تاريخ تحولات سياسي كرمانشاهان از مشروطيت تا جنگ جهاني اول

مشروح خبر

نوشته اردشير كشاورز

بخش  صد و سی و یک

درسلسله نگاشته های کتاب اول مجموعه ی حاضر که خود چهارکتاب را تشکیل می دهد و حاصل زحمات شبانه روزی ، پژوهش مستمر پنجاه ساله ای است از 1347 تا 1397 خورشیدی ، پیگیر وقایع مشروطیت ،
زمینه ها و عقبه ی آن تا پایان فتنه سالارالدوله
در رخداد جنگ های باغ شاه ساوه ، سال 1329 هجری قمری بودیم.
این نگاشته های بالغ بر پنج هزار صفحه تاکنون برای این قلم ره آوردهایی چنین داشته است :
ضعف مفرط بینایی ، لرزش دست ها، نداشت تاب و توش و توان ، در هم ریختگی سلسله اعصاب بدن، عدم تحرک ، قادر نبودن به راه رفتن لازم ، عدم توان رانندگی ،
ناراحتی های سرو گردن و دست ها ، دردهای مداوم شبانه و در کلیت امر دهن کجی زمانه که گاهی در روزگاران غدار گذار ، با ریشخند و سُخره ، تلاش
رنج بران وادی دانش تاریخ را پاداشی درخور و آن چنانی
که گفته شد می دهند و در این تاراج عمر و بیداد
زمانه ی ناپایدار، بدون اینکه چشم داشتی مادی از جانب کسی که دلسوز نا دلسوز فرهنگ بی صاحب
این دیار باشد ، شاید متوقع بوده ایم ، آنچه که ما با خون دل نوشته ، می نویسیم و به جای می گذاریم ،
ضرورت ماندگاری است برای آیندگان که از هویت پیشین خود آگاه گردند و فریب سراب های بی محتوا را نخورند .
و آنچه برای آیندگان بایستی مانا باشد ، همان گستره ی
ارضی ایران عزیز است ولاغیر و الا ما از متولیان فرهنگی کرمانشاهان که هیچ مسوول نا دلسوزی حتی یک برگ روزنامه هم نمی خواند ، انتظار نداریم ،
چرا که اینان در مصطبه های اشغال شده ی خود ، حتی قادر به انجام درست وظایف محوله نیستند ،
چه رسد به انتظار معجزه ای از عملکردشان در راه ارتقای فرهنگ منطقه و غرب کشور .
و لذا خوشتر آن هست که در ادامه ی کار بنشینیم و صبر پیش گیریم.
در هر صورت پیگیر موضوع ادامه ی فتنه های سالارالدوله در تاریخ و درکرمانشاهان بعد از وقایع ساوه ،
بوده و در نوشته های پیشین برای راستی نگاری در تاریخ ، به کرات وتا حد سررفتن حوصله ی خوانندگان بزرگوار به انتقال نوشته های تاریخی دیگر تاریخ نگاران در سطح وسیع بوده ایم که هریک به نحوی از انحاء، راست و یا دروغ ، نتایج لشکرکشی شاهزاده ی مخبط و هرج و مرج طلب قاجار سالارالدوله را در جهت محکوم کردن و تخطئه ی عملکرد نیروهای عشایری کرمانشاهان ، اعم از کلهر ، سنجابی ، گوران ، کلیایی، جاف ، اورامان و جمعیت های عمده ی لک، با اوصاف عدیده ی خیانت تعمدی و فرار از صحنه ها و میادین جنگ ، اخذ رشوه ذکر و تشریح کرده اندو
و در مقابل وظیفه ی راستی انگاری مطالب محتوایی تاریخ محلی ایجاب می کرده است پاسخ لازم ، واقع بینانه
مستند و حقیقی داده شود تا چه قبول افتد و در نهایت آن اظهار نظرهای تاریخ نگاران که هرکس مطالبی جدا و دور از نوشته های دیگران را در صحیفه ی خود آورده ،
مثنوی هفتاد منی شده است در لوایح محکومیت مردم ما
و از آن میان ، یعنی از درون محتوای تاریخی ، کتاب ها ،
بررسی موجزی خواهیم داشت از مطالب کتاب تاریخ غضنفری که داوری هایی چنین داشته است :
مهمترین انگیزه ی من یکی پیوستگی های تاریخی بین لرستان و کرمانشاهان و محال کردستان ، کلهر و پشتکوه است ، یکی دیگر نسبت های خویشاوندی نسبی و سببی است که بین مردم آن محال با ایلات پیش کوه وجود داشته است و آنچه در متن فعالیت های
سالارالدوله چشمگیر و جلب توجه می کند، پیوستن داوودخان کلهر و سردار رشید کردستانی و امام جمعه معروف کُرد که بعداً تاریخ آن حوادث و سوانح را با نام
تاریخ مردوخ به رشته تحریر کشید و تعداد فراوانی از خوانین
و بزرگان سنجابی ، کلخانی (قلخانی = گوران) کلیایی و غیره به او می باشد ، زیرا بار اول سران برجسته غرب ایران فریب تبلیغاتی که وی را دوست و طرفدار مشروطیت و سلطنت مشروطه معرفی می کرد
خوردند ، اما پس از این که نقشه ها برملا و هدف ها
