تاريخ تحولات سياسي كرمانشاهان از مشروطيت تا جنگ جهاني اول

مشروح خبر

نوشته اردشير كشاورز

بخش  صد و بیست

درنوبت پیشین به استناد نگاشته ای از مستر مورگان شوستر آمریکایی مسوول تشکیلات مالیه ای ایران که در کتاب اختناق ایران آمده است ، مطالبی دال برمیزان شش هزارتن نیروی طرفدار سالارالدوله و کمتر از دو هزارتن قشون داوطلبان ملی ، مجاهدان و سواران بختیاری و مجاهدان ارمنی تابع یپرم خان ارمنی رییس کل نظمیه مملکتی و حادثه ی جنگ بین دو گروه مورد بحث و دیگر موارد آمد .
در متن شوستر آورده شد که توضیحی پیرامون مطلب مذکور جهت آگاهی بیشتر ذهن خواننده ی
بزرگوار را ضروری دانسته که با نوشته هایی از روانشاد معجزی پی می گیریم :
گویا منظور مستر شوستر سواران پیش جنگ بوده که با نیروی اعزامی دولت در باغ شاه رزم کرده اند. برای این که به طور قطع سپاهیان سالارالدوله از سی هزارنفر کمتر نبوده و قسمت عمده اردو در نوبران بوده و به محض شنیدن خبر شکست سواران داوودخان کلهر و سایرین هم در نوبران روی اسب پریده و فرار کردند. (1)
درمورد الحاق دسته های عشایری ایلات و طوایف کرمانشاهان و لرستان به سالارالدوله و آن بخش
از نیروهایی که در اردوی نظرعلی خان امیراشرف جمع شده بودند ، برابر نوشته مرحوم معجزی
چنین می خوانیم :
همراهان امیراشرف که از سرکردگان و یا مردان معروف لرستانی بودند و قبلاً هم آنها را معرفی کردیم ، این اشخاص را می توان برشمرد :
الهیارخان گراوند و سام خان گراوند ، روسای طایفه ی
مهم گراوند و سایر خوانین طوایف گوناگون طرهان با محمودی بالاوند که در جنگ ساوه ، تیربه چشم او اصابت کرد. (2)
با احمد خان و خسروخان دلفانی ، سرهنگ موسی خان
حسنوند رییس تیره جهان سلطانی از مردان شجاع. (3)
غلامرضا خان سرهنگی پسر سرهنگ موسی خان ،
ملک احمد خان ، محمد قلیخان و فاضل خان چگنی ، شیخ علیخان بیرانوند از روسای ایل بیرانوند ،
غلامعلی خان بیرانوند از روسای ایل مهم بیرانوند و تقی خان سپهوند ، میرحاجی ، میرططر و میر رستم خان
از خوانین بالاگریوه ، صید والی خان و پسرانش از والی زادگان خرم آباد ، معین السلطنه و برادرزاده اش
جواد شجاع که بعدها چند دوره نماینده مجلس گردید از چاغروندها ، رستم خان و اسحاق خان طولابی و ناگفته نمانده باشد صید مهدی خان امیرالعشایر که مقتدرترین خوانین حسنوند محسوب می شده به اتفاق پسرش مهرعلیخان امیرمنظم نیز با عده کافی به اردوی سالارالدوله پیوسته و اما
بنا به خواسته ی امیراشرف ، سالارالدوله ،
صید مهدی خان و فرزندش را بی جهت توقیف و سواران همراه آنان با توجه به اقدام سبک شاهزاده و رنجش حاصله از اردوی شاهزاده قجر رنجیده خاطر شده ، متفرق گردیدند. (4)
پیرامون ادامه ی نبردها و صورت وضعیت مغفوله ی
نیروهای سالارالدوله که دست برتر را با توجه به غفلت سپاهیان سالارالدوله ، از آن قوای دولتی کرد ،
پیش تر مباحثی در طی کنکاش حاضر و در
بخش های گوناگون آن بازگفته ایم و اما ادامه ی کلام را که سخت جان دار و می تواند به واقعیت امر نزدیک باشد از نگاشته ی روان شاد معجزی به این صورت پی می گیریم .
و لذا معجزی در مورد تلاش ، مقاومت و پایداری نظرعلی خان امیر اشرف امرایی به جهت پیوند رشته ی
گسیخته ی انتظام امور نیروهای سالارالدوله ذیل مباحث پایداری و شروع جنگ ، نوشته است :
