تاريخ تحولات سياسي كرمانشاهان از مشروطيت تا جنگ جهاني اول

نوشته اردشير كشاورز

بخش  صد و نه

درمباحث پیشین گفته شد با بازگشت محمد علی شاه مخلوع به ایران ، میان ترکمن های قجری ، بندرگمیشان در استرآباد یا گرگان ، مراکز تراکمه با ایجاد تسهیلاتی که دولت روس تزاری و تمهیداتی که اندیشیده بود ، اعم از جنگ افزار بسیار در کشتی حامل شاه مخلوع و درجعبه های
حاوی آب معدنی و اطلاق کشتی تجاری برکشتی های مورد بحث و همچنین اطلاق نام خلیل تاجر بغدادی و تغییر هیأت ظاهری محمد علی شاه و نهادن ریش و پیش از ورود آنان ، کارگزاران روسی اعم از کنسول ها و آگنت ها و دیگر عمله و اَکره ی مزدور روس و اجیر کردن و جذب افراد و سران ایلات و عشایر چون ترکمن و کُرد و لک و لر و فارس و غیر اینها غایله ی بازگشت محمد علی شاه مخلوع را در شمال کشور شکل بخشید.
و در غرب نیز سالار الدوله با جذب و تحبیب سران و سرداران عشایری و روسای افواج نظامی دولتی و در مرکز کشور ، برادر سوم یا فرزند سوم مظفرالدینشاه ملک منصور میرزای شعاع السلطنه که تبعه ی روس به شمار می رفت ،
به کارشکنی و یارگیری رجال دولتی هواخواه وضعیت استبداد پیشین چون سپهدار تنکابنی ، میرزا احمد خان علاء الدوله و دیگران پرداخته ، وضعیت جاری کشور را دچار بحرانی حاد ساخته و از هر گوشه ای نغمه ای
ناکوک ساز گردید .
سالارالدوله با تجمیع و گردآوری نیروهای عشایری بسیاری از کُرد و لک و لر در هنگامه ی درگیری محمد علی میرزا در شمال کشور ، با سران دولتی ، در تلگرافاتی که به محمد علی شاه مخلوع مخابره می کرد ، او را سلطان و شاهنشاه می دانست و اما بعد از شکست سران اردوی شاه مخلوع ، این بار سلطنت را از آن خود دانسته و علیرغم نیروهای همراه برادرش ، خود را سلطان و شاه خوانده ، با عنوان ابوالفتح شاه ، برادامه ی فتنه خونین خود اصرار
می ورزید و از این روی با اتراق در کنگاور و حرکت به جانب نهاوند و تغییر مسیر که پیش تر علت آن توضیح داده شد ، در انتظار اردوی لرستان و نظرعلیخان امراشرف امرایی ، در نهاوند اتراق کرد.
از این روی به تشریح احوال اردوی لرستان و پی گیری حوادث مربوطه از آثار تاریخی می پردازیم :
معجزی دراین مورد نوشته است :
اردوی اول که شامل اکثریت سواران لرستانی بود ، به ریاست نظرعلیخان امیر اشرف حرکت کرده و عناصر این اردو عبارت بودند از سواران امرایی ، سوری ،گراوند ، اولاد قباد ، قرعلیوند ، آزاد بخت ، زرونی ، کونانی ، آینه وند (آدینه وند) ، نورعلی ، میربگ ، کرمعلی ، فلک الدین ، چواری ، ایوتوند ، قسمتی از طایفه کاکاوند ابراهیم خان و طوایف و تیره های رومشکان سرطرهان و طوایف مختلف چگنی از قبیل طولابی ، طهماسب ، میرزاوند و دهها تیره و طایفه دیگر از این اردو از کوهدشت وارد منطقه چگنی و قلایی شده ، عازم الشتر گردید تا از طریق خاوه به نهاوند رفته ، به اردوی شاهزاده که در کنگاور اطراق کرده و انتظار ورود امیر اشرف و اردوی اعزامی والی پشتکوه را داشت که تحت سرپرستی غلامشاه خان (سردار اشرف ) پسر والی حرکت کرده بود ، خود والی ظاهراً به این بهانه شرکت نکرده بود که سالار الدوله به امیر اشرف اختیار زیادی داده بود از اعیان و متنفذین شهر خرم آباد معین السلطنه چاغروند و صید والی خان والی زاده هم با عده ای سوار عازم حرکت به کنگاور بوده . (2)
ادامه دارد
ــــــــــــــــــــــ
پی نوشت های ارجاعی :
1- درکتاب لرستان در روزگار قاجار ، ذیل مبحث مذاکرات سالارالدوله با سران عشایر برای نگاهداری کرمانشاه مطالبی آمده است که در پیوند با حرکت سالار الدوله از کرمانشاه به بیستون ، صحنه و کنگاور مرتبط است .
این مطالب حول اندیشه ی سالار الدوله د رجهت تعیین جانشین خود درکرمانشاه و حرکت به تهران چرخش دارد که پیگیر می باشیم :
سالار الدوله فرستاد داوودخان کلهر و شرف الملک
( سلیمان خان شرف الملک اردلان کردستانی حاکم روانسر و ... ) و نماینده نظرعلیخان امیراشرف را حاضر کرده و به آنها گفت آیا می توانند ظرف یک هفته عضدالسلطان (ابوالفضل میرزا فرزند دیگر مظفرالدینشاه )
را از اراک آورده تا شهر کرمانشاه را در مدتی که ما در تهران هستیم نگاهداری کند ؟
