تاريخ تحولات سياسي كرمانشاهان از مشروطيت تا جنگ جهاني اول

مشروح خبر

نوشته اردشير كشاورز

بخش  صد و چهارده

درنوبت پیشین از آغاز تحرکات نیروهای عشایری همراه سالارالدوله و حرکت آنان از نهاوند به جانب ملایر و برخورد آغازین قوای سالارالدوله با لطف علیخان امیرمفخم بختیاری حاکم بروجرد و لرستان و مرتضی قلیخان بختیاری حاکم ملایر در
دولت آباد و گردنه بوداری ملایر مطالبی را بازگفتیم که در نهایت شکست متوجه قوای دولتی تحت امر سرداران بختیاری و پیروزی و توفیق نصیب پیش آهنگان
اردوی سالارالدوله گردید .
از این روی به استناد مطالب کتاب امیرمخصوص کلهر می خوانیم : « اردوی غرب که تعداد نفرات آن را بالغ برسی هزارتن و 16 عراده توپ نوشته اند ، پس از
پیروزی سهل و ساده ی آن چنانی ، حرکت خود را به جانب سلطان آباد اراک ادامه داده (شاید بخشی از آن نیروها ) تداوم بخشیده و در 20 رمضان 1329 قمری
پیروزی وحرکت سپاهیان خود را به جانب ساوه و هزیمت امیرمفخم به اشناخور بختیاری به برادرش ابوالفضل میرزای عضدالسلطان ، که در غیاب او ، حاکم کرمانشاهان بوده است ، اطلاع می دهد .
در اکثری از منابع تاریخی ، تعداد نیروهای سالارالدوله را رقمی حدود سی هزار نوشته و ابوالحسن پیرنیا
(معاضد السلطنه ) وزیر پست و تلگراف دولت
صمصام السلطنه بختیاری در پاسخ ایرادهای شیخ محمد خیابانی نماینده مردم تبریز در مجلس ، جلسه 331 ـ روز دوشنبه 26 ذی الحجه 1329 قمری نیز همین رقم سی هزار را ذکر کرده . » (1)
دکتر مهدی ملک زاده در فصل بیست و پنجم کتاب ششم تاریخ انقلاب مشروطیت ایران پیرامون تعداد طرفداران و یا رقم نیروهای سالارالدوله نوشته است :
« به محض انتشار خبر فتح اردوی سالارالدوله در ملایر ،
هزارها نفر از افراد کُرد و لر با خوانین و سرکردگان خود به سالارالدوله ملحق شدند و در اندک زمان ، قشون سالارالدوله از سی هزار نفر تجاوز کرد .» (2)
کسروی حرکت سالارالدوله را روز سی و یکم مرداد
با 9 دستگاه توپ (3) و با سپاه بی شمار ذکر کرده و متذکر
شده است :
« با بیرون شدن از کرمانشاه در تلگرافی به مجلس گفته بود :
من خواه باور کنید یا نکنید با سی هزار نفر از دروازه های کرمانشاه گرفته تا نوبران با قشون درحرکت می باشم.» (4)
کسروی در ادامه ی مطلب آورده است :
شمار همراهان او را ده هزار نوشته اند و خود وی
سی هزار گفته است ، لیکن دسته های بی شمار بس انبوهی بودند و همین که هیاهو افتاده بود او آهنگ تهران را دارد ، گروه گروه لران و کُردان و دیگران به آرزوی تاراج از پشت سر او می آمدند.
یکی از آنان که با وی بوده است می گوید :
« اگربگویم صد هزارتن همراه بود ، دروغ نیست ، چیزی که هست ، اینان یک توده به سامانی نبوده و با هم پیوستگی نداشتند که کسی به شمار درست آنان بپردازد .
یک گروه بیست و سی هزار تنی که می شد نام سپاه به آنان نهاد ، در پیش و دسته های دیگری را پراکنده
و بی سامان از پشت سرآنان راه می پیمودند و این است سراسر راه از کرمانشاه تانوبران از چند فرسنگ تا
چند فرسنگ همه تاراج کردند. این بود چگونگی سپاه آن جوان نادان . » (5)
جنگ باغ شاه ساوه :
سالارالدوله سلطان آباد اراک را نیز در اختیار گرفته و دسته هایی از نیروهایش به نوبران ورود کردند. تشریح وقایع تهاجم سالارالدوله به جانب تهران با توجه به تعدد و تفکیک نیروهای همراهش و عدم هماهنگی آنان با یکدیگر و جداگانه عمل کردن سپاه عظیم شاهزاده درجهت مقابله با بخش هایی از نیروهای دولتی دو پیامد را در متن تاریخ به جای مانده به ثبت رسانیده است :
اول اینکه تشریح وقایع به دلخواه سرداران بختیاری و ارمنی به صورت مخابره تلگراف به مقامات مرکزی و ثبت جانبدارانه ی حوادث میدان های جنگ ، موجب نگارش مطالب تاریخی چندگانه توسط مورخان شده است .
کسروی به صورتی ، ملک زاده به شرحی و دیگران در تاریخ های محلی و یادداشت های خود نیز هریک
به جهتی به نگارش وقایع پرداخته اند و در عین حال یک نتیجه درست واحد اخذ نشده است .
دوم اینکه با توجه به نقل حوادث توسط نیروهای هر ایل و عشیره به صورت راویان مطالب هریک برداشت خود را داشته و به ذکر حوادث چه به صورت دلخواه و چه
