تاريخ تحولات سياسي كرمانشاهان از مشروطيت تا جنگ جهاني اول

مشروح خبر

نوشته اردشير كشاورز

بخش  صد و بیست و سه

درادامه ی تشریح صحنه هایی از میدان های جنگ بین نیروهای دولتی و سپاهیان بی شمار سالارالدوله در باغ شاه ساوه و در بیان هرآنچه از آثار مکتوب برجای مانده و مطالب ثبت شده درکتاب های تاریخی به نظر می رسد تذکاراین موارد هست که به محض نزدیک شدن نیروهای دولتی اعزام شده از تهران حداقل دریک کیلومتری باغ شاه ساوه، یپرم از اسب پیاده شده و به نیروهای خود دستور توقف داده و سپس با دوربین برروی تپه های محاط و مجاور برمحل استقراراردوی سالارالدوله با دقت تمام، جوانب و ابعاد اردوی دشمن خود را از نظر گذرانیده و در نهایت به مجاهدان ارمنی که از شجاع ترین و ورزیده ترین جنگجویان آن اردو و در زمان مربوطه بودند و تعداد آنان را تا سیصد تن گفته
و نوشته اند و از طرفی یپرم ارمنی را تا تاحد پرستش دوست می داشتند، دستور داد بدون آن که توجه نفرات اردوی سالارالدوله را متوجه حضور و اقدام خود بکنند، واحد توپخانه به سرپرستی مسیوهاز آلمانی ،توپ ها را از نقاطی که مسلط بر اردوی شاهزاده قجر باشد مستقر و آمادگی لازم را تا زمان صدور دستور شلیک داشته باشند و به محض اشاره، اردوی عشایر کُرد و لک و لر و همراهان دیگرآنان را که چندین کیلومتر از اراضی منطقه را اشغال کرده بودند، آماج آتش گلوله ای توپ قراردهند .
با فرمان آتش و شروع حملات، شدت آتش به حدی بوده است که فضای کوه و دشت را به لرزه درآورده و دشمن جنگ نیازموده ی خسته از گرد راه رسیده ی
خواب آلوده متأثر از نشئه ی مکیّفات ، غافلگیر شده در وضعیت پریشان احوالی، سراسیمگی، اضطراب و دستپاچه ای خود با وحشت تمام هرآنچه که گریخت، گریخت و هرآنچه که ماند در اوضاعی نابسامان برای مقابله دست به صف آرایی زد. (1)
ضرورت بازگفتار این مورد محسوس می نماید :
اصولاً نیروهای دولتی چون از حیث کمی بسیار قلیل و ناچیز بودند ، حاضر به مقابله و رویارویی با سپاهیان سالارالدوله نشده و در پی انتهاز فرصت بوده تا به محض
اینکه آتش توپخانه ، اردوی عظیم شاهزاده قجر را از کار انداخت و متلاشی کرد ، از دو جناح ، برآنان یورش
بیاورند و لذا بعد از اینکه آتش بی امان توپخانه ی اردوی دولتی، دشمن را درهم کوبید و بدان صورت رشته انتظام آنان بعد از چهارساعت آتشباری از هم گسیخته شد، اردوی بختیاری تحت امرسردار ظفر
از جانب راست و اردوی سردار بهادر از طرف چپ تحت حمایت و پشتیبانی آتش توپخانه چون سیل بنیان کن هجوم آورده و متعاقب آن، مجاهدان ارمنی که در روی تپه ها موضع گرفته بودند از جانب دیگربنای پیشروی راگذاشته و به نحوی که پیشتر هم اشاره شده است، علیرغم اینکه دود باروت و گرد و غبار میدان جنگ فضای محیط را دربرگرفته بود و در واقع نه فضای میدان جنگ قابل مشاهده و رویت بود و نه آسمان محاط برآن منطقه ، اسب و سوار با هم و یا سوار و اسب جدای از یکدیگر چون برگ های درختان خزان زده
به زمین ریخته شده بودند .
همان چند کیلومتری که سواران و پیادگان کرد و لر و لک را درخود جای داده بود تا از راحت باش و استراحت بهره ای برده باشند، اینک قتلگاهی عظیم را پدیدآورده بود و در هر حال جنگجویان درپی راه گریزی بودند تا از آن آتش فرار را بر قرار بنا نهند و بنا به مستندات در میدان جنگ جز اجساد کشتگان و مجروحان و لش صدها اسب و اشیای غارتی، تنها مصیبتی بزرگ
به جای مانده بود.
مورخان ، غنایم جنگی ناشی از پیروزی قوای دولتی را شش ع راده توپ، مقدار زیادی تفنگ و مهمات جنگی و سیصد تن اسیر و ... نوشته اند. (2)
علل و عوامل شکست اردوی سالارالدوله را تا حدی
در بخش های پیشین به صورت نسبی بازگفته ایم و جهت ارائه ی توضیحات مکمل و بازشناخت و تذکار لغزش های تاریخی پاره ای از نویسندگان از جمله شادروان معجزی باید گفت چنین مطلبی که در تاریخ لرستان معجزی آمده به هیچوجه با واقعیت تاریخی موضوع موافقت ندارد و می خوانیم :
