تاريخ تحولات سياسي كرمانشاهان از مشروطيت تا جنگ جهاني اول

مشروح خبر

نوشته اردشير كشاورز

بخش  نود و چهار

درنوبت پیشین ضمن تذکار نگاشته های مرحوم
فرج اله خان معتمدی پیرامون تبعید سردار یارمحمدخان کرمانشاهی از تهران و به دستور سپهدار تنکابنی
رییس الوزرای اعتدالی که با دیگر نوشته های پیرامونی قضیه ی مذکور دارای انطباق تاریخی نبوده است ، لازم دانسته شد جهت روشن شدن موضوع و ثبت در تاریخ سیاسی کرمانشاهان ، ضمن موشکافی و پی کاوی و عدم هماهنگی نوشته های معتمدی به مراتب مکتوب مغایر با هرآنچه توسط فرج اله خان معتمدی در کتاب نهضت مشروطیت در کرمانشاه و ... آمده است بپردازیم .
مرحوم معتمدی نوشته است :
سردار یارمحمد خان از فداییان و سران مشروطیت با مسیویفرم خان ( یپرم خان ) که هم رییس مجاهدین ارمنی
و هم رییس نظمیه کشور بود ، عداوت و دشمنی داشت و لذا چون یارمحمد خان اطلاع یافته بود یپرم یا یفرم قصد دستگیری و خلع سلاح او را دارد ، شبانه از تهران حرکت و به کرمانشاه آمد و ... الخ (ص 174)
که در نوبت قبلی به آن پرداخته ایم . این مورد یکی دیگر از لغزش های عمده ی مرحوم معتمدی در کنار دیگر لغزش های عدیده ای او در نقل و متن یادداشت های آن مرحوم است و متأسفانه کوشنده ی تدوین کتاب هم به توضیح لازم و مورد نیاز جهت روشن شدن خواننده بزرگوار مبادرت نکرده است ، درحالی که مطابق نوشته های
کسروی در کتاب تاریخ هیجده ساله آذربایجان و دیگر آثار مورد وثوق تاریخی ، سردار یارمحمد خان کرمانشاهی به اتفاق حیدرعمو اوغلی و محمد امین رسول زاده از تندروان انقلابی سوسیال دموکرات ها در اوایل فروردین سال 1290 خورشیدی و یا اصلاً شب عید نوروز همان سال به دستور سپهدار دستگیر و کم و بیش حدود 15 روز
در محبس مربوطه که گویا حصارو خانه ی میرزا احمدخان
علاء الدوله وزیر مخصوص بوده است محبوس و زندانی بوده و بعد از سپری شدن آن ایام هریک به جهت و محلی تبعید و اعزام می شوند .
در حالی که یپرم خان ارمنی رییس نظمیه از دوستان سردار
یارمحمد خان و از هواداران نهانی حزب دموکرات ایران بوده که غیر علنی همه نوع همکاری لازم را در زمان اعزام تبعید شدگان مرعی داشته و در نهایت واقعیت تاریخی ، غیر از هر آنچه بوده است که مرحوم معتمدی نوشته و بطلان آن محرز است و از این روی ضرورت دارد جهت تأیید مطلب به فرازهایی از متن برخی اسناد مرتبط با تبعید
حیدر عمو اوغلی بپردازیم.
این اسناد در کتابی با عنوان خاطرات و اسناد مستشارالدوله صادق آمده است که ذیل مبحث دولت سپهسالار و وزارت مستشارالدوله ـ پروگرام دولت سپهسالار می خوانیم :
دومین دوره ی ریاست وزرایی محمد ولیخان تنکابنی (سپهدار ـ سپهسالار) پس از استعفای مستوفی الممالک آغاز شد . مستوفی الممالک که به روش دموکرات ها
تمایل داشت در قبال مخالفت اعتدالی ها و ناآرامی های
مملکت تاب مقاومت نیاورد و بلافاصله پس از اینکه ناصرالملک نایب السلطنه جدید ( ناصرالملک بعد از مرگ
