تاريخ تحولات سياسي كرمانشاهان از مشروطيت تا جنگ جهاني اول

مشروح خبر

نوشته اردشير كشاورز

بخش  صد و ده

درمباحث بخش های پیشین این کنکاش ، همچنان سیر روبه جلوی مدار مطالبی بر پایه ی لشکرکشی و تهاجم سالارالدوله از غرب کشور به مرکز چرخش و گردش داشته و گفتیم با توجه به فعل و انفعالات حاصله از جانب پسران مظفرالدینشاه که تهران در خطر اشغال نیروهای طرفدار شاه مخلوع و شعاع السلطنه برادرش قرار گرفته و مردم پایتخت از بیم یورش و چپاول ترکمانان همراه محمد علی میرزا در واهمه ی
سخت و فرار از منازل خود به سرمی بردند ، بنا به پیشنهاد مسترشوستر آمریکایی رییس مالیه ی کشوری قانونی از جانب مجلس شورای ملی دوره ی دوم
به تصویب رسید که تا حدی در آن آشفته بازار موثر و مفید افتاد.
متن قانون مذکور به این صورت در کتاب اختناق ایران آمده است :
« چهارم شهر شعبان 1329 ـ برحسب رأی مجلس مقدس اعلان می شود : کسانی که محمد علی میرزا را اعدام (ترور) یا دستگیر نمایند ، یکصد هزار تومان به آنها داده می شود. کسانی که شعاع السلطنه را اعدام یا دستگیر نمایند ، بیست و پنج هزار تومان به آنها داده می شود ، کسانی که سالارالدوله را اعدام یا دستگیر نمایند ، بیست و پنج هزار تومان به آنها داده می شود و .... رییس الوزرا » (1)
سالارالدوله پس از آگاهی و قرائت متن اعلان مبادرت به تلگراف ذیل به مجلس شورای ملی کرده است :
« تهران هیأت جامعه ی محترمه مجلس ملی را زحمات افزا می شویم.
از کردستان تلگراف کردم ، جوابی ندادید و به جای این که ملتفت نکات آن تلگراف بوده و به حال مملکت با یک دوربین حقیقت بینی نگاه کنید و چاره رفع امراضی که خود باعث آن شده اید بجویید ، تدبیری که کرده اید رأی به کشتن من و دادن رشوه به کشنده من داده اید . با اینکه من خود به پای خویش برای کشته شدن و فدا شدن به این آب و خاک آمده ام ، ولی این را ندانسته اید که ایرانیان حقیقی ، خداشناس و هرگز به نُعمای صد و پنجاه ساله ی قاجاریه کفران نکرده ،
خصوصاً نسبت به اولاد مرحوم مظفرالدینشاه نوراله مُضجه سوء قصدی نخواهند داشت ، زیرا ایرنیان به منزله برادران ما و کلاً فرزند پادشاه که سایه برگزیده خداست هستند و نسبت به یکدیگر خلافی نمی کنیم ،
گویا اجازه به هم مسلک و طریقه خودتان داده اید ،
نقلی ندارد ، دعاهای سی کرور ایرانیان حافظ ماها
بوده است ، اما کشته شدن من چاره و وضع حاضر دولت و ملت ایران را که تماماً و کلاً رعایای آن هستید نمی کند .
وظیفه خداشناسی و حفظ حقوق این بیچاره ها که حقوق خود را به شما واگذار کرده اند ، این است که اعتراض شخصی را کنار بگذارید و ترک هوا و هوس شخصی خودتان را بکنید .
قدری به حال حاضر این مملکت و این رعیت بدبخت فکر کنید . چنانچه درآن دوره اول وکلای مجلس به التماس و نصایح اعلیحضرت اقدس محمد علی شاه ارواحنا فداه گوش ندادند ، و کلای آن دوره به محض پیشرفت مقاصد فاسد خودشان مغرور به اشرار دوره ی خودشان شدند و آنچه کردند عاقبت ، خودشان گرفتار وخامت آن گردیدند .
دو سال تمام در تمام ایران خون ها جاری و خانه ها
خراب شد تا عاقبت بعد از استعفای اعلیحضرت به گمان این که دیگر رفع معایب می شود بالعکس چنانچه امروز نه تنها اهالی اروپا و آسیا و آمریکا تصدیق دارند ، بلکه وحشی های آفریقا هم منکر نیستند که صدهزار مرتبه بدتر شد .
حالا صریح می نویسم چند سوار بختیاری و چند نفر الواط تهران ، دولت ایران را منظم نخواهد کرد ، دو هزار سوار
بختیاری سه ماه است شب و روز تلاش می کنند از عهده
یک طایفه مال اسد که یک تیره از بیراوند است برنیامدند.
عاقب فراراً به بروجرد آمدند . به علاوه خود بختیاری ها می دانند که اگر آن اقدام تهران از آنها پیشرفت کرده به واسطه رنجشی بود که عموم ما از اعلیحضرت
محمد علی شاه داشتیم ، والا چطور ممکن است اهالی ایران زیر بار این مهملات بروند .