آنها متعذر به این عذر که درحال حاضر قوای بختیاری بین عراق (اراک) و کرمانشاه را گرفته ، قبول مأموریت نکرده و اما آیت اله شیخ محمد مردوخ کردستانی اظهار داشته
گو اینکه تأخیر در حمله ی به تهران کار شامات را
همان طور به خودش تلگراف کرده خراب می کند ، اما من می پذیرم با کاغذ شما مأموریت را انجام دهم .
مردوخ که در متن نوشته امام جمعه خطاب شده است روز چهاردهم شعبان 1329 قمری حرکت و در بیرون شهر کرمانشاه به همراهان توصیه می کند تا رسیدن به اراک هرکس پرسید این آخوند کیست و کجا می رود بگویید امام جمعه کردستان است و از طرف سالارالدوله می رود اراک تا قراری در جهت جلوگیری از جنگ و آدم کشی
با سران دولتی بدهد.
در نزدیکی قریه دولت آباد ملایر متوجه می شوند
امیر مفخم بختیاری با پانصد سوار در آنجاست و
به هر صورت در روز 17 شعبان 1329 به قریه آستانه محل توقف و منزلگاه عضدالسلطان رسیده و با تسلیم مکتوب سالارالدوله موضوع را یادآوری و اما امام جمعه تأکید کردند لازم است قبل از حرکت به کرمانشاه ، دیداری با زین العابدین خان امیر افخم همدانی ( دراینجا معجزی به جای امیر افخم ، امیر مفخم نوشته است که صورت مسأله به کلی دگرگون شده ) حاکم اراک داشته باشیم.
تمهیدات اندیشیده شده نتیجه داد و دیداری در محلی به نام باغ قنات دست می دهد و امام جمعه با بیاناتی رسا و شیوا از اقتدار سالار الدوله توصیف به عمل آورد که امیر افخم همدانی متصور شد در برابر نیروی سالارالدوله ، تهران تاب ایستادگی نداشته و تمام قوای مرکز در همان حمله نخست نابود خواهد شد و در ظرف تنها یک روز شهر
تهران و دولت مشروطه سقوط خواهد کرد و محمد علی شاه
بر اریکه سلطنت جلوس خواهد نمود و او را تشویق به دیدار با سالار الدوله کرد .
اما امیر افخم همدانی با توجه به جنگ نهاوند در سال 1325 قمری خودش با سالارالدوله و دستگیری سالارالدوله توسط او ، و ... در پاسخ به مطالب امام جمعه این بیت را توأم با قهقهه خنده ، خوانده :
هرچند با من دشمنی جای تو در دل داده ام
مهمان صاحب خانه کش در خانه منزل داده ام
و اظهار داشت : معلوم است می خواهید مرا به کشتن بدهید ، مگر شما سابقه مرا با سالارالدوله نمی دانید ؟و...
وانگهی من خبر دارم روز 14 شعبان ، معین همایون بختیاری
اردوی رشید السلطان را در فیروزکوه شکست داده و خود رشید السلطان هم دستگیر شده است ، امام جمعه هم جواب داد اگر خود محمد علی شاه هم شکست بخورد، گردی به دامان کبریایی سالارالدوله نخواهد نشست ، زیرا امروز قریب بیست و پنج هزار نفر عشایر جاف و کلهر و سنجابی و کردستانی و لرستانی و پشتکوهی همه طرفدار رژيم استبدادی شده و در رکاب شاهزاده آماده اند و با استحضاری که خود شما از قوای مرکزی دولت دارید ، تصدیق می فرمایید که مگر شکست خدایی کارسالار الدوله
را خراب کند و سالار الدوله هیچ احتیاجی به نیروی
محمد علی شاه ندارد .
در آنجا اوراقی که از جانب مجلس شورای ملی دوره دوم
چاپ و منتشر شده بود در مورد جوایز تعیین شده پیرامون
دستگیری و محمد علی شاه و سالار الدوله و شعاع السلطنه
از طرف امیر افخم همدانی به امام جمعه تحویل و رهسپار کرمانشاه شده و شب بیست و سوم شعبان 1329 وارد کنگاور
شده ، در منزل ساری اصلان ورود خود را به سالارالدوله اطلاع دادند.
فردا شب 24شعبان وارد صحنه شده ، از دور چراغ هایی که ردیف بوده و مانند خیابان می نمودند ، مشاهده و مشخص شد علی رضا خان گروسی با فوج گروس به استقبال آمده و با توجه به رسیدن شب تمامی فوج هر چهار نفر در میان یک دانه شمع گچی به دست گرفته در طرفین جاده صف کشیده و ...
فردا 24 شعبان 1329 از صحنه حرکت به جانب کرمانشاه و در هر نقطه با استقبال عده ای مواجه می شدند.
داوودخان سردار مظفر کلهر با تمام قوای خود ،
فوج ظفر کردستان تحت ریاست حاج محمد خان اردلان
ارفع الملک و در میان موج جمعیت هردم بیشتر در کرمانشاه وارد دار الحکومه شدند و تصور این بود مگر
ممکن است در برابر هجوم چنین اردوی عظیمی ، بتوان
یارای مقاومت داشت .در دار الحکومه امام جمعه
کردستان اوراق مجلس را به سالار الدوله تسلیم
کرد و .... ـ همان ـ صص 432 تا 438 به اختصار
و تلفیق.
2- همان ـ ص 456 و زیرنویس یک صفحه 457 و ...

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

28 + = 37