« روز ششم رمضان 1329 که میدان جنگ آراسته و تنور کارزار گرم شد، دولت آباد ملایر که میدان رزم امیر مفخم و قوای سالارالدوله شد، داوودخان کلهر
به جای نظرعلی خان امیراشرف، پیش جنگ شده بود ،
با سواران کلهر که هرکدام خود را با دو نفر برابر
می دانستند، به اردوی امیر مفخم حمله ورشده و آنها را به دَم آتش بستند.
با این که سواران کلهر از حیث اسلحه و ساز و برگ و لباس و اسب و زین و سایر تجهیزات رُجحان داشتند، متأسفانه در مقابل حملات قوای امیر مفخم و
مرتضی قلی خان و سواران بختیاری تاب مقاومت نیاوردند و فرار کردند. » (3)
این مطلب چنان که گفته شد لغزش تاریخی بوده و در کتاب گُرد کُرد و امیر مخصوص کلهر به این صورت آمده است :
سالارالدوله و اردوی وی 28 شعبان سال 1329 قمری برابر با 31 مرداد 1290 شمسی در دولت آباد و سپس در گردنه ی بوداری ملایر با افراد بختیاری و نفرات نظامی تحت فرمان امیر مفخم بختیاری حاکم بروجرد و لرستان و مرتضی قلیخان ( حاکم ملایر) مواجه شده و پس از آغاز درگیری به واسطه اینکه امیرمفخم در نهان خواهان بازگشت محمد علی شاه مخلوع و پیروزی سالارالدوله می بود، غفلتاً فرمان عقب نشینی داده و خود صحنه جنگ را ترک می نماید.(4)
و از کتاب امیر مخصوص کلهر هم می خوانیم :
نیروهای تحت سرپرستی امیراعظم کلهر(داوودخان) نظرعلی خان امیر اشرف و اکبرخان معاون لشکر در رمضان سال 1329 قمری برابر 15 شهریور 1290 خورشیدی
در دولت آباد و سپس در گردنه بوداری ملایر با افراد بختیاری
و نفرات نظامی تحت فرمان لطف علیخان امیرمفخم بختیاری حاکم بروجرد و لرستان و مرتضی قلیخان مواجه شده ، با آغاز درگیری بنا به آنچه نوشته اند به واسطه اینکه امیر مفخم در نهان خواهان بازگشت محمد علی شاه مخلوع و پیروزی سالار الدوله بوده است، غفلتاً فرمان عقب نشینی داده و خود صحنه جنگ را ترک می کند. در نتیجه نیروهای دولتی مغلوب و با به جای گذاشتن دویست کشته، متواری می گردند و تمامی سلاح و مهمات توپخانه ی آنان به دست
نیروهای عشایری غرب می افتد. (5)
اما شق ثالث برهان لغزش تاریخی روانشاد معجزی نگاشته ی مرحوم استاد غضنفری امرایی درکتاب تاریخ غضنفری است که مطالب شکست اردوی دولتی را تأیید و اما محل درگیری را مکان دیگری آورده .
به اتفاق می خوانیم :
« جنگ سالارالدوله با امیر مفخم بختیاری در
تنگ توره ـ امیر مفخم و صمصام بختیاری که به دستور دولت از سمت اراک با دو هزار سوار آزموده و چند عراده توپ به منظور نبرد با سالارالدوله حرکت کرده بودند، در تاریخ ششم رمضان 1339 قمری = دهم تیر 1290 شمسی به قریه شاه زند رسیدند.
سالارالدوله پس از دریافت این خبر، نظرعلیخان و داوودخان کلهر را به عنوان پیش جنگ تعیین و این دو متفقاً
به صوب اراک رهسپار شدند .در پشت تنگ توره، دو سپاه با
همدیگر تلاقی و در یک نبرد خونین درگیر شدند، سپاهیان لر و کلهردراین معرکه کاملاً به پیروزی رسیدند
و قوای بختیاری و متحدین آنها به کلی شکست خورده و تارومار شدند.
در پایان جنگ معلوم شد به واسطه پافشاری و استقامت فریقین افراد زیادی به قتل رسیده اند و سپاهیان فاتح، هزیمت یافتگان را تا نزدیکی اراک دنبال کردند.
دراین جنگ خونین، محمد رحیم خان گراوند( دوریشکه)
آن روز به پرچمدار سپاه دشمن حمله کرده، پس از قتل او،
پرچم را به دست آورده به غنیمت برد.توپ های دشمن
به دست سواران کلهر افتاد.با احراز این پیروزی توسط
دو سردار سپاه غرب، آنها به ملایر برگشتند و نتیجه را
به سالارالدوله گزارش دادند.فردای آن روزپرچم را به نظرعلیخان تسلیم کردند.» (6) ادامه دارد
ـــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت های ارجاعی :
1 و 2 ـ تاریخ انقلاب مشروطیت ایران ـ دکتر مهدی ملک زاده ـ پیشین ـ صص 1436-1437
3- تاریخ لرستان در روزگار قاجار ـ معجزی ـ پیشین ـ
صص 468-469
4- گُرد کُرد ـ کشاورز ـ چاپ دوم ـ پیشین ـ صص 78-79
5- امیرمخصوص کلهر ـ کشاورز ـ جلد اول ـ پیشین ـ
صص 182-183
6- تاریخ غضنفری ـ جلد اول ـ پیشین ـ ص 577

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × پنج =

4 + 5 =