آقایان وکلا ، به حق خدایی که جان من و همه مخلوق در یدی قدرت اوست ، شماها باعث ریختن خون این مسلمانان شده اید و خواهید شد . بالأخره نتیجه چه خواهد داشت . اعلیحضرت قدر قدرت محمد علی شاه این دو روزه وارد تهران می شوند . من هم خواه صحیح بدانید خواه اغراق تصور کنید ، با سی هزار نفر اگر زیاد نباشد ، کمتر نیست ، فردا حرکت می کنم ، البته شماها
بی خبر هستید و به شماها حقیقت را نگفته اند .
از دروازه کرمانشاه الی نوبران ، متصل اردو است که در حرکت است ، در آذربایجان شاهسون و شجاع الدوله ،
در گروس متجاوز از سه هزار سوار و چهار هزار پیاده که به آنها حکم شده از راه زنجان عازم تهران شوند ،
تصور بفرمایید تا تهران این جمعیت و این اردو چه خرابی ها
خواهند رسانید و ازاین خط به مردم چه خواهد گذشت ؟
به حال این مردم که آنها را آلت پیشرفت مقاصد خود کرده اید ، دلتان بسوزد ، زیرا عندا... و عندالرسول به قید خشم و قرآن مسوول و حافظ قشون آنها شده اید.
به حق پروردگار هرگز صرفه نخواهد بود گوش به مهملات پاره مغرضین ندهید ، چاره ای بکنید که ایران از این ویرانی خلاص شود .
مملکت صاحب یک پادشاه و یک مجلس ملی و یک ترتیب صحیحی بشود ، این حرکات شماها جز این که روز به روز کار را بدتر کند ، فایده دیگری ندارد ، منتها
تا ده روز دیگر هم به همین حال بمانَد و با تأییدات الهی این موهومات پرستی شماها ده روز دیگر به هم خواهد خورد ، صاحب مملکت انشاءا... به پایتخت مملکت وارد خواهد شد.
ترتیب صحیحی برای مجلس ، دولت و ملت خواهد داد
خوب است این خدمت از دست شما به نوع و آب و خاک خودمان جاری شود ، این استعداد که ده روز است متصل درحرکت هستند ، تا حال در خانه های خودشان بودند ، بد یا خوب گذشت . من که مثل شماها مالیات یک مملکت ایران یا گمرک یا بانک در دست ندارم که متصل پول بدهم این مخارج ، این آذوقه ، این جمعیت معلوم است که ضرر و خسارتش به رعیت می رسد .
چرا راضی می شوید که این بیچاره ها با این عدم محصول در زیردست و پا پایمان شوند ؟ خلاصه هرگاه میل دارید به تلگرافخانه بیایید ، من هم می آیم.
مذاکرات لازم می شود ، آن وقت با یکی دو هزار سوار زبده می آیم به خاک پای مبارک اعلیحضرت اقدس محمد علی شاه ارواحناه فداه مشرف می شوم.
امورات را به طورخوش و خوبی اصلاح می کنم ، ذات مقدس
شاهانه به قید قسم وعده همه نوع لطف و مرحمت پدرانه به ایرانیان فرموده اند ، بعد ازتشریف فرمایی به پایتخت به عهد خود وفا خواهند فرمود . اگر جوابی ندهید
و چاره تدبیر را بی اعتنایی بدانید ، به تصور این که فلان آقا برای کشتن سالار الدوله یا شعاع السلطنه رفته یا سردار محی مأمور شده یا فلان فکلی چه وعده کرده و الله بالله تالله (تلا در لفظ رایج عوام ) جُز به مسخره
به شماها و خرابی ایران هیچ فایده ای ندارد ، زیرا شماها
با خواست قادر متعال می جنگید و این محال است که موفق شوید با دلایلی که در دست دارم به جد
می نویسم با کمال قدرت قلب است ، اگر شماها غرض را کنار بگذارید ، هیچ یک از شماها نخواهید بود که این اظهارات مرا تصدیق نکند.
بالجمله برای اتمام حجت این تلگراف را می کنم ، سواد آن را هم به قونسول خانه های خارجه مقیم کرمانشاه فرستادم ، اگر تا عصر جواب نرسد ، صبح حرکت خواهم
کرد و حال مختارید و منظورم این است که ملل عالم در جراید این تلگراف را ملاحظه کنند و بدانند که باعث ریختن خون مردم و خرابی خانه آنها نشدیم ، شما باعث شده اید.
به علمای عتبات عالیات هم سواد این تلگراف را مخابره نمودم ـ سالارالدوله قاجار » (2)
ادامه دارد
ـــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت های ارجاعی :
1- اختناق ایران ـ موگان شوستر آمریکایی ، ترجمه ابوالحسن موسوی شوشتری ، با تصحیح و مقدمه و حواشی و اسناد محرمانه منتشر نشده درایران ـ توسط فرامرز برزگر ، اسمعیل رائین ـ ناشر بنگاه مطبوعاتی صفی علیشاه ، شماره ثبت در کتابخانه ملی 489-مورخ 10/4/51 ـ چاپ دوم آبان 1351 ـ تهران ـ ص 158
2-لرستان درروزگارقاجارـ پیشین،صص 439 تا 441

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده + 16 =

3 + 7 =