به نفع دسته و تیره و ایل و عشیره ی خود متذکر به بیان رخدادها شده اند .
از این روی نگارندگان مباحث در زمان های گوناگون در کسوت پژوهشگر نیز ناگزیر است به ثبت چند گانه ی
مطالب گفته شده بپردازد و در این میانه واقعیت امر هرچه بوده است ، یا لوث شده و یا حقیقت مطلب شاید گفته نشده باشد و از این روی صاحب این قلم نیز تابع همان امر بوده و گریز و گزیری دراین راستا نداشته است.
و می دانیم با پیشروی نیروهای سالارالدوله و ورود
دسته هایی از آنان به نقاط گوناگون منطقه و رخداد
پاره ای از فعل و انفعالات حاصله ، تعدد وقایع چندی نیز صورت گرفته و در مقابل سالارالدوله می کوشیده است با توجه به پیشروی نیروهای محمدعلی شاه مخلوع که برابر شایعات و یا محتوای تلگراف های مخابره شده حتی پیش آهنگان اردوی سنگین ارشد الدوله
فرماندهی کل قوای شاه مخلوع که در رویای تصرف تهران خواب صدارت وعده داده شده را می دیده و به خیاطان تهران سفارش دوخت و تهیه ی لباس و
جُبه ی صدارت عظمایی خود را داده بود ، تا ایوان کیف (کی) رسیده بودند و در این راه از حمایت و مساعدت نیروهای روسی بهره مند شده ، پس از مصوبه ی
مجلس شورای ملی دوره ی دوم و تعیین جایزه ی ترور شاه مخلوع و برادرانش و شاید عدم همراهی انگلیس با روس ، ورق در جهت عکس موضوع و شکست قوای محمد علی شاه برمی گردد.
سالارالدوله با آگاهی از صورت اوضاع وقایع که تا آن زمان سلطنت را از برای شاه مخلوع برادرش می خواست ،
به یکباره با توجه به تحصیل خبر شکست اردوهای
محمد علی میرزا و ابلاغ تلگراف مجلس نغمه گر سازی جدید
شده و ازآن پس سلطنت را برای خود خواسته و به جای ابوالفتح میرزا ، ابوالفتح شاه خواند و با تغییر سجع مُهرش :
« سکه بر زر می زند سالار دین
یاورش باشد امیرامومنین »
در ترفندی نابکارانه و با توجه به تسخیر سلطان آباد اراک کوشید تا آنچه را که از لحظه ی ورود به ایران ، کردستان ،
کرمانشاهان و ... برابر اقدامات و عملکردش تثبیت و تحکیم بیشتری ببخشد و می دانیم با توجه به پیشرفت های اولیه ی ارشد الدوله سردار شاه مخلوع ، سالارالدوله برآن شده بود تا همچنان کرمانشاهان را در اختیار داشته باشد ، چرا که کردستان ، کرمانشاهان و لرستان را بنا به محاسبات انجام شده ی خود در اختیار گرفته بود و با توجه به اینکه لرستان پشتکوه والی را هم از رهگذر همکاری پدر همسر خود غلامرضا خان والی پشتکوه از آن خود می دانست و همدان را نیز قبلاً مُسخر داشته بود و بنا به همان محاسبات خوزستان هم از حیطه ی اختیاراتش بیرون نبود و در هر صورت این ایالت ها بخش عمده ای از خاک ممالک محروسه ی
ایران محسوب می شد ، (6) بعد از شکست های از پی هم شاع مخلوع خود را ابتدا شاهنشاه ممالک ثلث یعنی همان بخش های موصوف دانسته و سپس و به تدریج شاهنشاه کل ممالک محروسه ایران ، ابوالفتح شاه قاجار نامید.
در هر حال درآثار تاریخی به این صورت می خوانیم :
سالارالدوله برای پیشرفت کار خود ابتدا پیش جنگی و تعرض نیروهای خود به دشمن را به نظرعلی خان امیراشرف امرایی داده ، در حالی که قبلاً گفته ایم سپهسالار کل اردوی شاهزاده ، داوودخان سردارمظفر کلهر با لقب جدید اعطایی امیراعظم از جانب سالارالدوله بوده است و لذا بررسی و تحلیل موضوع نیاز به مجال داشته که به نوبت بعدی وامی نهیم ...
ادامه دارد
ـــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت های ارجاعی :
1- کتاب امیرمخصوص کلهر ـ اردشیرکشاورز ـ جلد اول ـ پیشین ـ ص 183
2- تاریخ انقلاب مشروطیت ایران ـ دکتر مهدی ملک زاده
پیشین ـ ص 1400
3- توپ های موجود در اردوی سالارالدوله ، تعدادی از آنها مربوط به افواج نظامی عشایری از جمله فوج عشایری گروس تحت امر حاج علی رضا خان گروسی بوده و تعدادی نیز پس از شکست سپاهیان دولتی
تحت امر امیر مفخم بختیاری به دست آورده شده بود.
4- تاریخ هیجده ساله آذربایجان ـ سید احمد کسروی پیشین ـ ص 190
5- همان ـ همان صفحه
6- لرستان در روزگار قاجار ـ معجزی ـ پیشین ـ جلد اول ـ ص 431

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 − پنج =

9 + 1 =