نظرعلی خان به مجرد ورود به کاریز فوراً به سواران خود فرمان داد سنگرها را بسته و از این روی طولی نکشید که تمام تپه و ماهورهای آن طرف ساوه و ناحیه ی کاریز به اشغال سواران نظرعلی خان امیراشرف درآمد و سنگرهای آنان دربرابر بختیاری ها
و مجاهدان تشکیل شده و الحاقی به سپاهیان پیشین دولتی حاضر در محل آراسته داشتند و بدین آتش جنگ شعله ور شد و لذا نظرعلی خان در یک سنگر و به اتفاق پنج تن مشغول تیراندازی گردیدند :
1- سبزعلی بازوند 2- ماکی رومانی (رومیانی)
3- صیدقاسم 4- محمد قاسم 5- گُرگجر
در حالیکه وضعیت نیروهای دولتی هم از حیث نفرات و هم از جهت وجود تسلیحات و تجهیزات
بر نیروی نظرعلی خان امتیاز برتر و بهتری داشته ، به جهت آن که سپاهیان دولتی توپ های اتریشی کارآمدی را دراختیار داشته که نیروی دولت را
به صورت کامل تقویت می کرد.
جنگ درگرماگرم شروع خود با انعکاس صدای شلیک تفنگ و مسلسل و توپخانه ، صحنه رزم را به جوش و هیجان آورده بود و در آن معرکه با توجه به آتش توپخانه دولتی که خیلی قوی می نموده است و وجود توپچی های کارآزموده و متخصص و ماهر که با دقت و مهارت بیشتری تیراندازی
می کردند ، لرستانی ها گواینکه قصد پایداری داشته ،
اما تیراندازی تفنگچیان ویژه و فدایی یپرم خان که درست به هدف می خورد ، دهشت عجیبی را بر وجود
تفنگداران لرستانی مستولی کرده بود و با توجه به این خصیصه که گفته شده است از ویژگی های رزم سواران طرهانی به شمار می رفته ، آنان همیشه ی زمان و در مرحله ی اول از خود به خوبی رشادت و شجاعت بروز می داده و به خوبی تمام هم
می جنگیده و اما اگر در همان مراحل اولیه کاری از پیش نبردند ، میدان رزم را خالی می کنند و در مقابل اما سواران و جنگجویان و مردان دلفان که بعد از قدری جنگ ، گرم می شوند و سپس دست به رزم می گشایند و چون تفنگچیان دلفانی با توجه به خصوصیات جنگی خود در شروع مرحله ی جنگ هنوز گرم نشده و طرهانی ها نیز در مرحله ی اول کاری از پیش نبرده بودند و مضاف براین موارد
غرش توپ های دولتی ، اکثریتی از رزم آوران
دلفان و طرهان و لرستانی را هلاک کرده و به زمین انداخته بود ، هول و هراس برجان آنان غالب شده ،
چون رده ی اول جنگجویان سنگرها را خالی کردند ،
طولی نکشید این مورد به همه سنگرها سرایت کرده و در نتیجه شکست متوجه اردوی لرستانی ها
گردیده و روی به گریز نهادند و در نهایت می شود گفت در آن لحظات پایانی همه رفته بودند و فقط یک سنگر پایداری می کرد که هفت تن سوار زبده ی
از جان گذشته بختیاری به سنگر موصوف یورش بردند و نظرعلی خان ، سواران را یکی بعد از
دیگری آماج اصابت گلوله قرارداده وخلاصه هر هفت تن ... .(5)
پیرامون شکست نیروهای طرفدار سالارالدوله ملاحظه
متن تلگراف های مخابره شده ی سرداران بختیاری و یپرم ارمنی به مرکز کشور که در کتاب تاریخ هیجده ساله آذربایجان نگاشته ی مرحوم سید احمد کسروی آمده است به خوبی می تواند روشنگر عمق قضایای مورد بحث باشد که از پی خواهیم آورد.
ادامه دارد
ـــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت های ارجاعی :
1- لرستان در روزگار قاجار ـ جلد یکم ـ معجزی ـ پیشین ـ زیرنویس 2 ص 477
2- بنا به گفته های معمران و بازماندگان مرحوم محمودی بالوند فرزند لطف علیخان بالوند ، اصابت گلوله به چانه ی محمودی بالوند بوده است نه چشم او.
3- معجزی ـ پیشین ـ ص 481
4- زیرنویس 1 ـ ص 481 ـ معجزی ـ همان
5- همان ـ ص 482

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 − 7 =

17 + = 20