مشخص شد و هر دو برادر (محمد علی شاه و سالارالدوله) کمر دشمنی و مخالفت را با مشروطیت و دولت مشروطه استوار بستند، و نظرعلیخان با وجودی که دخترش درعقد و ازدواج او بود و تنها کسی
بود که تا دم آخر وی را رها نساخت ، ناچار شد به خاطر ضدیت با مشروطیت ، عذرش را بخواهد ،
چطور شد که چنان نیروی عظیمی درکرمانشاهان گردش جمع آمدند ؟ (منظور نویسنده اقدام سالارالدوله به ایجاد فتنه ی دیگری است که در زمستان سال 1329 هجری قمری درکرمانشاه پدید آورد و ما به آن خواهیم پرداخت ) .
خان کلهر ( داوودخان سردار مظفر کلهر) که در معرکه ساوه خیلی زود میدان جنگ را رها کرد، چطور شد درکرمانشاهان با آن صمیمت و فداکاری خود و فرزند جوان و شجاعش علی اکبرخان سردارجنگ را قربانی مطامع و هوس های سالارالدوله کرد ؟
( منظور تحرکات بهارسال 1290 خورشیدی ـ 1330 هجری قمری سالارالدوله است ، بدون اینکه از
گذشته ی خود و جنگ های ناموفق حادث
شده عبرتی گرفته باشد ، باردیگر عزم تسخیر تهران کرد. کرمانشاهان را در اختیار داشت و کردستان نیز موافق دیگر او بود ، اما نظرعلی خان سرداراکرم
این بار براساس مواثیق منعقده ی با دولت ، او را همراهی نکرد و داوودخان هرچند در بیستون به انتظار قوای لرستان نشست ، سرانجام خود و عشایر کلهر را در جنگ های ناحیه ی چم چمال آماج مصیبت سخت قرارداد . )
سردار رشید کردستانی را که در نبردهای ساوه ، همکاریش با شاهزاده تقریباً صفر بود ، چه انگیزه ای او را به آن همه کشش و کوشش واداشت ؟
مرد دانشمندی مانند امام مردوخ را کدام نیروی موثر و مرموز به همکاری خالصانه ای سوق داد که تا آخرین ساعات کار ادامه داشت ؟، اما نظرعلیخان در یورش سوم خود برای حمله به تهران ، بارها درکرمانشاهان ، رسیدن و پیوستن او را انتظار می داشت ، قدم مهمی در راه کمک به سالارالدوله برنداشت ، ولی در مورد سران عشایر و ایلات کردستان و کرمانشاهان ، کلهر و سنجابی ، مجاری امور درست عکس آن را نشان
می دهد، چونکه هرگاه فرض کنیم که سران بزرگ کرد و کلهر و همچنین فرزند والی پشتکوه به خاطر خصومت سالار با مشروطه خواهان او را در حساس ترین
لحظات جنگ رها کرده و رفتند ، این عمل چرا به صورت فرار انجام گرفته است ؟
فرار کلمه ای است که در قاموس عشایر زشت تر و پست تر از آن وجود ندارد ، کافی بود همان جا موضوع را مطرح و اساساً سالارالدوله را ناگزیر به ترک روال نابجای خود کنند، وانگهی از پس آن فرار موهن
چه شد که بار دگر مدعی سلطنت و مجلسیان را تأیید و هدفش را به جان و دل دنبال کردند؟
فرار عجولانه و غیرعادی آنها برای مردان بزرگی مانند سردار رشید و داوودخان و سالاراشرف (غلامشاه خان سردار اشرف پسر مرحوم غلامرضا خان امیرجنگ والی پشتکوه ، ملکه خانم دختر امیرجنگ و خواهر تنی سردار اشرف همسر سالارالدوله بود و فرزندانی از آنان به جای ماند ) ارزان تمام نشد، زیرا خیلی زود انتشار پیدا کرد ، مبلغی در حدود هفتاد هزار تومان پول
نقد به صورت اسکناس در صندوق های محکم
فلزی از تهران برای داوودخان حمل شده و او با دریافت چنان وجهی که در آن ایام گنجی به شمار
می رفته است ، نه تنها خود فرار کرده ، بلکه باعث
ایجاد رعب و هراس سپاهیان همرزم و همگام خود نیز
شده است .
این شایعات با ارائه شواهدی چون پیشنهاد پرداخت وجهی به همان مبلغ برای نظرعلیخان نیز رسیده بود که توسط ایشان پذیرفته نشد، همچنین دولت
بیست و پنج هزارتومان به عبداله خان امیرنظام همدانی داده بود که از هجوم سالارالدوله جلوگیری کند ،
ولذا وقتی دولت به عبداله خان (برادر ناصر الملک
نایب السلطنه احمد شاه ) رشوه می دهد ،چه استبعادی دارد که به خان زورمند کلهر نیز رشوه ای پرداخت نشده باشد ....
ادامه دارد
ـــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت های ارجاعی :
1- تاریخ غضنفری ـ پیشین ـ صص 658 تا 662 ذیل یورش سوم سالارالدوله

این مطلب را به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در odnoklassniki
اشتراک گذاری در digg

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − 11 =

37 + = 45