی پیش رفته که نوشته اند پیش از شروع جنگ ،
داوودخان از والی و در موضع ضعف دیدار کرده و ملاقات داشته است ، درحالی که برابر مندرجات یادداشت های روزشمار فرید الملک همدانی کارگزار امور خارجه کرمانشاهان ، چنین موردی ثبت نشده و صورت وقوع به خود نگرفته است و درهر صورت تنور آتش جنگ در حال گرم شدن بیشتر بوده و فرید نوشته است :
امنیت راه مهم و سوق الجیشی نقاط غرب کشور
به عهده ی محمود خان رییس امنیه که از همکاران و یاران نزدیک میرزا علیخان سرتیپ قراسوران باشی محول شده و در آن شرایط است که در وضعیت شعله ور
شدن آتش جنگ و از هم اکنون آثار دست اندازی های
عشایر کلهر به حواشی شهرها و مرکز ایالت هویدا گردید که ظاهر امر می نمایاند ایلخان بزرگ ایل کلهر از آمادگی حکومت جهت حمله ی به او آگاهی کافی دارد و لذا ضروری می نموده است نظام السلطنه در آن شرایط و مرحله ی حاد شرط عقل را از دست ندهد
و از یادداشت شانزدهم جمادی الاخر سال 1328 هـ ق
فرید می خوانیم :
در دلگشا (مقر حکمرانی ـ عمارت احداثی مرحوم شاهزاده محمد علی میرزای دولتشاه ) خدمت حضرت حکمران رفتم ، جمعی از شاهزادگان آقایان و روسا و اعیان هم بودند ، در خصوص آمدن داوودخان سردار مظفر به ماهیدشت و متواری شدن رعایای بیچاره در این سر محصول صحبت شد ، ابتدا حضرت حکمران فرمودند : من به جز فراهم آوردن آسودگی عموم اهل ولایت قصدی ندارم ، و در کرمانشاه آب و ملک و علاقه و با کسی غرض و دشمنی ندارم و مقصودم این است نگذارم اشخاص زوردار بر ضعفا و بیچارگان تعدی نمایند ، ولی خودتان که اهل این ولایت هستید ،
پنهانی برای اجرای اغراض شخصی ، داوودخان را دعوت می کنید ، سرب و باروت برای او می فرستید ،
راهنمایی می نمایید و اسباب خسارت رعیت بیچاره می شود .
بعد از فضل خدا ، حکومت از شما کمک نمی خواهد و خود بر رفع او قادر است ، ولی شما بعد از این ترک این کار را بکنید ، همه اجماعاً اظهار کمال تشکر حضرت حکمران نمودند که پس از ورود حضرت اشرف ،
امنیت و آسایش دیده ، شب ها آسوده می خوابیم ، آخر الامر قرار شد فردا همه ی حضار در انجمن ولایتی حاضر شده ، بالاجماع کاغذی به داوودخان سردار مظفر بنویسند و بفرستند که از ماهیدشت برود و بیش از این اسباب زحمت مردم نشود .
امین الممالک ، آقا سید حسن اجاق و معین الرعایا ، میانجی و واسطه شده اند میان ایالت جلیله و داوودخان می روند و می آیند ، تا کنون به جایی منتهی نشده است . »
ادامه دارد
ـــــــــــــــــــ
پی نوشت های ارجاعی :
1- نهضت مشروطیت در کرمانشاه و کنگاور ـ پیشین صص 168-169
2- کتاب آبی جلد چهارم ـ پیشین ـ ص 825
3- نقدی بر کتاب ایلات و عشایر کرمانشاهان ـ پیشین ص 62
4- گُرد کُرد ـ پیشین ـ ص 67
5- کتاب آبی ـ جلد چهارم ـ قبلی ـ ص 873
6- نقدی بر کتاب ایلات و عشایر کرمانشاهان
قبلی ـ ص 63
7- خاطرات فرید الملک ـ قبلی ـ صص 345-346

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفت + یک =

+ 17 = 26