عضدالملک روی کار آمد ) به ایران مراجعت کرد ، استعفا
کرد و ناصرالملک موفق شد به اصرار تشکیل دولت جدید را بر عهده ی سپهسالار بگذارد. (1) در این اسناد ذیل مطلب تبعید حیدرخان عمو اوغلی آمده است :
پس از فتح تهران ، ریاست نظمیه برعهده ی یفرم خان گذاشته
شد و یکی از حوادثی که در زندگی اداری او روی داد و در کتب تاریخ مشروطه ذکرش به اجمال برگزار شده ، تبعید شدن
حیدرخان عمو اوغلی به دست یفرم خان است .
در دوره ی ریاست وزرایی سپهسالار که به قدرت اعتدالی ها
روی کار آمده بود و به شدت با اعمال حزب دموکرات مبارزه
می کرد ، در سه کتاب منفردی که اسمعیل رائین ، رحیم رضازاده ملک ، رحیم رییس نیا در احوال حیدرخان نوشته اند
عمل تبعید از کارهای دولت سپهسالار دانسته شده است و طبعاً رییس نظمیه مجری اوامر دولت می بوده .
رائین در کتاب خود صص 174 و 175 به نقل از یادداشت های
محمود محمود ، مندرج در کتاب با اهمیت فکر آزادی ، تألیف فریدون آدمیت ـ صص 234 و 235 آورده است :
حیدرخان عمو اوغلی در ربیع الاول 1329 از مأموریت مخفی حزب دموکرات که در ایل بختیاری داشت ، برگشت و از یفرم که با حزب مذکور باطناً ارتباط داشت ،
پیام رسید که اطلاعاتی در محل اختفای حیدرخان به دولت رسیده است . لذا صلاح است هرچه زودتر از ایران بروند ، پس توسط میرزا محمد نجات ، وسایل رفتن حیدرخان از ایران از طریق مشهد به عشق آباد و روسیه فراهم شد.
این مطلب مغایر است با نامه ای رسمی ، اما شخصی که از یفرم خان درجزو اسناد مستشارالدوله به دست آمده و در آن قید کرده است :
حیدرخان را همراه هفت نفر از تهران روانه کرده است
( لفظ روانه در اینجا معنی تبعید و اخراج دارد ) یعنی عمل به طور دولتی و کاملاً رسمیانه و غیر مخفیانه و به امر دولت انجام شده است و گزارش محرمانه ی آن را به وزیر داخله ی وقت داده است ، مستشار الدوله در آن زمان وزیر داخله بوده و یفرم طبعاً موظف بوده است گزارش امور را به رییس خود بدهد و این سند مورخ 7 حمَل 1329 (یعنی مطابق 27 یا 28 ربیع الاول است ) تهران ـ اداره مرکزی کل نظمیه و ژاندارمری ممالک محروسه ـ 7 برج
حمل 1329 ـ محرمانه حضور حضرت وزارت داخله ـ امروز یک ساعت و نیم به غروب مانده ، حیدرخان را با کالسکه
شخصی خود بیرون شهر برده و راه انداختم. همراه حیدرخان
هفت نفر اشخاص معروف روانه شدند ( امضاء یپرم خان و مهر او به فارسی و لاتین ـ یپرم داودیانس ) .
جز این سواد تلگرافی از سپهسالار به حکام قم و کاشان مورخ دو روز پس از آن گزارش در اختیار هست که دلالت دارد بر همین قضیه ی اخراج حیدر خان و یارانش و اعزام آنها از راه قم و کاشان به این متن :
از تهران به قم ـ 9 حمل 1329 ـ نمره 93 ـ تلگرافخانه ی
مبارکه به حکام قم و کاشان و شیراز و نواب آن خط مخابره نمایید . حیدرخان معروف به چراغ برقی ، تبعه ی
روس برای خروج از ایران از آن خط عبور می کند که هیچ نقطه ای بیشتر از دو ساعت حق توقف ندارد و نیز کسی حق هیچ نوع پذیرایی و ملاقات با مشارالیه ندارد و
تکلیف هر حاکمی است که او را هرچه زودتر روانه بدارد که در حین توقف او چون از حالات او مطلع هستند ، نه اینکه تولید فتنه و اذیتی نسبت به او و دو سه نفر همراهانش بشود ، سپهدار اعظم ـ تلگرافخانه قم. سواد مطابق اصل ـ حکومت قم » . (2)
پس مشخص گردید آمر و عامل تبعید تندروان انقلابی و سران فدایی حزب دموکرات از تهران ـ رییس الوزارء یعنی محمد ولیخان تنکابنی سپهدار اعظم یا سپهسالار بوده و یپرم خان رییس نظمیه ی مملکتی یا کشور مجری اوامر رییس الوزراء بوده که هیچگونه عداوتی با اشخاص
مورد بحث نداشته و بلکه باطناً با نیت آنان نیز موافق
بوده و همراه بوده است .
از این روی وضعیت حیدرعمو اوغلی که شرح داده شد ،
اوضاع دیگران نیز به همان منوال بوده و اینک ادامه ی حکایت تبعید سردار یارمحمد خان کرمانشاهی که از مجاری چندگانه و مربوطه پیگیری می شود :
رحیم رییس نیا در مورد تبعید یارمحمد خان و حیدرعمو اوغلی
و ... نوشته است :
سپهدار با سوء استفاده از اختیارات اعطایی ، حیدرخان و یارمحمد خان و چند نفر دیگر را هم از اقلیت بیرون
کردند ، عجالتاً یکی در اصفهان و یکی در کرمانشاهان
مشغولند (3) و ادامه داده است :
یارمحمد خان شب عید 1290 به دستور رییس الوزراء دستگیر شد و به شهادت میرعماد نقیب زاده ی تبریزی که یکی از یارانش بوده در برابر تهدید دار و دسته ی سپهدار این بیت را خواند :
« گرما ز سربریده می ترسیدیم
در مجلس عاشقان نمی رقصیدیم...»
ادامه دارد
ــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت های ارجاعی :
1- خاطرات و اسناد مستشارالدوله صادق ـ مجموعه دوم ـ
اسناد مشروطه 1325- 1331 ـ به کوشش ایرج افشار ـ انتشارات فردوسی و انتشارات ایران و اسلام ـ چاپ اول ـ 1362 ـ تهران ـ ص 313
2- همان ـ صص 315-316-317-318
3- حیدرعمو اوغلی در گذر از طوفان ها ـ رحیم رییس نیا ـ
نشر دنیا ـ چاپ اول ـ سال 1360- تهران ـ صص 167 و 191 با 196 به نقل از روزنامه ایران نو ـ این روزنامه ارگان حزب دموکرات و در دست سوسیال دموکرات ها بوده
و مسوول و صاحب امتیاز آن ، محمد امین رسول زاده
بوده است .
در توضیح بیشتر پیرامون بی پایه و اساس بودن مطلب کتاب نهضت مشروطیت در کرمانشاه و کنگاور که مصحح یادداشت های مرحوم معتمدی با آن همه ادعای فضل نسبت به حداقلی از توضیح واضحات در مورد عدم وجود دشمنی بین سردار یارمحمد خان کرمانشاهی و یپرم خان ارمنی از کتاب مجاهدان مشروطه هم می خوانیم :
... یپرم فداییان ارمنی را تقویت کرد و کوشید تا مجاهدانی را که خود پراکنده بود ، دوباره گرد بیاورد . به اصرار وی نایب السلطنه از یارمحمد خان دعوت کرد که از کرمانشاه به پایتخت بیاید ، وی در ماه شوال = مهر ، وارد تهران شد و در خانه ی یفرم اقامت گزید.... ـ ص 263 ـ دکتر سهراب یزدانی ـ نشر نی ـ سال 1388 ـ تهران .

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 − 2 =

6 + 3 =